مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

مدیران انجمن: آرش, آشنا

مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط بچه گربه » یکشنبه مرداد 5, 93 10:10 pm

من از تابستان 87 که این مشکل به سراغم آمد حدود شش سال می گذرد لیسانس با بدبختی شش ساله با معدل 88/12 تمام کردم چیزی که به درد صنعت به خوره یاد نگرفتم چون اکثره کلاسها را غیبت می کردم ( زمانی در کلاس حضور پیدا می کردم که مطمئن شوم چند صندلی با دانشجویان دیگر فاصله دارم) یادمه یکبار سر جلسه امتحان پایانی برگه امتحانی را سفید سفید تحویل استاد دادم خیلی دوست داشتم کار پیدا کنم که با پیدا شدن بی اختیاری قید آن را تا اکنون زده ام یعنی در 27 سالگی استقلال مالی ندارم و سابقه کاری ام ندارم
دلم به فوق لیسانس واسم واعتبار دانشگاه خوش بود که اونم تقریبا قطعی از دست دادم یعنی دوسال بی خودی عمرم هدر رفت الان هم سربازی برام اجباری شده دو سالم باید به سربازی بروم می شم 29 سال انم با این وضعیت بی اختیاری معلوم نیست شاید نروم فقط چیزی که خواهم داشت یک مدرک لیسانس با معدل داغون بدون سابقه کاری و همچنین بدون ذخیره مالی حتی یک قرون
بچه گربه
کاربر نیمه فعال
 
پست: 87
تاریخ عضویت: جمعه فروردین 22, 93 9:14 pm

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط drmona » دوشنبه مرداد 6, 93 7:02 am

مرسسی که اسم کاربریتونو عوض کردین
منم مشکلم تقریبا مشابه شماست نمیدونم چی باید بگم ولی امیدوارم هرچه سریعتر مشکل درمانمونو پیدا کنیم تا جواانیم بیشتر از این تباه نشه
drmona
کاربر ساده
 
پست: 35
تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 25, 92 9:14 pm

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط فریبا » جمعه مهر 4, 93 12:09 pm

از وقتی راهنمایی رو تموم کردم این بیماری اومد سراغم دبیرستان و پیش دانشگاهی رو با گریه تموم کردم دانشگاه رو هم فقط تا فوق دیپلم تموم کردم با اینکه معدلم خیلی خوب بود ولی دیگه از ترس رفتن به کلاس ادامه ندادم ولی بعدا جوری شد که شدم معلم ولی کاش یه ای بی اسی که بی اختیاری هم داره کار نداشته باشه ولی معلم نباشه تو این سالها که معلم بودم هر روز هزار بار ارزوی مرگ کردم خدایا جونمو بگیر که نه می تونم برم سر کلاس نه از ترس حرف دیگران می تونم ولش کنم تو این سالها استرس رفتن به مدرسه باعث شده افسردگیم بدتر بشه همش مریضیای جورواجور می اد سراغم و مدام از سر کار فرار می کنم هر سال که اول مهر می شه به خودم می گم دیگه امسال نمی رم سر کلاس ولی حالا که می بینم نمی تونم ازدواج هم بکنم میترسم تا اخر عمرم مجبور بشم سر بار دیگران بشم این مسئله هم بدتر منو می ترسونه کاش می مردمو راحت می شدم از زندگی..
فریبا
کاربر نیمه فعال
 
پست: 58
تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط بی خواب » سه شنبه مهر 29, 93 7:37 pm

فریبا نوشته است:از وقتی راهنمایی رو تموم کردم این بیماری اومد سراغم دبیرستان و پیش دانشگاهی رو با گریه تموم کردم دانشگاه رو هم فقط تا فوق دیپلم تموم کردم با اینکه معدلم خیلی خوب بود ولی دیگه از ترس رفتن به کلاس ادامه ندادم ولی بعدا جوری شد که شدم معلم ولی کاش یه ای بی اسی که بی اختیاری هم داره کار نداشته باشه ولی معلم نباشه تو این سالها که معلم بودم هر روز هزار بار ارزوی مرگ کردم خدایا جونمو بگیر که نه می تونم برم سر کلاس نه از ترس حرف دیگران می تونم ولش کنم تو این سالها استرس رفتن به مدرسه باعث شده افسردگیم بدتر بشه همش مریضیای جورواجور می اد سراغم و مدام از سر کار فرار می کنم هر سال که اول مهر می شه به خودم می گم دیگه امسال نمی رم سر کلاس ولی حالا که می بینم نمی تونم ازدواج هم بکنم میترسم تا اخر عمرم مجبور بشم سر بار دیگران بشم این مسئله هم بدتر منو می ترسونه کاش می مردمو راحت می شدم از زندگی..

تو رو خدا اینقدر نا امید نباش بخدا من بجات گریم میگیره از بس نا امیدی.تو را خدا جوان باشی سواد بالا پس ایمانت کجا رفته خانم. توکل بکن به اعمه اطهار .خدا بزرگه .با امام زمان (عج) درد دل بکن انشالله روحیه ات شاد میشه.
من موندم چر این دوستان بجای متوسل شدن به خداوند چرا خودشون رو سرگرم غصه خوردن و افسوس دیگران و تلویزیون میکنن.
بابا یه کم با خدای ارحم الراحمین درد دل کنید البته با سماجت یعنی تو شک نباشید و نزاریدشیطان با وسوسه هاش شما را از عبادت بندازه .ببین چه ها میشه.
من که همیگه میگم خدایا من خودم را و سرنوشتم رو به تو میسپارم هر فکر را و روش خیری هست جلویم بنداز من که از کور کور تر و از بی دست و پا بی دست و پاترم.
مرا افریدی بدین درد باز راضیم به رضایت نذار شرمنده هر نامردی بشوم ووووووووووووووو.امین.
بی خواب
کاربر نیمه فعال
 
پست: 84
تاریخ عضویت: یکشنبه مهر 27, 93 8:24 am
محل اقامت: ایلام

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط sanaaaz1 » چهارشنبه مهر 29, 93 12:36 am

از‏ ‏من‏ ‏همه‏ ‏فرصت‏ ‏زندگیو‏ ‏گرفته.به‏ ‏ناچار‏ ‏نفس‏ ‏میکشیم‏ .بازم‏ ‏شکر‏‏ ‏نون‏ ‏وابمون‏ ‏جوره‏ ‏سقفمونم‏ پایدار.
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند
sanaaaz1
کاربر حرفه ای
 
پست: 305
تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط سحر2 » دوشنبه دی 29, 93 4:32 pm

من يه مدرسه ي تاپ درس ميخوندم كه تقريبا همه ي بچه هاي كلاسمون پزشكي قبول شدن..من سالاي آخر دبيرستانو با بدبختي تموم كردم درس نميتونستم بخونم ....دانشگاه كه قبول شدم دو ماه بيشتر نرفتم چون پسراي كلاس در و پنجره رو باز ميكردن!!!برام خيلي سخت بود..... هيچي ديگه دوسال فر خوردم و دوباره دانشگاه قبول شدم...دو سال رفتم بابدبختي....تا اينكه يه روز سر كلاس بدون در و پنجره ي لعنتي من ... شدم همه گفتن استاد بوي گاز مياد استاد الان ميتركيم!!!! استاد كه شامش قوي بود و ميدونست گفت نه بچه ها اين بوي گاز نيست كاش من قرص آرام بخش داشتم ميدادم بهتون كه استرس نداشته باشين!!!!!! بعدم گفت من هيچ اصراري به سر كلاس اومدن شما ندارم فقط بياين امتحان بدين و برين...كه بچه ها با يه نگاه وحشتناك ضايعي نگام ميكردن....انگار چي شده بوده..من زانوهام داشت خيلي واضح ميلرزيد....اگرم ميرفتم بيرون بدتر بود. همه ميفهميدن منم..اون يه ربع برام مثل يه سال گذشت....تا كلاس تموم شد اومدم بيرون فقط خودمو نكشتم!!!! الانم نميدونم برم يا نه.....ازدواجم كه خير سرم كلي خواستگار داشتم خودمم دوست درم ازدواج كنم ولي همرو رد كردم......
سحر2
کاربر تازه وارد
 
پست: 15
تاریخ عضویت: شنبه دی 27, 93 6:02 pm

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط ...mohamad... » دوشنبه اردیبهشت 14, 94 10:24 pm

موقعیت های از دست رفته زیاده ...انقد که اگه یه شب تا صبح نوشته بشه تموم نمیشه
زندگی همینه
ایا مرگ راه درمان است؟
نمیدونم
گذشته ها گذشته
ما اکنون همین حالا را برای زندگی کردن داریم چه با ای بی اس
چه بدون ای بی اس
...mohamad...
کاربر ساده
 
پست: 34
تاریخ عضویت: جمعه خرداد 31, 92 8:11 am
محل اقامت: تهران

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط sepanta » چهارشنبه آذر 16, 95 2:53 am

با این بیماری احمقانه انقد چیزها از دست دادیم هممون، که شنیدن این حرفها و ناامیدی ها و استرسمون از نظر بقیه، دیگه برا هممون خنده داره.
خیلی از خاطرات و ناراحتی ها رو خوندم خودم رو میدیدم. ولش کنید این بیماری رو،
این بیماری که ما رو ول نمیکنه :D
منم یه روز صبح از خواب پا شدم دیدم بیماری گرفتم
sepanta
کاربر تازه وارد
 
پست: 6
تاریخ عضویت: یکشنبه مرداد 18, 94 4:17 am

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط Danoosh » جمعه فروردین 4, 96 5:05 am

سلام
به نظرم, وجود این تاپیک مضر هست
بهتره تاپی هایی با موضوع, راه حل برای کار یا... وجود داشته باشه تا همه بتونن بهمدیگه راهنمایی برسونند .. نه اینکه اقسردگی و ناراحتی رو تشدید کنند !!

موفق باشید
در این تاپیک میتونید روش بهبودی کامل در ال جی رو بخونید : http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=49&t=984
Danoosh
کاربر ساده
 
پست: 43
تاریخ عضویت: یکشنبه بهمن 3, 95 10:14 pm

Re: مشکل بی اختیاری چه فرصتهای را از شما گرفته

پستتوسط توکل به خدا » چهارشنبه تیر 14, 96 11:52 am

سلام دوستان همدرد .از اینکه حرفامو میتونم راحت بگم خیلی خوشحالم چون عقده نمیشه .وقتی یک حرفی که شده بغض تو گلوت و تو نمی تونی چیزی بگی میشه عقده .دنیا رو سرت خراب میشه اما وقتی میگی انموقع زخم بسته و پر ازعفونت دهن باز میکنه و چرک ها میزنه بیرون و شروع میکنه به خوب شدن -----اگه من این مشکل رو نداشتم سرنوشتم تغییر میکرد من یک ادمی بودم به شدت مغرور -با اعتماد بنفس کاذب بالا-پر از غرور بخل و کینه وعجب وخود پسندی -خیالباف-- همیشه خودمو تو اسمانها میدیدم.----شیطان به خاطر غرور از عرش به فرش افتاد چون خودشو بالا گرفت کوچک حقیقی شد ---دقیقا مثل من .چون خدا منو دوست داشت تا از این طریق به من بفهماند بابا راهی که میروی به جهنم ختم میشود .الان من عوض شدم و دیگه مغرور نیستم -کینه ای نیستم-و تمام مشکلاتم رو به خدا میگم حتی اگر یکی سر به سر من بزاره میگم خدایا فلانی سر به سره من میزاره و براش دعا میکنم .
توکل به خدا
کاربر نیمه فعال
 
پست: 81
تاریخ عضویت: شنبه خرداد 20, 96 6:43 am

بعدی

بازگشت به • تجربیات - درمان بی اختیاری

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان