انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : شنبه بهمن 10, 04 2:03 am

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 83 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5 ... 9  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 21, 92 8:59 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
راستی خدا رو صد هزار مرتبه شکر بی اختیاری ندارم انشالله شما هم خوب بشید


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه خرداد 9, 92 4:57 pm 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
سلام بر بچه های گل، احساساتی،خونگرم،مهربون، تخیلی، و ...
من در سال 87 با یه زخم ساده اثنی اشر مریضیم شروع شد. ترم اول ارشد صنایع بودم و تازه نامزد کرده بودم. تشخیص دکترها میکروب اچ پایلری بود و چندین تا آنتی بیوتیک بهم دادند. دوهفته مصرف کردم ولی اثری نداشت. بازم یه دو هفته دیگه دارو نوشتند. زخم اثنی اشرم خوب شد ولی دل دردهایم شروع شد. بعد از چند ماه دل درد دوباره آندوسکوپی کردم و گفتند که میکروبت از بین نرفته و دوباره دارو و بازم نشد. چندین ماه دل درد و دوباره آندوسکوپی کردند و گفتند بازم میکروب دارم و دوباره آنتی بیوتیک. البته پیش چندتا فوق تخصص تا اینجای کار رفتم و پرونده مو بهشون نشون میدادم و همه فقط آنتی بیوتیک یا قرص ضد اسید معده میدادند.
سمت دکترهای گیاهی هم رفتم و گفتند که طبعت گرمه و باید تبدیل بشه به سرد. یک سری دارو دادند و کلا ریختم به هم چون همشون اغلب تند بودند . در اثر مصرف آنتی بیوتیک ها و داروهای گیاهی دریچه معدم شل شد و اسید معدم برمیگشت توی مریم و شبها مجبورم با شیب 40 درجه بخوابم. به قول معروف اومدن ابروشو درست کنند ،زدند چشمشو هم کور کردند.
بهر حال چند دکتر نفهم دیگه هم رفتم و همشون فقط به چند قرص معده اکتفا میکردند. 5 دوره مصرف آنتی بیوتیک و 4 بار آندوسکوپی ثمره دکترهای نفهم بود. برای این میگم نفهم چون همه فوق تخصص داشتند و همشون پر مدعا و پولی. و باید یه ماه قبل وقت میگرفتی. فکر میکنند که فقط خودشون همه چیزو میدونن. یکیشون میگفت که مشکل حتما از میکروب معدته و دو سری درمان با آنتی بیوتیک های مختلف انجام داد و نشد و بهم گفت که دیگه درمان دیگه ای برای این میکروب نیست. من از طریق سایت دانشگاهمون رفتم تو سایت مرجع مقالات لاتین و در مورد این میکروب تحقیق کردم و دیدم این داروهایی که اینا میدن مربوط به سال 1900 میلادی است و از اون موقع تا حالا نزدیک به 10 نوع ترکیب دارویی دیگه وجود دارد. چندتاشو پیرینت گرفتم و بردم براش. شاخ دراورده بود و فکر میکرد که فقط خودشون حالیشونه و بیچاره از بس دنبال پوله وقت نکرده بود که از سال 1900 به بعد خودشو آپدیت کنه.
بهرحال امیدم از همشون قطع شده بود و با درد همیشگیم میساختم و تا اینجا از زندگیم کلاعقب افتاده بودم. پاییز سال 90 با درد پشت کامپیوتر نشسته بودم که یکی از انجمن ها یک دکتری را به اسم دکتر دولتشاهی و معرفی کرده بودند و ازش تعریف کرده بودند. گفتم من همه جا رفتم و اینم روش. با تشویق خانواده و خانمم رفتم. یه دکتر منظمی بود و پرونده مریضاش رو تو کامپیوتر خودش یادداشت میکرد. با اولین نگاه تشخیص داد که ای بی اس دارم. بهش گفتم که همه گیر دادن که از معدمه و من معدم درد میکنه و چه ربطی داره به روده ام. گفت وقتی روده نتونه غذا رو خوب هضم کنه ، بنابراین غذا دیر از معده ات خالی میشه و در معده میمونه و معده چندین بار روش اسید میریزه و این اسید باعث میشه که خود معده ملتهب بشه و درد کنه.
بهرحال به مدت دو ماه داروی کلوفاک و فلوکستین و کیلیندیوم سی برام نوشت و با مصرفش از درد دائمی که منو از درسو و زندگی عقب انداخته بود راحت شدم. خیلی دعاش کردم. البته هنوز هر ماه یه بار عود میکنه و یکی دو هفته ای کمی اذیتم میکنه ولی حداقلش فهمیدم که مریضیم چیه و فکرو خیال الکی نمیکنم. وقتی خیلی درد دارم دوباره همون داروها رو میخورم ولی فلوکستین رو هر روز میخورم چون عود بیماریمو کمترش میکنه. تازگیها یه دکتر تو تلویزیون در مورد این بیماری صحبت کرد . رفتم مطبش و اونم تشخیص داد که ای بی اس دارم. و فلوکستین و کلپرمین بهم داد. ولی کلپرمین خیلی موثر نبود.
تا اینکه با این گروه آشنا شدم. از تجربیات بچه ها و تحقیقاتم توی اینترنت تصمیم دارم محصولات سین بیوتیک رو دنبال کنم. به خاطر همین رفتم قرص لاکتول خریدم و تصمیم دارم که امتحان کنم. چون ضرری هم نداره. تازه شروع کردم.تاثیرشو بعدا میگم.
در مورد این بیماری فکر کنم که یکی از عوامل اصلیش از اعصابه. منم آدم وسواسی تو درس و تفکر و اختراعاتم هستم. آدم های وسواسی و عصبی دیگه ای هم دیدم ولی اونا سالمن.چون بستگی به افراد مختلف فرق میکنه. برخیها میزنه به سرشون و سردرد میگیرن و برخی ها به قلب و برخی به معده و ما هم به روده مون زده
یکی دیگه از عاملاش فکر کنم آنتی بیتیکه. که سبب شده سیستم و توازن باکتری درون روده ام از بین بره
یکی دیگش فکر کنم کم تحرکیه. من روزی 6 ساعت پشت کامپیوترم. به خاطر کارهای پژوهشیم. و شش ساعت عدم تحرک و نشستن ،معلومه که چیکار میکنه با روده
به نظر من حقیر راه درمانم چند چیزه:
اول کنترل اعصابم که خیلی سخته و مجبورم فلوکستین بخورم.
دوم ورزش کردنه که پیاده روی و دو و شنا روی زمین و توی آب به توصیه دکترم خیلی عالیه. یکی از این دستگاه های ویبره شکم حدود یک سال پیش خریدم ووقتی پشت کامپیوترم به شکمم میبندم تا به صورت مصنوعی روده هامو حرکت بده. خوبه . دردمو کم میکنه و رودمو حرکت میده.
سوم. برگرداندن سیستم باکتری های مفید روده ام و از بین بردن باکتری های مضری که در اثر کم کاری روده ام در روده ام بوجود آمده است.که فعلا با قرص لاکتول و مصرف ماست و پنیر آن سعی دارم باکتری های مفید را به روده ام بازگردانم.
چهارم دور شدن از محیطهای بسته و آلوده و پرسروصداست. یعنی به طور کلی دور شدن از محیطهای شهرنشینی به سمت محیطهای روستایی و با صفاست. دارم برنامه ریزی میکنم که تا چند سال دیگه انشاءالله از این تهران برم به یه روستای با صفا
سرتونو درد آوردم. ببخشید. گفتم شاید تجربم به دردتون بخوره و فکر نکنید که تنهاید. راستی هفته پیش قسمت شد رفتم مشهد و خیلی برای بچه های انجمن و همه ای بی اسی ها و سایر مریضها دعا کردم. سعی کنید برای هم همیشه دعا کنید. چون اینجوری دعا زودتر مستجاب میشه.
التماس دعا یا حق
ومن الله التوفیق


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه خرداد 10, 92 6:14 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 31, 92 10:37 am
پست: 7
محل اقامت: شیراز
من 15-16 سالگی دچار شدم و فک میکردم از فشار درسه و برم دانشگاه خوب میشم آخه خیلی استرس درس داشتم میگرن خفیفم گرفتم از استرس! اما الان 2 ساله دانشجوام و همچنان....
البته سال اول دانشگاه که درسا سبکتر بود خیلی بهتر بودم توی امتحانا هم نسبت به طول ترم اوضام بدتره :| ولی خب میسوزیم و میسازیم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه خرداد 10, 92 6:46 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
منم شروع بیماریم از 19 ساگی بود به خاطر فکر کردن به یه چیز بی اساس و به تبع ان استرس و ......
بعد از سه سال هم به خاطر یه اشتباه تشدید شد
الانم چندین ساله دارم باهاش میسازم تنها کاری که میکنم کنترل استرسم هست تا زمانی که استرس ندارم میشه گفت حالم خیلی خوبه اما ........

راستی خوش به سعادت شما وزیارتتون قبول و متشکر از دعای خیر شما


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه خرداد 10, 92 6:53 pm 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
ممنونم مینا خانم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه خرداد 10, 92 9:01 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 28, 91 11:50 am
پست: 66
محل اقامت: mazandaran /مجرد
من الان 4 ساله ای بی اس دارم همه چیز از سر مدرسه شروع شد که یهو شکمم درد گرفتو اسهالی شد البته فکر کنم منشا بیماریم به خاطره مشکلات عاطفی بوده که داشتم تا 2 سال اول هر جا میرفتم میگفتن تو هیچیت نیست بیچاره مامانم اینا فکر میکردن من واسه فرار از درس دارم این کارا رو میکنم تا درس نخونم چون من به خاطر اجازه ندادن خانوادم نتونستم فوتبالمو که خیلی دوس داشتم ادامه بدم و کلی وا3 همین قضیه ناراحت بودم ولی الان که فک میکنم بهترین کار ادامه دادن فوتباله چون واقعا هیچ استرسی نداریو پول خوبی تو فوتبال هست تازه از همه مهم تر معروفم میشی ولی خو شاید قسمتم اینه :roll: ....................


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه خرداد 11, 92 7:43 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اسفند 26, 91 3:48 pm
پست: 63
محل اقامت: خوزستان
من تقریبا دارم وارد دهه 30
سالگی میشم واز راهنمایی یادمه با سروصدای شکمم شروع شد که همزمان با بیماری مادرم بوداصلا یه نفرکه بگید یه دکتر بفهمه چم بود
نفهمیدن که مشکلم چیه افسردگی بدی گرفتم ودوران نوجوانی رو به بدترین شکل افسردگی طی کردم نمیخاستم ادامه بدم ولی مبارزه کردم والا ن درس تموم شده وسرکارم ولی
فک میکنم همین مبارزه به اجبار با ای بی وحضور با استرس تو جمع وتحمل ای بی باعث شده گوارشم حساس بشه وبه نوعی ضعیف شده ..........


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 22, 92 11:00 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
سلام منم از دوران دبیرستان دچار یبوست شدید شدم من در کل آدم حساس و زودرنجی بودم تا اینکه یبوست مداوم گرفتم و نمی دونستم دلیلش هم چیه؟به خاطر اینکه خیلی هم خجالتی بودم مشکلمو به کسی حتی خانوادم نمی گفتم حتی حاضر نبودم پیش دکتر برم ولی با بیشتر شدن علایم و ناراحتی که تو مدرسه برام پیش می اومد شروع کردم رفتن پیش دکتر هاو اونام خروار خروار واسم دارو می نوشتن داروی عفونت,داروی ضد میکروب روده و خیلی داروهای بی ربط دیگه طوری که در روز شاید 10 تا قرص می خوردم درست نمی شدم که هیچ بدتر و بدتر می شدم.گذشت با هزار مصیبت رفتم دانشگاه و بعدم کار اما محیط کارم استرسمو داشت بدتر می کرد با اینکه این مدت خیلی چیزا راجع به مریضیم یاد گرفته بودم اسمشو می دونستم یه دکتر خوب گوارش پیدا کرده بودم اما یه مشکل دیگه وضعمو بدتر و بدتر کرد ناراحتی پوستی پیدا کردم که دکترا می گفتن همش از استرسه اما جهت درمان پیش یه دکتر متخصص رفتم وقتی دارو می نوشت بهش گفتم که آی بی اس دارمو قرص حالمو بد می کنه و اگه می تونه کرمهای ترکیبی بهم بده اما گفت باید بخوری وگرنه بدتر می شی حدود 8 ماه مجبور شدم بخورم تو این 8 ماه جهنم رو به چشم دیدم طوری که با گریه رفتم پیش دکتر و گفتم دیگه نمی تونم بخورم به راحتی قبول کرد و قبول کرد دیگه درمانمو با کرمهای ترکیبی ادامه بده اما از اون موقع به بعد حالم وحشتناک شد و دیگه به اون حالت اولیه آی بی اس هم برنگشت طوری که دیگه قادر به ادامه دادن کارم نبودم و حالا هم نیستم و هنوزم استرس اون 8 ماه تو وجودمه طوری که تا وارد یه جمع می شم انگار به طور اتوماتیک آی بی اسم عود می کنه و زود می آم بیرون وحالا نمی دونم با استرس چی کار کنم چون امتحان کردم بعضی مواقع توی هوای آزاد حالم خوبه اما تا می خوام وارد جمع بشم حالم بد می شه.الان طوری شده که تا مجبور نشم برای خرید لباس و یا سایر مایحتاجم بازار نمی رم وقتی هم می رم تا وارد مغازه میشم فکر ای بی اس هم با من وارد مغازه میشه مدتهاست دندونم خرابه ودرد می کنه دردشو به جون می خرم چون نمی تونم تو مطب دکتر بشینم و منتظر بمونم نمی دونم چطوری از این استرس راحت شم تو شهر ما دکتر روانشناس خوب و یا طب سوزنی و یا سایر امکانات هم وجود نداره امکان اینکه شهر های دیگه هم برم نیست چون آخه این جور درمانها با یه بار رفتن اثر نمی کنن و باید جلسات مکرر بری که خب خیلی سخته(البته نه اینکه اصلا نرفته باشم و سالها به خاطر ای بی اس مسیر شهرمون تا تهران و سایر شهرهای بزرگ رو طی کردم اما نتیجه نگرفتم و آخر سر دکتر ها گفتن درمان نداره و برو باهاش بساز) .بچه ها اگه برای از بین بردن استرستون کاری انجام دادین که موثر بوده لطفا بگین چون من واقعا موندم چی کار کنم روزی هزار مرتبه آرزوی مرگ خودمو می کنم دیگه واقعا موندم چی کار کنم...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 22, 92 11:18 am 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
سلام فریبا خانم
برای استرستون مطلبی رو در پست : حساس هستم و شخصیت مضطربی دارم ...راههای مقابله: در بخش گفتگوی آزاد /علمی
گذاشتم. کمکتان خواهد کرد. به امید سلامتی همه بچه ها
یا حق


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 22, 92 2:50 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
ممنون به خاطر مطلبتون خوندم عالی بود دستتون درد نکنه امیدوارم هممون خوب بشیم ان شاء الله...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 83 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5 ... 9  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com