بیوگرافی و تجربیات سیاوش

مدیران انجمن: آرش, آشنا

بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط hitman67 » شنبه بهمن 3, 93 12:55 am

بیوگرافی من:
با سلام خدمت شما دوستان که میدونم همتون به نوعی گرفتار این بیماری هستید و به امید بهبودی همه ی کسانی که با این بیماری زجر آور دست و پنجه نرم میکنن.
از بانو غزاله هم کمال تشکر رو دارم که با ایجاد تایپیکشون امید زیادی به ماها دادن.دمت گرم آبجی ;)
من 26 سالمه و اسمم سیاوشه و تا دوره دبیرستان هیچ مشکلی نداشتم یعنی میشه گفت تا دوره ای که دیپلم گرفتم.رشته ی درسیمم ریاضی فیزیک بود.متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات و بیخیالی در مقطع سوم دبیرستان چندتا درس رو افتادم و 1 سال بعد قبول شدم و این شد که از ترس اینکه برم خدمت با استرس امتحان میدادم با اینکه قبلش کلا ادم ریلکس و بیخیالی بودم.مشکل من از سر و صدای شکم شروع شد و تو دوران پیش دانشگاهی کمی اذیتم میکرد ولی خیلی خیلی خفیف بود به طوری که کل کلاسا رو میرفتم و شرکت داشتم.بعدش وارد دانشگاه در رشته ی مهندسی کامپیوتر شدم اما بعد از 1 سال از گذشت دانشجوییم یه حالاتی به من دست میداد که خودمم نمیدونستم چیه.این شد شروع بیماری سندرم من. بیماری من با سرو صدای شکم شروع شد به طوری که همان سال اول دانشگاه نمیتونستم سر کلاسا برم و چون درسم خیلی سخت بود بعد 2 سال خوندن این رشته ناچار به تغییر رشته به مهندسی معماری شدم که حداقل بتونم مدرکمو بگیرم و الانم 1 ساله که تموم کردم.این شرح حال مختصری بود از این بنده حقیر.

اخلاقیات و روحیات درونی:
آدم بشدت بگو بخندی بودم ولی متاسانه این موضوع سندرم به کلی عوضم کرد.آدم خیلی زود رنجی هستم و اکثر حرفا بهم برمیخوره و ناراحت میشم ولی همیشه سعی میکنم عکس العملی نشون ندم.بشدت استرسی هستم و اظطراب پیش از حد دارم به طوری که بیشتر وقتا دلشوره و اضطراب دارم.زود تحت تاثیر اتفاقات زندگی قرار میگیرم هر حرفیو به خودم میگیرم اما همیشه کاری کردم که هیچ کس ازم ناراحت نشه.بشدت احساسی و عاطفی هستم و تا حالا نشده کسیو برنجونم یعنی حداقل سعیمو کردم که اینطوری نشه.فک کنم تقریبا تونستم بگم چجور شخصیتی دارم.


علائم:
نفخ شدید به گونه ای که هر چی میخورم به شدت نفخ میکنم.سر و صدای شدید شکم دارم.بعد اینکه نفخ میکنم انگار گاز روده به طرف مقعدم شلیک میشه و اگه ریلکس باشم و مقعدمو کنترل نکنم باد ازم خارج میشه اگه هر بزور بتونم کنترلش کنم صداهای بدی از شکمم و پهلوهام شنیده میشه و بعضی از صداها بدون اینکه بادی ازم خارج بشه تو قسمت لگن شنیده میشه یعنی نزدیک مقعد و در آخر نمیتونم زیاد کنترل کنم و با عرض معذرت باید بدم بیرون.البته تا حالا انقد کنترل رو زندگیم داشتم که با این مشکلم کسیو ناراحت نکردم.
حتی غذای خیلی کم میخورم و 3 ماهه تو رژیمم.به هیچ عنوان غذای چرب نمیخورم و بیشتر غذامو مرغ آب پز یا هویچ پخته یا 6 قاشق برنج با روغن زیتون و همچنین تخم مرغ و سیب زمینی آب پز به اضافه سالاد کاهو با زیتون تشکیل میده.به هیچ هنوان هله هوله نمیخورم.در ضمن من اصلا دردی تو شکمم ندارم یعنی جایی از شکمم درد نمیکنه.
مشکل من که جدیدا تشدید شده احساس عدم کنترل نفخ رو میکنم نمیدونم ال جی دارم یا نه ولی همینطور که گفتم اگه بزور کنترلش نکنم راحت میاد بیرون حتی با یه فشار خیلی خیلی خیلی ناچیز که بهش نمیشه گفت فشار.
مختصر علائمم شد:سرو صدای شکم.احساس پری بیش از حد-نفخ شدید و کنترل آن به سختی(تقریبا عدم کنترل ان)



حساسیت غذایی:
به شیر و لبنیات خیلی حساسم.یعنی اگه شیر بخورم باید قید اونروز رو بزنم.بقیه غذاهارو زیاد ازش مطمئن نیستم که حساسم یا نه مثلا پنیر میخورم ولی نمیدونم از اون میتونه باشه یا نه.


عادات بد بچگی:
به شدت به خوردن ناخن اعتیاد داشتم که الان دیگه ندارم و همچنین از وقتی سوم راهنمایی می خوندم به سیگار اعتیاد پیدا کردم و تا همین الانم که 26 سالمه میشکم.در ضمن من تو دوران دبیرستان سینوزیت گرفتم بطوری که تو فصل سرما همیشه خلط پشت گلو دارم.

حضور در اجتماع:
از حضور پیش رفیقام و کسایی که میشناسمش ابایی ندارم و بیشتر وقتا راحتم.اگه حال کنم میتونم برم مسافرت با رفیقام اما بازم اذیتم میکنه.نمیگم تو این مواقع نفخ ندارم ولی میتونم تا حدود زیادی کنترل کنم اما با کسایی که نمیشناسم مخصوصا جنس مخالف خیلی مشکل دارم.البته اینو بگم من تو رابطه با جنس مخالف هیچ مشکلی نداشتم بعدا مشکل دار شد حتی با اینکه همین مشکلو داشتم یه رابطه 4 سال رو با کسی که دوسش داشتم تجربه کردم که ایشونم گذاشت رفت البته نه به دلیل ای بی اس.نمیتونم تو جاهای که جو سنگین،جدی و ساکت هستش بشینم.بی تاب میشم و انگار داره قلبم از سر جاش درمیاد.سرو صدای شکم هم که به کنار.نفخ شدید و تقریبا دائم رو هم بهش اضافه کنید.میشه گفت از جاهای جدید کاملا در هراسم و حتی دکتر میرم تو سالن انتظارم راحت نیستم.

تجربه مراجعه به دکتر:
یه بار 5 سال پیش اولای بیماری رفتم روانشناس که کمک خاصی نکرد و فقط گفت تو کلاس بگو سندرم روده داری و باهاشون راحت باش منم نمیتونستم این کارو عملی کنم.بعدش رفتم پیش متخصص گوارش که چندتا دارو بهم داد که افاقه نکرد.بعدش رفتم پیش روانپزشک که فلوکستین با ریتالین(مجوز گرفتم از سازمان دارو) و پروپرانول 40 که اصلا یادم نمیاد چه تاثیری داشت و بیشتر میخوابیدم.ولی دیگه دکتری نرفتم و سعی کردم خودم تو تنهاییم زخمامو ببندم.

ممنون میشم اساتید کمکم کنن و بگن بهترین راه حل چیه.
hitman67
کاربر تازه وارد
 
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه مرداد 24, 93 4:25 pm
محل اقامت: یه جایی همین دور و برا

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط 5setare » شنبه بهمن 4, 93 9:50 am

سلام و ممنون از ارسال بیوگرافی
ای کاش از کودکیتون هم میگفتید و رفتارهایی که با شما شده و ...
من خودم از بچگی عادت به کندن لب هام داشتم و هر موقع در حالت استرس و شلوغی فکری قرار میگرفتم این کار رو میکردم.
از دوران دبیرستان گفتید و رشتتون که ریاضی فیزیک بوده و نیاز به درس خوندن بیشتری بوده و همین باعث استرس بیشتری شده و شما هم بیخیال پس باعث شده از امتحانات بترسید که نکنه پاس نکنم یا از رفتن به سربازی.
یه چیز که میان همه بچه ها یکسان هست اینه که شروع بیماریشون با یه استرس شدید بوده که دلیل شما همین موضوع سربازی و امتحانا بوده.
بعد هم که با علائمی که گفتید دچار افسردگی شدین که تا حالا هم درمان نشده. این هم میان همه بچه ها یکسان هست که بعد از شروع به قول شما سندرم افسرده میشن.
بعد هم دچار حملات پانیک و فوبیای اجتماعی شدید و البته وسواس فکری گرفتید. شاید هم این وسواس فکری از قبل تر شروع شده.
این ها که در بالا گفتم رو همه زولوفت پوشش میده و با اون درمان کامل میشید.

در خصوص مشکلات گوارشی و نفخ شدید که میگید اولا نفخ رو همه دارن ولی اگه زیاد باشه مشکل ساز میشه. من خودم با خوردن چند تا چیز خیلی نفخ میکنم که تا چند روز ادامه داره: ماهی، هویج، کلم و کاهو و چند تا چیز دیگه
بعد هم شما با این رژیم ممکنه به خودتون ضربه بزنید مشکل نفخ شما از خوردن نیست بلکه از سو هاضمه هست و باید خودتون رو تقویت کنید. البته سو هاضمه احتمالا از اختلالات روانی که دارید هست و با درمان اون این هم طرف میشه. اگه میبینید خوب غذا نمیخوردید یه کم بیشتر و متنوع تر غذا بخورید و از مکمل های غذایی مثل مولتی ویتامین استفاده کنید. من خودم هم مثل شما کم غذا میخوردم و حالا با مولتی ویتامین و غذای متنوع خوب شدم.

پس کاری که از نظر من میکنید اینه که داروی زولوفت رو با دوز 50 میلی بخورید. ابتدا عوارض ابتدایی هم داره که باید تحمل کنید و صبر داشته باشید. در کنار این باید غذاهای متنوعی بخورید و پیش یه متخصص گوارش برید تا یه چک آپ بکنه و با اون قرص ها مشکل گوارشی رو برطرف کنه.
هر چند احتمال زیاد مشکلات گوارشی هم ناشی از اختلالات روانی باشه ولی در کنار زولوفت داروهایی که دکتر مینویسه رو هم مصرف کنید. اگه دارویی نوشت توی این تاپیک بگید که چی نوشته. من خودم با کلیدیوم سی خیلی خوب کنار اومدم البته با دوز بالا یعنی قبل از هر وعده غذایی 2 تا گاهی هم 3 تا که درباره این قرص هم با دکتر مشورت کنید.
در هر حال غزاله خانم و دیگر دوستان بهتر از من حقیر میتونن کمک کنن.
موفق باشید.
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.
5setare
کاربر نیمه فعال
 
پست: 65
تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط آرش » شنبه بهمن 4, 93 12:26 pm

آدم بشدت بگو بخندی بودم ولی متاسانه این موضوع سندرم به کلی عوضم کرد.آدم خیلی زود رنجی هستم و اکثر حرفا بهم برمیخوره و ناراحت میشم

اغلب ما قبل از آی بی آدم های شاد و برون گرایی بودیم ولی بعد از این سندرم، مشکلات روانیمون شروع شد.
اگه ریلکس باشم و مقعدمو کنترل نکنم باد ازم خارج میشه اگه هر بزور بتونم کنترلش کنم صداهای بدی از شکمم و پهلوهام شنیده میشه

من هم در کل هر وقت جلوی خروج گاز را می گیرم به خاطر مسائل بعدی اش حسابی پشیمون میشم. پس تا جای ممکن جلوی دفع گاز را نمی گیرم.
مشکل من که جدیدا تشدید شده احساس عدم کنترل نفخ رو میکنم نمیدونم ال جی دارم یا نه

خوب ال جی ندارید دیگه! وقتی واکنشی ندیده اید، به همین سادگی. بد میشه اگر قرار باشه این انجمن یک سری بیماری ها را به ما تلقین کنه.
به شیر و لبنیات خیلی حساسم.یعنی اگه شیر بخورم باید قید اونروز رو بزنم

خیلی از آدم های سالم با شیر مشکل دارند و نمی خورند. من خودم ماست و پنیر هم بهم نمی سازه. کفیر برای بعضی دوستان مناسب بوده.
ضمن من تو دوران دبیرستان سینوزیت گرفتم بطوری که تو فصل سرما همیشه خلط پشت گلو دارم.

سینوزیت میتونه عاملی باشه برای بهم ریختن میکروبیوم بدن و روده.
بعدش رفتم پیش متخصص گوارش که چندتا دارو بهم داد که افاقه نکرد.

به نظر میاد از لحاظ گوارشی کامل بررسی نشدید.
پس کاری که از نظر من میکنید اینه که داروی زولوفت رو با دوز 50 میلی بخورید.

اینطور که داریم پیش میریم زولوفت داره میشه دوای هر درد بی درمان ! یک موقعی من همین حس را نسبت به نورتریپتیلین داشتم.
آواتار کاربر
آرش
مدیر ارشد
 
پست: 2264
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
محل اقامت: تهران

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط 5setare » شنبه بهمن 4, 93 1:05 pm

آقا آرش من دلیل و منطق شما رو در تحلیل مسائل اشتباه میدونم. در کل...
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.
5setare
کاربر نیمه فعال
 
پست: 65
تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط hitman67 » شنبه بهمن 4, 93 1:34 pm

5setare

ممنون از شما دوست عزیز بابت جوابدهیتون
ای کاش از کودکیتون هم میگفتید و رفتارهایی که با شما شده و ...

رفتارهای که تو دوران دبستان باهام شده بیشترشون یادمه مثلا اگه املا بلد نبودم پدرم به شدت منو کتک میزد با اینکه پدر من ادم خوبیه ولی مثلا اونموقع احساس مسئولیتشو به اون صورت بروز می داد و مثل الان نبود که پدر واسه بچش بره یه تبلت بگیره که درسشو کمی بهتر بخونه.البته من به عادت های دوران بچگیمم اشاره کردم مثل جویدن ناخن یا مثلا از مقطع سوم راهنمایی سیگار کشیدن تا الان

یه چیز که میان همه بچه ها یکسان هست اینه که شروع بیماریشون با یه استرس شدید بوده که دلیل شما همین موضوع سربازی و امتحانا بوده.

با اینکه ادم بی خیالی بودم ولی یه باره کلا به هم ریختم.
بعد هم دچار حملات پانیک و فوبیای اجتماعی شدید و البته وسواس فکری گرفتید. شاید هم این وسواس فکری از قبل تر شروع شده.

این نظرتونو کاملا تایید میکنم البته نه اینکه از قبل شروع شده باشه اما به هر حال شروع شده.شاید از همون دوران دبیرستان.
بعد هم شما با این رژیم ممکنه به خودتون ضربه بزنید مشکل نفخ شما از خوردن نیست بلکه از سو هاضمه هست و باید خودتون رو تقویت کنید.

البته درست میفرمایین ولی اینم بگم رژیم گرفتنم بیشتر به بدنسازی مربوطه چون کمی شکم داشتم خواستم شکممو آب کنم که تو این 4 ماه از 82 کیلو شدم 71 کیلو که کمی بیش از حد لاغر شدم.
پس کاری که از نظر من میکنید اینه که داروی زولوفت رو با دوز 50 میلی بخورید. ابتدا عوارض ابتدایی هم داره که باید تحمل کنید و صبر داشته باشید.

انشاءالله که با این قرص حالم خوب شه حداقل یه 6 ماهی خوب شم و طعم زندگی کردنو بچشم.
بازم ممنون از شما 5setare

آرش
ممنون از پاسختون دوست عزیزم
من هم در کل هر وقت جلوی خروج گاز را می گیرم به خاطر مسائل بعدی اش حسابی پشیمون میشم. پس تا جای ممکن جلوی دفع گاز را نمی گیرم
.
با نظرتون موافقم ولی خوب میدونید که بعضی وقتا نمیشه این کارو کرد.یعنی تا حالا نخواستم کسیو اذیت کنم و تصمیم دارم از این به بعدم اینکارو بکنم.البته بعضی وقتا غیر قابل تحمل میشه اما بیشتر وقتا سعی میکنم برم دستشویی(البته اگه در دسترس باشه) و .... :mrgreen:

خوب ال جی ندارید دیگه! به همین راحتی.

امیدوارم.البته من میدونم کی گاز خارج میشه کی نیمشه.اما احساس میکنم مقعدم توانایی کنترلشو از دست داده.

به نظر میاد از لحاظ گوارشی کامل بررسی نشدید.

نه متاسفانه.یعنی از دکتر رفتن هم هراس دارم.

بازم ممنونم دوست عزیزم ((آرش))
hitman67
کاربر تازه وارد
 
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه مرداد 24, 93 4:25 pm
محل اقامت: یه جایی همین دور و برا

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط drmona » شنبه بهمن 4, 93 5:20 pm

بیوگرافی
منا هستم 26 سالمه
از 17 سالگی دقیقا اوایل پیش دانش/گاهی بودم دچار ای بی اس شدم درسم خوب بود و پزشکی میخواستمولی ای بیاس همچیو خراب کرد.علایم اون موقع فقط نفخ معده بود و گاهی یبوست نفخم میتونستم کنترل کنم ولی بعد 3 سال که رفتم دانشگاه .چون دانشگاهم شهرستان بود و خوابگاهی بودم مجبور بودم اون دو 3 روز ی میرم خوابگاه چیزی نخوردم بعضی وقتها دیگه نمیتونستم تحمل کنم واسه اینکه نفخ نکنم قبل غذا 4و5 قرص بلادونا میخوردم چونمجبور بودم مدام برم دستشویی و خجالتی بودم بیشتر وقتها هم مدفوعم نگه میداشتم که بعد به یبوست و اسهال تبدیل شد . همه چی خوب بود تا اینکه وسط ترم 1 اوضاعم بعد شد دیگه رودهام درست تخلیه نمیشد و بی اختیاری گرفتم دیگه دانشگاه نرفتم و لیسانسمو بدون حضور در کلاسام گرفتم خلاصه 1000تا دکتر عکس اندوسکوپی کلونوسکوپی و ازمایش ... انجام دادم حتی پیش روانپزشک رفتم همین قرصا رو داد مثل نورنپتین...

شغل فعلی : دانشجوی ارشد هستم و چند وقت دیگه قراره برم سرکار

مشکل الانم: بی اختیاری هواست اصلا کنترل من خارجه( وقتیمیخوام بلند شم ازم هوا خارج میشه). اصلا احساس نفخ نمیکنم .هوا نزدیک دهانه مقعدمه و بویی که از من خارج میشه خیلی بده و رودهامم کامل تخلیه میشه و روزی دوبار رودهام تخلیه مشن
تنهایی دارویی که مصرف نکردم زولوفت است
راهکار؟؟؟؟/
drmona
کاربر ساده
 
پست: 35
تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 25, 92 9:14 pm

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط hitman67 » شنبه بهمن 4, 93 5:40 pm

سلام drmona جان
خدا رو شکر با همه ی این مشکلات نذاشتی پیشرفتت متوقف شه و همینوطور که گفتی تونستی از پس خیلی از مشکلاتت بر بیای.من مطمئنم که ما ای بی اسی ها یه روزی که دور نیس بهبودی کاملمونو بدست میاریم.
hitman67
کاربر تازه وارد
 
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه مرداد 24, 93 4:25 pm
محل اقامت: یه جایی همین دور و برا

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط 5setare » شنبه بهمن 4, 93 6:24 pm

drmona نوشته است:بیوگرافی
منا هستم 26 سالمه
از 17 سالگی دقیقا اوایل پیش دانش/گاهی بودم دچار ای بی اس شدم درسم خوب بود و پزشکی میخواستمولی ای بیاس همچیو خراب کرد.علایم اون موقع فقط نفخ معده بود و گاهی یبوست نفخم میتونستم کنترل کنم ولی بعد 3 سال که رفتم دانشگاه .چون دانشگاهم شهرستان بود و خوابگاهی بودم مجبور بودم اون دو 3 روز ی میرم خوابگاه چیزی نخوردم بعضی وقتها دیگه نمیتونستم تحمل کنم واسه اینکه نفخ نکنم قبل غذا 4و5 قرص بلادونا میخوردم چونمجبور بودم مدام برم دستشویی و خجالتی بودم بیشتر وقتها هم مدفوعم نگه میداشتم که بعد به یبوست و اسهال تبدیل شد . همه چی خوب بود تا اینکه وسط ترم 1 اوضاعم بعد شد دیگه رودهام درست تخلیه نمیشد و بی اختیاری گرفتم دیگه دانشگاه نرفتم و لیسانسمو بدون حضور در کلاسام گرفتم خلاصه 1000تا دکتر عکس اندوسکوپی کلونوسکوپی و ازمایش ... انجام دادم حتی پیش روانپزشک رفتم همین قرصا رو داد مثل نورنپتین...

شغل فعلی : دانشجوی ارشد هستم و چند وقت دیگه قراره برم سرکار

مشکل الانم: بی اختیاری هواست اصلا کنترل من خارجه( وقتیمیخوام بلند شم ازم هوا خارج میشه). اصلا احساس نفخ نمیکنم .هوا نزدیک دهانه مقعدمه و بویی که از من خارج میشه خیلی بده و رودهامم کامل تخلیه میشه و روزی دوبار رودهام تخلیه مشن
تنهایی دارویی که مصرف نکردم زولوفت است
راهکار؟؟؟؟/

منا خانم اصلا مشکلی نیست منم تو همین استرس اون چیزی که اسمش رو گذاشتن آی بی اس سراغم اومد. از نظر گوارشی هم که خدا رو شکر مشکلی نداری.
کاملا حالت رو میفهمم منم دانشگاهم شهر دیگه بود 2 ترم گذروندم انتقالی گرفتم به شهر خودم ولی شما باز موندی.
برای خوب شدن فقط صبر و تحمل و مصرف زولوفت. انتظار نداشته باش زولوفت خوردی سریع خوب بشی حتی ممکنه چند ماه طول بکشه که کامل خوب بشی. اگه هنوز نفخت زیاده پیش یه متخصص گوارش خوب برو آزمایشات رو هم نشون بده بگو برات داروی گوارشی بنویسه ولی داروی اصلی برای درمان قطعی مشکل شما زولوفت هست.
موفق باشی.
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.
5setare
کاربر نیمه فعال
 
پست: 65
تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط سایه روشن » شنبه بهمن 4, 93 7:16 pm

سلام .من 30 سالمه از 17 سالگی بعد یه اسهال خونی و مصرف دارو برای درمانش دچار ای بی اس شدم.اوایل شکم درد داشتم و کمی نفخ . پیش پزشکای زیادی رفتم کلی دارو خوردم .یه سال دارو خوردم بخاطر اینکه دکترم تشخیص دادن زخم اثنی عشر دارم ولی نداشتم .بعد 7 یا 8 روزی تو بیمارستان بستری شدم تمام ازمایشات رو دادم که این دکترم گفت روده و معدت سالمه و هیچ مشکلی نداری باید بریم پیش متخصص اعصاب. این مربوط میشه به سال 80.اون موقع اسمی از ای بی اس نبود یا اونا به من نگفتن . رفتم پیش متخصص اعصاب بهم فلوکستین داد چند ماهی خوردم و حالم خوب شد .نفخ داشتم ولی زیاد نبود یبوستم داشتم چندین بار دچار شقاق شدید شدم. سال 89 بخاطر بد غذایی و پر خوری بی مورد و استرس زیاد و فشارهای روانی ای بی اسم تشدید شد و دچار ال جی شدم همزمان یبوستم داشتم. پیش پزشکای زیادی رفتم که نفهمیدن بیماریم چیه .خودم با تحقیق تو اینترنت فهمیدم ای بی اس دارم .بعد چند ماهی رفتم پیش فوق تخصص اندوسکوپی و کلونوسکوپی دادم و ایشون کیسه کیسه قرص تجویز میکردن و منه بیچارهم مجبور بودم بخورم .بعد یکی دو سال دیدم بهتر نشدم که هیچ بدترم شدم رفتم پیش دکترای طب سنتی و مصرف دارو های گیاهی این حالمو بد از بد تر کرد تا اون موقع صدای شکم و اسهال نداشتم که به لطف دکترای طب سنتی اینم اضافه شد.بعد اون 8 ماهی خام گیاه خوار مطلق شدم که یه کمی حالم بهتر شد .یبوستم کامل درمان شد اما ال جی و قار قور شکمو همچنان داشتم .مرداد امسال رفتم پیش روان پزشک و مصرف قرص های فولکستین و نورتریپتیلن رو شروع کردم .فلوکستین 20 صبح هاو نورتریپتیلن 25 قبل خواب.و بی خیال خام گیاه خواری شدم فقط صبح هارو میوه میخورم چون رودهارو تمیز میکنه.یبوستم نمیشم.همزمان روان درمانی رو شروع کردم .ارامش بیشتر شادی بیشتر و...حالم تو این ساله تا این حد خوب نبوده .درمان نشدم اما الان قابل کنترله ولی قبلا دایمی بود.
سایه روشن
کاربر حرفه ای
 
پست: 304
تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm

Re: بیوگرافی و تجربیات سیاوش

پستتوسط سایه روشن » یکشنبه بهمن 4, 93 12:24 am

اینو یادم رفت که بگم هر روز ناشتا موز میخورم و احساس میکنم یکی از دلایل بهتر شدنم همین میوه باشه.و به سیب و گلابی و میوه های ترش حساسیت دارم .و شیر و پنیر و ماکارونی و دوغ وکلا فست فودها وقندوشکر وغذآهای کارخونه ای و شیرینی و شکلات اصلا نمی خورم . :D
سایه روشن
کاربر حرفه ای
 
پست: 304
تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm

بعدی

بازگشت به • تجربیات - درمان بی اختیاری

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان

cron