انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 7:22 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 41 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: جمعه خرداد 3, 92 7:50 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
ژگی ها و قدرت خارق العاده تلقین در زندگی بر هیچ کس پوشیده نیست. بسیاری از بیماری ها، اعتیادها، عادت ها و البته پیشرفت ها ریشه در همین قضیه دارد. در ادامه چند داستان کوتاه ولی پر معنی از اتفاقات واقعی که بر پایه تلقین شکل گرفته اند را بررسی می کنیم.

می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد و باعجله دو مسأله را که روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچ یک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت. سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد، زیرا آنها را بعنوان دو نمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.

نکته جالب این است که، اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آن را حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.

چند نمونه و آزمایش جالب و فراموش نشدنی باعث تغییر نگرش پزشكان و روانشناسان شد.

یك زندانی كه قصد فرار داشت بطور مخفیانه خود را در یكی از واگن های قطار جا داده بود و بعد از حركت فهمیده بود كه در یخچال قطار قرار دارد .

زندانی مطمئن بود كه در طی چندین ساعتی كه در یخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقیقاً اینطور هم شد .
اما بعد از رسیدن به مقصد مشاهده كردند كه زندانی یخ زده در حالی كه یخچال قطار خاموش بوده است و این نشان می دهد كه شخص زندانی به خود تلقین كرده كه منجمد خواهد شد و این تلقین برای او حكم یك تصویر ذهنی مطابق با افكار او داشته و همین باعث شده كه سلول های بدن وی واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود .

نمونه دیگر آزمایشی بود كه به پیشنهاد یكی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محكوم به اعدام انجام شد .

آزمایش به این صورت بود كه مجرم اول را با چشمانی بسته در حضور مجرم دوم با بریدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند . در این هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید بود . سپس چشمان نفر دوم را نیز بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغه ای خط كشیدند و در این حین كیسه آب گرم نیز بالای دست وی شروع به ریختن می كرد این در حالی بود كه دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود . اما شاهدان یعنی پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوری دیدند كه مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد چرا كه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و خونریزی می كند . ریخته شدن خون را نیز بر روی دست خود حس می كرده است . در واقع تصویر ذهنی او چنین بوده كه تا چند لحظه دیگر به مانند نفر اول هلاك می شود و همین طور هم شد .

این نشان می دهد كه دستگاه عصبی شما با توجه به آنچه فكر می كنید یا خیال می كنید كه حقیقت دارد واكنش نشان می دهد.

دستگاه عصبی شما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد.

در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی كه از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واكنش نشان می دهد.
این یكی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می كنیم شك می كنیم كه حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در كار است.

در واقع، آنچه را كه می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.
در پدیده هیپنوتیزم اگر بیمار به درستی گفته های شخص هیپنوتیزم كننده معتقد باشد كارهای حیرت آور انجام می دهد و بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد زیرا طرز فكر و باورش تغییر كرده است.

هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی همیشه به نظر اسرار آمیز بوده است، زیرا همیشه فهم اینكه چگونه باور كردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنوعی چنان برخورد شده كه انگار نیرو یا قدرت ناشناخته ای در كار است. اما حقیقت این است كه وقتی شخصی را متقاعد می كنید كه قدرت شنوایی اش را از دست داده رفتار ناشنوایان را پیدا می كند. وقتی او را متقاعد می كنید كه نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار گیرد و در این میان نیروی مرموزی هم در كار نیست.

به قدرت ذهن خود ایمان داشته باشید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه خرداد 4, 92 9:47 am 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
ممنون. عالی بود


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه خرداد 4, 92 7:36 pm 
آفلاین
Admin

تاریخ عضویت: چهارشنبه بهمن 18, 91 4:13 pm
پست: 133
خیلی پست قشنگی بود شکوفه جان
لذت بردم
منم کاملا به این موضوع اعتقاد دارم
مرسی


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه خرداد 10, 92 12:18 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 2:36 pm
پست: 28
خیلی جالب بود. ممنون از پست زیبات


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه خرداد 13, 92 5:33 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
ه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب می‌کنیم. بسیاری از ماها یک رنج مداوم را بابت تحمل این افراد تحمل می‌کنند.

آیا شما کار و حرفه‌ای دارید که لازمه آن سر و کله زدن با طیف وسیعی از ارباب رجوع و مردم است؟ آیا شده که هنگام انجام این کار، با آدم‌های به کلی غیرمنطقی برخورد کنید که اعصابتان را به هم می‌ریزند؟ آیا گاهی مجبور می‌شوید که در میهمانی‌ها با یک آشنا یا فامیل دیدار کنید که حرف‌های عجیب و غریبی می‌زند که بر پایه هیچ استدلالی نیستند؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که وقتی می‌بینید کسی حرف‌هایش بر پایه استدلال‌های منطقی نیست و به طرز غیرمنطقی و غیرعقلایی فکر می‌کند و چیزهای بی‌ربط را به هم مربوط می‌کند، اصطلاحا جوش می‌آورید و در حالی که ذاتا آدم صبور و آرامی هستید، به یک دیگ بخار تبدیل می‌شوید؟!

چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی خود به صورت رو در رو یا از راه دور با چنین آدم‌هایی سر و کار داریم و مجبور به تحملشان می‌شویم. ما در قبال این افراد رویکردهای مختلفی انتخاب می‌کنیم. بسیاری از ماها یک رنج مداوم را بابت تحمل این افراد تحمل می‌کنند.

اما آیا دانش روانشناسی می‌تواند مقداری از رنج ما کم کند؟ واقعیت این است که فهم و مدیریت این قبیل آدم‌ها یک مهارت و هنر است که در طی سال‌ها، برخی‌ها به تدریج و به صورت تجربی کسی می‌کنند.

در حالی که در روانپزشکی و روانشناسی معیارهای بالینی برای تشخیص اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیتی مرزی، ضداجتماعی و خودشیفتگی وجود دارد، در کمتر منبع یا دوره آموزشی به ما آموزش دیده می‌شود که چطور می‌توانیم در برخوردهای عادی روزانه یا کاری با این افراد، از ذهن و روانمان محافظت کنیم، طوری که خدشه‌ای به روحیه و عملکرد حرفه‌ای‌مان وارد نیاید.

در اینجا این آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌هایی تقسیم می‌کنم:

- آنهایی که نمی‌شود گفتگوی منطقی با آنها داست، آنها استاد پیچاندن و منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباطی و بحثتان پایین است!

- آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.

- آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.

- آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمی‌کنند. مثلا وقتی در مورد مشکلات کاری و مسئولیت‌هایتان با آنها صحبت می‌کنید یا در مورد محدودیت‌هایتان می‌گویید، هیچگاه شما را درک نمی‌کنند.

- آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.

- آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.

- آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.

- آنهایی که با سکوت، نیشخند، یک جمله کنایه‌آمیز یا با استدلال‌های خیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.

- آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.

در اینجا ۸ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با این آدم‌ها را می‌آورم.

۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است! هیچ وقت در قابل این افراد مسیح پذیرای رنج نباشید، کاری برای خودتان بتراشید، حتی با کمی بی‌ادبی یا بی‌اعتنایی سر صحبت را با دیگری باز کنید.

۲- حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید و او بی‌و‌قفه در حال حمله کردن به شماست، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود. اشتباه‌‌آمیزترین کار در قابل این افراد این است که بخواهید با گزاره‌های منطقی آنها را قانع کنید، زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای رقیب اصلی او یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید، طوری که حتی خود شخص فکر کند، شما به صورت تصادفی موضوع را پیش کشیده‌اید و منظوری نداشته‌اید.

۳- بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان قابل اصلاح نیست، پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید، مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه او نیست، بگویید که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید، انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از پیشی خواهند گرفت و آخر کار او و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای اینکه به صورت مستقیم اشتباه بودن کار و یا تضاد آن با یک قانون مسلم کاری، به کارمند زیردست گوشزد شود، به ملایمت عواقب کارش به او نشان داده می‌شود. مهم نیست که او منطق شما را قبول نمی‌کند، مهم این است که شما به هدف خودتان رسیده‌اید.

۴- زیاد و با حرارت صحبت نکنید، انرژی بی‌خود مصرف نکنید. کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما حفظ شود، باعث می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر هدف و سیبل او نباشید.

۵- اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید، شما نمی‌توانید او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.

۶- شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید و شخص غیرمنطقی مورد حمله و استهزاء قرار بگیرد، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد.

شش موردی که گفتم ابزاری حمله و دفاع مناسبی برای شما در قابل افراد غیرمنطقی هستند، تجربه کاری چندساله‌ام کارایی این موارد را تأیید می‌کنند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه خرداد 13, 92 1:07 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 2:36 pm
پست: 28
خیلی خوب بود ممنون شکوفه جون


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه خرداد 13, 92 1:15 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 28, 91 11:50 am
پست: 66
محل اقامت: mazandaran /مجرد
جالب بود :P


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه خرداد 13, 92 9:17 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
شکوفه جانم
مطلبت خیلی عالی بود
از این دست ادما تو دنیا کم نیستن اما اینا بیمارن
مرسی گلکم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 15, 92 8:29 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
ضرورت حفظ حریم افراد جامعه

یکی از مسایل مهم اجتماعی، حفظ حریم افراد جامعه از سوی کسانی است که جامعه را تشکیل می دهند؛ زیرا این گونه است که جامعه برپا می ماند و همگرایی و همدلی در آن افزایش می یابد و انسجام اجتماعی تقویت می گردد. بخش بزرگی از آموزه های وحیانی اسلام به مسایلی اختصاص دارد که این پیوندهای اجتماعی را استوار کرده و پایه های آن را محکم می کند. از جمله این آموزه ها می توان به احسان، ایثار، تعاون، عفو و گذشت و مانند آن اشاره کرد.

در مقابل، هر گونه علل و عواملی که پیوندها و انسجام اجتماعی را کاهش دهد به عنوان عملی زشت و رفتار ناهنجار معرفی و گاه به عنوان گناه و گاه دیگر به عنوان جرم تلقی شده و مجازات و مکافات دنیوی و اخروی بر آن بار شده است.

از جمله این عوامل می توان به اذیت و آزار مؤمنان اشاره کرد که ترکیب آنان، امت اسلام و جامعه اسلامی را می سازد. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده فرمود: من نظر الی مؤمن نظره لیخیفه بها، اخافه الله عزو جل یوم لاظل الاظله؛ هر که مؤمنی را با نگاه خود بترساند، خداوند او را در روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست، بترساند. (وسایل الشیعه، حر عاملی، ج۸، ۶۱۴)

در این روایت، کوچک ترین عملی که موجب ترس و اذیت مومن شود، به عنوان گناهی معرفی می شود که شخص باید آماده مجازات آن در روز رستاخیز باشد. بنابر این حتی نگاه ترسناکی که مومنی را به هراس افکند، رفتاری زشت و دارای مجازات اخروی دانسته شده و از آن پرهیز داده شده است.

● آزار زبانی

امام صادق (ع) به آزار زبانی به عنوان رفتار ناهنجار دیگر اجتماعی اشاره کرده و برای آن مجازاتی سخت تر در رستاخیز بیان می کند. به این معنا که هرگونه رفتار خرد و کلانی که موجبات اذیت و آزار مومنان را فراهم آورد در دنیا و آخرت تاثیرات خود را به جا خواهد گذاشت و شخص از بازتاب و مکافات عمل خویش بی بهره نخواهد ماند. اگر کسی با نگاهش کسی را می آزارد از سایه الهی بی بهره خواهد شد، اگر با زبان و سخنی درشت، دیگری را بیازارد می بایست خود را آماده این کند که از رحمت الهی محروم شود. آن حضرت می فرماید: من اعان علی مومن بشرط کلمه لقی الله عز وجل یوم القیامه مکتوب بین عینیه: آیس من رحمتی؛ هر که با جزیی از یک کلمه به زیان مومنی کمک کند، روز رستاخیز خدا را در حالی دیدار می کند که میان دو چشمانش نوشته شده است: نومید از رحمت من. (کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۶۸)

از نظر پیامبر (ص) اذیت و آزار مومن برابر با اذیت و آزار رسول خدا(ص) و برابر با اذیت خداوند است که چنین شخصی در تمامی کتب آسمانی از تورات و انجیل و زبور و قرآن، انسانی ملعون می باشد. (بحار الانوار، مجلسی، ج ۵۷، ص ۱۵۰)

برخی از افراد با کارهای خویش دل مومنان را به درد می آورند و آنان را اندوهگین می سازند. این افراد حتی اگر همه دنیا را برای شاد کردن وی به او بخشند و آن را کفاره آن قرار دهند، این کار نمی تواند کفاره زشتی عمل دل شکستن و اندوهگین کردن مومن باشد و شخص آزاردهنده گمان نکند که با این کارش پاداشی می برد؛ زیرا اندوهی که در دل مومنی انداخته و حزنی که در یک دم بر جانش نشانده است، هیچ چیز نمی تواند آن را بزداید. این است که گفته اند انسان نباید کاری کند که دلی اندوهگین گردد که هیچ چیزی نمی تواند کفاره آن باشد. پیامبر گرامی می فرماید: هر که مومنی را غمگین کند، آن گاه دنیا را به او بدهد، این بخشش کفاره عمل او نخواهد بود و برای او پاداشی به دنبال نخواهد داشت. (همان)

● حرمت مومن بالاتر از حرمت کعبه

امام رضا (ع) به نقل از پیامبر (ص) فرمود: من استذل مومنا او حقره لفقره و قله ذات یده شهره الله یوم القیامه ثم یفضحه؛ هر که مومنی رابه خاطر فقر و تهی دستی اش خوار و کوچک شمارد، روز رستاخیز خداوند او را شهره می کند و رسوایش می نماید. (همان، ص ۱۴۲)

بنابر این آزاردهنده مومن باید همواره این آمادگی را داشته باشد که مجازات الهی دامن گیر وی در دنیا وآخرت شود و این سنت الهی است که هر کسی را به کارش در دنیا و آخرت پاداش دهد. البته آن چه در این دنیا از مجازات و عذاب های دنیوی می بیند تنها بخشی از آن عذاب الهی است.

با این توصیف نباید هرگز به اذیت و آزار مومنان امت اسلام اقدام کرد که هر که مومنی را خوار کند، خداوند نیز خوار و ذلیلش می کند. (همان) و این خواری و ذلت را در دنیا نیز خواهد چشید.

هدف از این همه سخت گیری نسبت به حفظ حرمت مومنان که شهروندان امت اسلام و جامعه ایمانی هستند از آن روست که اگر این گونه واکنش شدید و سخت نسبت به شهروندانی که هنجارشکنی می کنند، وجود نداشته باشد، امت اسلامی نمی تواند انسجام و همدلی را حفظ کند و در مسیر کمالی گام بردارد. هر مومنی در دستگاه الهی از چنان قرب و منزلتی برخوردار است که ارزش و احترام دیگر موجودات در برابر آن هیچ است؛ زیرا تنها مومن است که ظرفیت تحمل اسمای الهی را دارد و همه هستی در برابر انسان مومن، می توان گفت کم وزن است. وزن و اعتبار مومن است که به جهان، بها و ارزش می دهد و این مطلب شامل خدا و مانند آن نیز می شود. بنابر این حفظ حرمت حریم مومنان و شهروندان امت اسلام، یکی از مهم ترین اصول ارزشی اسلام است که باید از سوی همگان پاس داشته شو


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 15, 92 8:35 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
عالی بود شکوفه جان
خیلی هشداردهنده بود ممنونم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 41 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com