| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://ibsgroup.ir/froum/ |
|
| مهارت زندگی کردن http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=53&t=548 |
صفحه 1 از 6 |
| نویسنده: | آشنا [ شنبه مرداد 25, 93 10:42 pm ] |
| عنوان پست: | مهارت زندگی کردن |
هزارة جديد را ميتوان هزارة تبادل اطلاعات ناميد. با رواج يافتن رسانههاي همگاني مانند راديو و تلويزيون و اخيراً اينترنت، اطلاعات زيادي در اختيار مردم قرار ميگيرد، تا جايي كه امروزه پديدهاي به نام "بحران اطلاعات" شكل گرفته است. منظور از بحران اطلاعات، هجوم بيوقفة اطلاعاتي است كه متأسفانه دروني نشده و برخلاف گذشته به مهارت تبديل نميشود. مهارت به معني استفادة ماهرانه و توانمندانه از دانش است. براي مثال، بيشتر مردم ميدانند كه رفتارهاي پرخاشگرانه، ناكارآمد و ويرانگر هستند. بسياري از افراد نيز راههايي را براي كنترل خشم خويش ميشناسند. اما در عمل چند نفر ميتوانند بهطور مناسب از اين روشها براي كنترل خشم خود استفاده كنند؟ يا به بيان ديگر، مهارت استفاده از روشهاي كنترل خشم را دارند؟ شايد زماني كه مهارتها به زمينههاي خاص يا موارد تخصصي مربوط ميشود، فقدان آنها آسيب چنداني به زندگي شخص يا جامعه وارد نكند. براي مثال، اگر كسي فاقد مهارت رانندگي باشد، يا نتواند غذاهاي خاصي را طبخ كند، زندگي روزمرة وي مختل نخواهد شد. اما هنگامي كه صحبت از فشارهاي رواني روزمره و بحرانهاي زندگي اجتماعي به ميان ميآيد، نقص مهارتهاي مقابلهاي سازگارانه يا تأخير در انتخاب مناسبترين راهحل، به آسيب جبرانناپذيري منجر ميگردد. بطوریکه در جامعه شاهد انزوا و تنهايي ناشي از رفتار غيرجرأتمندانه، لطمههاي شديد ناشي از عدمكنترل خشم و يا بحرانهاي ناشي از نداشتن دوست يا عوارض حاصل از دوستيهاي نامناسب هستيم. شايد در دهههاي گذشته به دليل سادهتر بودن و پيشبينيپذير بودن زندگي اجتماعي و كارآمدي الگوپذيري از والدين و حتّي نسلهاي قبلتر از آن، اين مهارتها به سادگي در طيّ رشد آموخته شده و نيازي به آموزش مستقيم آنها احساس نميشد. اما امروزه آموزش مستقيم مهارتهاي زندگي بهعنوان بخشي مهم و كليدي در جامعهپذيري افراد جامعه در سراسر دنيا مطرح است. منبع: http://psychologists.blogfa.com/post-139.aspx ------------------------------------------- هرچند بقول نویسنده مطلب فوق دانستن روش انجام کار به معنی داشتن مهارت انجام آن کار نیست ولی راه مهارت از خان دانستن شروع می شود. پس اگر مایل باشید دانستن در مورد مهارتهای زندگی را با هم استارت بزنیم. البته من خود مردودی این واحد درسی مهم هستم. |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه مرداد 26, 93 8:31 pm ] |
| عنوان پست: | مهارتهای ده گانه زندگی |
سازمان جهاني بهداشت در برنامة مهارتهاي زندگي كه در سال ۱۹۹۳ معرفي نمود، ده مهارت را بهعنوان مهارتهاي اصلي زندگي معرفي نمود. اين ده مهارت از سوي يونيسف و يونسكو نيز بهعنوان مهارتهاي اصلي زندگي شناخته شدهاند. اين مهارتها عبارتاند از: ۱. مهارت تصميمگيري : در اين مهارت افراد ميآموزند كه تصميمگيري چيست و چه اهميتي دارد. آنها همچنين با انواع تصميمگيري آشنا شده و مراحل يك تصميمگيري را گامبهگام تمرين ميكنند. دانشجويان همچنين با رابطة موجود ميان تصميمگيري و ساير مهارتهاي زندگي از يكسو و رابطة تصميمگيري با پيشگيري اوليه در بهداشت رواني از سوي ديگر آشنا ميشوند. ۲. مهارت حلّ مسئله: اين مهارت عبارت است از تعريف دقيق مشكلي كه فرد با آن روبهرو است، شناسايي و بررسي راهحلهاي موجود و برگزيدن و اجراي راهحل مناسب و ارزيابي فرآيند حلّ مسئله تا به اين ترتيب فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راههاي غيرسالم براي حلّ مشكلات خويش استفاده نكند. ۳. مهارت تفكر خلاق: توانايي تفكر خلاق يك مهارت سازنده و پايه براي نيل به ساير مهارتهاي مرتبط با سبك انديشيدن است. در اين مهارت افراد فرا ميگيرند كه به شيوهاي متفاوت بيانديشند و از تجربههاي متعارف و معمولي خويش فراتر روند و تبيينها يا راهحلهايي را خلق نمايند كه خاص و ويژة خودشان است. ۴. مهارت تفكر نقاد : اين مهارت عبارت است از توانايي تحليل عيني اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصي و شناسايي آثار نفوذي ارزشهاي اجتماعي، همسالان و رسانههاي گروهي بر رفتار فردي. ۵. توانايي برقراري ارتباط مؤثر: اين مهارت به معناي ابراز احساسات، نيازها و نقطهنظرهاي فردي بهصورت كلامي و غيركلامي است. ۶. مهارت ايجاد و حفظ روابط بينفردي : مهارتي است براي تعامل مثبت با افراد، بهويژه اعضاي خانواده، در زندگي روزمره. ۷. خودآگاهي : خودآگاهي به معني توانايي و ظرفيت فرد در شناخت خويشتن، و نيز شناسايي خواستهها، نيازها و احساسات خويش است. در اين مهارت فرد همچنين ميآموزد كه چه شرايط يا موقعيتهايي براي وي فشارآور هستند. ۸. مهارت همدلي كردن : اين مهارت عبارت است از فراگيري نحوة درك احساسات ديگران. در اين مهارت فرد ميآموزد كه چگونه احساسات افراد ديگر را تحت شرايط مختلف درك كند، تفاوتهاي فردي را بپذيرد و روابط بينفردي خود را با افراد مختلف بهبود بخشد. 9. مهارت مقابله با هيجانها : شناخت هيجانها و تأثير آنها بر رفتار. همچنين فراگيري نحوة ادارة هيجانهاي شديد و مشكلآفرين نظير خشم، مهارت مقابله با هيجانها ناميده ميشود. ۱۰. مهارت مقابله با استرس : در اين مهارت افراد فرا ميگيرند كه چگونه با فشارها و تنشهاي ناشي از زندگي امروزي و همچنين استرسهاي ديگر كنار بيايند. منبع: http://psychologists.blogfa.com/post-139.aspx |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه مرداد 26, 93 9:06 pm ] |
| عنوان پست: | نداشتن مهارت زندگی = زنده بودن نه زندگی کردن |
میان زنده بودن و زندگی کردن تفاوت است. زنده بودن به معنی داشتن نقشی منفعل در برابر حوادث و ناملایمات روزگار است در حالی که زندگی کردن داشتن نقشی فعال و نه فقط پذیرنده در جریان خوشی ها و ناخوشی ها است. از این رو زنده بودن هیچ هنر و مهارتی نمی خواهد در حالی که زندگی بیش از هر چیز دیگر نیازمند مهارت است. نیازهای زندگی امروز، تغییرات سریع اجتماعی فرهنگی، تغییر ساختار خانواده، شبکه گسترده و پیچیده ارتباطات انسانی و تنوع، گستردگی و هجوم منابع اطلا عاتی انسان ها را با چالش ها استرس ها و فشارهای متعددی روبه رو نموده است که مقابله موثر با آنها نیازمند توانمندی های روانی - اجتماعی می باشد. فقدان مهارت ها و توانایی های عاطفی، روانی و اجتماعی افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات آسیب پذیر نموده و آنها را در معرض انواع اختلالات روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می دهد . ندانستن مهارت زندگی و عدم توانایی با چگونگی زندگی کردن، تقریبا تاثیرات منفی بر بسیاری از حوزه های زندگی شخصی و اجتماعی افراد دارد. ماهر در زبان عامیانه و به اصطلاح در میان مردم کوچه و بازار کسی است که در کارخود «اوستا» باشد، یعنی بداند چه چیزی را انجام دهد، چگونه انجام دهد، چه موقع انجام دهد و در چه موقعیتی. به عبارتی مهارت داشتن عبارت است از بلد بودن. تفاوتی که در سنت پدیدار شناسی میان بلد بودن و دانستن وجود دارد، قابل توضیح است. این تفاوت را می توان با یک مثال به طور کامل روشن ساخت. اگر از شخصی که می تواند دوچرخه سوار شود، سوال شود دوچرخه سواری چیست، ممکن است نتواند جواب دهد به عبارت دیگر نداند که دوچرخه سواری چیست اما او بلد است دوچرخه سواری کند. با توجه به این موضوع، در عرف عام کسی که بلد است کاری را به نحو احسن انجام دهد، در آن کار مهارت دارد و به اصطلا ح در کارش ماهر است. بنابراین مهارت داشتن در زندگی یعنی زندگی کردن به نحو احسن را بلد بودن. حتی اگر نتوان به کسی دیگر توضیح داد که مهارت در زندگی کردن چیست؟ به طور کلی «مهارت های زندگی روزمره یعنی همه آنچه که باید بدانیم و انجام دهیم تا بتوانیم زندگی روزمره خود را به پیش برانیم. چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم. چگونه در ارتباط هایمان کمترین استرس به ما وارد شود. .... منبع: http://vista.ir/article/129391/%DA%A9%D ... 8%AF%DB%8C |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 30, 93 4:12 pm ] |
| عنوان پست: | مهارت تصمیم گیری |
تصميم گيري ابزاري است كه براي شكل دادن به آينده مثبت از آن استفاده مي كنيم. وبه عبارتي فرايندي است پيچيده شامل انواع توانايي هاي فكري و نيزداشتن اطلاعات در مورد تصميمي كه مي خواهيم بگيريم. ![]() عوامل موثر در تصميم گيري
عوامل محيطي ميزان اطلاعات روش و ميزان پاداش يا تنبيه اهميت موضوع شفافيت موضوع مهارت های پیش نیاز خود آگاهی همدلی ارتباط ( ابراز وجود ) روابط بین فردی تفکر نقاد تفکر خلاق حل مسئله فایده مهارت تصمیم گیری چیست؟ 1. پیشگیری از اختلالات جسمی 2. پیشگیری از اختلالات روانی 3. پیشگیری از اختلالات اجتماعی 4. پیشگیری از اختلالات معنوی 5. پیشگیری از مشکلات سیاسی 6. پیشگیری از مشکلات اقتصادی 7. ارتقاء سلامت عوامل مؤثر بر تصمیم گیری اعتماد به نفس استقلال فکر آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن) درک درست موقعیت و مشکل ارزش ها و باورها دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت شیوه تصمیم گیری آمادگی برای مشورت با دیگران انعطاف پذیری خلاقیت سبكهاي تصميم گيري احساسي اضطراري ( بيش گوش بزنگ ( اجتنابي تكانه اي مطيعانه اخلاقي منطقي تصميم گيري احساسي 1. مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند . 2. تاكيد بر تماس يا حس دروني است . 3. ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند . 4. مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند . 5. تاكيد بر تماس يا حس دروني است . 6. ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند . تصميم گيري اضطراري ( بيش گوش بزنگ) 1. فرد تحت تاثير تعارض و استرس تصميم گيري به حدي مضطرب و برانگيخته مي شود كه (( كارآمدي )) تصميم گيري وي كاهش مي يابد . 2. فرد نمي تواند اطلاعات مربوط را به ميزان كافي در نظرگرفته و سبك و سنگين كند . نهايتاً براي فرار از فشار يكي از راهها را انتخاب مي كند . تصميم گيري اجتنابي فرد لزوم تصميم گيري را انكار مي كند . اميدوار است كه همه چيز خود به خود درست مي شود . به تكنيك هاي به تأخير انداختن مثل امروز و فردا كردن متوسل مي شود . هدف نهايي حفظ آسايش روان شناختي كوتاه مدت است ، تصميم گيري تكانه اي 1. فرد به سرعت به مبناي تكانه هاي ناگهاني تصميم مي گيريد . 2. به ارزيابي آرام و منطقي حقايق نمي پردازد . 