alirezzads213 نوشته است:
.......
- ماها پر از حسرت زیستنیم شاید به خاطر این باشه که تغییراتیکه در مغز بوجود میاد باعث احساس لذت کمتر از زندگی و شادکامی کمتر و زود رنجی و شکنندگی ما میشه ولی با همه این شرایط بیش از حد برای سلامتی خودمون نگرانیم و به هر دری میزنیم که شاید بهتر شیم و زندگی کردن را هم بعضی مواقع فراموش میکنیم آنقدر که به فکر سلامتیمون هستیم کاشکی یکم شیوه درست زندگی کردن رو یاد میگرفتیم
جانا سخن از زبان ما می گویی.
من هم معتقدم مشکل من و امثل من این است که "مهارت های خوب زندگی کردن" را بلد نیستیم. یک بیماری مثل آی بی اس سراغم آمده که اتفاقا هیچ عوارض جسمانی دیگر ندارد. . دو راه پیش رو دارم:
1- "زانوی غم به بغل گرفتن" و "آرزوی های خود را به باد فنا دیدن" و "چرا من گفتن" و " برنامه هایم نقش بر آب شد گفتن"
2- مطابق با شرایط جدید " برنامه ریزی دوباره کردن" ، " اهداف را عوض کردن" ، " یافتن مسیرهای جدید برای رسیدن به اهداف" ، " برنامه ریزی برای لذت هر چه بیشتر از زندگی"
من 16 سال راه حل اول را رفته ام و به هیچ چیز نرسیدم. 1.5 سال است راه دوم را انتخاب کرده ام مسیرهاهای جدید در زندگی یافته ام تازه دارم معنی لذت بردن از زندگی را می فهم. یاد می گیریم که همه چیز دست خودم است. فقط به یک چیز احتیاج دارم. شناخت هر چه بیشتر خودم. و اینکه انسان یعنی انتخاب هایش. در هر لحظه ما انتخاب هایی می کنیم این انتخاب های ما نشانگر افکار ما هستند شناختن منشا این افکار و اینکه چرا من در یک لحظه از میان انتخاب های گوناگون ، انتخاب خاصی را انجام می دهم بیسار لذت بخش است و همچنین آرامش بخش. که اتفاقا کمک می کند که انتخاب های بهتر نیز انجام دهم.