سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

مدیر انجمن: آرش

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط p123 » یکشنبه شهریور 10, 92 1:31 pm

نسترن جون ممنون كه اينقدر توضيح دادي به نظر منم آدم ميتونه با روان خودش هر بيماري اي رو كنترل كنه ولي خيلي تمرين و تمركز و قدرت ميخواد و اين كه تونستي خيلي خوبه اميدوارم با همين روش بهتر و بهتر شي.
منم كتاب چهار اثر رو شروع كردم به خوندن اما هنوز خيلي فرصت نداشتم و نتونستم پيش برم :roll: و نميدونم چرا كتابش نسبت به بقيه كتابا
خواب آور تره :)

آرش من با نظرت موافقم منم آدماي زيادي ديدم كه استرساي خيلي شديد دارن ولي دچار اين بيماري نشدن.نميدونم دقيقا چيه ولي احساس مي كنم شايد نوع مواجهه با استرسه(جسمي يا فكري)فرق داره مثلا خود من هر موضوع استرس زاي كوچيك يا هر هيجاني مثلا سرعت كه پيش بياد، علاوه بر اينكه زياد بهش توجه مي كنم،روي جسمم هم خيلي اثر ميگذاره احساس مور مور شديد مي كنم يا مثلا نسبت به بقيه، سرما يا گرما رو بيشتر و شديدتر حس مي كنم. نميدونم همه اي بي اسي ها اينطورن يا نه؟
ولي از قبل از اين بيماري هم من فكر مي كنم همينطور بودم نسبت به بقيه،كه شايد همينم يكي از علتاش بود كه مريض شدم البته استرس هاي ديگه هم بود. ولي الان ديگه حتي وقتي خوشحال يا بي استرسم باز علايم وجود داره فقط چون خوشحالم بهش توجه نمي كنم. برعكسش وقتي استرس دارم يا توي محيط ساكت قرار مي گيرم خيلي تمركز مي كنم روي علايم و به خاطر همين بيشتر حس مي كنم بيشتر هم بروز ميكنه. مثل هر بيماري ديگه كه با استرس يا هيجان، علايمشون تشديد ميشه.
من خودم درد و دل پيچه و اسهال و همه اينها رو دارم + سر و صداي شكم.كه اگه فقط همين آخري نبود زندگيم كلي عوض ميشد :) شما كه اين موردو نداري ازش استفاده كن!
p123
کاربر تازه وارد
 
پست: 15
تاریخ عضویت: سه شنبه مرداد 15, 92 3:33 pm

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط m1988 » یکشنبه شهریور 10, 92 6:34 pm

آقا آرش صحبتتون کاملاً منطقیه به نظرم. به قول معروف حرف حساب جواب نداره. امیدوارم که یه روزی بالاخره علت واقعی این بیماری مشخص بشه تا ما هم بتونیم زندگی نرمالی رو تجربه کنیم.
whatever doesn`t kill you, makes you stronger
m1988
مدیر انجمن
 
پست: 245
تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 30, 92 9:13 pm
محل اقامت: تهران

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط آرش » یکشنبه شهریور 10, 92 8:04 pm

p123 نوشته است:. . . شايد نوع مواجهه با استرسه(جسمي يا فكري)فرق داره مثلا خود من هر موضوع استرس زاي كوچيك يا هر هيجاني مثلا سرعت كه پيش بياد، علاوه بر اينكه زياد بهش توجه مي كنم،روي جسمم هم خيلي اثر ميگذاره احساس مور مور شديد مي كنم يا مثلا نسبت به بقيه، سرما يا گرما رو بيشتر و شديدتر حس مي كنم. نميدونم همه اي بي اسي ها اينطورن يا نه؟

من هم از لحاظ روانی آدم حساسی شدم ولی بعد از ای بی اینجوری شدم. من خیلی سرمایی هستم ولی تحمل گرمام خوبه.
الان ديگه حتي وقتي خوشحال يا بي استرسم باز علايم وجود داره فقط چون خوشحالم بهش توجه نمي كنم. برعكسش وقتي استرس دارم يا توي محيط ساكت قرار مي گيرم خيلي تمركز مي كنم روي علايم و به خاطر همين بيشتر حس مي كنم بيشتر هم بروز ميكنه. مثل هر بيماري ديگه كه با استرس يا هيجان، علايمشون تشديد ميشه.

به نکته خوبی اشاره کردی ، لپ کلام را گفتی.
من هفته پیش به خاطر استرسی که در محیط کاری داشتم اوضاع گوارشیم بهم ریخت ولی اینها دلیل نمیشه که استرس را دلیل ای بی بدونیم و بقیه عوامل را به کل نادیده بگیریم.
من خودم درد و دل پيچه و اسهال و همه اينها رو دارم + سر و صداي شكم.كه اگه فقط همين آخري نبود زندگيم كلي عوض ميشد :) شما كه اين موردو نداري ازش استفاده كن!

من که خیلی از وضعیت حال خودم شاکی هستم(اسهال، نفخ، لاغری، انرژی پایین و رژیم غذایی محدود . . .) دیگه نمی دونم از این بدتر چطوری میشه؟ لاغری و ضعف اعتماد به نفس آدم را پایین میاره.
آواتار کاربر
آرش
مدیر ارشد
 
پست: 2264
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
محل اقامت: تهران

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط آرش » یکشنبه شهریور 10, 92 8:41 pm

mehfarj نوشته است:آقا آرش من فکر میکنم مشکل شما با بیشتر اعضای این انجمن فرق داره.مشکلی که اعضای این انجمن داره تا جاهایی زندگیشون وازدواج ودرس وکارو....رو تحت تاثیر خودش قرار داده به خاطر درست برقرارنشدن روابط اجتماعی،کمبود اعتماد به نفس ناشی از بیماری وهزاران مشکل عدیده دیگر که فکرنمیکنم کسایی که بی اختیاری وسروصدای شکم رو نداشتن تجربش کرده باشن!

بهتره هرکسی از طرف خودش صحبت کنه چون ما هیچکدام نماینده دیگر اعضای این انجمن نیستیم.
از اونهایی که الان یادم می یاد، نوشین ،المیرا ،محمد، عاطفه و . . . مشکلشون خیلی شبیه به منه.
مشکل شما بیشتر بر سوجذبه وباید اونو رسیدگی کنید البته نمیگم مشکل شما کمه ولی بایدبا این دید توی این انجمن صحبت کنید که اعضای اون حاضرن هر راهی رو برن تا از شر اون دوتا مورد که گفتم راحت شن وزندگی اجتماعی طبیعی مثل همه ادمای سالم داشته باشن....!

اصولا آدم ها عادت دارن مشکل خودشون را بزرگ می بینند و مشکل بقیه را کوچک. شما که بی اختیاری نداری و بیشتر سروصدای شکم برایت مهمه ولی در این انجمن ما در مورد انواع مختلف ای بی اس بحث می کنیم. اگر پست هایی که دوستان گذاشتن را بخونی متوجه میشی.
اگر می خوای فقط در مورد "سروصدای شکم" بحث بشه باید تو همون p30world کار کنی که فقط در مورد همین مشکل صحبت میشه و از خیر اینجا بگذری. امیدوارم انتقادپذیر باشی !
آواتار کاربر
آرش
مدیر ارشد
 
پست: 2264
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
محل اقامت: تهران

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط mehfarj » دوشنبه شهریور 11, 92 1:13 pm

سلام آقا آرش قصدنداشتم که بگم مشکل شما کمتر یابیشتر ماهه فقط میخواستم بگم بر اساس تجربه ای که حدود 1سال پیش تاحالا از طریق آشنایی با بچه های این انجمن وجاهای دیگه وتجربه ای که خودم کسب کردم شاید آزار دهنده ترین چیز برای ما همین سروصدای شکم وبی اختیاری هستش که بیشتر اوقات اجازه حضور در اجتماع رو هم ازمون گرفته وباعث شده خیلی فرصتای مفیدشغلی ودرسی وحتی ازدواج و... رو توی زندگیمون از دست بدیم وگرنه من علاوه بر مشکل سروصدای شکم مشکل اسهال ودفع ناقص و...هم داشتم که فعلا خداروشکر خیلی از اونا بامصرف یه قرص گوارشی ویه قرص اعصاب به لطف خداتاحدود زیادی بهترشده.....عضو شدن توی این انجمن وشرکت در بحث ها حق هرکسی هستش فقط میخوام اینو بگم بعضی وقتا که میخوایم فرضیاتی رو درمورد بیماریمون بدیم بر دونوعه:1-براساس تجربه خودمون ودیگران2-یه فرضیه صرفا انتزاعی که شاید بشه در پژوهش های علمی بررسیش کرد......واعضای انجمن مثل خود من که به این انجمن سر میزنیم بیشتردوست داریم چیزایی که دوستان تجربش کردن رو ببینیم وبپرسیم تا این که یه کار علمی پژوهشی انجام بشه که وظیفه ودرسطح ماها نیست!واین که میدونیم که تقریبا همه کسایی که این مشکل رو دارن دارای روحیه حساسی هستن وگاهی با یه گفته خوب یا بد،چنان روحیه میگیریم وتاثیر میپذیریم یا روحیه از دست میدیم که خدا میدونه!میخوام اینو بگم وقتی من به عنوان عضو این انجمن که این مشکلو داره میام میگم کسی تونسته اینجوری مشکشلش رو حل کنه وبه نتیجه رسیده نمیخوام که خدای نکرده دروغ ببافم چیزی است که شنیدم ووقتی شما انکار میکنی تاشاید فرضیه ای که که بیشتر براساس ذهن نه تجربه میگی زیر سوال میره بااین حرف نباید حرف من رو رد کنی بلکه بیشتر برروی فرضیه خودت فکر کنی که شاید اشتباه باشه.................!خیلی بحث ها هست امیدوارم اعضای این انجمن با کمک هم درمان قطعی خودمون رو پیدا کنیم ودر اختیار دیگر دوستان تازه وارد قراردهیم تاشاید روزی دیگر این انجمن به عنوان پیدا کردن راه درمان بسته ووارد فاز دوستی هایی براساس علایق وسلایق وسبک زندگی و...بشه!انشاا...
mehfarj
کاربر فعال
 
پست: 139
تاریخ عضویت: پنج شنبه اسفند 10, 91 3:03 pm

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط ترلان » چهارشنبه اردیبهشت 24, 93 7:22 pm

آفرین عالی بود. من خودم به عینه بارها تاثیر قانون جذبو دیدم. راستش منم هر وقت میخوام به چیزهای مثبت فکر کنم زودی فکرهای منفی میاد سراغم و تسلیم میشم اما روانشناسم گفته باید بجنگی و جنگ هیچ وقت ساده نیست. از روشت خوشم اومد. منم از الان با خودم قرار گذاشتم چهل روز تمام هر فکر منفی که میاد سراغم برعکسشو تو ذهنم تکرار کنم. خدا هم مطمئنم کمکم میکنه.
دوستان یه چیزی رو فراموش نکنین. هر انسانی یک عضوی از بدنش به استرس واکنش نشون میده. در مورد ما هم روده واکنش نشون میده. به نظر من تنها دلیل این بیماری بخشی از اعصابه که درست کار نمیکنه. پزشکان هم به جای اینکه دنبال داروی روده باشن باید دنیال داروی مغز بگردن. وقتی آزمایش ها میگن روده ما مشکلی نداره یعنی واقعا نداره. مشکل ما تو مغزمونه. متاسفانه هم علم روانپزشکی خیلی پیشرفت کمی داشته و پزشکان هنوز نتونستن راهی رو کشف کنن که بشه بیماری های اعصاب رو هم با آزمایش فهمید
ترلان
کاربر تازه وارد
 
پست: 8
تاریخ عضویت: یکشنبه اردیبهشت 21, 93 7:43 pm

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط هستی » جمعه اردیبهشت 26, 93 11:33 pm

من که اینقدر حساس شدم نسبت به همه چی......هم دارو...هم افراد...هم بوها.....احساسات....همه و همه دست در دست هم دادن به مهر.....وجود من یکی رو بدهند بر باد......داروها که حالمو بدتر می کنه.......حوصله ام کم شده.....اعصابم فوق العاده ضعیف شده.....رژیم غذاییم محدود شده....اما خدا رو شُکر هنوز افراد دور و برم از با من بودن لذت می برن....خداییش این یکی خدا رو شکر داره با این وضعیت داغونم :lol: :lol: :lol: :lol:
هستی
کاربر فعال
 
پست: 122
تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 3, 92 12:35 am

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط نور امید » یکشنبه فروردین 16, 94 7:25 pm

@};-آرزو میکنم یه پشتیبان داشتم که به پشتوانه اون میتونستم چندماهی روی درمان روحی خودم وقت کامل میذاشتم و استرس کار کردن مداوم و 15 ساعت در روز رو نداشتم الان که دیگه بیشتر هم شده
نور امید
کاربر نیمه فعال
 
پست: 71
تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm

Re: سلام اومدم خبر خوش بدم من روش درمان خودمو پیدا کردممم

پستتوسط رضا... » شنبه دی 11, 95 8:09 pm

سلام.دوستان لطفا به عقب برگردید و خوب فکر کنید زمانی که متوجه این بیماری شدید اول بیماری دچار خون دماغ شدین .لطفا جواب بدین
رضا...
 
پست: 1
تاریخ عضویت: پنج شنبه دی 9, 95 4:22 pm

قبلی

بازگشت به • داستان زندگی

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان