اندر مزایای ای بی اس

مدیر انجمن: آرش

اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » سه شنبه دی 11, 97 11:05 pm

به نام خدا
سلام به همگی
من از سه سال پیش که دچار ای بی اس شدم، صرفا خواننده این سایت بودم. اما از اونجایی که تجربیات خوبی بدست اوردم و الان حس میکنم در مسیر خوب شدنم، تصمیم گرفتم عضو بشم و به اشتراک بگذارمشون.
حدود سه سال پیش برای من یک اتفاق تو یک گروه مجازی افتاد که به شدت ناراحت و عصبی شدم و همون مقدمه شروع ای بی اس من شد. با اینکه سختی های خییلی زیادی کشیدم و یک جاهایی ترجیح میدادم بمیرم تا راحت بشم، اما الان فکر میکنم شاید بروز این سندرم، باعث حل مشکلات دیگه من شده و میشه و یک موقعایی بخاطر پیش اومدنش خوشحالم میشم :D
اینم بگم که ما خیلی نباید از این مشکل ناراحت بشیم. چون یجورایی مثل تب کردن میمونه و نشون میده مشکلی هست. خیلی ها هستند سال ها مشکل استرس و...دارند و متوجه نیستند، زمانیکه تبدیل به سرطان و بیماری های وخیم دیگه شد متوجه میشند که کار از کار گذشته. اگر بتونیم بهش غلبه کنیم از خیلی چیزهای دیگه پیشگیری میشه.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » سه شنبه دی 11, 97 11:41 pm

من از خیلی قبل ترها یبوست داشتم، بعدهم که ای بی اس گرفتم سعی کردم باهاش کنار بیام و خیلی به درمان فکر نمیکردم، سخت بود ولی خب میگذشت. تااینکه صدای شکم به یبوست و نفخ اضافه شد‌.اینجابود که دیگه به فکر چاره اساسی افتادم.‌نمیخواستم داروهای پزشکان یا روانپزشکان رو مصرف کنم برای همین سراغ طب سنتی رفتم.یک مدت تقریبا خوب بودم و باززندگی میگذشت اما دوباره نفخ و صدای شدید شکم که منو‌از همه کارام انداخت. عمق فاجعه برای من اونجا بود که بخاطر این مشکلات نمیتونستم (هنوزم نمیتونم) مهمونی برم و نمیشد توضیحم بدم. تنها کاری ک میکردم موقعی ک خانواده مهمونی میرفتن کلی گریه و شکایت به خدا میکردم. اخر بعد چند شب مهمونی تقریبا متوالی ک نرفتم،دیدم گریه فایده ای نداره و تنها حالمو‌بدتر میکنه، برای همین تصمیم گرفتم خوب بشم! :D
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » سه شنبه دی 11, 97 11:57 pm

خب برسیم به تجربه ها. من از یک مدتی پیش متوجه شدم که کنترل غذا و طب سنتی بهم کمک میکنه،اما اینها همه چیز نیستند. زمان دانشجویی به یک سری نقاط ضعف خودم پی بردم که قبلا اصلا توجهی بهشون نداشتم. کلی مطلب درمورد شخصیت و اختلالات و ضعف هایی که بهشون شک میکردم خوندم و کم کم دستم اومد که یکی از ویژگی های من کمال طلبیه که باعث بوجود اومدن دامنه وسیعی از مشکلات برام شده.
کلی درموردش تو نت سرچ کردم،فهمیدم که بهش دچارم اما روش درمانی خاصی پیدا نکردم.‌ چند تا کتاب از نت پیدا کردم و اخر سر از نمایشگاه کتاب موهبت کامل نبودن رو خریدم

خب قبل ادامه اینو بگم که اگر یک درصد فکر میکنید کمال گرایی دارید، برید برای تست کمال گرایی سرچ کنید و ببینید وضعیتتون چطوره. اگر مثبت بود سرسری از کنارش رد نشید.

بعد خوندن کتاب یک حس عجیب داشتم، اما خیلی توجه نکردم چون فکر میکردم کمال گرایی برای من دستاورهای زیادی داشته و‌بودنش به نفعمه.
غافل از اینکه همون موقعا من درگیر کلی حس خودخوری و استرس و اهمال کاری بودم و نمیدونستم به همین کمال طلبی برمیگرده.


از اونموقع تا حالا که تقریبا ۹_۱۰ ماه میگذره،من به کلی از مشکلات روحی دیگم پی بردم که یکجورایی همشون با هم مرتبطند. کمال طلبی، وسواس فکری، ترس، اضطراب و استرس و کلی مطلب درموردشون خوندم. هرروزم در حال کشف یک چیز جدیدم :lol:
این مشکلات از طرفی به طبع و مزاج و سبک زندگی برمیگرده که باید با تغذیه و داروهای سنتی و اصلاح سبک زندگی درمان بشه، ازیک طرف هم منشا روانی داره. برای کل این بخشش شاید خوب باشه پیش یک روانشناس بریم. خب من نه پول دوره درمانی طولانی مدت رو دارم، نه ادم مطمینی رو برای این چیزا میشناسم، برای همین از منابع دیگه مثل کتاب و صوت و سایت استفاده میکنم تا بتونم این مشکلات رو حل کنم.
هدفم از گفتن این داستان، معرفی همین منابع بود.
تو همین مدت از لحاظ روحی حداقل ۳۰_۴۰٪ بهتر شدم خداروشکر. امیداورم برای بقیه هم مفید باشه.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » شنبه دی 15, 97 6:44 pm

کمال طلبی و وسواس

از علایم کمال طلبی علاقه به انجام تمام و کمال کارهاست. از علایم وسواس هم انجام مکرر یک کار (عملی)یا فکر کردن مداوم به یک چیز (فکری)
هرکدومشون یک طیف وسیعی علامت دارند که ممکنه هرکسی یک بخشیشو داشته باشه. با سرچ کردن میتونید علایمشون رو پیدا کنید.
من فکر میکنم کمال گراییه که باعث وسواس میشه، ولی مطمین نیستم که برعکس نباشه. برای همین دوتاشو یک جا میگم.

برای درمان با طب سنتی یک سری چیزها برای از بین بردن خشکی توصیه شدند. پس حتما به خشکی مربوطه که هم تو طبع سودا (سردو خشک) یا صغرا (گرم و خشک) میتونه باشه. از علایم خشکی در بدن، خشک بودن پوست و مو، خارش بدن در مواقع غلبه مزاج، و از نظر اخلاقی منطقی و خشک بودنه.
برای درمان این ها استفاده از روغن بنفشه توصیه میشه، برای چرب کردن مو (چند بار در هفته)،پوست (شب ها موقع خواب روی شقیقه)، داخل بینی. اینها رو من یک مدت استفاده کردم، خیلی خوب روی خشکی جواب میده. طبع بنفشه معتدل (یک جاهاییم گفته شده سرد)
برای خشکی مو از شامپو ختمی میتونید استفاده کنید که روی خشکی مغز هم مفیده. خیلی راحت با گل ختمی میشه درستش کرد.
خاکشیر و تخم بالنگو هم برای خشکی مناسبه.
کلا اگر احساس میکنید بدنتون خشکه، افراد سرمزاج گرم و تر و افراد گرم مزاج سرد و تر باید مصرف کنند.
یک کسایی ام مثل من که مزاجشون گرم و دستگاه گوارششون سرده :roll: باید به یک حد وسطی برسند.

برای وسواس چیزی که زیاد توصیه شده خوردن ۴۰ روز یک دونه اناره شیرینه. (روی غلظت خونم موثره) فقط کسایی که یبوست دارند حواسشون باشه هسته انار یبوست زاست.
استفاده از سدر برای موها هم ضدوسواس و ارامش بخشه.
یک سری دمنوش هم اختصاصی وسواس هست که چون هنوز استفاده نکردم یادم نیست.

یک نکته ای که هست، ورزش سبک برای خروج اخلاط اضافی خوبه. مثلا پیاده روی. اما ورزش سنگین باعث خشکی بیشتر میشه.



من چیزایی که بیشتر بدردم خورده و استفاده کردم اینجا گفتم، قطعا کلی چیز دیگه درمورد اینها میتونید پیدا کنید.
یک کتاب خوب در این زمینه «مزاج شناسی» آقای خیراندیشه. نکته هایی که گفتند تو این کتاب جمع شده.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » شنبه دی 15, 97 6:59 pm

درمان با طب سنتی یک بخش کاره. تا وقتی که اصلاح فکر وجود نداشته باشه هرچقدر هم که دنبال دارو و دمنوش و.... باشیم اتفاقی نمیفته.
برای این بخش چندتا منبع معرفی میکنم.

کمال طلبی:
اگر فکر میکنید کمال طلبی دارید، تا میتونید تو اینترنت درموردش بخونید تا ذهنتون به عنوان یک مشکل بپذیرتش. اصولا انقدر کمال طلبی برای افراد موفقیت اورده که خان اول پذیرفتنشه.
من سه چهار ماه تو سایت های مختلف فارسی و انگلیسی علایم و یک سری درمان های روتینشو‌ میخوندم و باورم نمیشد که کلی از مشکلاتم بخاطر این موضوعه. بعدهم ک قبول کردم فکر کردن به کنار گذاشتنش خیلی سخت بود.
بعد اینکه کاملا قبول کردید چیز بدیه و میخواید باهاش مقابله کنید برید سراغ کتاب های زیر. یک سری هاشو خوندم و نظرمو درموردشون میگم. یک سری شم صرفا میشناسم.

کتاب موهبت کامل نبودن از برنی براون: کتاب خوبی برای شروع کاره. یک کلیاتی از کمال طلبی و یک سری روش مقابله میگه ولی خب خیلی کاربردی توضیح نمیده نسبت به کتاب بعدی.
کتاب اهمال کاری، نگرانی و کمال گرایی از انتشارات ارجمند: یک کتاب خیلی خوب برای برخورد چکشی با کمال طلبیه. منتها اول کاری اصلا سراغش نرید چون کارهای عملی میخواد و لازمه قبلش امادگی ذهنی باشه. من این کتاب رو خیلی تدریجی خوندم چون برای منی که چندین سال با کمال گرایی زندگی کرده بودم حتی خوندن راه حل ها سخت بود.
(مثلا ناقص انجام‌ دادن کارها حال منو خراب میکرد ولی خب این جزیی از درمانه) پس لازمه کم کم پیش برید.
کتاب کمال گرایی و کامل گرایی دکتر شمیسا: نخوندمش ولی از نظرات بقیه تو برنامه های کتابخونی به نظر خوب میومد.

بازم تاکید کنم که اینا نتیجه ۹ ماه درگیری من با کمال گراییه و خیلی تدریجی با این کتابا آشنا شدم. پس یک دفعه تصمیم نگیرید بخونیدشون که تاثیری نداره.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » شنبه دی 15, 97 7:12 pm

وسواس

پذیرش وسواس از کمال طلبی سخت تره.چون برعکس اون حتی کلاس هم نداره که بگی وسواس دارم :lol:
من با یک فاصله تقریبا زیادی فهمیدم وسواس هم دارم. یک درجات کمی عملی (چک کردن مدام وسایلم قبل بیرون رفتن، وسواس روی وضوگرفتن و...) و خیلی زیاد فکری (فکر کردن صدباره به یک چیز، دیالوگ های مداوم تو ذهنم و....)
البته ممکنه یکی کمال گرایی داشته باشه و وسواس نه و بالعکس.

یک کتاب خیلی خوب در زمینه وسواس فکری، کتاب وسواس فکری نشر دایره است. به طریق خیلی معجزه واری این کتاب رو پیدا کردم.
حجمش زیاده اما کاملا علایم و درمان رو توضیح داده. علایم رو کاملا با جزییات میگه. برای درمان هم چندتا روش میگه که جز یک مورد (گفتگوهای درون ذهنی مداوم که بعدا توضیحشو میدم) بقیش برای من مفید بود.
خلاصه هرچقدر از خوبیش برای خودم بگم کم گفتم :D

برنامه سمت خدا هم یک سری جلسات درمورد وسواس (انگار بیشتر درمورد نوع عملی) داره.
یک کتاب هم اونجا معرفی کردند که آقای مظاهری نوشته. یک نگاه کلی به کتاب انداختم، برای اشنایی با وسواس خوبه اما راهکار عملی مثل اون یکی کتاب نمیده.

بازم جای تاکید داره که همه این چیزها رو باهم نخونید. یکم که خوندید عملیاتی کنید و برید سراغ بعدی.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » شنبه دی 15, 97 7:21 pm

شاید براتون سوال پیش بیاد ربط اینها به ای بی اس چیه!؟
حتما دیدید شکایت خیلی از ibsی ها اینه که ادم های موفقی بودند. درمورد خود من بخشی از موفقیتم به کمال گرایی و حتی وسواس برمیگرده. اما همیشه میدونستم یک جای کار میلگنه و نمیدونستم کجا! خب این اختلالات باعث تاثیر عمومی بدن میشن و برای هرکسی روی یک جا تاثیر میذاره. بعد یکهو همون ادم موفق حتی از زندگی روزمره هم میفته. اندر مزایای ای بی اس اینه که طرف میفهمه یک مشکلی هست :? :roll:

من نمیتونم بگم که بعد از اینی که این چیزارو فهمیدم جسمی بهتر شدم، اما قطعاتاثیر روحی و روانی زیادی داشته. همونجوری که این مسایل یک شبه منو‌ دچار ای بی اس نکرده یک شبه هم‌حالم خوب نمیشه اما مطمینم که اگر اینها حل بشه ای بی اس هم برطرف میشه.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » دوشنبه دی 17, 97 11:45 pm

با خوندن هرکتاب و دونستن هرنکته یک چیز جدید یاد میگرفتم و سعی میکردم اجراییش کنم، امابازم مشکل استرس واضطراب داشتم.استرس واضطراب من بعضی موقعا خیلی شدید بود وحتی منجربه بی قراری و حالت تهوع میشد.تازه نه استرس به خاطرمشکلات بزرگ بلکه بخاطر چیزای کوچک وبی اهمیت.‌ بااینکه میدونستم بی اهمیتند امانمیتونستم استرسمو کنترل کنم.‌
چندتامثال بزنم،
مثلا من وقتی میخواستم کاری انجام بدم یا باکسی حرف بزنم هزار بار توذهنم قبلش مرورر میکردم.اکثراهم یک اتفاق بدیا فاجعه توذهنم اتفاق میفتاد.خب این خودش استرس زاست.بعد ک میرفتم با اون ادم حرف بزنن انقدر ذهنم درگیر بود که کلی سوتی میدادم.فراموش کردن اسامی،تکرار و تاکید زیادیک حرف یا جمله،فراموش کردن حرفم و....
بعد ک ازون موقعیت میومدم بیرون کلی غم وعصبانیت ک چرا اونجوری حرف زدم ولی راه حلی نداشتم. (اینکه اینقدر باجزییات میگم بخاطراینه که من از تک تک این مشکلات درد و ضجر کشیدم ومیخوام اگر کسی شرایط مشابهی داره کمکی بهش باشه)
کلا من خودمو فراموشکار میدونستم چون علیرغم دونسته های نسبتا خوب تو حرف زدن مدام درگیری ذهنیو فراموشی داشتم.
مشکل دیالوگ وفاجعه سازی هنوز مونده بود.

مشکل دومم این بود ک تقریبا همیشه یک حالت انقباض تو کل بدنم (و بالطبع دستگاه گوارش) حس میکردم.البته خیلی سالها متوجهش نبودم اما کم کم فهمیدم من همیشه حالت انقباض دارم. بخشی از این انقباض به تحرک و ورزش نکردن برمیگرده اما بخشیش کاملا روانی بود.
حتما درمورد تیپ های شخصیتی شنیدید.من ادم تاثیرپذیری نبودم و بیشتر سلطه گر و تهاجمی بودم.بماند ازکلی انتقادات اطرافیان به این قضایا،یکجا خونده بودم ک اینجور ادما بدنشون همیشه درحالت اماده باشه چون نمیخوان کم بیارن و عقب بکشند.حالت اماده باش هم ک همون فعالیت سیستم سمپاتیکه و در ادامه انقباض عضلات و.... از وقتی فهمیده بودم سعی میکردم مهربون تر وپذیراتر باشم اما خیلی تاثیر نداشت. قشنگ یادمه ک بعد خوندن همه اون کتابایی ک گفتم و تاحدی اجرایی کردنشون یک حس رهایی ذهنی داشتم اما کاملا احساس میکردم ک روده هام در وضعیت انقباضند.‌ ریلکسیشن و...هم فایده ای نداشت.
اینجا هم یک کتاب نجاتم داد :)
کتاب نقاط ضعف شما از وین دایر
کتاب کلی مطلب خوب داره اما همش حول یک نکتست. خودتو دوست داشته باش! و این دقیقا مشکل من بود. من خیلی موفق بودم، خیلی خوشحال،خیلی پرکار و... اما تقریبا هیچکدومش بخاطرخودم نبود. انگار همیشه یک حس درونی اثبات خود به دیگران داشتم.
این به کمال طلبی هم مرتبطه چون تو کمال طلبی ادما خودشونو با کارشون معرفی میکنند و ارزش های خودشونو‌فراموش میکنند.
چرامن مدام دیالوگ و پیش بینی اتفاقات داشتم؟ چون میخواستم تو دید دیگران بهترین عملکرد رو داشته باشم. چرا دنبال تایید بقیه بودم؟ چون خودمو‌دوست نداشتم.
اینجا هم قشنگ یادمه به محض اینکه فهمیدم باید خودمو دوست داشته باشم انقباض بدنم در یک لحظه از بین رفت.
همون موقع یک کتاب هم داشتم به اسم برای زندگی خود وقت بگذارید،که کلی راه حل برای دوست داشتن خودو اختصاص دادن زمان برای خود بامثال افراد واقعی گفته بود.

از اونروز تقریبا ۸۰ درصد پیش بینی و دیالوگ های ذهنیم از بین رفته.البته خیییلی کار سختیه مقابله با فکر کردن مدام اما تا میام به چیزی فکر کنم ک چی میشه سریع یاد ای بی اس میندازم خودمو و میگم بی خیال.
موقع حرف زدن با بقیه هم خییلی بهتر شدم چون برام مهم شده که چی میخوام بگم و چجوری بگم نه اینکه چجوری رضایت طرف مقابلو بگیرم.
البته چندمورد داشتم ک باز پیش بینی فاجعه کردم و به وقوع نپیوست، بادرنظرگرفتن این چندنمونه فهمیدم پیش بینی فاجعه اصولا به وقوع نمیپیونده.
برای وقت گذاشتن برای خودم، از کلی از کارای غیرضروریم زدم.و خیلی از برنامه هام ک کوتاه مدت بودند بلند مدت کردم تااسترس انجامشون شون کمتر بشه. (حداقل ۴ ساله میخوام زبان بخونم،هردفعه عقب انداختم _اهمال کاری در نتیجه کمال طلبی_ یک برنامه ۳ ساله ;) ریختم تا زبان رو تموم کنم.)
اخرین کتابی هم که معرفی میکنم :roll: در همین زمینست، کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها، اسمش گویای موضوعشه.
آخرین بار توسط Rasepayenor در سه شنبه دی 18, 97 9:22 am ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm

Re: اندر مزایای ای بی اس

پستتوسط Rasepayenor » سه شنبه دی 17, 97 12:08 am

دوتا موضوع دیگه هم بگم و داستانمو‌ تموم کنم.

ای بی اس هرچقدر بدی برای من داشته، یک خوبی خیلی بزرگ داشته که فهمیدن تمام این چیزایی بود که نوشتم و چیزای دیگه که احتمالا در ادامه مسیر میفهمم، و یک خوبی بزرگ تر که ارتباط بهتر و نزدیک تر با خدا بوده.
میگن به اندازه ادمها راه رسیدن به خدا هست، ممکنه هرکسی تجربه ای برای درمان داشته باشه، ولی ازخدا بخواید که وسایل کمک کننده خاص خود شما رو‌ تو مسیرتون قرار بده.‌ من اکثر کتاب هایی ک گفتم در ظاهر خیلی اتفاقی پیداشون کردم. اما تو نظر خودم یک هدیه از طرف خدا بوده. شروع کنید یک دعای ثابت رو روزانه بخونید و از خدا چیز خاصی نخواید. فقط بخواید کمکتون کنه. خدا قطعا بهتر از ما میدونه چی بدردمون میخوره و همون رو برامون رقم میزنه.

دومین پیشنهادی ام که دارم نوشتن خاطرات و نوشتن ترجیها جداگانه سیر پیشرفتتونه.‌ من یک دفتر دارم ک از خیلی وقت پیش نقاط ضعفمو‌ توش نوشته بودم.‌ یک مدت بلااستفاده بود چون نمیدونستم یک خروار نقطه ضعفو :lol: چجوری برطرف کنم، بعده ها اطلاعاتم درمورد برنامه ریزی کردن بیشتر شد و کم کم شروع به رفعشون کردم.‌ اونجا دقیقا نوشتم ک چه ضعفهایی دارم (مثلا همینکه نظر دیگران چه منفی چه مثبت زیادی برام مهمه) و بعدا همینا کلی به دردم خورد.‌ بعد یکمدت هم میرفتم و درصد خوب تر شدنمو‌ جلوشون مینوشتم. از همینکار کلی انرژی مثبت میگرفتم.
نحوه تکمیل کردن این دفتر هم خودش نتیجه خوندن کلی مطلب درمورد برنامه ریزی و...بوده که بماند. (از دیگر مزایای ای بی اس کتاب خون تر شدنم هست :lol: )
دفتر خاطرات هم به شدت برای خالی کردن احساسات خوبه و تغییراتمون رو تو بلند مدت نشون میده.


امیدوارم چیزایی که گفتم شده اندکی بدردتون بخوره. با ارزوی موفقیت و سلامتی برای همه
Rasepayenor
کاربر تازه وارد
 
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 6, 97 8:10 pm


بازگشت به • داستان زندگی

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان

cron