انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 10:31 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: پنج شنبه اسفند 22, 92 3:28 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه مرداد 20, 92 11:23 pm
پست: 65
تشکر از مدیر گرامی و m1988عزیز برای اظهار لطفشان
drmona جان بی اختیاری من از نوع بی بو نیست عزیزم ، من خیلی جاها مثلاً سرکلاس، توی ماشین ، مهمونی و...حسابی به مشکل برخوردم و حسابی به خاطرش شرمنده شدم اما من در مورد نحوه برخورد همسرم با مشکلم صحبت کردم که خودمم نمیدونم ،حالا یا خواست خداست و یا این که شوهرم اصلاً همچین مشکلی رو برای من باور نداره و به خاطر همینم تا حالا از این بابت اعتراضی نداشته .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 22, 92 12:43 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
دوستان وقتی مجبورید که در یک مجلس حضور پیدا کنید واقعا چیکار می کنید. الان هم کم کم داریم به عید نزدیک می شویم و دید و بازدید عید شروع می شه و مکافات هم شروع می شه من از الان استرس گرفتم. واقعا بد دردی هست


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 22, 92 3:23 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 25, 92 9:14 pm
پست: 35
age faghat nafkh mikoni
ba kontrole rejim ghazayi hal mishe
jaye hich negarani nist
damkardaye chaye sabz ba gole sorkh ham tasir dare
vali age biekhtiyari dari faghat tabrik bgo va zood onjaro tark kon ya be nazaram aslan too cheshm nabashi behtare injuri arum tari va behet stress kamtar vared
mishe va
age nemituni
tanhayi ro tahamol koni
boro va be ro khodet nayar albate
man ke 8 sale hame mano faramush kardan aslan mehmuni nemiram
mehmun ham ke biyad aslan nemiram.......
behtare bemuni too otaghet va az tanhayit lezat bebari


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 3:33 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
مونای عزیز ممنون از راهنمایی که کردی.

من بی اختیاری دارم. نه تو مترو می شه رفت نه هیچ وسیله نقلیه عمومی. سر کار نمی شه رفت. از همه چیز و همه کس آدم فاصله می گیره.

طرز برخورد والدین با شما چطوری هست؟

پدر و مادر من که می گن اصلا هم چین چیزی نیست و به خودت تلقین کردی. نمی دونم چرا همه به غیر از والدین متوجه می شوند. این بدجور روی مخ هست

مرگ شده آرزو برام


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 6:28 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 30, 92 9:13 pm
پست: 245
محل اقامت: تهران
بهترین راه اینه که ایام عید برید مسافرت تا ازین دید و بازدید ها در امان باشین :D

_________________
whatever doesn`t kill you, makes you stronger


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 11:27 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
سلام
واقعا این مهمونیا مکافاتیه برای خودش چه رفتن به مهمونیا چه اومدن مهمون
من از اونجایی که قبل از ای بی فردی کم رو بودم تو جمعی که همسن وسال خودم نبود، خیلی کم حاضر میشدم اما از وقتی ای بی گرفتم دیگه حتی نمیرم تو اتاق کنار مهمونا همون اول که میان باهاشون سلام وعلیک بعد میرم ناپدید میشم تا زمان شام(جدیدا موقع شام هم نمیرم ) بعد ناپدید تا زمانی که قصد دارند برند ظاهر میشم برای خداحافظی :)
بماند که چه حرصی میخورن خانواده که بیا اتاق مهمون چرا تنهایی اینجا نشسته ای.... اخرین باری که مهمون داشتیم به اصرار خواهرم رفتم برم سر سفره شام بشینم رفتیم تو از اونجایی که سفره بد گذاشتن دورتادور سفره مهمون نشستن جایی برای ما نبود چند ثانیه ای صبر کردیم تا شاید فرجی بشه دیدیم خیر وبرگشتیم حال بماند چقدر از این بابت خجالت کشیدم و به جون خواهرم نق زدم :oops:
واقعا بی اختیاری همه تفریحات و خوشی های زندگی رو به طرز بیرحمانه ای از ادم میگیره
خانواده من به خصوص به یکی که بیماری رو براش شرح دادم همش اصرار بر حضور من در جمع دارن به من میگن بخاطر جمع گریزی هست و تاثیر تلقین
واقعا درک بیماری ما برای سایر افراد کاری سخت هست و شاید حتی غیرممکن....


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 2:30 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
ممنون که تجربیات خودتون رو به اشتراک گذاشتید.

در مورد اومدن مهمون می شه تا حدودی مدیریت کرد ولی وقتی مهمونی می ری چطور؟

مثلا اگر من خونه دایی و عمو نرم خیلی بهشون بر می خوره در حد جنگ جهانی.

توی مجلس غم و شادی در مسجد و ... اونها هم یک مصیبت دیگه هست.

دوستان دیگر لطفا تجربیات خودشون رو به اشتراک بگذارند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 4:24 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
دو راه داره یا باید بشینیم تو خونه و کلا روابط اجتماعی رو قطع کنیم واسه ترس از قضاوت دیگران که نتیجش میشه گوشه گیری و افسردگی و اتلاف عمر و غم و غصه وعصبانیت و بیماری های دیگه وکلا عقب ماندن از زندگی و از دست دادن تموم خوشی های زندگی که اینم باز قضاوت اطرافیان و فامیل رو به دنبال داره راه دوم هم اینه که بی خیال باشیم و خودمون رو بیشتر از نظر دیگران دوس داشته باشیم بذار هر چی میگن بگن اینجوری فرصت های کمتری رو از دست میدیم ما که یه بار بیشتر زندگی نمی کنیم لااقل زمان هایی که تنهاییم و یا با خانواده از زندگی بیشتر لذت میبریم . من که راه دوم رو انتخاب کردم . من با شوهرم و خواهرم در مورد مشکلم صحبت کردم اونا میگن اینا همش توهمه هر چی هم اصرار میکنم میگن از بیکاریه خودتو مشغول کاری کن تا این فکرا به سرت نزنه .من ارامش خودمو انتخاب کردم دیگه بسه این همه استرس و فشار روانی و محروم کردن خودم از خوشی هایی که حقمه بخاطر اینکه فامیل یا مردم میخوان چه قضاوتی کنن .اصلا هر چی که اونا میگن هستم و میخوام باشم و حتی میخوام راجع به من قضاوت های ناجوری کنن . من تا جایی که بشه به این موضوع فکر نمیکنم و مثل یه مسئله عادی باهاش برخورد میکنم لا اقل خودم راحتم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه اسفند 23, 92 10:03 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 12, 92 8:13 pm
پست: 5
محل اقامت: شيراز
سلام به همه دوستان عزيز و همدردم.منم تا يكي دو سال پيش فكر ميكردم حتما بايد اين وضعيت (به اصرار بقيه نميگم بيماري،هرچند شديدا محدود كننده هست و علت بيماري هاي جسمي و روحي ديگه مثل افسردگي ميشه) با دارو بر طرف بشه والا من نميتونم با اين وضع ادامه بدم ...و برام اصلا پذيرفتني نبود..ولي با تجربياتي كه هممون داريم ميشه گفت كه شايد نشه اميد درمان قطعي رو داشت و بايد اين وضعيت رو پذيرفت و در جهت كاهش اون تلاش كرد.منم با نظر سايه روشن موافقم .شايد بايد بي خيال شد.من قصد دارم هيپنوتيزم و ريلكسيشن رو بطور جدي امتحان كنم.اميدوارم نتيجه خوبي ازش بگيرم وبه شما ارائه بدم.راستي بچه ها من ترم آخر ارشد روانشناسي تربيتي هستم و دوست دارم اين وضعيت رو از لحاظ علمي در رشته اي كه دارم مطرح كنم(تحقيق انجام بدم).بالاخره بهتره كه افرادي مثل خودمون كه درك خوبي از اين وضعيت داره اين قضيه رو مطرح كنه،كم چيزي نيست واقعا فلج كنند ه زندگي هست.واسه اين ايام من ميخوام پيش دكتر برم تا اگه بشه از دارو استفاده كنم،البته تا حالا اين كارو نكردم چون دارو تاثير زيادي برام نداشته.
چقدر سخته كه يك دنيا صدا باشي ولي از صحنه ي خوندن جدا باشي.....بياين به سهم خودمون زندگي كنيم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: شنبه اسفند 24, 92 4:43 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
یاد آهنگ سیاوش قمیشی افتادم :

چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن

برای هر لبی شعری سرودن ولی لبهای خو همواره بستن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com