انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : شنبه بهمن 10, 04 12:04 am

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 156 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 11, 12, 13, 14, 15, 16  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 20, 94 8:56 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
ورزش کگل دیگه!!!!تو اینترنت سرچ کنین

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه خرداد 22, 94 12:33 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 21, 94 11:06 pm
پست: 17
سلام من 9سال این بیماری دارم تا الان دکترهای زیادی رفتم تنها دکتری به نظرم خوب بودن دکتر محمد وفایی بودن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه آبان 25, 94 12:08 am 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه شهریور 5, 93 2:00 pm
پست: 21
sanaaaz1 نوشته است:
ورزش کگل دیگه!!!!تو اینترنت سرچ کنین

ساناز جان تاثیر گذاشته ؟ فیزیو چی ؟


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه آذر 7, 94 12:43 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
mahbobe نوشته است:
سلام دوستان
-٢۵سالمه
- از وقتی ده سالم بود بی اختیاری گاز روده دارم
- واقعا بیماری بدیه..
-از لحاظ روحی به هم ریختم
-حرکات اطرافیان اذیتم میکنه
-خواهشا کمکم کنید مشکلم برطرف بشه...


سلام محبوبه خانم. از خودتان و افکار تان چیز زیادی ننوشته اید ولی می فهمم چه می گویید چون من هم مثل بقیه دوستان ال جی همه اینها را که نوشته اید دیده ام. نوشته اید از 10 سالگی با این بیماری همراه هستید. فکر می کنم با توجه به سن کم تان در آن موقع، سختی زیادی کشده اید سختی که شاید درکش برای من سخت باشد.

اجازه می خواهم راهی را که من برای خود انتخاب کرده ام برایتان عرض کنم:
من پس از 17 سال تلاش برای خلاصی از نشت گاز و در جا زدن در زندگی، به این نتیجه رسیدم که:
این بیماری فعلا درمانی براش کشف نشده است. کار کشف درمان بیماری هم ، کار من نیست؟ چون من نه دکتر هستم و نه تخصصش را دارم و قصد اینکه پزشکی بخوانم هم ندارم.

اما این زندگی که به من داده شده است دست من است. و کارگردان زندگی ام ، خودم می باشم چه آن را قبول کنم و چه انکار کنم.
با خود گفتم: فرض کنم نشت گاز تا آخر عمر با من باشد.
- آیا من می توانم همراه با این بیماری زندگی شاد داشته باشم؟
- آیا برای اینکار باید تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنم؟
- آیا باید اهداف جدیدی برای خود تعریف کنم و به دنبال رسیدن به اهداف جدید باشم؟
- مگر غیر از این است که افراد موفق زیادی با مشکلاتی به مراتب سخت تر از بیماری نشت گاز، توانسته اند زندگی موفق و شادی برای خود ایجاد کنندو و حتی الگوی دیگران باشند؟
دیدم که بله ، باید تصمیمات جدید بگیرم. تصمیماتی که درکش برای اغلب اطرافیانم سخت است ولی آنها زجری که من می کشیدم را متوجه نمی شدند؟
تازه بقیه چه حقی دارند برای زندگی من تصمیم بگیرند و یا با تصمیماتی که من برای زندگی خود می گیرم مخالفت کنند؟

من قبلا کارمند بخش خصوصی بودم. کارم طوری بود که باید در اتاق پشت کامپیوتر باشم. کارم را ترک کردم و شغل جدید بازاریابی را انتخاب کردم . کاری که همیشه در حرکتم و در فضای اتاق نیستم؟
به تمام فامیل و اکثر دوستان اعلام کردم که من همچین بیماری دارم در نتیجه وقتی به خانه شان می روم و نشت دارم خیلی راحت هستم چون می دانم که اگر بو اذیتشان کند خودشان یک کاری خواهند کرد.

مهمترین تصمیمم این بود که کتابهای روانشناسی و خودکاوی را مطالعه کنم تا بتوانم شناخت از خود را افزایش دهم. اینکه چرا ناراحت می شوم؟ چرا عصبانی می شوم؟ چرا نا امید می شوم؟ چرا طرز فکرم منفی است؟ چرا می ترسم؟ چرا انزواطلب هستم؟ چرا مهارت های اجتماعی ام پایین است؟ چرا با هیجانات و احساسات خود ارتباط ندارم؟ چرا افکار ناخودآگاه من، من را به طرف شکست در زندگی و ترس از کارها ، هدایت می کند؟
و وقتی دنبال این چرا ها گشتم به نتیجه جالبی رسیدم. و آن اینکه همه انسانها ، این مشکلات من را ( کمتر یا بیشتر) دارند و انسان های موفق آنهایی هستند که با این مشکلات ، روبرو می شوند و از آنها فرار نمی کنند. مواجه شان با این مشکلات و یا فرار از آنها، تفاوت انسانها را تعیین می کند؟

یاد گرفتم که ، سخت ترین کار در زندگی، تغییر است. انسانها از تغییر فرار می کنند. البته منظورم ، تغییر خود می باشد و وقتی تغییر دیگران در میان باشد از آن استقبال هم می کنند. فهمیدم که این کار سخت را باید یاد بگیرم و انجام دهم.

فهمیدم که سخت ترین تغییر، تغییر فکر و تغییر نگرش می باشد.

فهمید که برای اینکه تغییرات زندگی ام در مسیر درست باشد باید مطالعه کنم.

یاد گرفتم که انسانها با هم متفاوت هستند پس نباید خود را با بقیه مقایسه کنم. من فقط مجازم که خودم ر ا با دیروز خودم مقایسه کنم.

یاد گرفتم که یکی از بزرگترین ترس های من و همه انسانها ، ترس از شکست خوردن است. یاد گرفتم که باید با افتخار از شکستهایم حرف بزنم و تعریف کنم.

یاد گرفتم که بزرگترین تخصصی که یک انسان می تواند داشته باشد تخصص خود شناسی و انسان شناسی است و تفاوت انسانها ، در تفاوت در میزان این تخصص در آنهاست هر چه میزان این تخصص در فردی بالاتر باشد شادتر ، موفق تر ، سالم تر و حتی پولدارتر است.

پس هدف جدیدی برای زندگی ام انتخاب کردم: "کسب تخصص انسانشناسی و خود شناسی در حد اعلا و تا آخر عمر"

و بعد تازه متوجه شدم که دیگر بیماری نشت گاز برایم اهمیتش را از دست داده است و بود و نبودش زیاد برایم فرقی نمی کند.

البته تغییر را با مراجعه به روانپزشک و مشاور شروع کردم. که اثرات خوبی هم بر آی بی اس داشتند.

کمتر از 2 سال است که این مسیر را شروع کرد ه ام و فکر می کنم این دو سال جزء بهترین و شادترین ایام زندگی ام می باشد.

در مورد مراجعه به دکتر و دارو می توانید به لینک زیر مراجعه فرمایید.
http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=49&t=834&start=10#p10102

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه آذر 8, 94 8:08 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: دوشنبه آبان 5, 93 8:34 pm
پست: 110
بسیار موافقم با حرفهایتان جناب آشنا درسته بیماری بدیه و درمان قطعی نداره ولی از لحاظ روحی که بالا باشی و به زندگیت بچسبی و فکرشو نکنی مطمئن باش که یکم از دستش خلاص میشی چون بیماری سایکوسوماتیک هستش(روان تنی)من خیلی خوشحال هستم که زود فهمیدم مشکلاتی که برام پیش اومده بیشتر جنبه فکری و روحی و عصبی داره شاید خصوصیات فردی ما زمین تا آسمان تفاوت باشه ولی در یک چیز تمام ای بی اسی ها مشترکند اونم شیوه درست بهره گیری از زندگی و مهارت های زندگی و حل مسائل را ندارند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه آذر 10, 94 8:29 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: جمعه مهر 18, 93 9:07 pm
پست: 44
سلام و عرض ادب خدمت دوستان؛ به ویژه «آشنا»ی عزیز،
بنده هم دقیقا به همین نتیجه رسیده ام و در حال حاضر خیلی راحتم. نه تنها موظف بیست و چهارساعت در هفته کلاس میرم، برای بچه های سال چهارم کلاس کنکور هم میذارم؛ البته محدود. ولی به هرحال خوبه. امسال تغییر زیادی کردم هرچند فضای کوچک شهر من برایم عرصه رو تنگ کرده؛ اما سعی کردم به دیگران و نگاه ها و نظراتشان بی توجه باشم. البته شرایط بسیار بهتر شده. البته دوستان هم کمک زیادی به بنده می کنند. جمعه ها کوهنوردی میرم. هر دوروز یک بار پیاده روی تا کوه. هرشش ماه یک بار حجامت که باعث سبکیم میشه. به نظرم «بیرون رفتن»، «کوهنوردی» و «پیاده روی» بهترین راه برای تمدّد اعصاب و در نتیجه بهتر شدن شرایط جسمیه. هرچند به دلیل بعد جسمی مشکل ما، این کارها صددرصد مشکل رو رفع نمی کنه؛ اما در بهبود روحیه و رویاروشدن با مشکلات خیلی مؤثره. به دوستان توصیه می کنم حتما «پیاده روی» و اگر می تونید حداقل هفته ای یک روز «کوهنوردی» کنید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه آذر 10, 94 8:37 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: جمعه مهر 18, 93 9:07 pm
پست: 44
sanaaaz1 نوشته است:
خودم تحت درمانم ده درصد بهتر شدم فیزیوتراپی میرم فعلا ی ماه شده اگر بهبود قابل توجه بود اینجا میگم تا بچه ها اقدام کنن مشکل اصلا ب مغز ربط نداره دارو نخوریییید من زلفتم خوردم فقط ورزش کگل مغز به علت ضعیف بودن لگن زیر سوال میره چون با مغز عضلات کنترل میشه اما اگه ضعیف باشه کاریش دیگه مغز پاسخگو نیست.من تقریبا دوساله همه روشهای درمانو دارم امتحان میکنم از لحاظ دارویی هیچ نتیجه ای نداره گمرا کنندس و نظم رودرو بیشتر بهم میریزه مثلا کلیدینیم چون حرکت دودیو کم میکنه نشت کم میشه من کلیدینیم و فقط واس سو هاضمه میخورم بعد دورشم کلا میزارم کنارباقرص ها بدنم عفونت کرد نخورین دیگه قرص ورزش کگل روزی س ساعت.اقدام ب خود دکتر فیزیو واجبه چون دستگاه دارن خودشون.ولی بزارید من دورم تموم شه اطلاع میدم تا واس همه اعضا هزینه تراشی نشه


سلام سانازخانم، بنده هم رفتم دکتر و ایشون پیشنهاد کرد «فیزیوتراپی» کنم. دومیلیون هزینش میشه. قراره دی ماه برم. اگه شما نتیجه گرفتین، بگین تا ما هم بریم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه آذر 15, 94 8:53 pm 
آفلاین

تاریخ عضویت: یکشنبه آذر 8, 94 7:20 pm
پست: 3
سلام به همه .....

من حدودا 9 ساله كه ال جي دارم....
ولي....

يه خبر خوب....دارم ....

من اين ترم رفتم سر كلاساي دانشگاه.............بدونه ال جي.....واقعا بدونه ال جي.............

راه حلم شايد به درد خيليا نخوره.....ولي خودمو كمي تغيير داد......

نميدونم چي بگم ...كاش دارو كشف كرده بودم...... ميومدم اينجا ميگفتم كه همه استفاده كنن.......
ولي دارويي براي من دركار نيست....
با قدرت ذهنم و يه سري تمرين تونستم كنترلش كنم خداروشكر.....

من ساله پيش دو ترمو پشت سر هم مشروط شدم چون نميتونستم برم سر كلاس.....و ابروم جلوي همه رفته بود.....ولي....
الان ميرم سر كلاس.....

خودمم باورم نميشه......دوستان اگه بخوايم ميشه كنترلش كرد.......ميشه......من تونستم به لطف خدا.....

سحر معروف اين سايت يادته گفتم من حلش ميكنم و ميام اعلام ميكنم كه حل شد.......بعد تو خنديدي به من(البته به سادگيم خنديدي..)
بيا كه شد.......^______^

و اما راه يكم عجيب من......
من فهميدم ما تعادل و توازن رو تو زندگيمون از دست داديم......و قلبمون تو موقعيت هاي استرس زا تند تند ميزنه و سريع آروم نميشه........
ما تعادل بدنمون رو از دست داديم....و از حالت طبيعي و نرماله زندگي خارج شديم.....

يه نفس عميق بكشيد.......بعد دو رنگ سبز و آبي رو تو ذهنتون مجسم كنيد و روش تمركز كنيد.....اين كار ذهن شمارو به حالت نرمال و طبيعيه خودش برميگردونه.............
يادتون باشه هر چي فكر و اعمالتون سازگار تر با دنياي طبيعي پيرامونتون باشه اين بيماري كم رنگ تر از قبل ميشه......

اميدوارم بتونين از راه حل من استفاده كنين......اگه بخواين ميشه...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه آذر 15, 94 8:57 pm 
آفلاین

تاریخ عضویت: یکشنبه آذر 8, 94 7:20 pm
پست: 3
بازم اگه چيزي دستگيرم شد ميام ميگم...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه آذر 16, 94 1:40 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: دوشنبه آبان 5, 93 8:34 pm
پست: 110
مخلص کلام این بیماری اینه که مشکلات روانیه ناتوانی در تصمیم گیری و برخورد درست نکردن با مسائل و مشکل مثل خود من که همیشه در کارهام دو به شک هستم و عذاب میکشم که اینم برمیگرده به همون هنر خوب زندگی کردن رو بلد نیستم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 156 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 11, 12, 13, 14, 15, 16  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com