3. معمولاً خودش هم از اين تصميم گيري تعجب مي كند . تصميم گيري مطيعانه فرد براساس (( انتظارات )) ديگران تصميم مي گيرد . ويژگي اصلي اين سبك (( انفعال )) است . فرد اجازه مي دهد ديگران تصميم ها را به او تحميل كنند . فرد اجازه مي دهد ديگران براي او تصميم بگيرند . معمولاً از لفظ (( نمي دانم ، هر چه شما بگوييد )) استفاده مي كند . تصميم گيري اخلاقي مبناي انتخاب يك كد اخلاقي است . كد اخلاقي مي تواند (( مذهبي )) باشد . كد اخلاقي مي تواند (( اصول اخلاق شخصي )) باشد . تصميم گيري منطقي فرد با آرامش و بكارگيري خرد ، بيطرفانه با توجه به هدف بهترين حق انتخاب را بر مي گزيند . فرد به اطلاعات ، هدف يا اهداف ، ارزش ها توجه دارد . فرد (( خودآگاهي )) و (( زمان آگاهي )) دارد . فرد به پيامدها و خطرات احتمالي توجه دارد . انتخاب فرد حق گرايانه و براساس ملاكهاي ارزشي واقعي است . مراحل تصميم گيري مرحله اول : مواجه شدن با تصميم مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها و جمع آوري اطلاعات مرحله سوم : ارزيابي پيامدهاي پيش بيني شده حق انتخاب ها مرحله چهارم : متعهد كردن خود به يك تصميم مرحله پنجم : طرح ريزي براي چگونگي اجراي تصميم مرحله ششم : اجراي تصميم مرحله هفتم : ارزيابي پيامدهاي واقعي اجراي تصميم مراحل تصميم گيري منطقي مرحله اول : مواجه شدن با تصميم باز بودن به اطلاعات داخلي باز بودن به اطلاعات خارجي وضوح و تمركز موضوع مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها مرحله سوم : ارزيابي پيامد پيش بيني شده حق انتخاب ها مرحله چهارم : متعهد كردن خود به يك تصميم 1. وارسي نمودن تطابق و هماهنگي تصميم ها با ارزش ها 2. بيان واضح اهداف 3. وارسي كردن مجدد حق انتخاب ها 4. طراحي بهترين راه حل 5. توجه و به خاطر سپردن پاداش هاي حاصل از تصميم مرحله پنجم : طرح ريزي براي چگونگي اجراي تصميم 1. بيان واضح اهداف و مشخص كردن چهارچوب زماني 2. ريز كردن كارها 3. در نظر گرفتن راههاي مختلف اجراي تصميم 4. پيش بيني مشكلات و موانع 5. تشخيص منابع حمايت كننده 6. نوشتن طرح عمل ( POA) مرحله ششم : اجراي تصميم 1. زمان بندي و تعيين بهترين 2. تعارض هاي پس از تصميم 3. عذر و بهانه نياوردن 4. باز بودن به بازخورد 5. پاداش دادن به خود 6. كنار آمدن با چالش ، نوميدي و درماندگي مرحله هفتم : ارزيابي پيامدهاي واقعي اجراي تصميم منبع: http://www.mums.ac.ir/health/fa/psycho_social_g,054 |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 30, 93 4:44 pm ] |
| عنوان پست: | Re: مهارت زندگی کردن |
|
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه شهریور 1, 93 9:12 pm ] |
| عنوان پست: | با حل المسائل زندگی آشنا شوید |
مهارت حل مساله یکی از مهارت های زندگی است که به ما در حل مسایل فردی و اجتماعی کمک می کند. روش حل مساله، فرایند تفکر منطقی و منظمی است که به فرد کمک می کند تا هنگام رویارویی با مشکلات، راه حل های متعددی را جستجو کند و سپس بهترین راه حل را انتخاب نماید. مراحل مهارت حل مساله ● مرحله ی اول : انتخاب رویکرد صحیح نسبت به مساله شاید کمی مضحک به نظر برسد که ما با مشکلی مواجه شده و بخواهیم تصمیمی بگیریم ولی در ابتدا با خود فکر کنیم” من با یک مشکل مواجه شده ام” و یا ” من در حال تصمیم گیری هستم”. خودآگاهی هیجانی به این معناست، که ما خودمان آگاهانه بدانیم که دارای چه احساس و هیجانی هستیم. در این مرحله لازم است باورهای غلط نسبت به مساله شناسایی و اصلاح می گردد. ( مثلاً این باورها، نباید در زندگی با مشکل روبرو شده، هر چه بلاست بر سر من نازل می شود، مشکل نشانه ضعف، بی لیاقتی و ناتوانی است ). جملات فوق تنها مشتی از خروارها افکار ناکارآمد است که به شکل گفتار درونی در رویارویی با مشکلات روزمره، می توانند باعث شوند که ما نتوانیم به خوبی از پس حل یک مساله و یا اخذ یک تصمیم برآییم. ● مرحله دوم : تعریف دقیق مساله در این مرحله باید به سوال های زیر پاسخ داده شود. ۱ مشکل چیست؟ ۲ مشکل کی شروع می شود؟ ۳ چه کسی در این مشکل نقش دارد؟ و اینکه بایستی مشکل به ابعاد کوچکتر و ساده تر شکسته شود. بدین ترتیب طی این مرحله لازم است که با بیان اهداف عینی و شفاف، تعریف دقیقی از مساله یا مورد تصمیم گیری ارائه دهیم. ● مرحله سوم : به دست آوردن راه حل های متفاوت ( بارش مغزی ) بدین شکل که بدون ایجاد محدودیت برای ذهن، هر راه حل یا تصمیمی را که به ذهنمان آمد، بدون در نظر گرفتن درست یا نادرست بودن و مثبت و منفی بودن آن یادداشت کنیم. ● مرحله چهارم : ارزیابی گزینه ها و انتخاب بهترین راه حل طی این مرحله ما موظفیم که هر یک از گزینه های مرحله سوم را مورد قضاوت و ارزشیابی قرار دهیم. آنچه در مرحله سوم مهم بود، گزینه های متعدد بود و آنچه در این مرحله مهم است اندیشیدن به مزایا و معایب گزینه ها و کشف بهترین راه حل است. ● مرحله پنجم : اجرا و بازبینی راه حل ها در این مرحله راه حل های مفید و سودمند را انتخاب کرده و از میان آنها الویت بندی نموده، برنامه زمان بندی را مشخص می کنیم و به اجرای راه حلی که الویت دارد و مناسب و مفید است می پردازیم. در نهایت اگر مساله با این روش حل شد، به خود پاداش دهید و اگر مساله حل نشد، موانع را شناسایی کرده و برطوف کنی. منبع: http://1farakav.com/2012/10/12/%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF/ |
|
| نویسنده: | آشنا [ جمعه آبان 9, 93 7:24 pm ] |
| عنوان پست: | هم درد يا مهارت همدردي؟ |
http://www.aparat.com/v/uKUA8 |
|
| نویسنده: | آرش [ جمعه آبان 9, 93 7:35 pm ] |
| عنوان پست: | Re: هم درد يا مهارت همدردي؟ |
آشنا نوشته است: آفرين بر محمدحسن ارجمندي سازنده اين كليپ. جالبه كه آخرش هيچ پيامي نميده و قضاوت را بر عهده بيننده ميزاره. |
|
| نویسنده: | آشنا [ جمعه آبان 9, 93 7:46 pm ] |
| عنوان پست: | احساسات ما مسري هستند |
شادي مسري است غم مسري است خنديدن مسري است. احساس بدبختي مسري است. اميد مسري است. احساسات ما مسري است. ما چه احساسي را به اطرافيانمان سرايت مي دهيم؟ كليپ: لبخند بسازیم. http://www.aparat.com/v/rRc7t |
|
| نویسنده: | آرش [ دوشنبه آبان 12, 93 10:09 am ] |
| عنوان پست: | خنده مصنوعي |
آشنا نوشته است: من اسم اين كليپ را مي گذارم خنده مصنوعي. همه خنده ها و لبخندها يكسان نيستند. فقط شادي و خنده حقيقي مسري است. آيا خنده و شادي ارادي است يا غيرارادي ؟ آيا شاد بودن و خنديدن به تصميم ما بستگي دارد ؟ يك آدم غمگين از بين شادي و غم ، غم را انتخاب كرده است ؟ چگونه لبخند حقیقی را از خنده مصنوعی تشخیص دهیم؟: دکتر اکمن و دکتر فریزن سیستمی پایه گذاری کردند که از آن طریق ماهیچههای صورت مربوط به هر حس را بهتر تحلیل کنند. در خنده واقعی علاوه بر حرکت ماهیچههای دهان که لپها را بالا میکشند، دور چشمها نیز چین میافتد. با وجود اینكه لبخند سادهترین و طبیعیترین حالت چهره است، اما امكان دارد معانی بسیار زیادی را القاء كند. اگرچه تشخیص یك لبخند طبیعی از یك لبخند تصنعی همیشه كار آسانی نیست، علائم افشاگری وجود دارد كه حتی باتجربهترین هنرپیشهها و كسانی كه با حالت چهره میتوانند بهراحتی دیگران را فریب بدهند هم نمیتوانند آن علائم را مخفی كنند، زیرا ماهیچههایی كه این لبخندها را فعال میكنند صد در صد قابل كنترل نیستند. اگر كسی لبخند را بیش از زمانیكه متناسب با موقعیت است روی صورت حفظ كند، در آن صورت میتوانید مطمئن شوید یك لبخند تصنعی به شما تحویل دادهاند. در تعریف 'لبخند تصنعی' باید گفت این لبخند به عمد بهنمایش گذاشته میشود تا دیگران را گمراه كند و آنها را به باور هیجانی احساس شده و طبیعی وا دارد، هیجانی كه در واقع احساس نشده است. یك لبخند تصنعی در مقایسه با لبخند واقعی، مدت زمان بیشتری نیاز دارد تا بر چهره بنشیند یعنی شروع لبخند با لحظه شنیده شدن مطلب به ظاهر خوشایند، کمی فاصله زمانی خواهد داشت و لبخند هم مدت طولانیتری باقی خواهد ماند. لبخندی که بیش از 4 ثانیه باقی بماند معمولاً مصنوعی تلقی میشود. 'لبخندهای واقعی' و احساس شده نتیجه فعالیت خودبهخودی دو ماهیچه اصلی هستند. یكی از آنها ماهیچه قدامی اصلی است؛ این ماهیچه، گوشههای لب را بهطرف بالا و به سمت گونهها میكشد. ماهیچه دیگری كه در لبخندهای اصیل معمولاً فعال میشود، عضله اطراف دهان و گونه را بالا میبرد و پوست را از كاسه چشم به طرف داخل، جمع میكند. اولین بار داروین بود كه كشف كرد فعالیت ماهیچه قدامی اصلی، عامل واقعی تجلی تجربه هیجان مثبت و خنده طبیعی است، و جدیدترین تحقیقات علمی روی همین اصولی كه داروین پایهریزی كرد، استوار شده است. وقتی لبخندهای ساختگی و مصنوعی را تجزیه و تحلیل میكنیم، پی میبریم كه لبخندها از همهجهت ساختگی هستند. هیچ هیجان مثبتی با نیشخند همراه نیست، هر چند ممكن است لبخند خیلی بزرگ باشد و لبخندزنندگان بسیار علاقهمند باشند تا شما اصالت لبخند آنان را باور كنید. اما هرگز قادر نخواهند بود افراد خبره را فریب بدهند. اگرچه لبخند مصنوعی تقلید بسیار زیركانهای از لبخند واقعی است، اما معمولاً برای مخفی كردن هیجانات منفی مورد استفاده قرار میگیرد. لبخندهای مصنوعی را میتوان بر چهره سیاستمدارانی كه در انتخابات بازنده شدهاند مشاهده كرد. مردم همچنین زمانی كه فقط تظاهر میكنند از دیدن شما خوشحال هستند، لبخندهای تصنعی میزنند. فروشندههایی كه برای فروش اجناس خود لبخندهای تصنعی بینقص دارند. چیزی كه در همه این لبخندها غایب خواهد بود، گرمی یا شادی اصیل است كه بهآسانی در چهره قابل مشاهده است. هنرپیشگان و افرادی كه شغلشان اقتضا میكند هیجانات منفی را پنهان كنند؛ معمولاً در به نمایش گذاشتن لبخندی كه احساس نمیكنند مهارت مییابند. با وجود این چنین لبخندی خیلی با لبخند واقعی تفاوت دارد و همان معنا را به بیننده منتقل نمیكند. در لبخندهای تصنعی مشاهده میشود كه ماهیچههای اطراف دهان در اطراف چشمها، بیحركت هستند. هیچ كس قادر نیست با هر مقدار تمرین لبخند، حركت این ماهیچهها را بهطور غیرواقعی به نمایش بگذارد. بهنظر میرسد ماهیچههای اطراف دهان تحت كنترل مغز نیستند، و فقط زمانی كه هیجانی واقعی و اصیل وجود داشته باشد، فعال میشوند. اگر میخواهید از اصالت لبخند كسی مطمئن شوید آنقدر به دهان او نگاه نكنید بلكه به اطراف چشمها توجه كنید. اگر اطراف چشمها چین نخورده و حالت چشمها مرده و خالی از زندگی باشد مطمئن باشید، شاهد یك لبخند تصنعی هستید. منبع: http://www.cloob.com/c/catatonic/109592 ... 9%85%D8%9F
|
|
| صفحه 1 از 6 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|