ديگران چگونه با بيماري خود كنار مي آيند؟

مدیر انجمن: آرش

Re: ديگران چگونه با بيماري خود كنار مي آيند؟

پستتوسط آشنا » چهارشنبه شهریور 18, 94 6:17 pm

آقای آرش.
با این سبک زندگی که مردم دارند ( یا به آنها تحمیل شده است) که شاد نیستیم و اجازه شاد بودن داده نمی شود. مصرف بالای داروهای افسردگی ، چیز تعجب آوری نیست.

افرادی که خود شاد نیستند و یا شاد نبودن را یک ارزش می دانند . این ارزش خود را به بقیه تحمیل می کنند چون نمی توانند شاد بودن دیگران را ببینند.

آیا فردی که غذا دم دستش است ولی غذا نخوردن را یک ارزش می داند آیا می تواند از دیدن اینکه بقیه غذا می خورند شاد باشد و به آن رضایت دهد. طبیعتا نه، چون در ناخودآگاه خود می گوید حالا که من از این نعمت محروم هستنم بقیه هم باید محروم باشند.
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.
آواتار کاربر
آشنا
مدیر گروه
 
پست: 727
تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG

سوء هاضمه

پستتوسط آرش » جمعه مهر 3, 94 1:05 pm

به گفته دکتر شهرام آگاه (متخصص گوارش)،‌ 40درصد مردم ایران از سوء هاضمه رنج می‌برند و آمار بالای مصرف داروهای گوارشی همین مسئله را نشان می دهد. الان کلیدینیوم سی و امپرازول و رانیتیدین مثل نقل و نبات مصرف میشه و در کیف و کشوی اغلب ما هم هست.
اگر دقت کنید این دارو ها در داروخانه ها همیشه در نزدیک ترین جا چیده می شود چون مشتری زیادی دارد.
آواتار کاربر
آرش
مدیر ارشد
 
پست: 2264
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
محل اقامت: تهران

Re: ديگران چگونه با بيماري خود كنار مي آيند؟

پستتوسط آرش » یکشنبه فروردین 1, 95 5:53 am

وقتی حدود دو و نیم دهه پیش به سل مبتلا شده بودم، دریافتم که «نیروی اراده» موروثی‌ام به طرز غریبی بی‌اثر شده است. در آن روزها، تنها درمان، استراحت در بستر و ورزش‌های به دقت درجه بندی شده بود. نمی‌توانستیم عزم‌مان را برای بهبود جزم کنیم و افراد «مصمم و سرسخت» مسلول، عموما حالشان بدتر بود و زودتر از پا درمی‌آمدند. ولی من دریافتم گوش دادن به جسمم اهمیتی حیاتی در درمانم داشت. وقتی توانستم نسبت به جسمم حساس باشم، «بشنوم» که خسته‌ام و به استراحت بیشتری نیاز دارم یا حس کنم جسمم آن‌قدر قوی شده که بتوانم ورزش‌ها را بیشتر کنم، رو به بهبود رفتم؛ و وقتی دریافتم آگاهی جسمم دچار وقفه شده(حالتی شبیه به آنچه بیماران در روان‌کاوی تجربه می‌کنند وقتی می‌گویند ذهن‌شان «با آن‌ها» نیست.)، حالم رو به وخامت رفت. این شاید برای کسی که به شدت بیمار است، دیدگاهی زیادی شاعرانه یا «عرفانی» به نظر آید ولی در واقع برای من مساله‌ی مرگ و زندگی، مقوله‌ای طاقت فرسا و تجربی بود. تا جایی که می‌توانم قضاوت کنم باید بگویم که این در مورد سایر بیماران هم صدق می‌کرد. پفاندرس[فیلسوف آلمانی] می‌گوید:«اراده گوش کردن است.» که مشخصا همان «گوش دادن» به جسم را در ذهن متبادر می‌کند.
رولو می
آواتار کاربر
آرش
مدیر ارشد
 
پست: 2264
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
محل اقامت: تهران

Re: ديگران چگونه با بيماري خود كنار مي آيند؟

پستتوسط alirezzads213 » چهارشنبه فروردین 4, 95 5:13 pm

انسان چیزی جز تفکراتش نیست به هر چی فکر کنی همون میشه قرص و دارو نمیتونه حال خوب برای ادم بیاره فقط خودت باید بخوای همین کافیه که حال خوب و لذت از زندگی رو تجربه کنی بخدا این دنیا ارزش این همه تشویش و استرس رو نداره که انسان خودشو پیر کنه و فکرش رو مشغول کنه فقط باید در لحظه زندگی کنی فکر اینده نکنی هر چه پیش آید خوش آید
alirezzads213
کاربر فعال
 
پست: 110
تاریخ عضویت: دوشنبه آبان 5, 93 8:34 pm

قبلی

بازگشت به • داستان زندگی

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان