خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

مدیران انجمن: آرش, آشنا

سادیسم(دگرآزاری)، مازوخیسم(خودآزاری)

پستتوسط آشنا » شنبه فروردین 22, 94 11:58 am

میل به آزار دیگران، خاصیتی است که مثل هاله ای اطراف ما آدم ها را گرفته.

هر کس اندکی به ما نزدیک شود بیشتر حس می کند.

آن نقاب لبخند تصنعی که کنار برود خیلی رک و پوس کنده می بینیم بله طرف رسما دوست دارد ما را بچزاند و اینطوری خودش را التیام می دهد.

اما با خودم می اندیشم چرا ما آدم ها موجوداتی هستیم که دیگران را آزار می دهیم. حتی اگر طرف مقابلمان طوری رفتار کند که گویا آزار ندیده، حرص ما در می آید و بیشتر و بیشتر می کوشیم که انجام وظیفه کنیم.

پیش خودمان می گوییم ببین یارو چه رویی داره که ناراحت نمی شه.

یا مثلا می گوییم طرف انقدر شوته که حالیش نمی شه.

یا حتی می گوییم ایندفعه به اندازه کافی حالیش نکردم دفعه بعد به ... خوردن می اندازمش.

این میل بین والدین و فرزندان، خواهر و برادر ها، زن و شوهر ها و دوست های خاص و غیر خاص به چشم می آید.

حتی با شدتی کمتر بین راننده ها و عابران پیاده و مسافرین اتوبوس هم دیده می شود.

هرچه مقدار وابستگی و قدمت و شدت با هم بودن ها بیشتر شود میل به آزار هم بیشتر می شود.

چرا ما اینطوری هستیم؟

دیده شده اگر تمایل به آزار دادن نداشته باشیم میل داریم آزار ببینیم و نقش قربانی را بازی کنیم.

و به گونه ای که به نظر دیگران هم برسد، نشان دهیم که چقدر از فلان حرف، فلان کار فلان حرکت و کلا فلان آدم خشمگینیم و چقدر آنها ما را آزار می دهند.

بعد اگر بخواهی کمکش کنی که آزار نبیند مگر اجازه می دهد؟!!

پدرت را در می آورد که بهت ثابت کند وضع همین است که هست و تو و پدر جدت هم نمی توانی او را نجات بدهی. اگر زرنگ باشی ملتفت می شوی زیر پوستی دارد فریاد می زند تو هم بیا به جمع آن کسانی که مرا آزار می دهند اضافه شو!

اگر کار خاصی نکنی و فقط ابراز تاسف و همدردی کنی و بروی پشت سرت می گوید، ببین آدم ها چطورند! به هیچ دردی نمی خورند، قکر می کنند با نچ نچ کردن دردی دوا می شود. بعد می گوید چقدر از آدم هایی که نفسشان از جای گرم بلند می شود و... آزار می بیند!

حالا فرض کنیدشما سفره ی دلتان را باز کردید که چقدر از عمه و خاله و دوست و پدر و شریک و همکار و فلان مسئول و فلان همسایه و .... شاکی هستید.

بعد طرف هم بی برو برگرد سفره ی دل خودش را باز کند و درد و غم و آزار هایی که دیده را تعریف کند.

حالا مقوله ی پیچیده ی چشم و هم چشمی در مقوله ی آزار دیدن شروع می شود و می بینی که طرف ات تلاش مذبوحانه می کند تا ثابت کند مال من بد تر است تا ثابت کند بدبخت تر است.

یا دیده شده که طرف سعی می کند ثابت کند مال تو بد تر است که حرص ات را در آورد.

به هر حال ما میان آزار رساندن و آزار دیدن نوسان داریم و این از عجایب ما آدمیان است.

منبع:
http://mankistam.blogfa.com/post/157/%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88%D8%AE%DB%8C%D8%B3%D9%85
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

سرکاری

پستتوسط آشنا » شنبه فروردین 22, 94 12:35 pm

آیا شما هم تا به حال چنین تجربه ای داشته اید؟

کسی می آید پیشتان و شرح درد و رنجش را می دهد و سفره ی دلش را پهن می کند.

بعد می گوید به نظر تو چه کار کنم؟

و تو شروع می کنی به راه حل دادن.

هر راه حلی که می دهی سریعا رد می کند. انگار از قبل در ناخودآگاه مبهم اش تصمیم گرفته که هیچ راه حلی را نپذیرد.

بعد از کلی کلنجار و کش و قوس به این نتیجه می رسیم که طرف اصلا مشکلش را جدی نمی گرفته و فقط قصد جلب توجه و ترحم داشته. یا قصد داشته از آن مشکلات توجیهی برای شکست ها و ناکامی هایش بسازد.

یا به تو ثابت کند ببین عجب مشکلِ بزرگی دارم و هیچ کسی از عهده اش بر نمی آید و لا اقل به خاطر بزرگی مشکل اش به خودش شخصیت بدهد.

من بسیار با این موارد رو برو شده ام

منبع:
http://mankistam.blogfa.com/post/155/%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

ماورای خودکاوی یا خودکاوی از نگاهی دیگر

پستتوسط آشنا » شنبه فروردین 22, 94 12:38 pm

آدمی ، موجودی شرطی وبرنامه ریزی شده است و همین شرطی شدگی او را تبدیل به یک «ربات» نموده. رباتی فاقد اختیار و آگاهی لازم از خویش .
زمانی که فرد چشمش به ماهیت واقعی خودش گشوده وباز می شود ، درمی یابد که آیا با اختیار خود تلاش وحرکت می کند یا خیر؟... یا نیرویی مرموز و مبهم او را کورکورانه باسرسختی به جلو می راند.

انسان زمانی که بتواند بدون قضاوت و هرگونه پیشداوری آلوده ی ذهنی درمورد خود -خودرا در آیینه ی وجود خویش مشاهده نموده و بنگرد به خود واقعی خویش دست یافته است.
..
گران بهاترین ارمغان انسان با خودشناسی رسیدن به آرامش ا ست که ازتمام تنش ها واضطراب و دلهره و بیم و نگرانی ها انسان خود را با شناخت واقعی خویشتن است که برای همیشه رهایی میدهد.

... واگر برا ی کسانی پرسش باشد : آیا میتوان اززندان مصیبت و تیره روزی که انسان درآن اسیرافتاده است خودرا خلاص ورها نمود ؟ می گوییم . آری . می توان وشرط آن رسیدن به « خودآگاهی » است

ترس ازحقارت و پوچی ست که انسان را ناخودآگاهانه گرفتار درخت تنومند و ستبر "هویتی کاذب" نموده است و به آسانی نیز نمی تواند خودرا از اسارت آن درخت خیالی و توهمی خلاص نماید و سرسختانه برای حراست ازخود ، عمرش را قربانی حفظ آن درخت موهوم و خیالی می کند.

...
انسان موجودی شرطی ست وکسی که نسبت به شرطیت خویش وقوف نداشته باشد بازیچه ی بی چند و چون و بی اختیار محتویات ذهن خویشتن است ، تنها کسی که نسبت به این امرآگاهی لازم را داشته باشد می تواند مهاری به ذهن خویشتن زند..

ذهن پیچیده ترین پدیده ی القایی دروجود آدمی ست که جز قدرت – با طیف وسیع آن - را نمی شناسد...... ذهن مرکزی تحمیلی و خودساخته در وجود ماست ....

انسان ذاتآ موجودی متناقض و دوگانه نیست بلکه این تناقض از ره آوردهای ذهن و یا بهتراست بگوییم همان ذهن شرطی است
... باتخریب ذهن و رهایی کامل ازاین هویت پوشالی ما می توانیم بیرنگی و یگانگی انسان را درخویشتن کشف کنیم .

با آزادی بی قیدوشرط -رهایی مطلق ازتمام قید وبندها - است که آدمی به تعالی وکمال می رسد وحصارهای پیرامون خود را ازهم می گسلد و به سرزمین ناشناخته ها وارد می شود

چندان به فکرخود اعتماد مکن چون فکر پدیده ای شرطی و برنامه ریزی شده و موروثی دروجود انسان است که جز آشفتگی و سرگردانی و سردرگمی و نگرانی را نمی شناسد ..

تجربه ی سکوت درون ، تنها با غیبت و عدم حضورفکرامکان پذیراست چون فکرپدیده ای آشوبگر و سرگردان درضمیر است و تا درضمیرانسان حضورداشته باشد آدمی گرفتار فکرسرگردان خویشتن است و ازکشف سکوت درونی غافل میماند .

....شخصیت واعمال ورفتارانسان ماحصل افکاراو وفکرآدمی بازتاب ذهن و ضمیرشرطی وبرنامه ریزی شده ی او ست

اگرچه بعضی از اندیشه مندان انسان را موجودی پیچیده و مبهم می انگارند. اماواقعیت این نیست و انسان زمامی که خودرا ازپیچیدگی درونی « ذهن شرطی» خویش رها نماید تازه درمی یابد که موجودی بسیار روشن و شفاف و غیرمبهم است .

