| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://ibsgroup.ir/froum/ |
|
| گربه را دم حجله کشتن http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=56&t=97 |
صفحه 1 از 1 |
| نویسنده: | shkofe [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:46 am ] |
| عنوان پست: | دروغگويي |
دروغگويي مي ميرد و به جهان آخرت مي رود. در آنجا مقابل دروازه هاي بهشت مي ايستد سپس ديوار بزرگي مي بيند که ساعت هاي مختلفي روي آن قرار گرفته بود. از يکي از فرشتگان مي پرسد “اين ساعت ها براي چه اينجا قرار گرفته اند؟” فرشته پاسخ مي دهد :”اين ساعت ها ساعت هاي دروغ سنج هستند و هر کس روي زمين يک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد يک دروغ بگو يد عقربه ي ساعت يک درجه جلوتر ميرود”. مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کيه؟!” فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتي يک دروغ هم نگفته بنابراين ساعتش اصلاً حرکت نکرده است. - واي باور کردني نيست . خوب آن ساعت کيه؟ فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهام لينکلن(رئيس جمهور سابق آمريکا) عقربه اش دوبار تکان خورد! - خيلي جالبه راستي ساعت من کجاست ؟ فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفي استفاده مي کنند. |
|
| نویسنده: | shkofe [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:48 am ] |
| عنوان پست: | خرگوش و روباه و شیر |
یه روز تو جنگل یه شیر و روباه وایستاده بودند و حرف می زدند که یه خرگوشه میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباهه یه نگاه به شیره میکنه میگه چرا نمی ری بخوریش ؟ شیره میگه ولش کن بابا بچه اس! فرداش اینا باز داشتن حرف میزدند که خرگوشه باز میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباه باز بهشیره نگاه میکنه و میگه تو سلطان جنگلی برو بخورش باز شیره میگه ولش کن بابا بچه اس تا اینکه فرداش خرگوشتا میادو به شیره میگهچطوری دی/وث روباهه دنبالش میکنه . خرگوشه میره تو یه سوراخ . روباهه تا میره ببینه کجاست کله ش گیر میکنه . خرگوشه هم از اون طرف میادو ترتیب روباهه رو میده . فرداش روباهه و شیره وایستاده بودن خرگوشه میاد میگه چطورین دی/وثا !!! شیرهبه روباهه میگه چرا نمیری بخوریش ؟ روباهه میگه ولش کن بابا بچه اس! |
|
| نویسنده: | فرشته [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:51 am ] |
| عنوان پست: | Re: دروغگويي |
جالب بود من از دروغ به شدت متنفرم وهم وحشت دارم با خوندن مطلب دروغ یادیه ماجرایی افتادم که حالمو بد کرد دروغ خیلی بده اعتماد ادمو سلب میکنه چند روز پیش میلی داشتم با عنوان دروغ مطلب خیلی خوبی توش بود |
|
| نویسنده: | shkofe [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 1:28 pm ] |
| عنوان پست: | Re: دروغگويي |
سلام میناجون خوبی آجی اگه مطلب خوبی داری به ایمیل منم بفرست استفاده کنم ممنون میشم ایمیلمو برات کجا بذارم |
|
| نویسنده: | shkofe [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 3:28 pm ] |
| عنوان پست: | گربه را دم حجله کشتن |
می دانید داستان ” گربهرا دم حجله کشتن” چیست؟ میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیممی گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و….چند دقیقه از زفاف کهمیگذرد پسرک احساستشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکندکه ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بودهاز جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلافبیرون می کشد و سر ازتن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار…. خب معلومه دختر از ترس سریع میره اب میاره |
|
| نویسنده: | فرشته [ دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:00 am ] |
| عنوان پست: | Re: گربه را دم حجله کشتن |
اه پس داستان از این قراربود چه بد |
|
| نویسنده: | shkofe [ دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:06 am ] |
| عنوان پست: | Re: گربه را دم حجله کشتن |
مینا جون خودمم دوست داشتم بدونم ماجراش چی بوده که اتفاقی مطلبش و دیدم و فهمیدم بنظرم خیلی جالب و خنده دار ه بخند آجی : |
|
| نویسنده: | فرشته [ دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:15 am ] |
| عنوان پست: | Re: گربه را دم حجله کشتن |
نه از این جهت ناراحت شدم که بازم مردا برنده شدن پس خانما چی باز مرد ستیزیم گل کرد |
|
| نویسنده: | delaram [ چهارشنبه خرداد 1, 92 10:43 am ] |
| عنوان پست: | Re: گربه را دم حجله کشتن |
برعکسش نبود. خانوما نزارین مردا همیشه برنده باشه شما بر عکشو انجام بدین خودتون سوسکارو بکشین حساب کار دستشون بیاد |
|
| صفحه 1 از 1 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|