| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://ibsgroup.ir/froum/ |
|
| افسردگي http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=55&t=522 |
صفحه 1 از 3 |
| نویسنده: | آرش [ جمعه مرداد 10, 93 4:49 pm ] |
| عنوان پست: | افسردگي |
فوايد افسردگي: چند ماه بعد از آي بي اس دچار افسردگي شدم، اميدوارم كسي مبتلا نشه حالت خيلي بديه! و با اون چيزي كه ما به اسم غم و اندوه و نااميدي مي شناسيم خيلي فرق ميكنه، اگر من آن موقع اين مطلب كوتاه را خوانده بودم خيلي بهتر با اين بيماري دست و پنجه نرم مي كردم و كمتر زجر مي كشيدم. يادش بخير! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - انگار افسردگی مزایایی هم دارد و نمیدانستیم! این بیماری میلیونها نفر را در سراسر جهان درگیر کرده است. مبتلایان به این بیماری بطور معمول از افسردگی خفیف و موقتی تا یک حالت عمیق افسردگی که در آن خلق و خو و احساسات پایین میآید و ناامیدی در هر زمانی فرد را درگیر میکند، رنج میبرند اما ظاهرا بتازگی از برخی جنبههای پنهان اما مثبت آن پرده برداشته شده است. گفته میشود 7 درصد از جمعیت عمومی جهان مبتلا به افسردگی هستند و تنها درصد کمی از بیماران اقدامات درمانی لازم را انجام میدهند. اگرچه افسرده بودن قرار گرفتن در یک شرایط منفی است و بطور جدی زندگی انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد ولی همچنان آمار مبتلایان به آن، روز به روز در حال افزایش است. به همین خاطر روانشناسان برجسته دلایل متعددی را برای در آغوش گرفتن افسردگی عنوان میکنند زیرا پذیرش افسردگی یک گام بزرگ در غلبه بر بیماری است. افسردگی کمک میکند به چیزهایی که واقعاً مهم هستند، تمرکز کنیم: افراد کمی متوجه جنبههای مهم زندگی شان هستند اما به محض اینکه افسرده میشوند سطوح مختلف زندگی را بطور عمیقی تجزیه و تحلیل میکنند. اغلب افراد تمایل دارند هر چیزی را بدون فکر کردن دربارهاش بدست آورند. برخی از انسانها بویژه کسانی که شخصیت هنری دارند هنگام افسردگی بیشتر روی مسائل اساسی زندگی تمرکز میکنند. به عنوان مثال گفته میشود داروین از افسردگی مزمن رنج میبرد و این غم و اندوه عمیق به او کمک کرد همه چیز را تجزیه و تحلیل کند در واقع افسردگی ویژگیای بود که به داروین کمک کرد، نظریه تکامل را مطرح کند. بنابراین افسردگی برای برخی افراد ابزاری برای رسیدن به هدفهای مهم و بیشتر است اینکه فرد احساس کند به چیزهای بیشتری برای رسیدن به اهدافش نیاز دارد و تا قبل از آن حتی با وجود شادی و خوشحالی قادر به تغییرشان نبوده است در چنین شرایطی مهم و اساسی جلوه داده شده و قابل تغییر هستند. افسردگی گاهی اوقات مادر خلاقیت میشود: گفته میشود برخی از بزرگترین نویسندگان و نقاشان زمانی که خلق افسردهای داشتند و احساساتشان بشدت صدمه دیده بود بهترین شاهکار دنیای هنر را خلق کردهاند. این موضوع تقریباً قانون ناشناختهای در جهان است. هنگامی که انسان سطح بالایی از غم و اندوه و افسردگی را تجربه میکند تمایل زیادی به حرکت در مسیرهای پیچیده و جدید پیدا میکند. این دقیقاً چیزی است که به عنوان پارادوکس بزرگ، باعث افسردگی میشود. برخی از این افراد اغلب با نداشتن تمرکز، اراده و انگیزه همراه هستند و به همین خاطر چند روز یا هفته را در رختخواب یا داخل خانه سپری میکنند و مسائل مهمی به ذهن شان الهام شده و فوران میکند. افسردگی به بیماران کمک میکند واضح و آشکار فکر کنند: یکی دیگر از افسانههای شایع درباره افسردگی این است که این بیماری از فکر کردن درست و واضح جلوگیری میکند اما واقعیت این است که برخی افراد در چنین شرایطی با تمرکز بر محیط اطراف چیزها را کاملاً متفاوت میبینند. این جنبه از افسردگی بخصوص اگر افسردگی پس از یک رویداد دردناک مانند از دست دادن عزیزان اتفاق بیفتد، دیده میشود. افسردگی گاهی بهترین محرک است: افسردگی معمولاً با اندوه عمیق و اضطراب همراه است. این نوع احساسات صفات اساسی افسردگی است. با این حال آنچه که اغلب ما درک نمیکنیم، این است که افسردگی یکی از مهمترین شرایطی است که به ایجاد انگیزه در فرد کمک میکند. اگرچه این یک قاعده کلی نیست و تا حد زیادی از فردی به فرد دیگر متفاوت است (بستگی به شیوه هر فرد در فکر کردن و مقابله با مسائل دارد) افسردگی گاهی اوقات فرد را مجبور میکند شادی را پیدا کند و بیشتر از قبل ارزش شادی را درک کند. غم و اندوه فرد را ناتوان میکند به همین خاطر افسردگی این امکان را میدهد که شادی را بیش از پیش درک کنیم. همگی با عبارت «ارزش واقعی چیزها را نمیدانی تا زمانی که از دست شان ندادهای» آشنا هستیم، این عبارت نشان دهنده بروز افسردگی است و کمک میکند تا زیباییها را کشف کرده و از هر چیزی لذت ببرید و شادی کنید. افسردگی و دلیل زندگی کردن را یاد بگیرید: از آنجا که افسردگی اغلب با فقدان میل به زندگی همراه است و یک فرد افسرده فقط سیاه و سفیدهای جهان را میبیند، افسردگی به او کمک میکند دلیل زندگی و ادامه مسیر را ببیند. مقاومت در برابر مشکلات زندگی مهم است، افسردگی این امکان را فراهم میکند تا با نگاه به گذشته و تجزیه و تحلیل گذشته نگرش انسان به زندگی تغییر کند مثلاً انسان به گذشتهاش نگاه میکند و میبیند که چه چیزی را اشتباه انجام داده است و چگونه میتوان همه چیز را بهتر انجام داد در این مفهوم افسردگی کمک میکند تا از اشتباهات گذشته درس بگیریم. افسردگی و درک ارزش سلامتی و خانواده: وقتی افراد افسرده هستند به این باور تمایل دارند که هیچچیز خوبی در این دنیا وجود ندارد با این حال اغلب دوستان و خانواده حمایت واقعی شان را تا زمانی که به حضورشان نیاز است، نشان میدهند. افسردگی یک آزمون خوب برای بهتر دیدن افرادی است که در کنار او می مانند و نخستین نشانههای ضعفاش را درک میکنند. افسردگی بدان معنی است که شما به حمایت معنوی و عاطفی نزدیکان و خانوادهتان نیاز دارید و سلامتی تان برای آنها مهم است. متأسفانه بسیاری از انسانها زمانی ارزش با هم بودن و حمایت معنوی و عاطفی دیگران را درک میکنند که دیگر خیلی دیر شده است. افسردگی و تحریک قوه تحلیل هنگامی که افسردگی به یک عامل خارجی مرتبط است معمولاً منجر به ترویج و تقویت قوه تحلیل در فرد میشود به این معنی که فرد در مورد عواملی که باعث افسردگی او شده فکر میکند و در نتیجه با مشاهده مسائل و مشکلات دست به تحلیل میزند. به عبارت دیگر به جای نگاه کردن به تصویر بزرگتر، مشکلات را به قطعات کوچکتر و ریز تقسیم و آنها را تحلیل میکنند که این امر به درک بهتر مشکلات کمک میکند. تحلیل مسائل پیرامونی نوعی مکانیزم است که اغلب افراد آن را به کار میگیرند و در مقابله با افسردگی فعالتر میشوند. به همین دلیل است که گفته میشود مبتلایان به بیماری افسردگی باید افسردگی را در آغوش گرفته و بهترین درسهای زندگی را از آن یاد بگیرند. افسردگی چیزی نیست که کسی بخواهد آن را آرزو کند اما این بدان معنی نیست که افراد افسرده هیچ دیدگاه مثبتی در زندگی ندارند. کسانی که مبتلا به افسردگی هستند باید سعی کنند ذهن شان را باز نگه دارند و همه جوانب مثبت و منفی زندگی را در مقایسه با شرایط عینی شان بسنجند در چنین حالتی است که از نتیجه تجزیه و تحلیل هر دو شرایط شگفت زده خواهند شد و از پیشرفت بیماری جلوگیری به عمل خواهد آمد و از همه مهمتر آمار افسردگی مزمن روز به روز رشد نخواهد شد. منبع: عصرايران به نقل از میگنا |
|
| نویسنده: | abbas [ سه شنبه مرداد 14, 93 9:34 am ] |
| عنوان پست: | افسردگی چیست؟ و کشف سرنخ افسردگی |
سلامانه :دکتر پرویز مظاهری در تعریف بیماری افسردگی گفت: افسردگی یک احساس ناخوشایند درونی به صورت عدم لذت و احساس بی حوصلگی و غم و اندوه است. دبیر انجمن روان پزشکان ایران در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری سلامانه، توضیح داد: این حالت را خود فرد حس می کند و خلقش پایین تر از حد استاندارد است. خلق پایین حالتی است که فرد احساس می کند از هیچ چیز لذت نمی برد و شرایط زندگی برایش خوشایند نیست. وی ادامه داد: همه ما به طور طبیعی این احساس را داریم که از زندگی لذت می بریم. وقتی این احساس کم می شود و حس غم و ناراحتی داریم، خلقمان پایین است. بر عکس وقتی که به طور غیر طبیعی خلق بالا می رود و فرد احساس سرخوشی و شادی کاذب دارد، دچار خلق بالا شده است. دکتر مظاهری با بیان این که ممکن است در طول روز همه ما اضطراب، افسردگی و خشم و شادی را تجربه کنیم ولی این حالت لحظه ای است، افزود: اما اگر این حالت بیش از دو هفته طول بکشد دیگر طبیعی نیست و حالت بیماری به خود گرفته است. در واقع وقتی علامتی تداوم داشته باشد دیگر طبیعی نیست. وی خاطرنشان کرد: میزان افسردگی در خانم ها و آقایان متفاوت است. به طوری که بیماری افسردگی در خانم ها دو برابر مردان است. در مورد افسردگی دو قطبی آمارها برابر است. دبیر انجمن روان پزشکان ایران گفت: بین 5 تا 17 درصد افراد به افسردگی مبتلا می شوند و این بیماری شایع ترین بیماری در حال حاضر دنیا است. البته افسردگی به همراه اضطراب شیوع بیشتری دارد. کشف سرنخ افسردگی براساس گزارش منتشر شده در مجله PNAS، در مرکز مغز به اندازه نخود (به قطر کمتر از 3 میلیمتر) باعث میشود که انسان چگونه پیشبینی کند و از طریق پاسخ به تجربیات نامطبوع یاد بگیرد. مطالعه نشان داد که بیش فعالی در این بخش نواری شکل عامل ایجاد بدبینیهایی است که در افراد افسرده مشاهده میشود. بر اساس گزارش منتشر شده در مجلهPNAS، منطقهای به اندازه یک نخود و حدود 3 میلیمتر در مغز وجود دارد که چگونگی پیشبینی، یادگیری و پاسخ به تجربههای سخت و ناگوار انسانها را کنترل میکند. محققان در دانشگاه کالج لندن از طریق روش نوینی موفق شدهاند نقطهای را که در اسکن دیده نمیشود را نظارت کنند. آنها 23 نفر را در اسکنر MRI با فنآوریهای جدید قرار دادند تا فعالیت مغز آنها را بررسی کنند. محققان به شرکت کنندگان تعدادی تصاویر خیالی نشان دادند، تصاویر در ارتباط با تنبیه (شوک الکتریکی دردآور)، پاداش (تصویر پول) یا تصویری خنثی بود که اصلاً واکنشی را به همراه نداشت. نتیجه تحقیقات منجر به آن شد که دانشمندان اعلام کنند بخش نواری شکل مغز کمک میکند به افراد که که چگونه در شرایط دوری از یک چیز و یا مواجهه با واقعه دردناک با آن مدارا کنند. محققان در حال حاضر با افراد مبتلا به افسردگی کار میکنند تا تفاوت در فعالیت مغز در این منطقه را بررسی کنند. http://www.ghatreh.com/news/nn21238701/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA |
|
| نویسنده: | MONA SADAT [ پنج شنبه مرداد 16, 93 7:11 am ] |
| عنوان پست: | ساکنان روستا افسردهتر از شهرها |
در بین جمعیت افسردهترها، تحقیقات نشان داد میزان شیوع افسردگی در میان جمعیت شهری و روستایی بیش از جمعیت شهری و در شهرهای کوچک بیش از شهرهای بزرگ است. دکتر منتظری در پاسخ به علت این نتیجه که تا حدودی برخلاف انتظار است، چرا که محیطهای روستایی به دلیل دوری از عوامل شهری در معرض استرس کمتری قرار دارند، اولا با تاکید بر اینکه استرس با افسردگی تفاوت زیادی دارد میگوید: دلیل شیوع بیشتر افسردگی در جمعیت روستایی به نسبت جمعیت شهری، آن است که ما توسعه روستاها را رها کردهایم؛ روستاهای بسیاری تبدیل به مخروبه شدهاند و جمعیت سالمند آن به شدت آسیبپذیر هستند، چرا که آنها با تنهایی، فقر، عدم توسعهیافتگی در محیط زندگی و بیماری مواجهند. به گفته وی شیوع افسردگی در جمعیت روستایی نتیجهی دیگری هم در بر دارد و آن مهاجرت روستاییان به شهرها و معضل بزرگ حاشیهنشینی است. وی میافزاید: این در حالیست که امکانات قابل دسترس و خدمات در شهرها بسیار بیشتر است. دکتر منتظری میافزاید: علاوه بر عدم توسعه یافتگی و جمعیت سالمند روستاها، وجود بیماریهای مزمن و همراه از دیگر عوامل شیوع بیشتر افسردگی در جمعیت روستایی نسبت به جمعیت شهری است. http://www.salamaneh.com/page.php?news_id=14499 |
|
| نویسنده: | آرش [ یکشنبه مرداد 19, 93 1:58 pm ] |
| عنوان پست: | رابطه افسردگي با بی عدالتی، نا برابری و قانون |
افسردگی در چه جوامعی بیشتر است؟ دکتر منتظری در پاسخ به این سوال عوامل متعددی را برشمرد اما در بین عوامل مورد اشاره، آنچه که بیشتر مورد تاکید این متخصص علوم سلامت و پژوهشگر موضوع افسردگی قرار میگیرد، «اجرا نشدن قانون» است. بیقانونی نقش مهمی در شیوع افسردگی دارد به گفته وی در جامعهای که قانون به درستی اجرا نشود و قانونگریزی در سطح بالایی باشد، افراد بیشتری مبتلا به افسردگی میشوند، زیرا افراد از اینکه نمیتوانند از حقوق خود دفاع کنند و روشی برای احقاق حق خود نمییابند افسرده میشوند. بنابراین اگر ارادهای برای پیشگیری از افسردگی در جامعه هست باید اول برای اجرای قانون در سطح جامعه تلاش کرد تا افراد احساس کنند در پناه قانون به حق خود میرسند. احساس بیعدالتی هم افسردگی در جامعه را افزایش میدهد وی دومین عامل مهم پیشگیری از شیوع افسردگی را «احساس عدالت» در جامعه میداند. دکتر منتظری معتقد است در جامعهای که احساس بیعدالتی باشد، افراد دچار افسردگی میشوند و برای کار و زندگی انگیزهای ندارند؛ بنابراین هر جامعهای که بخواهد شاداب و پرنشاط باشد، باید احساس عدالت کند؛ ضمن آنکه «احساس عدالت» از «اجرای عدالت» بسیار مهمتر است، یعنی افراد احساس کنند فرصتها در جامعه به درستی و براساس شایستگیها توزیع میشود تا آنجا که نگران آن نباشند که اگر فردا به سراغ فرصتی که حق آنهاست بروند بسیار دیر است و در نتیجه بر اثر چنین احساسی فرصتطلبی کنند؛ فرصتطلبی که درجامعه متاسفانه معنای «زرنگی» به خود گرفته و به قیمت بیماری دیگران و حتی خود فرد فرصتطلب تمام میشود. شیوع افسردگی به دنبال نابرابری در جامعه این پژوهشگر، پس از اشاره به این دو عامل مهم پیشگیری از افسردگی در جوامع یعنی «اجرای قانون» و «احساس عدالت»، به عامل سوم در این زمینه اشاره میکند. به گفته وی، وجود نابرابریهای گوناگون در جامعه (نابرابریهای جنسیتی، طبقه اجتماعی، قومیت و نژاد) از عوامل عمومی بروز و شیوع افسردگی در جوامع است و بر اساس متون پژوهشی جدید، نابرابری، افسردگی در جوامع را تشدید کرده است. منبع: قسمتی از گفتگوی ایسنا با دکتر منتظری http://isna.ir/fa/news/93051908864/%DA% ... 9%88%D9%85 |
|
| نویسنده: | آرش [ پنج شنبه مرداد 23, 93 4:35 pm ] |
| عنوان پست: | افسردگي |
بر اساس آمار موسسههای ملی بهداشت آمریکا (NIH) افسردگی عمده (major depression) شایعترین اختلال روانی در این کشور است. تخمین زده میشود که ۱۶ میلیون نفر از بزرگسالان آمریکایی دست کم یک بار یک اپیزود افسردگی عمده یا بروز علائم افسردگی را در سال گذشته تجربه کرده باشند. با وجود رایج بودن بسیار این بیماری، بسیاری از مردم دقیقا نمیدانند که افسردگی به چه معنا است و اغلب فکر میکنند افسردگی همان غم و اندوه است. استفن ایلاردی، استادیار روانشناسی بالینی در بلاگی در وبسایت Psychology Today در این باره مینویسد: افسردگی (Depression ) یکی از کلماتی است که بیش از هر کلمه دیگری به طور تاسفباری در زبان انگلیسی درباره آن سوءتفاهم وجود دارد. هنگامی که مردم در مکالمات روزمره به افسردگی اشاره میکنند، معمولا منظورشان وضعیتی با وخامت بسیار کمتر از آن چیزی است که این اختلال روانی واقعا شامل آن میشود. در واقع این اصطلاح در زبان مردم عموما به عنوان مترادف با اندوه صرف به کار میرود. علائم افسردگی فراتر از احساس اندوه است و ممکن است شامل از دست دادن علاقه و لذت بردن از فعالیتهای معمول، تحریکپذیری، تشویش و بیقراری، کاهش میل جنسی، کاهش تمرکز، بیخوابي یا خوابیدن مفرط، احساس خستگی مزمن و خوابآلودگی باشد. |
|
| نویسنده: | آرش [ پنج شنبه مرداد 23, 93 4:38 pm ] |
| عنوان پست: | فرق افسردگي در زنان و مردان |
- افسردگی در میان زنان شایعتر از مردان است. - مردان دچار افسردگی با احتمال بیشتری نسبت به زنان افسرده به مصرف مواد غیرمجاز روانگردان روی میآورند. مردان افسرده همچنین ممکن است افسردگیشان را با روی آوردن به گریزگاههایی پنهان کنند، برای مثال تماشای تلویزیون، انجام بازیهای ورزشی یا کارکردن مفرط، یا پرداختن به رفتارهایی خطرآفرین. - تشخیص علائم مردان افسرده ممکن است برای دیگر افراد مشکلتر باشد، و این بیماری در مردان با فراوانی بیشتری تشخیصداده نشده باقی میماند. - مردان دچار افسردگی با احتمال بیشتری نسبت به زنان افسرده ممکن است دست به خودکشی بزنند. مردان دچار افسردگی ممکن است مدت طولانیتری بدون تشخیص یا درمان بمانند، و بنابراین مردان دچار مشکلات سلامت روانی مخربتری میشوند. |
|
| نویسنده: | آرش [ دوشنبه مرداد 27, 93 1:59 pm ] |
| عنوان پست: | خودکشی رابین ویلیامز کمدین |
به باور خیلیها افسردگی و اقدام به خودکشی آن هم از جانب یک کمدین که خنداندن مردم وظیفه شغلی اوست، باور نکردنی است، اما دکتر خدایی معتقد است: اختلال افسردگی هیچ ارتباطی به موقعیت اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و... ندارد و فارغ از هر موضوعی به دلیل تغییرات آنزیمی در مغز ایجاد میشود؛ هر چند که نقش وراثت و عوامل شخصیتی و محیطی را نمیتوان نادیده گرفت. |
|
| نویسنده: | آرش [ سه شنبه آبان 13, 93 8:55 pm ] |
| عنوان پست: | علت به وجود آمدن افسردگی |
در روانشناسی نظریه پردازان مختلف، افسردگی را از ابعاد متفاوتی مورد بررسی قرار داده اند. در اینجا سه دیدگاه رایج در رواشناسی را به طور مختصر شرح می دهیم: • در دیدگاه روانکاوی افسردگی فرد به مسایل و اتفاقاتی که در دوران کودکی و در ارتباط با افراد مهم زندگی اش مانند مادر و پدر رخ داده است نسبت داده می شود. و درمان فرد با بررسی و تحلیل حوادث ناگوار گذشته و صحبت درباره آنها انجام می شود. • دیدگاه شناختی معتقد است که افسردگی از وجود افکار خودکار منفی در ذهن حاصل می شود به این معنی که این افراد در مورد خودشان، آینده و جهان باورهای منفی دارند. این دیدگاه بر این نظر است که نوع نگاه و برداشت افراد نسبت به اتفاقات و جهان پیرامون است که غمگینی یا سایر هیجانات منفی مثل خشم را ایجاد می کند. درمان افسردگی در این دیدگاه با استفاده از مبارزه با این افکار و باورها انجام می شود. • دیدگاه زیستی افسردگی را ناشی از کاهش برخی هورمون های موجود در مغز می داند. و درمان آن را با استفاده از داروهای روانپزشکی میسر می داند. |
|
| نویسنده: | آشنا [ سه شنبه آبان 13, 93 9:20 pm ] |
| عنوان پست: | Re: افسردگي |
همانطور كه مي دانيد من تخصص يا اطلاعاتي در مورد روانشناسي ندارم. ولي جمع بندي هاي من مي گويد كه هر سه ديدگاه فوق بطور همزمان درست هستند و ديدگاهي و مدلسازيي از انسان لازم است كه اين سه ديدگاه را يكي كند. هر سه ديدگاه از يك زوايه ديد به انسان نگاه مي كند و ضمن اينكه قسمتي از حقيقت را مي بيند ولي همه حقيقت را نمي بيند. هر سه ديدگاه فوق بر هم تاثير متقابل دارند. يعني: باورهاي نهفته شده در ضمير ناخودگاه ، بر باورهاي فعلي و رفتارهاي فعلي فرد تاثير كامل مي گذارد و هپيتالموس را به ترشح كم يا زياد هورمن ها وادار مي كند. عقايد و باورهاي فعلي ما ، با تكرار بر ضمير ناخوداگاه و نيز بر هپيتالموس تاثير مي گذارد. و فرمانهاي هپيتالموس بر ميزان ترشح هرمونهاي بدن و در نتيجه بر رفتارهاي ما تاثير مي گذارد ولي اين رفتار ها با تكرار به باورهاي ما تبديل مي شود. |
|
| نویسنده: | آرش [ سه شنبه آبان 13, 93 9:49 pm ] |
| عنوان پست: | Re: افسردگي |
به نظرم مشكل اينجاست كه ما متخصصي نداريم كه به هر سه ديدگاه و روش درماني آنها تسلط داشته باشد. مثلا روانپزشك فقط ديدگاه زيستي را مي شناسد و قبول دارد. و روانشناس با ديدگاه شناختي كار مي كند. البته الان در بعضي مواقع روانپزشك و روانشناس مريض را به يكديگر ارجاع مي دهند، اما همه اينكار را انجام نمي دهند. ظاهرا بين روانشناس(شناختي) و روانپزشك(زيستي) بيشتر اختلاف و دعوا هست تا همكاري. من در اين پست(انتهاي صفحه) يك اشاره اي به اين موضوع داشتم: viewtopic.php?f=48&t=489&start=50 در مطلبي كه شما گفتيد من اينطور برداشت كردم كه ديدگاه زيستي را قبول نداريد و رد كرديد، چون شما هیپوتالاموس و هورمون هاي آن را تابع ناخودآگاه و "عقايد و باورهاي فعلي ما " مي دانيد. |
|
| صفحه 1 از 3 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|