انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:44 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 42 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: سه شنبه مهر 1, 93 6:28 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: پنج شنبه بهمن 19, 91 8:20 pm
پست: 269
محل اقامت: فارس
نمیخواستم به قول خودتون جواب این بحثو بدم و وارد بحث مذهبی بشم، اما توهینی که از طرف شما مطمئنم ناخواسته بوده و به یه یکی از بچه ها توی بحثت شده وادارم کرد جواب بدم و اگه متوجه شدی از دلش دربیار
آرش عزیز اسکندر هم که نماینده روم و یونان بود کشورمونو به خاک و خون کشید حتی تخت جمشید رو به آتش کشید، چرا حالا ما نمیگیم اروپا بده
چنگیز خان مغول هم که نماینده چین و مغولستان بود فجایع بسیاری در کشور ما به بار آوردن، چرا ما نمیگیم چین بده
انگلیس و شوروی کم از کشور ما نچاپیدن، چرا همه اونا خوب شدن فقط اعرابی که 1400 سال پیش حمله کردن بد شدن
شما که از یه طرف می فرمایید حالا امام زمانی میخاد بیاد که انتقام 1400 سال پیشو بگیره چرا حرف از تمدن 10000 ساله می زنید، بودم بودم قبول نیس هستم هستم قبوله
دوست عزیز در قرآن یه شخصیت بسیار بزرگی اسمش اومده به اسم "ذوالقرنین" که اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگرا اعتقاد دارن همین کوروش کبیر خودمونه؛ کارهای بسیار بزرگی کرده که حتی ما ازش خبر نداریم، فقط یکیش رو من تو قرآن خوندم که یه سد بسیار بزرگ ساخته و یه قوم رو از شر وحشی ها نجات داده؛ حتی به نظر من کوروش پیامبر بوده شایدم مقامش از پیامبرا بالاتر بوده، پس ما مشکلی با کوروش و شکوه گذشته ایران نداریم
خب چطور میشه که یه کشور به قول شما با اون ابهت رو 4 تا عرب پا پتی بیابون گرد میان براحتی شکست میدن! پس بدون یه جای کار ایراد داشته، یا کشور ما ضعیف شده بوده یا مردم کشورمون به اسلام رو آورده بودن و حکومت ساسانی از درون دچار مشکل شده بوده!
اگه مردم کشور به اسلام رو آورده بودن پس بحثتون سر چیه؟ من مختیارم مسلمان باشم یا زردشت و کسی هم نمیتونه مانعم بشه
اگه کشور ضعیف شده بوده پس به چیش داری مینازی؟
شما که فکر می کنید که سید ها حتما پسر پیغمبرند معلومه چقد مطالعه داشتید!!!!!!
فیلم اسکندر یا همون الکساندر رو ببین و مشاهده کن که همون زنی که به قول شما فرمانده است حاضر میشه تنش رو به فرمانده ارتش یونان بفروشه که راضیش کنه!!! من اصلا اینو رد یا تایید نمیکنم (ببخشید فیلم الکساندر نبود بلکه فیلم 300.Rise.of.Empire بود)
بر کسی پوشیده نیس که زن موجودی احساساتی است و با دو کلمه حرف زدن باهاش نظرش عوض میشه، خب طبیعیه که با مرد فرق داشته باشه و این قضیه نصف بیضه رو اولین باره از شما میشنوم و تا جایی که میدونم تجاوز به یه زن حکم بسیار شدیدی توی اسلام داره در حالی که توی غرب فقط زندان داره
اینو هم بگم من تا جایی که شنیدم و دیدم توی جنگ ها از این کشتارها بوده و مظلوم ترین قشر هم طبیعتا زن ها بودن در ثانی زمان خلیفه دوم به ایران حمله میشه که من بازم مطمئن نیستم اما فکر میکنم اگه امام علی بود حمله نمیکرد، اسلام اینقدر مظلوم بود که در حین کفن و دفن پیامبر بین اصحابش بر سر خلافت درگیری و بحث پیش میاد دیگه دیگه الان که 1400 سال گذشته چه انتظاری داری
دوست عزیز الان توی غرب که مرحله ما رو گذروندن و یه مرحله از ما جلوترن زن های خانه دار به زن های کارمند فخر میفروشن که ما خانه داریم و نیاز نیس سگ دو بزنیم در حالی که کشور ما دخترا و زنا در به در دنبال کار میگردن و یقین بدون 30 سال دیگه همشون میفهمن خانه داری خیلی بهتره
من خیلی توی بحثای تاریخی مطالعه ای نداشتم و نمیخوامم در مورد چیزی که اطلاعات بالایی ندارم بحث کنم
یه خاطره خیلی سر بسته بگم، 5 سال پیش خونه خالم بودم و پسر خالم درباره یه موضوعی باهام مشورت کرد و من نسنجیده و سرسری جوابشو دادم و 2 سال پیش فهمیدم به همون مشورت نادرست من عمل کرده و خدا شاهده هنوز که هوزه دارم میسوزم و تصمیم گرفتم تا زنده ام در مورد چیزی که مطمئن نیستم حرفی نزنم، چون ممکنه اون حرف من روی یکی تاثیری هر چند اندک داشته باشه و مطمنم تاوان این اشتباهمو پس میدم، اینو میخوام بگم تا آدم چیزی رو یقین نداشته باشه نباید بگه یا اگه میگه اقرار کنه که من مطمن نیستم و اما و اگر بیاره توش
اروپا و آمریکایی ها اخلاقای بسیار خوبی دارن در مقابل شرقی ها هم خصایص خوبی دارن و طبیعتا مسلمونا هم اخلاقای خوبی دارن، پس آدم باید از هر کس هر چیز خوبی که داره رو یاد بگیره، اما این مستلزمه اینه که تعصبات کنار گذاشته بشه، نشونه بحث بدون تعصب اینه که اگه بعد از بحث دیدی که نسبت به طرف احساس تنفر یا کدورت میکنی یقین بدون که آدم متعصبی هستی اما اگه دیدی نه تازه خوشت هم میاد بیشتر باهاش بحث کنی بدون آدم روشنفکری هستی، خدا شاهده اندازه پر کاهی از تو یا دوستان ناراحت نیستم، به حرفاتون فکر هم میکنم و بعضی وقتا ترغیب هم میشم که در موردشون تحقیق کنم اما خداییش وقت اجازه نمیده و تازه خیلی هم خوشحالم که چیزهای زیادی ازتون یاد میگیرم، اما یادمون باشه من حق نداریم به کسی توهین بکنیم
لیسانس توی خوابگای ما سر یه حرفی مث حرف شما یه بلوایی شد که نگو، حرف این بود که یه پسر تهرانی به یه ---- گفته بود شما نسلتون بر اثر حمله مغول قاطی شده و ایرانی اصیل نیستید، خب اینکه شد نژاد پرستی، هر که فکر میکنه فقط خودش آدمه بقیه آدم نیستن به نظر من نژاد پرسته هر که یه قوم یا یه کشور رو مسخره میکنه به نظر من نژاد پرسته
پیامبر ما 1400 سال پیش دست دخترش رو میبوسه و به دختری که اعراب زنده به گور میکردن بها میده، دست بلال سیاه پوست رو که عملا کسی آدم حساب نمیکرده سیاه پوستا رو میگیره و کنار خودش مینشونه و میگه این برادرمه (توی غرب و آمریکا هنوز که هنوزه کاکا سیاه ها تحقیر میشن (قرن 21))، آرش دین ما دین مهربونیه، اینقدری که کلمه زکات توی قرآن اومده و کمک به فقرا فکر نکنم روی چیزی تاکید شده باشه حالا مملکت ما عرضه عملی کردنش رو نداره رو به حساب اسلام نذارید


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مهر 3, 93 1:40 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
آقاآرش بسياربسيارزيادوازته دل ازتون تشكرميكنم كه باعث شديدمن درمورددينم تحقيق كنم وسوالي كه خودم مدت ها درمورد ديه داشتم رفع شودالبته فكركنم كشيدن بحث به اينجا تقصيرمن بودوتمام تلاشمو ميكنم كه اين آخرين بحث مذهبيم دراين تاپيك باشه
بيشترمفاتيح روگشتم ازآداب سفركردن ودعاي مكارم اخلاق داشت تادعاي قولنج ولي اصلادرمورد ديه چيزي پيدانكردم :?:
حالابه فرض مثال صحبتاي شمادرست باشه ببينيدبيضه مردحاوي ميليون هااسپرمه كه باعث بقاي نسل ميشه واگه كسي به بيضه مردي آسيب برسونه مثل اينكه نسلي روكه ميتونسته درآينده به دنيابياد ازبين برده
نقل قول:
مفاتيح الجنان حاج شيخ عباس قمي كه در منازل شما عزيزان به وفور يافت مي شه ارزش زن برابر است با نصف بيضه سمت چپ مرد.

پس اگه دروغي كه گفتيد راست باشه دليل خاص خودش رو داره
يه چيزي بپرسم اگه شماراست ميگفتيد چرامدرك حرفاتون درنهايت دروغ دراومد تااينجاهم كه هيچ مطلب درست حسابي رونكرديد
درموردتوهيني هم كه به من كرديد نيازي به پاسخ نميدونم چون قرآن 1400سال پيش به كسايي كه مثل شما بودن كاملاجواب قاطعي داده
مراجعه كنيد به سوره ي كوثرانگارهمين امروز وبه خاطرمجادله مانازل شده


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 9:31 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
سلام

واقعا جاي تاسف هست. من واقعا نمي دونم چي بگم. كسي ديگه و آييين ديگه به انسان و انسانيت توهين كرده بعد به من مي گويند توهين نكن. عزيز جان پس برو قوانين رو بخون

طبق مواد 300 و 435 قانون مجازات اسلامي خونبهای قتل زن مسلمان ، خواه این قتل عمدی باشد و خواه غیر عمدی ، 50 شتر است.

ماده 435 قانون مجازات اسلامی: خونبهای قطع بیضه چپ یک مرد مسلمان 66 شتر است .

اما ارزشی که اسلام برای تو قائل است کمتر از ارزش بیضه ی چپ یک مرد است. خواه بیضه چروکیده ی یک پیرمرد 90 ساله باشد خواه بیضه پرجوش و پرخروش یک جوان .
این بود کرامتی که اسلام به زنان داده است ؟

حالا من توهين كرده ام يا آييني كه شما بهش افتخار مي كنيد.

آقاي عباس هم استناد مي كنه به فيلم هاليوودي 300 به جاي مراجعه به تاريخ. فيلمي كه سراسر دروغ هست 300 نفر در مقابل سپاه خشايارشاه مقاومت كردند

و شكست دادن. خب آدم چي بگه. وقتي بحث بر اساس منطق و استدلال نباشه اصلا مي شه بحث كرد.

يكسري افراد ضد بشري در 1400 سال پيش به ايران حمله ور شدند خاك ايران را مورد تاخت و تاز قرار دادند نواميس ايران را مورد تجاوز و اموال ايران رو به غارت برده اند بعد يك ايراني بياد از اين آييني جهنمي و ضد بشري حمايت كنه آدم واقعا بايد چي بگه. اتفاقا خليفه دوم عمربن خطاب نقش مهمي در زنده كردن اسلام برداشت. پس از فوت محمد اكثريت مردم در عربستان از اسلام برگشتند و به دين و ايين خود شتافتند اين عمر بود كه با زور شمشير و جنايت از دوباره همه رو مجبور كرد مسلمان بشوند.

بابا ما ايراني هستيم كمي هم از فردوسي- خيام -بابك خرمدين ياد كنيد از آريوبرزن ياد كنيد از سرداران و دلاوران ايران زمين ياد كنيد. اينها بودند كه الان ايران پابرجا هست نه اين تخمگان نجس عرب كه براي ما اسطوره كرده اند و به زيارت آنها مي رويد. اگر ايراني زيارت مي خواهد بكند بايد به زيارت يعقوب ليث صفاري برود-كاوه آهنگر -بابك خرمدين و...

واقعا جاي بسي تاسف هست كه چرا ما به اينجا رسيديم سرداران دلير ايراني در مملكت خودشون غريب تنها هستند در مقابل اعراب متجاوز مورد زيارت قرار مي گيرند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: ايران و اسلام
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 10:30 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
من آدم مذهبي نيستم.
آرش شما كه در اين زمينه مطالعه داريد به نظر شما چه دليلي باعث شد كه ايرانيان مسلمان شدند يعني دين اعرابي را قبول كنند كه عقب مانده و وحشي بودند. در حاليكه ايران آن زمان تمدن پيشرفته اي داشت.
من تا بحال دو دليل شنيده ام كه هيچكدام منطقي نبودند يكي اينكه ايرانيان به زور و از ترس جان مسلمان شدند و دومي اينكه چون از شرايط دوران ساساني ناراضي بودند اسلام را پذيرفتند. البته شرايط بد دوران ساساني بي تاثير نبوده است.


آخرین بار توسط آرش در جمعه مهر 4, 93 12:53 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 11:47 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
يادسريال معراجي هاافتادم :D :lol:
ببينيد آقاآرش همه ي اين شخصيت هايي كه گفتيد واسه ماارزش دارن وخيلي واسشون احترام قائليم (قبول دارم كه درشناختشون كم گذاشتيم)
دين انسان يه چيز سليقه ايه كه ازطرف عقل انسان انتخاب ميشه همونطور كه من مختارم انتخاب كنم درشهر زندگي كنم ياروستا؟رشته برق بخوانم ياعمران ؟ازدواج كنم ياازدواج نكنم همون طوردرانتخاب دينم مختارم وكسي وادارم نكرده
شماحق نداريد به خاطرچيزي كه عقل من ميگه درسته منو سرزنش كنيد من به راهي ميرم كه عقلم ميگه شماهم همينطور.
اين دلايل نصف بودن ديه زن نسبت به مرده ايناواسه من قابل قبوله واسه شمانه پس من به راه خودم ميرم شماهم به راه خودتون
به قول آقاي آشناآدماتنها يه ويژگي مشترك دارن اونم متفاوت بودنشونه
ببينيد ديه ارزش زن روتعيين نميكنه بلكه دردين اسلام ارزش انسان ها به ايمانشون بستگي داره
درضمن ديه دوچشم ،دوپا،،تمام دندانها،كندن زبان از بيخ،تمام بيني ،دودست،تخم هاي مرد ...همه حكم ديه كامل رودارند وفقط شامل بيضه ي مرد نيست :idea:
ديه به معناى قيمت نهادن شخص و شخصيت نيست؛ بدين سبب، اگر يكى از شخصيت‏هاى بزرگ علمى يا سياسى كشور در جريان يك قتل غير عمد كشته شود، ديه‏اش با ديه كارگر ساده‏اى كه اين گونه جان باخته، برابر است و كسى نمى‏تواند بگويد چون فقدان آن شخصيت خلأ بزرگى در جامعه ايجاد مى‏كند، ديه‏اش بيشتر است؛ چنان كه قتل عمد گناهى بسيار بزرگ است و در اين زمينه زن و مرد تفاوت ندارند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «هر كس، كسى را جز به قصاص قتل يا (به كيفر) فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويا همه مردم را كشته باشد.»6

چرا شارع مقدس ديه زنان را نصف ديه مردان قرار داده است؟ و حكمت اين مسأله چيست؟ چه توجيه عقلي و عرفي براي اين حكم وجود دارد؟ اگر اسلام دين مساوات و برابري است پس چرا خون بهاي زن نصف بهاي خون مرد باشد؟
در اين زمينه، بيانهاي متفاوتي ارائه شده باشد. كه شايد بهترين پاسخ در اين زمينه به شرح زير باشد:
اولاً، ديه بر عكس آنچه كه در فارسي گفته ميشود «خون بها»، بهاي خون نيست، زيرا ارزش خون انسان را با اين چيزها نميتوان تأمين كرد، از منظر قرآن كريم خون يك انسان برابر با خون همه انسانهاست، و آن هم با پول و نظاير آن قابل مبادله نيست. نقش ديه اين است كه هم مجازات است كه طرف حواسش را جمع كند و ديگر از اين اشتباهات مرتكب نشود، و هم جبران خسارت اقتصادي نبود فردي است كه از بين رفته است، پس به خاطر آنكه ديه بهاي خون نيست گفته شود پس خون مرد رنگينتر از خون زن است.(9)
ثانياً، با اين فرض كه ديه براي جبران خسارت وارده به مجني عليه يا خانواده اوست، گفته ميشود از آنجا كه مرد نقش بيشتر و مؤثرتري در زندگي اقتصادي دارد، و از بين رفتن و يا صدمه ديدن او لطمه بيشتري به اقتصاد خانواده وارد ميآورد، به ويژه كه در نظام حقوق اسلام، اداره خانواده و مسؤوليت تأمين معيشت آن با مرد است. بنابراين ديه او بايد بيشتر باشد. از اين منظر تفاوت ديه زن و مرد، هرگز به معناي پائينتر بودن ارزش زن نيست، بلكه بدان دليل است كه تبعات از دست دادن مرد يا صدمه ديدن او از لحاظ اقتصادي بيشتر از زن است، و حال كه قرار است اين ضايعه به صورت مادي جبران شود، و در واقع تحت عنوان ديه خسارت داده شود، و طبعاً اين تفاوت وضع بايد در نظر گرفته شود.
از آنجا كه حكم شرعي و قانوني با توجه به وضع غالب تعيين ميشود، وضع غالب اين است كه مرد تأمين كننده هزينه خانواده و داراي نقش مؤثرتر در وضع اقتصادي و مالي است، بنابراين خسارت قابل پرداخت به او يا خانواده اش تحت عنوان ديه بيشتر از آن تعيين شده است. و امروز بيشتر صاحب نظران با اين تبيين تفاوت ديه زن و مرد را توجيه ميكنند.
هر چند كه بايد خاطر نشان كرد در اسلام از نظر بعد انساني و الهي و ارزشي، تفاوتي بين زن و مرد نيست بلكه تفاوت در بازده اقتصادي است، و حكمت تفاوت ديه به عنوان جبران خسارت نيز بر اين معيار توجيه پذير است.(10
چرا ديه زن نصف ديه مرد است ؟
نخست بايد دانست كه نظام حقوقى ‏هر مكتبى‏را يك بار با نگاه به مجموعه قوانين آن درچارچوب تعريف شده بايد بررسى‏ كرد و يك بار در مقايسه با نظام هاى ‏حقوقى ‏ديگر و امتياز دهى ‏به برترين ها.
شايد در نگاه اول بتوان به آسانى ‏اثبات كرد كه نظام حقوقى ‏اسلام داراى انسجام است؛ به طور مثال همان طور كه اسلام پرداخت نفقه و هزينه‏هاى زندگى ‏را بر مرد واجب كرده است، ارث و ديه او را نيز دو برابر تعيين كرده است تا موازنه برقرار شود و در حقيقت وقتى ديه مرد و ارث او دو برابر باشد، در واقع تأمين هزينه زن و فرزند بيشتر شده است.
در يك نظام حقوقى‏كه تأمين هزينه خانواده به طور مساوى بر عهده زن و مرد مى‏باشد، چه بسا حكم ديه نيز به طور مساوى ‏اعلام شود.
در نگاه دوم كه تحليل و مقايسه نظام هاى ‏حقوقى ‏و امتياز دهى ‏به برترين‏ها مى‏باشد، چه بسا بتوان برترى ‏نظام حقوقى ‏اسلام را از دو زاويه «پيش نگاه» و «پس نگاه» بررسى‏ كرد.
پيش نگاه ها اين است كه اين قوانين از سوى ‏خداوندى‏ است كه به مصالح همه بندگان و نظام هاى ‏اجتماعى ‏آگاه است و طبيعى ‏است كه قوانين او از استحكام، اتقان و پايدارى ‏و به دور از آسيب ها و عوارض جانبى‏ مى‏باشد و با پس نگاه نيز اگر به سستى ‏نظام خانواده در جهان غرب توجه شود و به رشد استفاده ابزارى‏از زن توجه شود، به صلاحيت قوانين اسلام و برترى ‏آن براى‏حفظ شخصيت زن پى خواهيم برد.
حكمت تفاوت ديه زن و مرد
با بررسى دلايل و شواهدى كه در اين مسئله وجود دارد، جاى هيچ شك و ترديدى نيست كه تفاوت ديه زن و مرد از احكام قطعى و مسلم اسلام و مورد اتفاق همه مذاهب اسلامى است؛ اما اين پرسش همچنان براى بسيارى مطرح است كه چرا شارع مقدس ديه زن را نصف ديه مرد قرار داده است؟ در پاسخ بايد گفت كه پرسش از چرايى تفاوت ديه زن و مرد، پرسش جديدى نيست و در عصر امامان معصوم‏عليهم السلام نيز اين پرسش مطرح بوده است. در روايت هايى كه از امامان معصوم‏عليهم السلام در اين زمينه سؤال شده، محور اصلى پاسخ ها را تعبد نسبت به احكام الهى و پاى بندى به سنت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) تشكيل مى‏دهد كه اين همان روح شريعت و اساس دين دارى است و بدون آن اسلام و مسلمانى جز ظاهرى توخالى چيزى نخواهد بود.
با وجود اين، تعبد و تسليم در برابر احكام شرع، منافاتى با پى جويى از حكمت و فلسفه آنها ندارد؛ زيرا ما معتقديم كه اوامر و نواهى الهى بر مصالح و مفاسد واقعى مبتنى بوده و در همه احكام شرع، منافع بندگان و دفع ضرر از آنها لحاظ شده است.
از بررسى مجموع دلايلى كه در اين زمينه از سوى انديشمندان مختلف بيان شده است، مى‏توان به نحو اختصار به موارد ذيل اشاره نمود:
1. ارزش انسانى به بهاى بدنى نيست تا امتياز را در ديه‏ها ارزيابى كنيم. و براى ارزيابى انسان در اسلام، نبايد به سراغ ديه رفت تا ما تفاوت زن و مرد را در ديه جست‏وجو كنيم؛ بلكه بايد در آن‏جا كه سخن از ارتباط با ملك، وحى و امثال آنهاست، ارزش واقعى انسان را شناخت تا در نهايت ديد كه در آن‏جا زن نيز سهمى دارد يا نه؟ مسئله ديه صرفاً يك امر اقتصادى است و ملاك ارزيابى انسان نيست و همچنان كه در شريعت براى سگ - اگر جزء درندگان نباشد - ديه تعيين شده است، براى تن انسان نيز ديه اى قائل شده است. ديه، يك حساب فقهى است و ارتباطى با اصول مذهب ندارد. مهم ترين شخصيت هاى اسلامى با ساده ترين افراد از نظر ديه يكسان هستند. ديه مرجع تقليد، ديه يك انسان متخصص و ديه يك انسان مبتكر، با ديه يك كارگر ساده در اسلام يكى است. به دليل اين كه ديه عامل تعيين ارزش نيست و تنها يك ابزار است‏1
به بيان ديگر، ديه مالى است كه در برابر آسيبى كه به انسان وارد شده است‏ گرفته مى‏شود. مقدار آن به ارزش شخص آسيب ديده ارتباط ندارد. بنابراين، كسى نمى‏تواند بگويد چون ديه زن نصف ديه مرد است، زن نصف مرد ارزش دارد. عظمت و ارزش انسان به صفات و كسب مراتب علمى و عملى وابسته است و در اين جهت مرد و زن يكسانند. قرآن مجيد مى‏فرمايد:
«پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد (و فرمود) من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن كه همه از يكديگرند، تباه نمى‏كنم.»2
«هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات (حقيقى) بخشيم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند، پاداش خواهيم داد.»3
«و كسانى كه كارهاى شايسته كنند، مرد باشند يا زن، در حالى كه مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مى‏شوند و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏گيرند.»4
«هر كه بدى كند، جز به مانند آن كيفر نمى‏يابد و هر كه كار شايسته كند، مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آن‏جا بى‏حساب روزى مى‏يابند.5
بنابراين، ارزش انسان به انسانيت او و نايل شدن وى به مراتب والاى قرب الهى است و در اين جهت، جنسيت نقشى ندارد؛ زن و مرد يكسانند و چه بسا زنان از استعداد بهترى برخوردار باشند.
ديه به معناى قيمت نهادن شخص و شخصيت نيست؛ بدين سبب، اگر يكى از شخصيت‏هاى بزرگ علمى يا سياسى كشور در جريان يك قتل غير عمد كشته شود، ديه‏اش با ديه كارگر ساده‏اى كه اين گونه جان باخته، برابر است و كسى نمى‏تواند بگويد چون فقدان آن شخصيت خلأ بزرگى در جامعه ايجاد مى‏كند، ديه‏اش بيشتر است؛ چنان كه قتل عمد گناهى بسيار بزرگ است و در اين زمينه زن و مرد تفاوت ندارند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «هر كس، كسى را جز به قصاص قتل يا (به كيفر) فسادى در زمين بكشد، چنان است كه گويا همه مردم را كشته باشد.»6
2. از آن جا كه در مسائل اخلاقى هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست و در مسئله ديه نيز جنبه خير بودن مطرح نيست، و مربوط به جنبه بدنى است، و چون مردها در مسائل اقتصادى معمولاً بيشتر از زن ها بازدهى اقتصادى دارند، ديه آنها نيز بيشتر است و اين بدان معنا نيست كه از ديد اسلام مرد ارزشمندتر از زن است؛ بلكه تنها بعد جسمانى آن دو صنف لحاظ مى‏شود.
يكى از مراجع معاصر در درس خارج فقه خود موضوع تفاوت ديه زن و مرد را مورد توجه قرار داد كه به طور مختصر به آن اشاره‏كنيم. ايشان ضمن جواب اجمالى به اين مسئله متذكر مى‏شوند كه ديه بر عكس آنچه در فارسى گفته مى‏شود، «خون بها» نيست. خون انسان بالاتر از اين است كه قيمتش اينها باشد؛ بلكه به تصريح قرآن، خون يك انسان برابر با خون همه انسان‏هاست7 ديه، جنبه مجازات دارد - تا شخص حواسش را جمع كند و ديگر از اين اشتباهات نكند و هم جبران خسارت اقتصادى است؛ يعنى مردى يا زنى در اين خانواده از ميان رفته است و جاى او خالى است و اين خلأ، خسارت اقتصادى به آن خانواده وارد مى‏كند. براى پر كردن اين خسارت اقتصادى، ديه داده مى‏شود8
3. در يك جامعه مطلوب دينى كه اسلام در پى تحقق آن است، اغلب فعاليت هاى اقتصادى بر دوش مرد گذاشته شده و مهم ترين وظيفه زن، اداره كانون بنيادى ترين هسته تشكيل جامعه، يعنى خانواده است. بدين ترتيب آثارى كه از نظر اقتصادى بر وجود يك مرد مترتب مى‏شود، اغلب بيش از يك زن است و از اين رو است كه تحصيل نفقه نيز بر عهده مرد گذاشته شده و بر او واجب است. بر اين اساس، فقدان يك مرد از صحنه خانواده و اجتماع، از نظر اقتصادى آثار زيان بارترى بر جاى مى‏گذارد تا فقدان يك زن. بنابراين عدالت اقتضا مى‏كند كه به هنگام ضرر اقتصادى حاصل از فقدان يك مرد از محيط خانواده و اجتماع، به عامل مولد بودن او از حيث اقتصادى توجه شود و بين ديه او و ديه يك زن فرق گذاشته شود به بيان ديگر در حقوق اسلامى وظايفى خاص بر عهده زن و مرد نهاده شده است كه تخلف‏ناپذير است؛ براى مثال نفقه و خرج همسر، تهيه مسكن، خوراك، لباس و پرداخت مهريه بر عهده مرد گذاشته شده است. اگر زنى خود از منبع اقتصادى مستقل و موقعيت شغلى عالى برخوردار باشد، اشكال ندارد؛ ولى از نظر شرع، وظيفه پرداخت مخارج خانه و هزينه مسكن به عهده او نيست و شوهر نمى‏تواند وى را به پرداخت كمك هزينه خانه و زندگى مجبور سازد؛ البتّه اگر زن با رضايت خاطر و تمايل درونى، شوهر را در اداره بهتر خانه يارى دهد، مسئله‏اى ديگر است؛ ولى اين وظيفه شرعاً بر عهده مرد نهاده شده است.
4. علاوه بر آنچه گذشت، بايد توجه داشت؛ باوجودى كه ديه زن نصف ديه مرد است، زن‏ها بيشتر انتفاع مى‏برند؛ زيرا به طور معمول ديه زن به شوهر و بچه‏ها پرداخت مى‏شود و ديه مرد به زن و بچه‏هايش مى‏رسد و چون با از بين رفتن مرد، زن بيشتر صدمه مى‏بيند، لذا ديه مرد را بيشتر كرده‏اند تا مقدارى از فشارى كه در نتيجه از دست رفتن مرد، متوجه زن مى‏شود، جبران گردد.
از آن جا كه در مسائل اخلاقى هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست و در مسئله ديه نيز جنبه خير بودن مطرح نيست، و مربوط به جنبه بدنى است، و چون مردها در مسائل اقتصادى معمولاً بيشتر از زن ها بازدهى اقتصادى دارند، ديه آنها نيز بيشتر است و اين بدان معنا نيست كه از ديد اسلام مرد ارزشمندتر از زن است؛ بلكه تنها بعد جسمانى آن دو صنف لحاظ مى‏شود.
ديه به معناى قيمت نهادن شخص و شخصيت نيست. بدين سبب، اگر يكى از شخصيت‏هاى بزرگ علمى يا سياسى كشور در جريان يك قتل غير عمد كشته شود، ديه‏اش با ديه كارگر ساده‏اى كه اين گونه جان باخته، برابر است. كسى نمى‏تواند بگويد چون فقدان آن شخصيت خلأ بزرگى در جامعه ايجاد مى‏كند، ديه‏اش بيش‏تراست! چنان كه قتل عمد گناهى بسيار بزرگ است و در اين زمينه زن و مرد تفاوت ندارند. قرآن كريم مى‏فرمايد:

مَن قَتَلَ نَفساً بِغَيرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِي الأَرضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِيعاً وَ مَن أَحياها فَكَأَنَّما أَحيَا النّاسَ جَمِيعاً».

مائده (5): 32. .

هر كس كسى را -جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين- بكشد، چنان است كه گويا همه مردم را كشته باشد
فَاستَجابَ لَهُم رَبُّهُم أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنكُم مِن ذَكَرٍ أَو أُنثى بَعضُكُم مِن بَعضٍ».
پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود] من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن كه همه از يكديگرند، تباه نمى‏كنم.

اين‏كه گفته مى‏شود سهم زن در ديه نصف سهم مرد است، در همه جا نيست. ديه زن در كم‏تر از ثلث با مرد يكسان است


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: ايران و اسلام
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 1:45 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
آرش نوشته است:
من آدم مذهبي نيستم.
آرش شما كه در اين زمينه مطالعه داريد به نظر شما چه دليلي باعث شد كه ايرانيان مسلمان شدند يعني دين اعرابي را قبول كنند كه عقب مانده و وحشي بودند. در حاليكه ايران آن زمان تمدن پيشرفته اي داشت.
من تا بحال دو دليل شنيده ام كه هيچكدام منطقي نبودند يكي اينكه ايرانيان به زور و از ترس جان مسلمان شدند و دومي اينكه چون از شرايط دوران ساساني ناراضي بودند اسلام را پذيرفتند. البته شرايط بد دوران ساساني بي تاثير نبوده است.


آرش گرامي تا زمانيكه خسروپرويز پادشاه ايران بود اعراب جرات نفس كشيدن نداشتن. حتي محمد وقتي نامه مي نويسه براي دعوت به اسلام خسروپرويز باز نكرده نامه رو پاره مي كنه. چون ايرانيان يكتاپرست بودند احتياجي به دين محمد نداشتند. ولي بعد از مرگ خسروپرويز اوضاع ايران آشفته مي شه و بي نظمي و هرج مرج افزايش پيدا مي كنه و در طي مدت كوتاهي چندين پادشاه عوض مي شه. اعراب از اين موقعيت سواستفاده مي كنند و به ايران حمله مي كنند در ضمن ارتش ايران به دليل جنگ هاي فرشايشي كه با همسايگان و امپراطوري روم و يونان داشته دچار خستگي مفرط بوده و توانايي نظامي خودش رو از دست داده بوده.

ايرانيان به هيچ وجه اسلام رو نپذيرفتند بلكه تحميل كردند بر ايرانيان. نگاه كنيد در عراق داعش چه بر سر مردم داره مياره وقتي به قسمت مسيحي نشين عراق رسيدند عده اي فرار كردند براي باقي افراد شرط گذاشتند اگر مسلمان نشوند كشته مي شوند يا به نواميسشان تجاوز مي شه و بايد هم جزيه بدهند. حال تصور كنيد اگر ايران و امريكا كمك نمي كردند تا الان داعش كل عراق رو گرفته بود و همه رو به دين خودش درآورده بود.

آخوندها اين طور وانمود كرده اند كه ايرانيان با دايره و تنبك به استقبال اعراب رفته اند و فرش قرمز زير پاي آنها پهن كرده اند. در صورتيكه با اون اوضاع آشفته ايران صدها جنبش كوچك و بزرگ بر عليه اعراب مسلمان بوجود آمد مانند جنبش خرم دينان(سپيد جامگان- سرخ جامگان- سياه جامگان) جنبش افشين- بابك و مازيار. جنبش حسن صباح و ...

خانم مونا اگر واقعا فكر مي كنيد اين قوانين براي شما خوبه خب لذت ببريد ازش. تا زمانيكه copy paste مي كنيد مطالب رو از سايت هاي مذهبي آقايان صحبتي ندارم با شما.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 4:56 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دوستان عزیز، متشکرم ، یاد بحثهای خوابگاه دانشجویی و مجردی افتادم چه ایامی بود یادش بخیر. و به قول مادرم چه راحت کافر شدم.

یک پیشنهاد: پسندیده تر است که از عقاید بقیه با احترام یاد کنیم هر چند که قبولشان نداشته باشیم.


آخرین بار توسط آشنا در جمعه مهر 4, 93 9:20 pm ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 6:07 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
من قانع نشدم. ايراني مي توانستند بعد از اينكه فشار اعراب كم شد به اعتقادات خودشون برگردند، همانطور كه با سماجت زبان فارسي را حفظ كردند.
به نظرم جواب در اين جمله ماركس است كه: "دين افيون ملت هاست".


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 6:41 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
آره غيرازچندجمله اول بقيش رو copy pasteكرده بودم :D :D
مسلما چيزي كه من شنيدم درمورداون نامه فرق مي كرد با چيزي كه شماشنيده بوديداينوواسه آرش ((فارسي)) گفتم كه ديدگاه ديگه اي هم وجودداره شايدبخوادبيشترتحقيق كنه
درضمن فرهنگ ایرانیا با اسلام سازگار بوده واسه همین ایرانیا اسلام رو پذیرفتن
مثلا وقتی هیچ جای دنیا حجاب رعایت نمیشد ایرانیان خصوصا اشراف چادر برسر میکردن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 4, 93 6:59 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
آرش نوشته است:
من قانع نشدم. ايراني مي توانستند بعد از اينكه فشار اعراب كم شد به اعتقادات خودشون برگردند، همانطور كه با سماجت زبان فارسي را حفظ كردند.
به نظرم جواب در اين جمله ماركس است كه: "دين افيون ملت هاست".


نكته اول اينكه اگر شما جواب را مي دانيد چرا پرسش مي كنيد.
نكته دوم اينكه اعراب يك ماه يا يك سال بر ايران تسلط نداشتند بلكه چند سده در ايران حضور داشتند. حتي تا قبل از صفويه مذهب سني مسلط بود بعد با كشتار شاه اسماعيل ايرانيان شيعه شدند و شيعه دين رسمي ايران شد.

نكته سوم: پيشنهاد مي كنم در صورت تمايل كتاب تولدي ديگر دكتر شجاع الدين شفا رو مطالعه بفرماييد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 42 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com