| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://ibsgroup.ir/froum/ |
|
| کشف هیجان انگیز علمی:انسان دو مغز دارد مغز دوم در روده هاست http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=55&t=496 |
صفحه 1 از 1 |
| نویسنده: | آشنا [ شنبه تیر 21, 93 5:02 pm ] |
| عنوان پست: | کشف هیجان انگیز علمی:انسان دو مغز دارد مغز دوم در روده هاست |
مغزی در شکم!!! بنا بر گفته محققان، درست مانند مغز، رودهها نیز تکانهها را ارسال و دریافت میکنند، تجربیات را ثبت کرده و به هیجانات پاسخ میدهند. سلولهای عصبی این مغز درون شکم، شناور در همان محیط و تحت تاثیر همان ناقلهای عصبی مغز بزرگتر هستند. شکم میتواند مغز را تحت تاثیر قرار دهد، درست همان طور که مغز میتواند شکم را منقلب سازد. مغز شکمی یا سیستم عصبی رودهای در غلافهای بافت زیرین مری، معده، روده کوچک و روده بزرگ قرار گرفته است. اگر همه این بخشها را به عنوان یک مجموعه واحد در نظر بگیریم، مغز شکمی شبکهای از نورونها، ناقلهای عصبی و پروتئینهاست که پیغامهای بین نورونها را پاک میکنند، به اضافه سلولهای پشتیبانی مانند آنهایی که در مغز اصلی یافت میشوند و نیز مداربندی پیچیدهای که آن را قادر میسازد تا مستقل عمل کند، یاد بگیرد، به یاد آورد و احساسات شکمی تولید کند. طبق گزارشها، مغز شکمی نقش عمدهای در خوشبختی و بد بختی انسان ایفا میکند. بسیاری از اختلالات رودهای مانند ورم روده بزرگ و نشانههای روده تحریکپذیر از مشکلات مغز شکمی نشأت میگیرند. طبق نظر دکتر مایکل گرشون، استاد تشریح و زیستشناسی سلولی مرکز پزشکی کلمبیا در نیویورک، طی سالهای اخیر جزئیات چگونگی بازتاب سیستم عصبی مرکزی بر سیستم عصبی رودهای در حال آشکار شدن بوده است. وی یکی از موسسان رشته جدیدی در پزشکی است که رودهشناسی عصبی نامیده میشود. دکتر دیوید وین گیت، استاد علم عصبشناسی رودهای در دانشگاه لندن و مشاور بیمارستان رویال لندن گفت: از دیدگاه تکاملی، این که بدن دارای دو مغز است معنای خاص خود را داراست. سیستمهای عصبی اولیه در درون موجودات لولهای شکلی بودند که به صخرهها چسبیده و منتظر عبور غذا میماندند. سیستم لیمبیک (مغز میانی) اغلب به عنوان مغز خزندگی نیز شناخته میشود. در حالی که حیات تکامل پیدا میکرد، موجودات برای یافتن غذا و تولید مثل نیاز به مغز پیچیدهتری داشتند بنابراین سیستم عصبی مرکزی را توسعه دادند؛ ولی بسیار حائزاهمیت بود که سیستم عصبی شکمی از طریق ارتباطات طولانی که به سمت پایین بدن میروند، بازتابی در مغز تازه شکل گرفته داشته باشد. نوزاد در بدو تولد باید بتواند غذا بخورد و آن را هضم کند؛ بنابراین، به نظر میرسد که طبیعت، سیستم عصبی رودهای را به صورت یک مدار مستقل در موجودات عالیتر نگاه داشته است. این سیستم ارتباط کمی با سیستم عصبی مرکزی داشته و اکثرا خود به تنهایی و بدون دستور مغز عمل میکند. دستهای از بافتها که تاج عصبی نامیده میشوند در مراحل اولیه شکلگیری جنین پدیدار میشوند. بخشی از این توده به شبکه عصبی مرکزی تبدیل میشود و بخشی به سمت دیگر مهاجرت کرده و تبدیل به سیستم عصبی رودهای میشود. طبق گفته دکتر گرشون در مراحل بعدی است که این دو سیستم از طریق یک تار عصبی به نام عصب واگوس به هم مرتبط میشوند. مغز از طریق ارتباط با دسته کوچکی از نورونهای وابران علائمی را به شکم ارسال میکند و سپس علائم دیگری به نورونهای داخلی شکم فرستاده میشود. هم نورونهای وابران و هم نورونهای داخلی شکم روی دو لایه از بافتهای شکم به نام شبکه بافتهای عضلانی روده پخش شدهاند. نورونهای وابران الگوی فعالیت در شکم را کنترل میکنند. عصب واگوس تنها حجم این فعالیتها را با تغییر آهنگ شلیکهای عصبی دگرگون میسازد. این شبکههای عصبی همچنین حاوی سلولهای گلیا برای تغذیه نورونها و نیز یک سد مغزی هستند که مواد مضر را از نورونهای مهم دور نگه میدارند، آنها حسگرهایی برای شکر، پروتئین، اسیدیته و دیگر عوامل شیمیایی دارند که بر پیشرفت مراحل هضم و نیز چگونگی مخلوط شدن مواد و پیش رانش محتویات شکمی نظارت دارند. همین که ارتباط بین این دو مغز آشکار شد، محققان شروع به درک این مطلب کردهاند که چرا افراد این گونه که میبینیم احساس و عمل میکنند. هنگامی که مغز مرکزی با یک وضعیت ترسآور روبهرو میشود، هورمونهای استرس ترشح میشود که بدن را برای جنگ یا فرار آماده میسازد. شکم حاوی تعداد زیادی اعصاب حسی است که با این موج شیمیایی تحریک میشوند، همان چیزی که به آن «دلآشوبه» میگویند. در میدان جنگ مغز بالایی به مغز شکمی فرمان خاموشی میدهد. یک جانور ترسان در حال فرار نمیتواند جلوی دفع مدفوع خود را بگیرد. ترس همچنین میتواند عصب واگوس را به ترشح مقدار زیادی سروتونین در شکم وادار کند. در این حالت که شکم در وضعیت فوق برانگیختگی قرار دارد فرد دچار اسهال میشود. به طور مشابه، بعضی اوقات افراد به اصطلاح از فرط هیجان دچار تنگی نفس میشوند. در حالت برانگیختگی بیش از حد اعصاب مری، افراد در عمل بلع دچار مشکل میشوند. بسیاری از پدیدههای غیرعادی را میتوان با برهم کنش این دو مغز توضیح داد به عنوان مثال سیگنالهای استرس که از مغز سر ارسال میشوند، میتوانند کارکرد عصبی معده و مری را تغییر داده و موجب سوزش شدید قلب یا معده شوند. در موارد استرس بیش از حد مغز بالایی با ارسال سیگنالهایی به سلولهای ایمنی موجود در شبکه عصبی، شکم را محافظت مینماید. این سلولهای هیستامین، پروستاگلاندین و عوامل دیگری را ترشح میکنند که موجب ایجاد تورم در شکم میشود. این تورم نقش حفاظتی به عهده دارد. مغز با متورم کردن شکم، این عضو حیاتی را از لحاظ نظارت و کنترل در رأس اولویتهای خود قرار میدهد. متأسفانه همان عوامل شیمیایی که در این فرآیند آزاد میشوند باعث اسهال و انقباضات عضلاتی شکم میشوند. همچنین آشکار شده است که مصرف داروهایی که اثرات روانی روی مغز ایجاد میکنند تأثیراتی نیز روی شکم میگذارند. به عنوان مثال برخی از افراد که داروی پروزاک یا داروهای ضد افسردگی مشابه با آن استفاده میکنند دچار مشکلات رودهای از قبیل حالت تهوع، اسهال و یبوست نیز میشوند. برخی از آنتیبیوتیکها مانند اریترومایسین روی گیرندههای شکمی اثر گذاشته و موجب انقباضات و دردهای شکمی و حالت تهوع میشوند. داروهایی مانند مرفین و هروئین به گیرندههای مخدر شکمی متصلشده و موجب یبوست میشوند. هر دوی این مغزها میتوانند به مواد افیونی معتاد شوند. قربانیان بیماریهای آلزایمر و پارکینسون از یبوست رنج میبرند. اعصاب شکمی آنها نیز درست مانند سلولهای عصبی مغزشان بیمار است. درست همانطور که مغز مرکزی روی شکم تأثیر میگذارد، مغز شکمی نیز میتواند بر مغز سر اثرگذار باشد. اکثر احساسات شکمی که وارد خودآگاهی میشوند منفی هستند مانند احساس درد و نفخ. همچنین ثابت شده است که سلولهای عصبی رودهای نیز مانند سلولهای عصبی مغز سر ترکیبات دارویی طبیعی مانند بنزودیازپاین ترشح میکنند. ما نمیدانیم که این مواد از بافتهای خود شکم تولید میشوند یا از باکتریهای درون شکم یا از غذا. یک سوال بزرگ باقی میماند و آن این است که آیا مغز شکمی نیز میتواند یاد بگیرد؟ یا به عبارت دیگر توانایی تفکر مستقل دارد؟ مثالی در این مورد وجود دارد: یک پزشک ارتش که سرپرست نگهداری از مجروحان قطع نخاعی بود هر روز در ساعت معینی آنها را تنقیه میکرد و پس از مدتی از آنجا به جای دیگری منتقل شد. جانشین وی تصمیم گرفت که عمل تنقیه را فقط در صورت بروز انقباضات شدید شکمی برای سربازان انجام دهد، ولی صبح روز بعد درست در همان ساعت که قبلا عمل تنقیه روی آنها انجام میشد افراد حرکتهای داخل شکمی را تجربه میکردند. آیا آن پزشک اولی در واقع رودههای آنان را تربیت کرده بود؟ آیا رودههای ما نیز مانند مغز ما شرطی میشوند؟ مدتهای طولانی است که شکم انسان به عنوان منبع احساسات خوب یا بد شناخته شده. شاید حالتهای هیجانی و احساسی از مغز سر در مغز شکمی بازتاب پیدا میکنند و در آنجا توسط افرادی که به احساسات شکمی توجه میکنند، درک میشود. ( منبع: http://knowledges.persianblog.ir/post/617 ) |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه تیر 21, 93 5:15 pm ] |
| عنوان پست: | کشف هیجان انگیز علمی:انسان دو مغز دارد مغز دوم در روده هاست |
منبع زیر با توضیح ساده تر و ظاهرا برای اولین بار خبر فوق یعنی " وجود مغز دوم در روده ها" را منتشر کرده است. البته برای دریافت فایل PDF باید عضو شد( عضویت رایگان است) http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/386745 من برای اولین بار در یک برنامه علمی که از یک کانال ماهواره ای فارسی زبان پخش می شد وجود سلول های عصبی از نوع سلول های مغز در روده انسان که در سطح روده ها پخش هستند را شنیدم . اندازه این مغز برابر با اندازه مغز یک موش است. ظاهرا همانطور که احساسات ما از قسمت انتشار احساسات مغز به سایر قسمت های مغز انتقال می یابد این احساسات همزمان به مغز شکمی هم انتقال می یابد و مغز شکمی به روش خود به این احساسات پاسخ می دهد. می خواهم این نتیجه گیری را بکنم : افرادی که می توانند احساسات خود را کنترل کنند و با آنها راحت هستند ( EQ بالا دارند) روده های آرامی نیز دارند. |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه تیر 21, 93 5:37 pm ] |
| عنوان پست: | Re: کشف هیجان انگیز علمی:انسان دو مغز دارد مغز دوم در روده ه |
دستگاه گوارش از نقطه نظر علمی همانند مغز دوم انسان است. هرگاه مغز عصبی میشود دستگاه گوارش_ معده و بخصوص روده ها_ نیز عصبی میشوند و تابه حال ۹۰ درصد مشکلات گوارشی ایجاد شده در انسان عامل عصبی داشته از جمله این بیماری ها زخم معده ,نفخ, ورم معده, ورم روده, رفلاکس و…. که عواملی مثل اضطراب ,افسردکی , شک روحی ,و سایر اختلالات عصبی دیگر ایجاد کننده ان هستند اکثر این بیماری ها درمان دایمی ندارن و فقط با مصرف دارو های گوارشی و داروهای کاهش دهنده استرس برای مدت کوتاهی قابل درمانند اما با بازگشت مجدد عوامل ,باز خواهند گشت. سرعت رشد این بیماری ها از جمله IBS یا کولیت عصبی روده در کل جهان گسترش چشم گیری داشته. و روش های استفاده از داروهای شیمیایی, مراجعه به روانشناس و دریافت تمرینات ارامش اعصاب, هیپنوتراپی توسط متخصص, طب سنتی و گیاهان دارویی, طب سوزنی…همه میتوانند در بهبود شرایط بیمار و کاهش علایم بیماری کمک کنند. دوست عزیز به شما پیشنهاد میکنم ورزش کنید و استرس خود رو کاهش دهید, این مطالب رو طی مطالعاتی که داشتم برای برطرف کردن بیماری IBS خودم به دست اوردم امید وارم کمک کنه بهتون. پیروز باشید. (منبع: http://www.takbid.com/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87/ ) |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه تیر 21, 93 5:57 pm ] |
| عنوان پست: | ارتباط روده با مغز |
آیا هرگز پیچ خوردن شکم را تجربه کرده اید؟ آیا هرگز در بعضی موقعیت ها دچار حالت تهوع شده اید؟ آیا هیچوقت وجود پروانه ای در شکم را حس نکرده اید؟ استفاده از این اصطلاحات علت دارد لوله معده و روده نسبت به هیجان حساس است. خشم، اضطراب، غم و شادی و نیز سایر احساسات و عواطف سبب شعله ور شدن نشانه ها در روده می شود.مغز به طور مستقیم بر معده تاثیر می کند. به عنوان مثال ، همین فکر غذا خوردن ممکن است پیش از رسیدن غذا به معده سبب ترشح شیره معده شود. این ارتباط دو جانبه است. روده ای که دچار بیماری است ممکن است پیام هایی به مغز بفرستد و نیز مغزی که دچار اختلال است، ممکن است پیام هایی به روده بفرستد . به این ترتیب، روده دچار اضطرار بیمار همانقدر علت بیماری تلقی می شود که ممکن است حاصل اضطراب ، استرس یا افسردگی باشد به این علت که مغز و دستگاه معده و روده با هم ارتباط نزدیک دارند تا حدی که این دو دستگاه را می توان یک دستگاه به حساب آورد. این حالت به ویژه در مواردی صادق است که شخصی بدون علت آشکار جسمی دچار ناراحتی معده و روده می شود. در موارد این نوع نابسامانی های عملکرد معده و روده ، تلاش در جهت ترمیم روده دچار اضطرار بدون در نظر گرفتن تاثیر استرس و عواطف، شبیه آن است که بدون توجه کردن به حالت مدیر و محیط کار ، بکوشیم ضعف شغلی یک کارگر را بهبود بخشیم استرس و نابسامانی های کارکردی معده و روده اگر توجه داشته باشیم که روده و مغز چگونه از نزدیک بر هم تاثیر متقابل دارند، درک علت احساس تهوع پیش از دیدن چیزی و یا احساس درد روده در مواقع استرس روشن خواهد شد. اما این امر به آن معنا نیست که کسالت های کارکردی معده و روده همه تخیلی و ناشی از فکر است. روانشناسی با عوامل جسمانی تلفیق می شود تا درد و سایر نشانه های روده را ایجاد کند. عوامل روانشناسیک بر فیزیولوژی واقعی روده و نیز شدت و ضعف نشانه ها تاثیر می گذارند. به کلام دیگر ، استرس ( یا افسردگی یا سایر عوامل روانشناسیک ) ممکن است بر حرکت و انقباضات لوله معده و روده تاثیر گذاشته، سبب التهاب شده یا انسان را نسبت به عفونت تاثیر پذیر تر نماید. افزون بر این، نتایج پژوهش ها در این مورد حاکی از آن است که افراد دچار نابسامانی های کارکردی لوله معده و روده بیش از سایر افراد شدت درد را درک می کنند زیرا مغزشان پیام های دردی را که از لوله معده و روده دریافت می دارد، به درستی تنظیم نمی کند . وجود استرس نیز سبب می شود درد موجود به نظر شدید تر بیاید. این مشاهدات حاکی از آن است که حداقل عده ای از بیماران با درمان کاهش استرس یا درمان اضطراب یا افسردگی تا حدی آرام شده و تسکین بیابند. نکته مهم آنکه، بازبینی 13 بررسی نشان داده است بیمارانی که فقط از درمان دارویی متعارف سود برده اند، به بهبودی بهتری دست یافته اند. آیا استرس ،علت نشانه ها است؟ در زمان ارزیابی نشانه های گوارشی مانند سوزش سر دل ، گرفتگی دردناک شکم یا دفع مدفوع شل باید مشخص شود آیا این نشانه ها با استرس ارتباط دارند یا نه و به این منظور باید به دنبال سایر نشانه ها هم بود و آنها را نیز به پزشک گزارش داد. نشانه های جسمی سفتی یا فشار ماهیچه ها به ویژه در گردن و شانه سردرد مشکلات خواب لرزش یا ترمور از بین رفتن اخیر میل جنسی کاهش یا افزایش وزن بی قراری نشانه های رفتاری تعلل و طفره رفتن در کار به هم سائیدن دندان ها مشکل در انجام مسوولیت های کاری تغییر در مقدار مصرف الکل یا غذا استقبال از سیگار کشیدن یا سیگار کشیدن بیش از مقدار معمول افزایش میل تنها بودن یا با دیگران بودن نشخوار کردن ( بیش از حد سخن گفتن یا در مورد موقعیت های استرس آور خود خوری کردن) نشانه های عاطفی گریه کردن حس شدید تنش یا فشار اشکال در آرام گرفتن عصبانیت به سرعت دچار لرزش شدن افسردگی ضعف تمرکز اشکال در به خاطر آوردن از بین رفتن خوش خلقی ناتوانی در اخذ تصمیم ( منبع: http://pahnak.ir/Site/Articles/Detail.aspx?id=1064 ) |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه شهریور 2, 93 8:04 pm ] |
| عنوان پست: | مغز در شکم شما |
این تکنولوژی تاثیر مهمی روی ما گذاشت. مسیری که تاریخ ما پیشرفت نمودرا تغییر داد. اما چنان فراگیر، و نامحسوس، که سالهاست که فراموش کرده ایم آنرا بحساب بیاوریم، وقتی در مورد تکامل بشری صحبت می کنیم وقتی در مورد تکامل بشری صحبت می کنیم هنوز نتایج آنرا می بینیم. خوب باهم یک آزمایشی می کنیم. همه شما به سمت بغلی برگردید، صورتتان را به سمت کناری بچرخانید. لطفا همه حتی افراد در بالکن. بخندید. بخندید. دهان را باز کنید. دوستانه بخندید. (خنده حضار) آیا آیا متوجه دندانهای نیش شدید؟ (خنده حضار) دندان دراکولا را در دهان بغلی تان شمردید؟ البته که نه. از نظر آناتومی در حقیقت دندان ما برای پاره کردن گوشت خام از استخوان یا جویدن طولانی برگهای الیافی ساخته نشده. برای موادی که نرم، خمیری، دارای فیبرهای کم به راحتی قابل جویدن و قابل هضم باشد ساخته شده. مثل فست فود، مگه نه؟ برای غذای پخته شده است. ما درچهره مان حامل سند اون تغییرغذایی به سمت پخته خواری هستیم ما درچهره مان حامل سند اون تغییرغذایی به سمت پخته خواری هستیم ما درچهره مان حامل سند اون تغییرغذایی به سمت پخته خواری هستیم که ما را بصورت آنجه هستیم میسازد. من پیشنهاد می کنم نحوه طبقه بندی مان را تغییر دهیم. ما خودمان را همه چیز خوار می دانیم. من می گویم باید خودمان را کوکتل خور بنامیم (خنده حضار) از آب پز تا پختنی ما حیواناتی هستیم که غذای پختنی می خوریم. نه، نه، نه،نه بهتره بگیم زنده غذای پختنی هستیم. از اینرو آشپزی تکنولوژی مهمیه. این تکنولوژیه. نمی دونم چه حسی دارید، اما من برای سرگرمی آشپزی می کنم. و برای موفقیت، باید طراحی کنید. پس، آشپزی تکنولوژی مهمی است. چون به ما چیزی می دهد چیزی که شما را به اینجا کشانده: مغز بزرگ، این قشر مغزی شگفت انگیزی که داریم. مغز چیز پر هزینه ای ست. کسانی که شهریه تحصیلی بالا می دهند می فهمند. (خنده حضار) اما واقعا از نظر متابولیستی بسیار پر هزینه است. می دانید که مغز دو تا سه درصد از وزن بدن ماراتشکیل میدهد. اما ۲۵ درصد کل انرژی ما را مصرف می کند. بسیار پرهزینه است. این انرژی از کجا می آید، درسته از غذا. اگر مواد را خام بخوریم، واقعا نمی توانیم انرژی آزاد کنیم. و این نبوغ نیاکان ماست، که این حیرت آورترین فن آوری را ایجاد کردند. پنهان است، می توانیم بگوییم همه ما هر روز آنرا بکار می بریم. آشپزی این امکان را می دهد که این جهش ها، انتخاب های طبیعی، محیط ما، بتواند باعث پیشرفت ما بشه. اگر درباره این رها کردن این پتانسیل بشری صحبت کنیم که از طریق غذا و آشپزی ممکن شد، چرا اینقدر بد درباره غذا صحبت میکنیم؟ چرا همواره باید و نباید باشد، این برای تو خوبه، این برای تو خوب نیست؟ فکر می کنم این خبر خوبی برای من باشه که بتونم درباره رهاسازی ادامه رهاسازی پتانسیل بشری صحبت کنم. اکنون آشپزی به ما امکان داده، که گونه های مهاجری شویم. دوبار از افریقا سردرآوردیم. در تمام محیط ها ساکن شدیم. اگر بتوانی آشپزی کنی هیچ اتفاقی برات نمی افته چون هرچه که پیداکنی، سعی می کنی آنرا تغییر دهی. همچنین فعالیت مغزتان را تداوم می بخشد. اکنون این تکنولوژی ساده و آسان که در واقع در پی این فرمول، تکامل یافته است. چیزی را شبیه غذا پیدا کنید و آنرا تغییر دهید، و به شما انرژی خوب، آسان و در دسترسی می دهد. این تکنولوژی بر دواندام تاثیر می گذارد، مغز و شکم. مغز می تواند بزرگ شود اما شکم در واقع آب میرود. خوب صداقتشم چندان روشن نیست. (خنده حضار) اما تا ۶۰ درصد شکم ما پستانداران، توده بدنی ما آب رفت. و به خاطر داشتن غذاهای پخته، هضم آن آسانتر می شود. همانطور که می دانید داشتن مغز بزرگ، مزیت بزرگیه، چون به محیط خود تاثیر می گذارید. می توانیدروی تکنولوژیهایی که خودتان اختراع کرده اید تاثیر بگذارید. میتوانید به ابداع و اختراع ادامه دهید. و این مغز بزرگ آنرا با آشپزی انجام میدهد. اما این نمایش چگونه اجرا شد؟ چه دخالتی داشت؟ چه معیاری را بکار گرفت؟ در حقیقت به خاطر مزه و انرژی است. می دانیم که پنج مزه داریم، که سه تای آنها ما را نگه میداره. انرژی – شیرین. اومامی – مزه گوشت. برای بهبود به پروتئین های گوشت نیاز دارید. نمکی، اگر نمک نداشته باشید بدن الکتریکی شما کار نمی کند. و دو مزه ای که شما را محافظت می کنند — تلخ و ترش. که علیه مواد سمی و فاسد هستند. البته خیلی عجیب هستند، ما آنها را ماهرانه بکار می بریم. به شکلات های کم قند فکر کنید. یا به اسیدی بودن ماست فکر کنید – شگفت انگیز است. در ترکیب با میوه های توت فرنگی. پس ما می توانیم اینطور چیزها را با هم ترکیب کنیم. چون می دانیم که با آشپزی می توانیم آنها را به شکل مورد نظرتغییر دهیم. کمی پیچیده است و بویژه مکمل در مغز ما با عناصر مختلف وضعیت بیرونی، وضعیت درونی نحوه احساس ما وغیره باهم ترکیب می شوند و چیزی که ممکن است دوست نداشته باشید و شما گرسنه هستید و دوست دارید چیزی بخورید برای همین رضایت، بخش مهمی است. و من می گویم انرژی ضروری است. اکنون شکم چگونه در این روند همکاری می کند؟ و شکم یه صدای ساکت است. چیزی فراتر از احساسات است. من از کلمه گوارشی استفاده می کنم. اما در واقع آنچه به شکم مربوط است ناراحتی هضم غذاست. اگر معده درد بگیرید، کمی نفخ کند، شاید غذا مناسب نبوده یا ترکیبات غذا خوب نبوده، یا شاید مشکلات دیگری وجود دارد. روایت من در مورد دو مغز است، ممکن است تعجب کنید، معده ما یک مغز کامل دارد. تمام مدیران اتاق می گویند، حرف جدیدی نیست چون همه معده را احساس می کنیم، چیزی است که از آن استفاده می کنیم. (خنده حضار) چیزی است که از آن استفاده می کنید و بهره می برید. شکم ما به سیستم احساسات لیمبیک ما متصل است. با هم صحبت می کنند و تصمیم می گیرند. اما منظور از اینکه مغز داره اینه که یعنی نه تنها مغز بزرگ با غذا باید صحبت کند، غذا هم باید با مغز صحبت کند. چون درواقع ما مجبوریم یادبگیریم چطور با مغزها صحبت کنیم. اکنون اگر مغز شکم وجود داشته باشد، باید یاد بگیریم چگونه با آن صحیت کنیم. ۱۵۰ سال پیش، کالبدشکافان بسیار دقیق آنرا توضیح دادند، اینجا مدلی از دیواره شکم است. سه عنصر آنرا برداشتم، معده، روده کوچک و بزرگ، و درون این ساختار، دو لایه صورتی می بینید، که در حقیقت عضله هستند. و بین این عضلات بافت عصبی وجود دارد، بافتهای عصبی فراوان، که درون عضله نفوذ میکنند در غشاء عضله نفود کردند، جایی که شماتمام اجزای سیستم ایمنی را دارید. در واقع شکم بزرگترین سیستم ایمنی است، که از بدن شما دفاع می کند. در غشاء نفوذ میکند. این لایه غذایی را که می بلعید لمس می کند. و شما آنرا هضم می کنید، و بشکل توخالی است. اکنون اگر درباره شکم فکر کنید، اگر بتوانید آنرا بکشید، ۴۰ متر طول آن می شود. اندازه طول زمین بازی تنیس. اگر بتوانیم آنرا باز کنیم، و تمام پیچها را باز کنیم، سطح آن ۴۰۰ متر مربع می شود. و اکنون این مغز مسئولیت آنرا به عهده دارد تا آنرا با عضلات به حرکت دربیاورد و ازسطح آ ن محافظت کند البته غذایی که می پزیم را هضم کند به طور خاص می توانیم بگوییم این مغر مرکز فرماندهی است که ۵۰۰ میلیون سلول عصبی دارد ۱۰۰ میلیون سلول عصبی در اندازه یک مغز یک بچه گربه که آنجا خوابیده فکر کنید هرچیزی را که هضم می کند آنرا بهبود می بخشد ۲۰ نوع نرون مختلف دارد به تنوع مغز یک خوک جایی که ۱۰۰ میلیارد نرون وجود دارد مرکز فرماندهی دارای مدارهای کوچک هستند که این برنامه ها را اجرا می کنند غذا را حس می کند و می داند که چکار باید کند آنرا بوسیله ابزارهای شیمیایی حس می کند و بویژه توسط وسایل مکانیکی چون باید غذا را جابجا کند، باید موارد مختلف را ترکیب کند، که برای هضم لازم است. کنترل این عضله بسیار بسیار مهم است، چون در آنجا رفلکس انجام می شود، اگر غذایی را دوست نداشته باشید بویژه اگر بچه باشید شما دچارتهوع میشوید، این مغز این رفلکس را ایجاد می کند. و سپس در نهایت، تراوش این سیستم مکانیکی مولکولی را هم کنترل می کند، که باعث هضم غذایی می شود که می پزیم. اکنون این دو مغز چگونه با هم کار می کنند؟ من اینجا یک مدل ربوتیک دارم. معماری استنتاج نامیده می شود، یعنی یک سیستم کنترل لایه ای داریم، لایه پایینی مغز روده ما، کار خودش را دارد – هضم دفاعی – و مغز بالاتری داریم با هدف پیوستگی و ایجاد رفتارها. هر دو را می بینیم – این پیکانهای آبی رنگ هر دو به یک غذا که در لوله هستند اشاره دارند، و در ناحیه روده شما، مغز بزرگ سیگنالها را مجتمع میکند، که از برنامه های در حال اجرا می آید، از مغز پایین، اما استنتاج یعنی اینکه مغز بالاتر می تواند با پایینی تداخل کند. می تواند سیگنالها را مهارو یا جایگزین کند. و ما دو نوع سیگنال دریافت می کنیم مثل سیگنال گرسنگی. اگر شکم شما خالی باشد، هورمونی تولید می کند بنام گرلین. سیگنال بزرگی است. سیگنال را به مغز می فرستد و می گوید، برو چیزی بخور. ما سیگنالهای توقف داریم. تا هشت نوع سیگنال توقف داریم. در مورد من، به اونها توجهی نمی شود. (خنده حضار) چه اتفاقی می افتد اگر مغز بزرگ در اتحاد باشد سیگنالها نادیده گرفته می شود؟ اگر سیگنال گرسنگی را نادیده بگیرید، ممکن دچار بی اشتهایی شوید. با وجود تولید سیگنال سلامتی گرسنگی مغز آنرا نادیده می گیرد و برنامه های مختلفی در معده را فعال می کند. مورد رایج پرخوری است. سیگنال را دریافت می کند، و آنرا تغییر می دهد، و ما ادامه می دهیم، با وجود اینکه هشت سیگنال به ما می گویند. بسه. کافیه. به اندازه کافی انرژی تولید کردیم. و نکته جالب این است که همواره با این لایه پایینی، معده، سیگنال قوی تر و قوی تر می گردد. اگر مواد هضم نشده ولی قابل هضم باشد، ممکن است نفوذ کند. این را از جراحی باریاتریک می فهمیم. که سیگنال بسیار بسیار قوی بوده است. برمی گردیم به سوال آشپزی، و برمی گردیم به طراحی. یادگرفتیم با مغز صحبت کنیم، همانطور که فهمیدید، مزه و رضایت. با چه زبانی باید با مغز معده صحبت کنیم وقتی سیگنالها بسیار قوی هستند و مغز نمی تواند آنها را نادیده بگیرد. سپس چیزی را تولید می کنیم. همه ما توازن بین گرسنگی و سیری را دوست داریم. اکنون بر اساس تحقیقاتمان به شما مطلبی می گویم. این چربی گوارش است. در سمت چپتان قطره کوچک روغن زیتون دارید و این قطره روغن زیتون مورد حمله آنزیمها قرار می گیرند. این تجربه آزمایشگاهی است. کار در روده بسیار مشکل است. اکنون همه انتظار دارند که تخریب روغن روی دهد، وقتی اجزای اصلی تجزیه شدند، محو و ناپدید می شوند، چون جذب شده اند، در واقع یک ساختار بسیار پیچیده ظاهر می گردد. امیدوارم بتوانید در وسط تصویر ساختارهای حلقه ای را ببینید. که آب است. این سیستم کلی یک سطح بزرگ ایجاد می کند تا اجازه دهد آنزیمهای بیشتری به روغن باقی مانده حمله کنند. و در نهایتدرسمت راستتان یک ساختارحبابی شکل شبه سلول ظاهر میشه یک ساختارحبابی شکل شبه سلول ظاهر میشه که از آن بدن چربی را جذب می کند. اگر بتونیم این زبان را بفهمیم که زبان ساختارهاست و آنرا بادوام تر کنیم که بتواند از مسیر روده عبور کند سیگنالهای قوی تری تولید می کند. در تحقیقات ما ومن فکرمیکنم تحقیقات دانشگاهی هم به دو نکته رسیده اند که بتوانیم بگویم چگونه می توانیم البته شاید برای شما بی اهمیت باشد که چگونه پخت و پز را تغییر دهیم؟ چگونه می توانیم غذا بپذیم که باعث توسعه این زبان شویم؟ ما جانور همه چیز خوار نیستیم ما فرصت پخت و پز داریم، چون در طول دو میلیون سال گذشته یاد گرفتیم، که مزه باعث پیشرفت آشپزی ما شده تا خودمان را راضی کنیم. اگرما ماتریکس رابیفزاییم اگرما زبان ساختار را که باید بیاموزیم اضافه کنیم، وقتی آنرا یاد گرفتیم می توانیم آنرا کنار بگذاریم، و می توانیم در انرژی توازن ایجاد کنیم، که از آشپزی دوران کهن نشات می گیرد. برای اهمیت دادن به آشپزی می گویم حتی فلسفه باید تغییر پیدا کند، و باید بفهمیم که پخت و پز ما را شکل می دهد. و من خواهم گفت: من می پزم پس هستم. بسیار سپاسگزارم. منبع: http://1.darwinday.ir/%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%B2%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%A7/ |
|
| نویسنده: | آشنا [ دوشنبه شهریور 17, 93 10:43 am ] |
| عنوان پست: | در مغز انسان هیچ بخشی وجود ندارد که مخصوص دستگاه گوارشی باشد |
در بسیاری از سنتهای درمانی، روده اهمیت زیادی در رابطه با سلامت روانی دارد. اما دانشمندان در ابتدا به این مساله اهمیت چندانی نمیدادند. اکنون یافتههای جدید علمی نشان میدهند که مغز و روده ارتباطی قوی با یکدیگر دارند بر اساس گفته بسیاری از دانشمندان، مواد غذایی میتوانند در دستگاه گوارشی واکنشهایی ایجاد کنند که باعث تغییرات روحی در انسان میشود. برخی از دانشمندان حتی گمان میبرند که مواد غذایی بر شخصیتها نیز تاثیر میگذارند. این ایده که روده منشا احساسات انسان است، بخشی از پزشکی سنتی است. در سنتهای بهداشتی آسیایی، شکم مرکز بدن و منشا استحکام روحی است. اما پژوهشگران مدت زمانی طولانی به این مساله اهمیت نمیدادند و آن را جدی نمیگرفتند. رابطهی خاص روده با مغز در مغز انسان هیچ بخشی وجود ندارد که مخصوص دستگاه گوارشی باشد. ولی ۴ تا ۵ برابر اعصابی که در نخاع وجود دارند، از دیوارههای روده میگذرند. این اعصاب حتی میتوانند مزههای مختلف غذا را نیز تشخیص دهند. اما با وجود این شکم و مغز همواره در ارتباط هستند. مغز سیگنالهای مربوطه را از طریق گردش خون یا از طریق هورمونها دریافت میکند. سپس این سیگنالها در مغز به بخشی که مربوط به احساسات است، انتقال داده میشوند. این رابطه نزدیک بین شکم و احساسات در طی دوران تکامل انسان شکل گرفته است. این مساله حتی در زندگی عادی برای همه مشخص است: گرسنگی حال را بد میکند و اگر هم انسان از نظر روحی حالش خوب نباشد، اشتها ندارد. تاثیرات نوع مواد غذایی بر روح و روان انسان غذایی که انسان مصرف میکند، در مغز دقیقا ثبت میشود. اگر او اشتها داشته باشد و دستگاه گوارشیاش درست کار کند، سیستم درست است. اما اگر در دستگاه گوارشی اختلالی ایجاد شود، مغز متوجه این مساله میشود. به همین دلیل بسیاری از بیماریهای مربوط به روده با ترس و افسردگی همراه هستند. برخی از پژوهشگران تاثیرات مستقیم نوع غذا را بر رفتار و حالت موشهای آزمایشگاهی بررسی کردهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که نوع ماده غذایی تاثیر مستقیم بر حال موشها دارد. اگر این امر در میان انسانها نیز صدق کند، این یافتهای بسیار موثر خواهد بود، زیرا میتوان از این طریق با بیماریهای روحی و روانی مبارزه کرد. اما از طرف دیگر، برخی پژوهشگران با این یافتههای علمی محتاطتر برخورد میکنند و میگویند که این مساله به فاکتورهای متعدد دیگری بستگی دارد. آنها قصد دارند که در سال آینده تحقیقی در این مورد انجام دهند و کشف کنند که تغییرات در نوع مواد غذایی چه تاثیراتی بر مغز انسان میگذارد. منبع: http://www.drdavanlou.com/index.php/publications/medical/human-brain/113-human-braib-and-gut |
|
| نویسنده: | آشنا [ دوشنبه شهریور 17, 93 10:56 am ] |
| عنوان پست: | سندرم روده تحريك پذير موجب تغييرات ساختاري در مغز ميشود |
تحقيقات جديد نشان داده است كه سندرم روده تحريك پذير يا همان ibs باعث تغييرات ساختاري در مغز مبتلايان به اين سندرم ميشود. به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، محققان در توضيح اين ارتباط خاطرنشان كردند كه اين سندرم كه سبب بروز درد و ناراحتي در ناحيه شكم ميشود، ميتواند منجر به بروز تغييرات ساختاري در مناطق خاصي از مغز زنان بيمار شود. اين يافتهها حاكيست؛ سندرم روده تحريك پذير هم سبب كاهش و هم موجب افزايش تراكم سلولهاي خاكستري در مناطقي از مغز ميشود كه با تمركز، تنظيم احساسات، توقف درد و نيز پردازش اطلاعات احشايي در ارتباط هستند. به گزارش هلت دي نيوز، محققان ميگويند كه اين يافتهها تغييرات ساختاري واقعي را در مغز نشان ميدهد كه به موجب آنها، اين سندرم در گروه ساير اختلالات دردناك مثل كمردرد و ميگرن و اختلال مفصلي قرار ميگيرد. دكتر امران ماير متخصص دانشگاه كاليفرنيا در لس آنجلس در اين باره تصريح كرد: يافته جديد همچنين تاكيد ميكند كه علائم اين سندرم واقعي بوده و فقط دلايل رواني ندارند. آمارها نشان ميدهد كه متوسط سن مبتلايان به اين سندرم 31 سال است. به گزارش ايسنا، سندرم روده تحريک پذير مشکلي است که عمدتا روده بزرگ را تحت تاثير قرار ميدهد. روده بزرگ بخشي از دستگاه گوارش است که مدفوع را ساخته و ذخيره ميكند. علائم سندرم روده تحريک پذير شامل قبض روده، باد گلو، دفع گاز، اسهال و يبوست هستند. سندرم روده تحريک پذير يک اختلال شايع گوارشي است که ويژگي اصلي آن تغيير در اجابت مزاج و درد شکمي است. نکته مهم آن است که در سندرم روده تحريک پذير هيچ اختلال عضوي شناخته شدهاي با معاينه باليني و بررسي تشخيصي معمول يافت نميشود و هيچ شاخص قطعي براي سندرم روده تحريک پذير وجود ندارد. بنابراين تعريف بيماري بر اساس معيارهاي باليني و به تشخيص پزشک متخصص گذاشته ميشود. سندرم روده تحريک پذير يک بيماري نيست. يک مشکل عملکردي است. به اين معني که روده آنطور که بايد کار نميکند. در سندرم روده تحريک پذير، اعصاب و عضلات روده بيش از حد حساس هستند. مثلا زماني که غذا ميخوريد، عضلات بيش از حد لازم منقبض ميشوند. اين انقباضات ميتوانند منجر به گرفتگي رودهها و اسهال حين غذا خوردن يا مدت کوتاهي پس از آن شوند. اعصاب ممکن است بيش از اندازه به کشش روده مثلا به دليل گاز حساس باشند. در نتيجه گرفتگي و درد ايجاد ميشود. لازم به ذكر است كه سندرم روده تحريک پذير ميتواند دردناک باشد اما به روده آسيب نميرساند و باعث بيماري ديگري هم نميشود. به گفته پزشكان، استرسهاي عاطفي باعث بروز سندرم روده تحريک پذير نميشود. اما در فردي که سندرم روده تحريک پذير دارد، استرس ميتواند نشانهها را آغاز کند. در واقع روده ميتواند به تمام عوامل مانند غذا، ورزش و هورمونها واکنش بيش از حد نشان دهد. منبع: http://forum.iransalamat.com/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-849/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%D9%8A%D9%83-%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%D9%8A%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-28786/ |
|
| نویسنده: | آشنا [ دوشنبه شهریور 17, 93 11:08 am ] |
| عنوان پست: | تغییر میزان سروتونین در مغز و روده : عامل IBS |
.... علت بروز این علائم IBS چیست؟ برخی از كارشناسان علت اسهال یا یبوست عود كننده در این بیماری را اختلال عضلات یا اعصاب روده می دانند. برخی دیگر معتقدند اشكال در حس كردن روده در مغز، مسئول علائم بیماری است.از طرف دیگر برخی پژوهش ها نشان داده اند كه پس از یك عفونت ویروسی روده به خصوص اگر حادثه تنش زایی هم برای فرد رخ داده باشد، بیماری عود می كند. در حال حاضر بیش از همه، یك ماده پیامبر عصبی به نام سروتونین كه در انتقال پیام ها بین سلول های عصبی در نقاط مختلف بدن از جمله مغز و روده دخیل است مورد توجه دانشمندان قرار دارد. به نظر می رسد بیماران مبتلا به IBS كه بیشتر از اسهال رنج می برند، دچار افزایش میزان سروتونین در روده باشند و آنهایی كه علامت غالب در آنها یبوست است دچار كمبود سروتونین باشند.عوامل عاطفی هم در بروز علائم نقش دارند. استرس باعث تشدید بیماری می شود و رفتار درمانی شناختی، تكنیك های آرامش بخشی عضلانی و هیپنوتیسم درمانی ممكن است به تخفیف درد و سایر علائم كمك كند.... منبع: http://vista.ir/article/219203/%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D8%B4 |
|
| نویسنده: | آشنا [ یکشنبه آذر 23, 93 11:54 am ] |
| عنوان پست: | Re: کشف هیجان انگیز علمی:انسان دو مغز دارد مغز دوم در روده ه |
در فیلم زیر مکانیزم عمل سروتونین نشان داده شده است. با عنوان " مکانیزم اثر داروهای ضد افسردگی (SSRI) " http://www.aparat.com/v/DVwLX |
|
| صفحه 1 از 1 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|