| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://ibsgroup.ir/froum/ |
|
| دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=54&t=552 |
صفحه 1 از 4 |
| نویسنده: | آشنا [ شنبه شهریور 1, 93 8:07 pm ] |
| عنوان پست: | دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان |
عوامل مهم عقب ماندگی ما ایرانیان 1-پیشداوری اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوریهای فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هر کدام از ما به درون خودمان رجوع کنیم پیشداوریهای فراوان میبینیم. این پیشداوریها در کنش و واکنشهای اجتماعی ما تاثیرات منفی زیادی دارد. معمولا وقتی گفته میشود پیشداوری، بیشتر پیشداوری منفی محل نظر است ولیآثار مخرب پیشداوری منحصر به پیشداوری منفی نیست. پیشداوریهای مثبت هم آثار مخرب خود را دارد. از جمله خوشبینیهای نابهجا که نسبت به برخی افراد و قشرها و لایههای اجتماعی داریم. 2-جزمیت و جمود نوعی جزمیت (دگماتیسم) و جمود در ما ریشه کرده است. من اصلا تحقیقات روانشناختی و تحقیقات تاریخی در اینباره ندارم که چرا ملت ایران تا این حد اهل جزم و جمود است. یعنی واقعیت آن برای من محل انکار نیست …. اگرچه تبیینش برای من امکانپذیر نیست. آنچه که در ما وجود دارد که از آن به جزم و جمود تعبیر میشود این است که باور ما یک ضمیمهای دارد. یعنی ممکن است که ما معتقد باشیم که فلان گزاره درست است این سالم است اما اگر معتقد باشیم که فلان گزاره محال است که درست نباشد. این محال است انسان را تبدیل به انسان دگمی میکند. و ما کمتر میشود که به چیزی معتقد باشیم و یک محال است منضم به این اعتقادمان نباشد. به تعبیر دیگر وقتی ما یک عقیده داریم که فلان گزاره صحیح است یک عقیده دوم داریم که گریزناپذیر است که فلان گزاره صحیح نباشد. 3-خرافهپرستی ویژگی دیگر ما خرافهپرستی است هم خرافه در بافت دینی و مذهبی و هم در بافتهای غیر دینی و مذهبی، خرافه در بافت مذهبی یعنی چیزی که در دین نبوده و در آن وارد شده است. اما مهمتر این است که به معنای سکولار آن هم خرافهپرست هستیم. خرافی به معنای باور آوردن به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد ولی ما همچنان آن عقاید را در کف داریم. این سه مساله را میتوان سه فرزند استدلال ناگرایی ما دانست. هر که اهل استدلال نباشد اهل این سه است بنابراین راهحل درمان این سه تقویت روحیه استدلالگرایی است. 4-بها دادن به داوریهای دیگران نسبت به خود ما به ندرت در منیتی که از خودمان تصور داریم زندگی میکنیم و همیشه توجهمان به منییتی است که دیگران از ما تصور دارند و همیشه ترازوی ما در بیرون ماست. این بها دادن به داوریهای دیگران علتالعلل یکسری مشکلات فرهنگی جامعه ماست. 5-همرنگی با جماعت نکته پنجم ناشی از نکته چهارم است به این معنا که ما هیچوقت در برابر جمهوری که با آن سروکار داریم نتوانستهایم سخن بگوییم که در مقابله با آن است و همیشه همرنگ شدن با جماعت برای ما مهم است. 6-تلقینپذیری تلقین یعنی رایی را بیان کردن و آرای مخالف را بیان نکردن و مخاطب را در معرض همین رای قرار دادن. هر وقت شما در برابر هر عقیدهای نظر مخالفان آن را هم خواستید نشان میدهد که تلقینپذیر نیستید. تلقینپذیری یعنی قبول تکآوایی. 7-القاپذیری القاپذیری به لحاظ روانشناختی با تلقینپذیری متفاوت است. در القا یک رای آنقدر تکرار میشود تا تکرار جای دلیل را بگیرد. اگر من گفتم فلان گزاره صحیح است شما از من انتظار دلیل دارید اما من به جای اینکه دلیل بیاورم 200 بار فلان گزاره را تکرار میکنم و کمکم ما فکر میکنیم که تکرار مدعا جای دلیل را میگیرد. یعنی به جای اقامه دلیل خود مدعا تکرار میشود و این هنری است که در پرودیاگاندا یا آوازهگری وجود دارد. اینکه رسانهها وقتی در دست قدرتها قرار میگیرند آنها خوشحال میشوند به دلیل وجود همین روحیه القاپذیری در مردم است. والا اگر ملتی القاپذیر نباشد هرچه که رسانهها بگویند چون دائما دلیل میخواهند کسی از به دست گرفتن رادیو و تلویزیون اظهار خوشحالی نمیکند. 8-تقلید منظور من از تقلید نه آنست که در فقه گفته میشود. مراد تقلید به معنای روانشناختی آن است. یعنی اینکه من آگاهانه یا ناآگاهانه تحت الگوی شخصی باشم. یعنی من خودم را مانند تو میکنم و به تو تشبه میجویم و تقلید، یعنی من تو را الگو گرفتهام. آنچه که در عرفان گفته میشود که تشبه به خدا بجویید اگر این کار را با انسانها انجام دادیم تعبیر به تقلید میشود و این تقلید هم در ادیان و مذاهب و عرفان مورد توبیخ است. 9-تعبد تعبد یعنی سخنی را پذیرفتن صرفا به این دلیل که فلان شخص آن را گفته است. یعنی اینکه اگر صورت استدلالی من ذهن من را آزار ندهد که فلان گزاره صحیح است چون فلان شخص گفته است فلان گزاره صحیح است من اهل تعبدم. آیهای در قرآن است که معمولا کمتر نقل میشود اتخذو احبارهم و رهبانهم من دونا… که در باب روحانیت نصاری و یهود است که فراوان میگوید که یهودیان و نصاری روحانیون خود را میپرستیدند چه من دونا… را به جای خدا بگیرم یا علاوه بر خدا. صحابی از امام باقر میپرسد که آیا واقعا میپرستیدند حضرت در جواب میگوید هرگز اینگونه نیست روحانیون مسیحی به مردم نمیگفتند که ما را بپرستید و اگر هم میگفتند کسی نمیپرستید. اما اینکه قرآن به آنها این نسبت را میدهد به این دلیل است که رفتاری که با خدا باید میداشتند با روحانیون خود داشتند. مجموعه عوامل دسته دوم ناشی از یک عمل واحد است و آن اینکه ما زندگی اصیل نداریم. زندگی اصیل به تعبیر روانشناسان انسانگرا و به تعبیر عرفا یعنی زندگی براساس فهم و تشخیا خود. زندگی اصیل را فقط کسانی انجام میدهند که دو سرمایه دارندأ عقل در مسائل نظری و وجدان در مسائل عملی. 10-شخصیتپرستی کمتر مردمی به اندازه ما شخصیتپرستند و شخصیتپرستی جز این نیست که شخصیتی خود را بر خود عرضه می کند و خوبیهایی که در زندگی اطراف خودمان نمیبینیم از سر توهم به او نسبت میدهیم و او را به دست خودمان بزرگ میکنیم. 11-تعصب تعصب هم افق با شخصیتپرستی است. تعصب به معنای چسبیدن به آنچه که داریم و نگاه نکردن به چیزهای فراوانی که نداریم. اگر من شیفته آنچه که دارم شدم و فکر کردم و جای نداشتهها را هم برایم میگیرد من نسبت به آن تعصب پیدا کردهام و اینجاست که من نسبت به کسانی که به آن وفاداری ندارند دو دیدگاه پیدا میکنم. گروهی خودی میشوند و گروهی غیرخودی. قرآن خودی و غیرخودی را رد کرده است چرا که درباره حب و بغض میگوید وقتی با گروهی دشمنید دشمنی باعث نشود درباره آنها عدالت و انصاف را فراموش کنید. درباره دوستی هم میگوید همیت جاهلیت شما را نگیرد. همیت جاهلیت یعنی اینکه چون فلانی از قبیله من است. طرف او را چه ظالم باشد یا عادل میگیرم. به عبارت دیگر ویژگیهای خود او مهم نیست بلکه ویژگیهای تعلقی او مهم است. 12-اعتقاد به برگزیدگی هر کدام از ما اگر به خودمان رجوع کنیم میبینیم به نوعی فکر میکنیم و به نوعی مورد لطف خدا هستیم. یعنی درست است که ممکن است وضع ما به مو بند باشد اما پاره نمیشود و اکثر اهمالها و بیتوجیها ناشی از همین نکته است. لاپینیس اصطلاحی داشت که برای موارد دیگری به کار میبرد. این اصطلاح هماهنگی پیش بنیاد بود به معنی اینکه گویا همه امور از پیش حاصل آمده است اما گویا ما این هماهنگی پیشبنیاد را راجع به خودمان قائلیم. 13-تجربه نیندوختن از گذشته پس از اقدامات انساندوستانه افرادی چون ماندلا واسلاوهاول و اقدامات انساندوستان که در باب فرهنگی کردن سیاسی است تلاش کردند زیاد شنیدهایم که ببخش و فراموش کن یا ببخش و فراموش نکن. اما داستان بر سر این است که اگر شما ببخشانید و فراموش کنید باز هم از همانجا ضربه میخورید. انسانهای سالم کسانی هستند که در درونشان میتوانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند، چرا که از لحاظ عاطفی باید بخشود اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متاسفانه ما عکس این عمل میکنیم،از لحاظ عاطفی نمیبخشیم و کینهجویی در ما زنده است اما به لحاظ ذهنی فراموش میکنیم چرا که حافظه تاریخی ملت ما بسیار کند و تار است. 14-جدی نگرفتن زندگی سقراط از ما میخواست که در عین شوخطبعی زندگی را جدی بگیریم کسانی زندگی را جدی میگیرند که دو نکته را باور کنند. 1-باور به مستثنی بودن از قوانین حاکم بر جهان. دلیل هر جدی نگرفتن مستثنی ندانستن خود از قوانین هستی است. 2-نسبتسنجی در امور روانشناسان اصطلاحی دارند با این مضمون که انسان باید بتواند وزن امور را نسبت به هم بسنجد. انسانهایی که زندگی را جدی نمیگیرند چیزهای مهمتر را برای چیزهای مهم رها میکنند. فراوانند انسانهایی که در طول زندگی خطای تاکتیکی نمیکنند اما خطای استراتژیک عظیم دارند یعنی کل زندگی را میبازند اما در ریزهکاریها وسواس دارند. 15-دیدگاه مبتذل نسبت به کار دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد میخواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمیکنیم. در واقع ما کار را اجتنابناپذیر میدانیم در حالی که باید دیدگاه مولوی را درباره کار داشته باشیم که معتقد بود کار جوهر انسان است. 16-قائل نبودن به ریاضت ریاضت در این جا نه به معنای آنچه که مرتاضان انجام میدهند ریاضت به معنای اینکه در زندگی همه چیز را نمیتوان باید دانست بنابراین باید چیزهایی را فدا کرد تا چیزهای باارزشتری را به دستآورد. قدمای ما میگفتند دنیا دار تزاحم است یعنی همه محاسن در یکجا قابل جمع نیست به تعبیر نیما یوشیج تا چیزها ندهی چیزکی به تو نخواهند داد. در زبانهای اروپایی قداست از ماده فداکاری است. عارفان مسیحی میگفتند اینکه فداکاری و قداست از یک مادهاند به این دلیل است که قداست به دست نمیآید مگر به قیمت از دست دادن چیزهای فراوان. ولی ما میخواهیم همه چیز را داشته باشیم و وقتی دیدگاهمان نسبت به کار آنگونه است. نسبت به مصرف هم دیدگاهمان اینگونه میشود و باعث میشود دچار مصرفزدگی شویم. وقتی ما بحث مصرفزدگی را مطرح میکنیم مطرح میکنند که شما از اوضاع جامعه و فقر خبر ندارید. باید گفت مصرفزدگی یک دیدگاه است نه یک امکان. یعنی فرد فقیر هم در سردل خود میگوید کاش بیشتر داشتم و بیشتر مصرف میکردم. کدام یک از ما برای آرمانهای خود حاضر است به قدر ضرورت اکتفا کند. این مصرفزدگی ما را به دنائت میکشد اگر ما بودیم و فقط ضروریات زندگی مجبور به کرنش کردن نبودیم. 17-از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت مردمی که منافع کوتاهمدت را ببینند و قدرت دیدن منافع درازمدت را نداشته باشند در معرض فریبخوردگی هستند. دلیل موفقیت سیاستهای پوپولیستی در کشور که در یک سال اخیر هم رواج پیدا کرده ندیدن منافع درازمدت است. وقتی منافع بلندمدت دیده نشود منافع کوتاهمدت تامین میشود به قیمت نکبت و ادبار درازمدت. 18-زیادهگویی ما درست برخلاف آنچه که در ادیان و مذاهب گفته میشود زیادهگو هستیم و پرحرف میزنیم. نقل است که عرفا هم در سکوت تبادل روحی داشتند اما ما ملت پرسخنی هستیم و آسانترین کار برای ما حرفزدن است. 19-زبان پریشی بدتر از پرسخنی ما زبانپریشی ما است. زبانپریشی به این معنا است که انسان حرف خود را خودش هم متوجه نمیشود یعنی اگر تحلیل روانشناختی در سخنان ما انجام شود اصلا برخی جملات معنا ندارد. سخنان همه مانند شهرکهای سینمایی است که در زمان فیلم پر از دژ و قلعه است اما وقتی فشار میدهیم فرو میریزد. به تعبیر دیگر حرفهای ما پشتوانه ندارد و همه ما از صدر تا ذیل یاوه میگوییم. و به همین دلیل هم به لحاظ ذهنی تا این حد پریشانیم. کسانی که سرگردانی ذهنی دارند اول باید زبان خود را پالایش کنند. یعنی باید حرف را فهمیده بزنند و از طرف مقابل هم حرف فهمیده بخواهند. نوام چامسکی برای اینکه ؤابت کند که هر جملهای که قواعد نحوی و صرفی آن رعایت شده صرفا بامعنا نیست جملاتی میگفت بطور مثال میگفت: وقتی میگویند »پسر برادر مثلث ما عاشق بیضی شما شده است«. قواعد صرفی و نحوی آن رعایت شده اما بامعنا نیست. 20) مورد آخر را شما برای ما بگویید…. نویسنده همایون قسمتی مدرس دانشگاه ومشاورخانواده منبع: http://1farakav.com/2011/07/04/20-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86/ |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه شهریور 1, 93 8:23 pm ] |
| عنوان پست: | |
20) عدم آموزش یا آموزش غلط. هر تغییری با آموزش شروع می شود و هر چیزی حتی فرهنگ و باورهای یک فرد یا یک ملت قابل آموزش و یاد گیری و قابل تغییر است. مدتی در یک شرکت در قسمت فنی آن کار می کردم پرسنل این قسمت عادت داشتند که صبح ها بعد از روشن شدن هوا به حد کافی ، کلیه چراغ های اتاق را خاموش می کردند. علت را پرس و جو کردم معلوم شد که اینها 6 سال با همکاران آلمانی کار کرده بودند و بعد از انقلاب که آلمانی ها رفته بودند. ولی با وجود گذشت 20 سال از رفتن آنها، باز این عادت و آموزش را حذف کرده بودند. نکته جالب این بود که با بازنشسته شدن این افراد ، همان فرهنگ خودمان که "همه چراغ های محل کار باید در کل ساعت کاری روشن باشد" جایگزین آن شد. چرا؟ |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه شهریور 2, 93 10:31 am ] |
| عنوان پست: | |
سال 92در همايش بازارياب كه از استاد جك كالفيد آمريكايي دعوت شده بود(اسم دقيقا يادم نيست).ايشان يك جمله اي گفتند به اين شرح : در آمريكا كسب و كار راه اندازي مي شود براي خدمت رساني براي هم نوع .....ولي در ايران كسب وكار راه مي اندازند براي سود بيشتر..... منبع: http://www.asriran.com/fa/news/349629/%D9%87%D9%85%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85 با طرز فکر آمریکایی، هم به خدمت به خلق می رسد و هم به سود و هم فرهنگ خدمت رسانی را رشد می دهد . با طرز فکر ایرانی، حداکثر به پول می رسد |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه شهریور 2, 93 10:44 am ] |
| عنوان پست: | |
20) فرهنگ انتقام و دشمنی بجای فرهنگ بخشش و دوستی از انتقام بیشتر لذت می بریم تا بخشش. جمله" ما منتظر منتقم فاطمه هستیم" یعنی چه؟ منتظریم فردی بیاید و با کشتن عاملان جنایتی که 1300 سال پیش رخ داده ، دل ما را خنک کند. هرچند که متوجه نمی شوم از چه کسی یا کسانی باید انتقام گرفته شود. |
|
| نویسنده: | آرش [ یکشنبه شهریور 2, 93 10:53 am ] |
| عنوان پست: | Re: |
آشنا نوشته است: 20) فرهنگ انتقام و دشمنی بجای فرهنگ بخشش و دوستی از انتقام بیشتر لذت می بریم تا بخشش. جمله" ما منتظر منتقم فاطمه هستیم" یعنی چه؟ منتظریم فردی بیاید و با کشتن عاملان جنایتی که 1300 سال پیش رخ داده ، دل ما را خنک کند. هرچند که متوجه نمی شوم از چه کسی یا کسانی باید انتقام گرفته شود. راستی، چرا حضرت علی از قاتل انتقام نگرفت ؟ |
|
| نویسنده: | arash1984 [ یکشنبه شهریور 2, 93 6:03 pm ] |
| عنوان پست: | Re: Re: |
آرش نوشته است: آشنا نوشته است: 20) فرهنگ انتقام و دشمنی بجای فرهنگ بخشش و دوستی از انتقام بیشتر لذت می بریم تا بخشش. جمله" ما منتظر منتقم فاطمه هستیم" یعنی چه؟ منتظریم فردی بیاید و با کشتن عاملان جنایتی که 1300 سال پیش رخ داده ، دل ما را خنک کند. هرچند که متوجه نمی شوم از چه کسی یا کسانی باید انتقام گرفته شود. راستی، چرا حضرت علی از قاتل انتقام نگرفت ؟ حضرت علی انتقام نگرفت!!! دیگه می خواست چه کنه. شما نمی دانم در زمینه تاریخ اسلام چقدر مطالعه کرده اید. اسلام بر 2 اصل استوار شد 1- پول و ثروت خدیجه 2- شمشیر علی |
|
| نویسنده: | آرش [ یکشنبه شهریور 2, 93 8:35 pm ] |
| عنوان پست: | Re: Re: |
arash1984 نوشته است: آرش نوشته است: آشنا نوشته است: 20) فرهنگ انتقام و دشمنی بجای فرهنگ بخشش و دوستی از انتقام بیشتر لذت می بریم تا بخشش. جمله" ما منتظر منتقم فاطمه هستیم" یعنی چه؟ منتظریم فردی بیاید و با کشتن عاملان جنایتی که 1300 سال پیش رخ داده ، دل ما را خنک کند. هرچند که متوجه نمی شوم از چه کسی یا کسانی باید انتقام گرفته شود. راستی، چرا حضرت علی از قاتل انتقام نگرفت ؟ حضرت علی انتقام نگرفت!!! دیگه می خواست چه کنه. شما نمی دانم در زمینه تاریخ اسلام چقدر مطالعه کرده اید. اسلام بر 2 اصل استوار شد 1- پول و ثروت خدیجه 2- شمشیر علی من اطلاعات كمي از تاريخ اسلام دارم، ولي اگر حضرت علي انتقام گرفته است پس ديگر دعوي بر سر چيست؟ پس چرا مي خواهيم انتقام قتل حضرت فاطمه گرفته شود؟ مگر نمي گويند عمر در قتل فاطمه نقش داشته است ؟ |
|
| نویسنده: | آشنا [ دوشنبه آذر 10, 93 4:51 pm ] |
| عنوان پست: | 30 ویژگی جامعه زنده |
ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند. به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است … : 1. که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد 2. که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد 3. که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد 4. که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد 5. که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند 6. که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان باشد 7. که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند 8. که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند 9. که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد 10. که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند 11. که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند 12. که تکمیل پیچیده ترین طرح های “عمرانی” در آن، حداکثر 3 سال به طول انجامد 13. که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند 14. که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد 15. که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند 16. که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد 17. که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند 18. که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد 19. که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند 20. که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل 21. که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد 22. که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند 23. که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد 24. واژه های “ببخشید “، “عذر می خواهم” و “اشتباه کردم” به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد 25. که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند 26. که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی نداشته باشد 27. که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند 28. که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس 29. که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد 30. که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند. منبع: http://www.sariolghalam.com/?p=525 |
|
| نویسنده: | آرش [ یکشنبه آذر 16, 93 6:37 pm ] |
| عنوان پست: | محيط زيست ايران |
وضعيت محيط زيست ايران : http://www.salamatnews.com/news/130188/ ... 8%B3%D8%AA |
|
| نویسنده: | آرش [ سه شنبه آذر 18, 93 12:00 pm ] |
| عنوان پست: | عدم اعتماد به نفس |
ایرانی ها دوست دارند زیبا باشند و برای این زیبایی دست به هر کاری می زنند. از مصرف بی رویه لوازم آرایش گرفته تا عمل های افراطی جراحی زیبایی. شاید به همین دلیل است که ایران پایتخت عمل های زیبایی در جهان است. از عمل بینی گرفته تا تزریق بوتاکس و ژل و جراحی فک و گونه، همه و همه نه تنها فقط بین زنان ایرانی بلکه بین مردان ایرانی هم رواج پیدا کرده است. وضعیت به گونه ای است که همگان به ظواهر خود اهمیت می دهند و نتایج تحقیقات متعدد نشان داده است که زیبایی و ظاهر آراسته رابطه تنگاتنگی با اعتماد به نفس افراد در جامعه دارد و ایرانی ها هم که به کمبود اعتماد به نفس شهرت دارند بی تردید جراحی زیبایی را راهی برای کاهش کمبودهای خود می بینند. این کمبود اعتماد به نفس اما اگر زمانی تنها مختص به بانوان ایرانی بود حالا دامن آقایان ایرانی را هم گرفته و آمار جراحی زیبایی در انها را بالا برده است. به این ترتیب است که انگار روز به روز اعتماد به نفس جوانان ایرانی کمتر و کمتر می شود و برای همین است که آمار جراحی زیبایی و مصرف لوازم آرایش بالاتر و بالاتر می رود و کسی هم به فکر زیبایی خدادی که نابود می شود نیست. سایت شفاف |
|
| صفحه 1 از 4 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|