....

انسان تنها زمانی که خود را ازآشفتگی درونی خویش خلاص نماید به آگاهی دیگری دست می یابد که همین آگاهی مشعل هدایت او خواهد بود و او را ازهرانحراف ولغزشی مصون می دارد.
منبع:
http://www.makehastim.blogfa.com
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط آشنا » شنبه فروردین 22, 94 1:12 pm

فایل آموزش
"چكيده انسان شناسی و خودشناسی رازها و نيازهاي انسان"
http://www.bazneshaste.com/upload/modules/articles/pdfs/258.pdf
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط آشنا » یکشنبه فروردین 23, 94 9:14 pm

اگر می دانستی که مردم اصلا فکر نمی کنند برایت اهمیتی نداشت که درباره تو چه فکر می کنند.

جمله فوق اندرز یکی از دوستانم به من می باشد. وقتی به خودم رجوع می کنم می بینم بیشتر گفتگوهای درونی ام شامل دو مورد زیر است:

1- مردم در مورد من چه فکر می کنند. یا چه فکر خواهند کرد.( همین الان به این فکر می کنم که" دوستان انجمن راجع به من چه فکری دارند" در حالی که ما همدیگر را نی شناسیم.)
2- من در مورد خود چه فکری دارم یا چه فکری خواهم داشت.
3- حل مسایل روزمره.

و واقعا هم به تنها چیزی که فکر نمی کنم ( یا با خود گفتگو نمی کنم) این است که :
در مورد مردم چه فکری دارم. یا چه فکری خواهم داشت.

البته این امر طبیعی هم است. برای هر انسانی، خودش مهمترین و باز هم مهمترین موضوع برای فکر کردن است. (البته فکر کردن کلمه مناسبی نیست " از خود بافتن" مناسبتر و درست تر می باشد)

یعنی به تنها چیری که فکر نمی کنم نظرم راجع به دیگران است. پس بقیه انسانها هم طبیعتا به تنها چیزی که فکر نمی کنند نظرشان راجع به من است.

پس نتیجه این می شود که: مردم به تنها چیزی که فکر نمی کنند من می باشم.

پس چرا این همه در ذهنم تلاش می کنم تا:
- به خود بقبولانم که برخی راجع به من بد فکر می کنند یا بد فکر خواهند کرد.
- مبادا برخی راجع به من بد فکر نکنند.
- خود را مقبول دیگران گردانم و تحسین آنان را برانگیزانم.
- به بقیه ثابت کنم یا بقیه خودشان کشف کنند که " من آدم خوبی هستم" یا فوق العاده ام.
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط آشنا » سه شنبه فروردین 25, 94 12:53 pm

معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

بیشتر مواقع عصبانیت به معنی ترسیدن است.

پستتوسط آشنا » چهارشنبه فروردین 26, 94 12:40 pm

دکتر هولاکویی:
بسیارند افرادی که با قهر و عصبانیت، ترس و نگرانی خود را پنهان می کنند.
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط سایه روشن » چهارشنبه فروردین 26, 94 4:20 pm

مرسی اشنا جان
سایه روشن
کاربر حرفه ای
 
پست: 304
تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط آشنا » سه شنبه تیر 16, 94 10:31 pm

تمام هنر زندگی‌ در این است که در من چه می‌گذرد، آن زمان که جهان در گذر است.

دکتر هلاکویی

http://www.razhavaniazha.com
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

Re: خودکاوی، کمی بیش از بخاطر آی بی اس

پستتوسط alirezzads213 » چهارشنبه تیر 17, 94 9:40 am

مطالبی که ذکر کردید واقعا عالی بود من هم همین عقیده شما رو دارم و تا موقعی که خودم به این نتیجه نرسیدم که ای بی اس ریشه در افکارم داره حتی یک زره هم بهتر نشده بودم تا موقعی که تمام افکار رو از ذهنم بیرون کردم و آستانه تحملم به اتفاقات و استرس ها بالا بردم به نظرم این بیماری میتونه ریشه در کودکی و فرهنگ اون اجتماعی که توش زندگی میکنیم داشته باشه مثل همون گفته دکتر هولاکویی که بهش تاکید کرده فرهنگ ما میگه هر کسی میخوای باش ولی خودت نباش واقعا همیشه من از این موضوع رنج کشیدم سرکوفت دیگران رو به من زدن
alirezzads213
کاربر فعال
 
پست: 110
تاریخ عضویت: دوشنبه آبان 5, 93 8:34 pm

قبلی

بازگشت به • روش های درمان - درمان بی اختیاری

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان