انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 7:28 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 87 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 9  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: پنج شنبه خرداد 9, 92 4:31 pm 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
سلام بر بچه های گل، احساساتی،خونگرم،مهربون، تخیلی، و ...

من در سال 87 با یه زخم ساده اثنی اشر مریضیم شروع شد. ترم اول ارشد صنایع بودم و تازه نامزد کرده بودم. تشخیص دکترها میکروب اچ پایلری بود و چندین تا آنتی بیوتیک بهم دادند. دوهفته مصرف کردم ولی اثری نداشت. بازم یه دو هفته دیگه دارو نوشتند. زخم اثنی اشرم خوب شد ولی دل دردهایم شروع شد. بعد از چند ماه دل درد دوباره آندوسکوپی کردم و گفتند که میکروبت از بین نرفته و دوباره دارو و بازم نشد. چندین ماه دل درد و دوباره آندوسکوپی کردند و گفتند بازم میکروب دارم و دوباره آنتی بیوتیک. البته پیش چندتا فوق تخصص تا اینجای کار رفتم و پرونده مو بهشون نشون میدادم و همه فقط آنتی بیوتیک یا قرص ضد اسید معده میدادند.

سمت دکترهای گیاهی هم رفتم و گفتند که طبعت گرمه و باید تبدیل بشه به سرد. یک سری دارو دادند و کلا ریختم به هم چون همشون اغلب تند بودند . در اثر مصرف آنتی بیوتیک ها و داروهای گیاهی دریچه معدم شل شد و اسید معدم برمیگشت توی مریم و شبها مجبورم با شیب 40 درجه بخوابم. به قول معروف اومدن ابروشو درست کنند ،زدند چشمشو هم کور کردند.

بهر حال چند دکتر نفهم دیگه هم رفتم و همشون فقط به چند قرص معده اکتفا میکردند. 5 دوره مصرف آنتی بیوتیک و 4 بار آندوسکوپی ثمره دکترهای نفهم بود. برای این میگم نفهم چون همه فوق تخصص داشتند و همشون پر مدعا و پولی. و باید یه ماه قبل وقت میگرفتی. فکر میکنند که فقط خودشون همه چیزو میدونن. یکیشون میگفت که مشکل حتما از میکروب معدته و دو سری درمان با آنتی بیوتیک های مختلف انجام داد و نشد و بهم گفت که دیگه درمان دیگه ای برای این میکروب نیست. من از طریق سایت دانشگاهمون رفتم تو سایت مرجع مقالات لاتین و در مورد این میکروب تحقیق کردم و دیدم این داروهایی که اینا میدن مربوط به سال 1900 میلادی است و از اون موقع تا حالا نزدیک به 10 نوع ترکیب دارویی دیگه وجود دارد. چندتاشو پیرینت گرفتم و بردم براش. شاخ دراورده بود و فکر میکرد که فقط خودشون حالیشونه و بیچاره از بس دنبال پوله وقت نکرده بود که از سال 1900 به بعد خودشو آپدیت کنه.

بهرحال امیدم از همشون قطع شده بود و با درد همیشگیم میساختم و تا اینجا از زندگیم کلاعقب افتاده بودم. پاییز سال 90 با درد پشت کامپیوتر نشسته بودم که یکی از انجمن ها یک دکتری را به اسم دکتر دولتشاهی و معرفی کرده بودند و ازش تعریف کرده بودند. گفتم من همه جا رفتم و اینم روش. با تشویق خانواده و خانمم رفتم. یه دکتر منظمی بود و پرونده مریضاش رو تو کامپیوتر خودش یادداشت میکرد. با اولین نگاه تشخیص داد که ای بی اس دارم. بهش گفتم که همه گیر دادن که از معدمه و من معدم درد میکنه و چه ربطی داره به روده ام. گفت وقتی روده نتونه غذا رو خوب هضم کنه ، بنابراین غذا دیر از معده ات خالی میشه و در معده میمونه و معده چندین بار روش اسید میریزه و این اسید باعث میشه که خود معده ملتهب بشه و درد کنه.

بهرحال به مدت دو ماه داروی کلوفاک و فلوکستین و کیلیندیوم سی برام نوشت و با مصرفش از درد دائمی که منو از درسو و زندگی عقب انداخته بود راحت شدم. خیلی دعاش کردم. البته هنوز هر ماه یه بار عود میکنه و یکی دو هفته ای کمی اذیتم میکنه ولی حداقلش فهمیدم که مریضیم چیه و فکرو خیال الکی نمیکنم. وقتی خیلی درد دارم دوباره همون داروها رو میخورم ولی فلوکستین رو هر روز میخورم چون عود بیماریمو کمترش میکنه. تازگیها یه دکتر تو تلویزیون در مورد این بیماری صحبت کرد . رفتم مطبش و اونم تشخیص داد که ای بی اس دارم. و فلوکستین و کلپرمین بهم داد. ولی کلپرمین خیلی موثر نبود.

تا اینکه با این گروه آشنا شدم. از تجربیات بچه ها و تحقیقاتم توی اینترنت تصمیم دارم محصولات سین بیوتیک رو دنبال کنم. به خاطر همین رفتم قرص لاکتول خریدم و تصمیم دارم که امتحان کنم. چون ضرری هم نداره. تازه شروع کردم.تاثیرشو بعدا میگم.

در مورد این بیماری فکر کنم که یکی از عوامل اصلیش از اعصابه. منم آدم وسواسی تو درس و تفکر و اختراعاتم هستم. آدم های وسواسی و عصبی دیگه ای هم دیدم ولی اونا سالمن.چون بستگی به افراد مختلف فرق میکنه. برخیها میزنه به سرشون و سردرد میگیرن و برخی ها به قلب و برخی به معده و ما هم به روده مون زده

یکی دیگه از عاملاش فکر کنم آنتی بیتیکه. که سبب شده سیستم و توازن باکتری درون روده ام از بین بره

یکی دیگش فکر کنم کم تحرکیه. من روزی 6 ساعت پشت کامپیوترم. به خاطر کارهای پژوهشیم. و شش ساعت عدم تحرک و نشستن ،معلومه که چیکار میکنه با روده


به نظر من حقیر راه درمانم چند چیزه:

اول کنترل اعصابم که خیلی سخته و مجبورم فلوکستین بخورم.

دوم ورزش کردنه که پیاده روی و دو و شنا روی زمین و توی آب به توصیه دکترم خیلی عالیه. یکی از این دستگاه های ویبره شکم حدود یک سال پیش خریدم ووقتی پشت کامپیوترم به شکمم میبندم تا به صورت مصنوعی روده هامو حرکت بده. خوبه . دردمو کم میکنه و رودمو حرکت میده.

سوم. برگرداندن سیستم باکتری های مفید روده ام و از بین بردن باکتری های مضری که در اثر کم کاری روده ام در روده ام بوجود آمده است.که فعلا با قرص لاکتول و مصرف ماست و پنیر آن سعی دارم باکتری های مفید را به روده ام بازگردانم.

چهارم دور شدن از محیطهای بسته و آلوده و پرسروصداست. یعنی به طور کلی دور شدن از محیطهای شهرنشینی به سمت محیطهای روستایی و با صفاست. دارم برنامه ریزی میکنم که تا چند سال دیگه انشاءالله از این تهران برم به یه روستای با صفا

موارد زیر رو جدید اضافه کردم.یادم رفته بود

پنجم رعایت تغذیه و نوع غذاهاست

ششم رعایت نوع غذا خوردنه. بدین معنی که چون روده ما خوب غذا رو هضم نمیکنه پس باید کمکش کنیم . بدین ترتیب که اولا غدا رو خوب بجویم. در اسلام آمده که مستحبه لقمه رو 40 بار بجوید. ثانیا باید طبق دستور اسلام تا سیر نشدیم دست از غذا بکشیم. توی اسلام آمده که معده رو یک سوم کنید . یک سوم غذا. یک سوم برای آب جا بگذارید و یک سوم دیگه را خالی بگذارید تا معده بتواند غذا رو خوب هضم کند تا کار روده هم راحت تر باشد. پس ما باید تعداد دفعات خوردنمونو بیشتر کنیم ولی هر دفعه کم بخوریم


سرتونو درد آوردم. ببخشید. گفتم شاید تجربم به دردتون بخوره و فکر نکنید که تنهایید. راستی هفته پیش قسمت شد رفتم مشهد و خیلی برای بچه های انجمن و همه ای بی اسی ها و سایر مریضها دعا کردم. سعی کنید برای هم همیشه دعا کنید. چون اینجوری دعا زودتر مستجاب میشه.
التماس دعا یا حق

دوستان بیان نظر و تجربتون یادتون نره ها!!!!!

ومن الله التوفیق


آخرین بار توسط mokhtare در جمعه خرداد 10, 92 10:36 am ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه خرداد 9, 92 5:03 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: پنج شنبه بهمن 19, 91 8:20 pm
پست: 269
محل اقامت: فارس
مرسی احمد جان، عالی بود
من که باهات موافقم قید شهر و اونم شهر تهران و بزنی و بری روستا شاید نصف راهو واسه سلامتی اعصابت برداشتی
منم فکر روستا رفتن اساس تو سرمه اما هنو شرایطش جور نیس


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه خرداد 9, 92 6:54 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 28, 91 11:50 am
پست: 66
محل اقامت: mazandaran /مجرد
مر سی احمد جون منم بعد چن جا دکتر رفتن بعد 2 سال تازه پارسال فهمیدم مریضیم چیه از بس دکترای ما اپدیت هسن :roll:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 11, 92 12:41 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
مرسی آقای mokhtareبابت توضیحتون و همچنین دعا.. زیارتتون قبول باشه..باآرزوی موفقیت روز افزون

ای بی اس منم در سال 85 شروع شد.. سوم دبیرستان میخوندم.. و بعد یه انفولانزا گریبان گیرم شد ..ولی همون موقع دکتر آب پاکی رو ریختن رو دستم و گفتن که تو روده تحریک پذیر داری و هروفت استرس بگیری اینجوری میشی و تا آخر عمرت باید باهاش کناربیای و هیچ درمانی نداره.. فک کنم قیافه منو اون لحظه میتونین تصورکنین چطوری شده.
ولی من نتونستم این قضیه رو هضم کنم و تا میتونستم آزمایشای مختلف دادم جوری که میشد ماهی دوسه بار آزمایش میرفتم البته به جز کلونوسکوپی و اندوسکوپی که هیچ وقت رضایت ندادم برم..یعنی بدون اغراق میگم حاضر بودم دکترم بگه سرطان داری و قرار بمیری ولی نگه ای بی اسه!
خانوادم اصلا دراین مورد درکم نمیکنن..
ای بی اس من هیچ وقت حالت خاموشی نداشته.. یعنی همیشه اوضاع من داغونه! وقتیکه استرس دارم دیگه بدترررر
این جریان به قدری رومن اثرگذاشنه که تو خوابم میدونم ای بی اس دارمو دائم دنبال دسشوییم!!!
درمورد درمان دارویی..تقریبا همه درمان های دارویی رو امتحان کردم و تاثیرشون کاملا موقت بوده
ای بی اس من از نوع اسهال غالب..بیرون روی زیاد..نفخ شدید..احساس دفع ناقص و هرازگاهیم( به ندرت ) یبوست هست

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 12:10 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه بهمن 24, 92 1:09 am
پست: 56
نمیدونم تاپیک درست رو واسه عنوان موضوعم انتخاب کردم یا نه
عضو جدیدی هستم در بین شما دوستانی که یه مشکل مشترک داریم پس سلام هم دردان :D :D
واقعیتش من هنوز نمیدونم مشکلم چیه ..یادمه دبیرستان که بود یه مدت تحت استرس های فوق العاده شدیدی بودم ولی مشکل چندانی نداشتم دو سال از اون جریانا میگذشت که سال کنکور فرا رسید...یعنی سال 88 ...یادمه یه کلاس کنکور ریاضی داشتیم که این کلاس شب ساعت 8 یا 9 برگزار می شد ..با یکی از بچه ها که خون هامون نزدیک هم بود واسه کلاسا میرفتیم متاسفانه هر وقت شبا از خونه میزدم بیرون محله هایی که من ازشون رد میشدم تاریک بود و یه استرس عجیبی داشتم :shock: نمیدونم چرا همش فک میکردم یکی پشت سرمه و دقیقا بعد این جریانا بود که کم کم علایم بیماری در من ظاهر شد ..اولین علایمش درد شدیدی بود که کنار ناف احساس میکردم.طوریم بود اگه موقعیت بدنمو تغییر میدادم اصن از درد خبری نبود خودم حس میکردم روده هام یجورایی کش میان و با جدار شکمم تماس پیدا میکنه که اینجوری با تغییر حالت بدن خبری از درد نبود.بعد این درد یبوست سراغم اومد اما بازم زندگی قابل تحمل بود و خودمو بیمار نمیدوستم تا اینکه زمستون 88 متاسفانه یه دوره افسردگی خفیفم سراغم اومد بعد اون دقیقا من بیمار بودم اول رفتم پیش یه متخصص برام اندسکوپی نوشت انجام دادم مشکلی تو معدم نبود چند ماه بعد اون این بار رفتم پیش یه دکتر به اصطلاح معروف تر ایشون برام عکس از روده نوشتن که دردش از هزار کلونسگوپی بدتر بود تو عکسا که چیزی معلوم نبود این بار کلونسکوپی انجام داده قسمت بدش این جا بود پولیپ روده داشتم یه دونه بود و کاملا هم خوش خیم ( خوشبختانه )
این دکترم همش پسیلیوم می نوشت خدایی تغییر انچنانی نمیدیدم 2 سال سعی بر خود درمانی کردم اولین قدمم پرهیز از خیلی از غذاها بود حبوبات . لبنیات.چیپس.پفک نوشابه .ساندویچ.پیتزا .خیار .موز.اینا رو من شاید سالی یبارم تجربه نکنم خوبیش برای من این بوده حداقل خبر زیادی از نفح نیست جالب اینکه من کلا درد شکمیم به اون صورت ندارم .نفخم شاید 2 ماه یبار اونم خودم دلیلشو تو حذف موادیه که عنوان کردم..تابستون امسال باز یکم حالت افسردگی داشتم این بار خودمم دونستم مشکل چیه اونم درگیر بودن ذهنم به مشکلم باز رفتم پیش یه دکتر دیگه .اینم اول یه سونوگرافی از شکم و وقتی چیزی معلوم نبود اندسکوپی از معده.قسمت جالبش این بود حین عمل دکتره همش میگفت معدت خیلی تمیز و سالمه ( تو دلم میگفتم یه جون 20 ساله که نه چیپس میخوره نه چربی میخوره از همین سن این همه مواد غذایی رو ار خودش منع کرده معده غلط میکنه بد باشه :دی ) ایشونم حتی میکروب معده هم تشخیص ندادن فقط یه سری قرص داد دستم ...
اما پولیپه یکم نگرانم کرده بود واسه همین 2 ماه پیشم رفتم پیش یه خانم دکتری که خیلیم خانومه :دی قشنگ به حرفات گوش میده میزاره قشنگ توضیح بدی .تازه هم فوقشو گرفته پس علمش نسبت به اونای دیگه خیلی به روزتره ایشون از همون اول تشخیص ای بی رو دادن واسه پولیپم گفت تو سن شما نمیتونه جدی باشه ولی یه مدت داروها رو مصرف کن واسه پولیپم یه چند وقت دیگه کولونسکوپی انجام میدیم که قراره اسفند برم
داروهایی که ایشون نوشتن
فلوکستین 10
دیسکلومن
امپرازول
قرصا فامولاکت و سری بعد هم پودر کیدی لاکت
اما حالت من :
درد و نفخ زیادی ندارم فقط بعضی وقت ها همون درد کنار ناف رو دارم که قابل تحمله ..بیشتر درد من تو قسمت راست شکمه .نفخم همنجاست.جالبته مدتیه یه درد خفیف هم تو قسمت پشتم احساس میکنم و همچنین مدتهاست درد پهلو راستو دارم نزدیک کبده ..سی تی و سونگرای کبد دادم هر دو دال بر سلامت کبدم بود این دکترم میگه همون اسپاسم روده هاته که باعث میشه دردو تو قسمت های دیگه بدنتم حس کنی خصوصا درد ناحیه کبدو
این قسمتش به نظرم از همه مهتره ..م.فوع من حالت منسجم و عادی رو نداره .اثن انگار بعضی مواد بدون این که هضم شه از روده عبود میکنه واسه همین اصن حالت منسجمی نداره اما با مصرف این داروها برای مدتی کاملا شکل مدفوعم عادی شد حس میکنم اون قرص و پور پروبیوتیکی که مصرف کرد و یکم باکتری مفید روده رو افزایش دادن باعث شد شکل مدفوعمم درست بشه.اما یبوسته هنوز پابرجاس
حال بعدی اینه من زیاد اسهالو ندارم فقط بعضی وقتا که اسهال دارم فشار شدید حس میکنم یعنی همون موقع باید برام واسه دفع .یادمه چند ماه پیش تو یکی از خیابونای نزدیک خونمون چشتون روز بد نبینه یه دفع احساس دفع فوری کردم بدو بدو خودمو رسوندم خونه ولی با انجام عملیات :D اصن فک نیمکردم واسه اون حجم این همه احساس دفع فوری داشته باشم :o :o :o البته این حال همیشگی نست و بعضی وقتا اینجوری میشم
مدتیم هست از سبوس گندم تو غذاها استفاده میکنم.همیشه کاهو و روغن زیتون مصرف میکنم اینا همش بیرون روی رو یکم زیاد می کنند اما خودم عقیدم بر اینه مشکل ما مشکل از باکتری های رودس
یه عاملی داره به ضرر باکتری های مفید روده تو بدنمون اقدام میکنه.حالا رقابت با باکتری های مضرره که مفیدا کم میارن یا شاید اصن مضررا دارن مفیدا رو قورت میدن :lol: :lol:
من با خوردن این پروبیوتیک ها تا حدود زیادی مطمئنم ترکیبات باکتری های روده ما مشکل داره پزشکا بشینن تو این مورد کار کنند:دی اینم راه حل براشون هی بگین شما بیشتر حالیتونه
نمیشه پیوند مدفوع بدیم؟؟؟
از پرحرفی که کردم عذر میخام ولی فک کنم فقط شماها بتونید منو درک کنید خداروشکر اطرافیانم زیاد درگیر این مسائل نیستن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 12:20 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه بهمن 24, 92 1:09 am
پست: 56
دوستان من یه مورد رو یادم رفت کسی اینجا هست مشکل اروغ مکرر رو داشته :o :o :o :o من مشکلم اینم هست نمیدونم این همه اروغ از کجا میاد :| :| :| تو یه مطلب در مورد ای بی خوندم اونایی که ای بی دارن میتونند مشکل اروغ زیادم داشته باشن :oops: نمیدونم دیگه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 1:44 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
gunner جان خیلی خوش اومدی..از آشنایی باهات خوشحالم ایشالا زود حالت خوب بشه
اتفاقا کار خوبی کردین که آزمایشای متعدی انجام دادی و خیالت راحته که مشکل خاصی نداری..
البته خیلی خوش شانسی که مشکل نفخ و قاروقور نداری.. اینا خیلی بدن.البته بایدبهت تبریکم گفت که رژیمتو خیلی خوب رعایت میکنی و مث من شکمو بازی درنمیاری :lol:
آی بی من از اون نوعیه که یه بار سراغ شما اومده که احساس فوریت در دفع بهتون دست داده و بعدم دیدین که حجمش خیلی کمتر از اون چیزیه که اون لحظ حس کردین..خیلی بده لامصب

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 2:58 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه بهمن 24, 92 1:09 am
پست: 56
دوست عزیز ممنون از لطف شما
واقعیتش اون فوریت رو پارسال درگیرش بودم.یادمه مثلا شب ساعت 11 داشت با تلفن صحبت مکردم یا تلویزیون نگاه میکردم در صدم ثانیه باید خودمو میرسوندم :shock: بعد یکم دل و روده رو فحش میدادم میموم بعد نیم ساعت بازم تکرار میشد ;) باهاتون موافقم خیلی درد بدیه این نوعش.هنوزم بعضی وقتها اینجوری میشم ولی کمتر
در مورد نفخ به نظرم غذایی که میخوریم خیلی تاثیر داره لبنیاتو من خیلی خیلی خیلی کم استفاده میکنم مگه اینکه ماست باشه که اونم یک قاشق سبوس گندم بهش اضافه میکنم شیر که اصلا پنیر هم اخرین بار یام نیست کی خوردم :lol:
بدون شک قبل این بیماری اگه کسی میخواست مثالی ازشکمو بیاره اینجانب با اختلاف در صدر بودم :lol: ولی بعد چپند سال دست و پنجه نرم کردن واقعا الان میتونم جلو خودمو بگیرم.دوستانی که مشکل معده و روده دارن فک کنم خیار کمتر مصرف کنند بهتره نمیدونم چرا هر بار میخوردم یجوری میشدم.
متاسفانه مدتیم هست زود زود فیشر در میارم :lol: خیلی کم خونریزی دارم ولی وایی عجب درد بدیه :cry: :cry: :cry:
دوستان ممنون میشم یکی برام توضیح بده چرا مدفوع من انقدر غیر منسجمه .چرا خوب هضم نمیشه غذا.مدتیه دارم تلاش میکنم غذامو زود قورت ندم ولی خیلی پروسه سختیه ولی دارم تلاش میکنم که عادت کنم هر وقتم این کار میکنم بعد قورت غذا باور کنید معدم احساس ارامش عجیبی داره انگار چیزی نخوردم
من کلا اینجا فعال خواهم بود ;) تا از تجربیات همه دوستان استفاده کنم.واعیت امر اینه پزشکان خودشون معلوم نیست با خودشون چند چندن پول خوبی که تو کلونوسکوپی و اندوسکوپی هست عذر میخام خیلیا رو خیلی بی وجدان کرده.تنها دلیلم که من از این دکترم جدیدم خوشم میاد اینه هم خوب به حرفات گوش میده هم اپدیته هم تمام جزیات پروندتو هم نو سیستمش هم پیش منشیش داره هم اینکه تا رفتی نشتی برات از این دو تا نمینویسه اینبارو به اصرار خودم دارم انجام میدادم
ایشالله یکشنبه هفته بعد انجام میدم و اینجا هم جوابشو میزامر
فقط من بار اول واسه کولونسکوپی بیهوش نبودم این دکترم با بیهوشی انجام میده کسی در این مورد تجربه داره؟؟؟؟
از فک زدن بیش از حدمم بازم عذر میخام باور کنید این سینه پر از این حرفا ولی اطرافیان و دوستانم چنین موردی رو ندارن نمیشه با کسی درد دل کرد ;)
.............................
هی من نکات جدید یادم میاد :lol: :lol: :lol: :lol:
اینم اضافه کنم سر همین یبوست ها تکرار ادرارم دارم :roll: :roll: که اینم باز طی گشتی که تو نت زدم این نکته هم اشاره شده بود ممکنه باعث تکار ادرارم بشه
خدا این چیه :cry: :cry:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 6:51 pm 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
سلام گانر جان
نوشته هاتونو و دردودلاتو نو همشو خوندم. به نظر انسان شاد و سرزنده ای میایید با اینکه این همه درگیر این بیماری هستید. به نظرم امید داشتن تو این بیماری خیلی مهمه.
مشکل من هم یبوسته. وقتی دلم درد میگیره ، ناحیه ای به اندازه یه کف دست که بزاری روی نافم، درد میگیره. با ورزش و تحرک و غذاهای فیبر دار دردش میفته. اغلب وقتی تحرکم کم میشه میدونم که قراره بیاد سراغم. من رفلاکس هم دارم. و در مواقع یبوست بیشتر میشه.
من آندوسکوپی کردم ولی تاحالا کلونوسکوپی نکردم. در مورد بیهوشی باید بگم که یه خوابچند دقیقه ای است و شما فقط به حالت خواب میرید و بیهوش نمیشید. اونم فقط چند دقیقه. خیلی خوبه . چون دردی احساس نمیکنی و بعد از ده دقیقه به حالت عادی برمیگردی. سرنوشتتون برام جالب بود و فکر کنم منم برم یه کلونوسکوپی بدم.
اگه زحمتی نیست جواب کلونوسکوپی تونو بگید. ورزش مستمر شنا هم امتحان کنید. برای ما یبوستی ها لازمه که سیستم رودمونو خودمون تحریک کنیم و در ورزش شنا این تحریک خیلی عالی انجام میشه. البته باید ادامه دار باشه.
یه ورزشی رو تو یکی از سایت ها دیدم که خیلی ساده بود . میزارمش تو انجمن . شما هم امتحان کنید بد نیست.
به امید سلامتی همه بچه ها. موفق و سربلند و سالم باشید. یاعلی


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه بهمن 25, 92 8:18 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه بهمن 24, 92 1:09 am
پست: 56
دوست من ممنون از لفت
راستیتش یه اتفاق منو افسرده کرد و بعد اون دیگه نتونستم اون ادم سابق باشم هر چند هنوزم تو جمع دوستام باشم کلی چرت و پرت میگم :lol: ولی بعضی وقتا بیماری خودشو نشون میده و خودشو به من غالب میکنه
شما مشکل عدم انسجام مدفوع ندارید ؟
چشم حتما جواب کلونسکوپی و تجربه کلیمو میازرم براتون.بار اول خیلی استرس داشتم ولی الان از نظر ذهنی خودمو واسه کلونسکوپی اماده کرد و چندان مشکلی ندارم باهاش
یه خاطره هم بگم :)
یادمه بچه که بودم یه شب با دوستای بابام رفتیم مهمونی .منم حدودا 7 یا 8 سال داشتم تو مهمونی عذر میخام یه فشاری واسه دفع گاز داشتم عجیب ;) رومم نشد برم تخلیه کنم همونجوری تا اخر مهمونی تحمل کردم موقع رفتیم اومدیم تخلیه کنیم لامصب این بار این نمیومد :lol: از من اصرار از جناب انکار نیومد که نیومد :lol:
یه مدتم خارش داشتم تو بچگی رفتم دکتر گفت شما کرم دارید نمیدونم چه کرمی چند تا پماد نوشت اونا رو زدم خبری نشد دیگه نمیدونم همش حس میکنم بیماری الانم با اون کرم انگل ویروس بچگیم در ارتباطخلاصه امیدوارم همممون واسه یه هفته هم شده حس تخلیه عادی رو داشته باشیم.الان میفهمم کم از تنفس نبود این لامصب ;)


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 87 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 9  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com