انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 4:14 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 
نویسنده پیغام
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 8, 93 12:33 am 
آفلاین
کاربر ساده
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه تیر 30, 93 12:59 am
پست: 45
تصویر
خندیدن زیاد ، فعالیت های بدنی و رژیم غذایی از جمله دلایل طول عمر ژاپنی هاست ‌به طوری که در این کشور اکنون بیش از 30 هزار سالخورده بالای 100 سال وجود دارد.
بنابر گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه خبری فرانس 24، بر اساس سرشماری جدید در ژاپن ، در این کشور بیش از 30 هزار نفر بالای 100 سال عمر دارند که درهیچ کشور دیگر چنین رقمی درباره افراد بالای 100 سال وجود ندارد واین برای مردم این کشور یک افتخارملی است.
در این حال فرانس 24 گزارش داد ، مدتی است که برخی از این افراد سالخورده به طور مرموزی از بین می روند بدون آنکه مسئولان از آن باخبر شوند که این امر موجب شده است تا مسئولان در این خصوص تحقیقاتی انجام دهند.
نتایج تحقیقات نشان می دهد یکی از دلایلی که فرزندان مرگ والدین سالخورده خود را اعلام نمی کنند به علت برخورداربودن از کمک هزینه هایی است که دولت به خانواده اینگونه این افراد می دهد.

منبع:‌ http://www.irannaz.com


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 9, 93 9:11 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
خنديدن زياد ژاپني ها را نشنيده بودم، در كل فرهنگ بالايي دارن بدون اينكه مذهب در زندگيشون تاثير زيادي داشته باشه. راستي مذهب ژاپني ها چيه ؟
امگا 3 ناشي از مصرف زياد ماهي و فرآورده هاي سويا هم در طول عمر بالاي ژاپني ها موثره.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 9, 93 10:59 am 
آفلاین
کاربر ساده
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه تیر 30, 93 12:59 am
پست: 45
بدون شک در دنیای امروز ژاپنی ها نماد پشتکار و علم نو هستن و همچنین دارای تمدنی طولانی و شکوهمند.چند وقت پیش در برنامه ای تلویزیونی آثاری از سازه های عظیم تاریخ اون منطقه بررسی میشد که الان در ده ها متری زیر دریا هستن.
دین و مذهبشون رو نمیدونم.اصولا در دنیای نه چندان آزاد امروز آمارگیری واقعی از عقاید بدون واهمه از مذهبیون مشکل هست.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 9, 93 12:16 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
تا جایی که من می دونم ژاپنی ها همه نوع غذایی مصرف می کنن خصوصا غذاهای دریایی که شاید راز طول عمرشون هم همین باشه
مذهب در ژاپن
سیاری عقیده دارند که ژاپن مذهبیترین کشور دنیاست که اتفاقا همسایه بیدینترین کشور دنیا، چین است.
اگر شما در ژاپن از ده نفر بپرسید که دین شما چیست؟ نه نفر از آنها بدون هیچ تردیدی جواب میدهند که به هیچ دینی اعتقاد ندارند. ولی شما میتوانید برگزاری مراسمهای مذهبی را در جایجای این کشور صنعتی و در رفتار مردم آن ببینید.
این حقیقت را میتوان در زیارت میلیونی از معابد در شب سال نو به راحتی تشخیص داد، و یا با رفتن به خانه یک ژاپنی میتوان وجود خدایان مختلف (خدای آتش در آشپزخانه، خاکستر اجداد در مقام خدا در بهترین اتاق خانه و…) را در هر کنجی از خانه لمس کرد.
ژاپنیها حتی برای ویروسهای کامپیوتری هم دعا ساختهاند. دانشآموزان ژاپنی هم قبل از امتحان کنکور به معبد «کیتانوی» کیوتو میروند و برای موفقیت در امتحانات خود دعا میکنند.
شاید دیدن این رفتار در زندگی مردم عادی چندان جای شگفتی نداشته باشد. ولی نفوذ مذهب در جامعه ژاپنی به زندگی خصوصی آنها خلاصه نمیشود و میتوان آن را در زندگی اجتماعی و سیاسی هم مشاهده کرد.
http://forums.animworld.net/thread115.html
مذهب بومی و اصلی مردم ژاپن شینتو نام دارد که ، شینتو (طریقت خدایان)، مذهب سنتی ژاپن است وخدایان و الهه های بسیار را باور دارد، اما همه در عالم تصور و پندارند و صورت و پیکری از آنها مفروض و مجسم نمی باشد و انگاره بت پرستی در میان نیست.
http://japanstudies.ir/post/2756/


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: آشپزی ژاپنی
پستارسال شده: جمعه بهمن 3, 93 8:30 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
ايراني هايي كه به ژاپن مسافرت كرده اند اغلب تعريف مي كنند كه غذاي ژاپني ها به مذاق ما خوش نمي آيد. حتي خيلي ها توصيه مي كنند اگر قصد سفر به ژاپن داريد با خودتون غذا ببريد. :!:

"بطورکلی در غذاهای ژاپنی میزان چربی کم و میزان نمک زیاد است. برای چاشنی غذا بیشتر از نمک و شُویو (سس سویا) استفاده می‍شود همچنین میسُو، فراوردهای تُوفو، ساکِه، سرکهٔ برنج نیز از چاشنی‌های غذاهای ژاپنی هستند. به عنوان موادغذایی برنج، سبزیجات، تُوفو و همچنین موادغذایی به دست آمده از دریا، مانند جلبک دریایی بکار برده می‌شود. در اکثر غذا ها ماهی یا گیاههای دریایی نپخته یا نیمه پخته هست. در رژیم غذایی سنتی ژاپنی‌ها گوشت قرمز نقشی نداشت ولی در قرن اخیر تهیه غذاهای جدید که در آن‌ها از گوشت مرغ ،خوک و گاو استفاده می‌شود رواج یافته‌است. در بین مواد گوشتی نیز، از گوشت مرغ بسیار استفاده می‌شود. رشته‌های تهیه شده از آرد گندم سیاه و گندم که به ترتیب سوبا و اُودُون نامیده می‌شوند، غذاهای محبوبی هستند که به جای برنج خورده می‌شوند. در تابستان گرم، صرف رشتهٔ خنک خوشایند است. چای سبز یا اٌوچا محبوب‌ترین نوشیدنی ژاپنی است. این نوشیدنی داغ و بدون افزودن قند یا شکر نوشیده می‌شود. از نوشابه‌های مورد علاقه ژاپنی‌ها می‌توان از چای سیاه یا کٌوچا، شراب برنج یا ساکه و لیکور برنج یا سایر غلات با مالت و یا از لیکور میوه‌هایی مثل آلو نام برد."


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه بهمن 11, 93 9:56 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
یکی از اساتید ژاپنی که به ایران آمده بود ناهار مهمان ما بود. سر میز ناهار شروع کردیم از برنج ایرانی برای استاد تعریف کردن. از رنگ و بو و طعم برنج ایرانی گفتیم و توجه‌اش را به دانه‌های درشت و قدکشیده برنج ایرانی جلب کردیم و دست آخر هم گفتیم ببین برنج ایرانی چقدر خوب است، چه برنجی است که شما دارید همه‌اش شفته است و سر و شکل ندارد!

استاد ژاپنی مکثی کرد و گفت: آری، برنج شما نشانه کشور شماست و برنج ما نیز همین‌طور. حکایت شما دقیقا مانند این برنج‌های قدکشیده و خوش طعم است و حکایت ما هم درست مثل برنج شفته‌مان!

شما ایرانی‌ها هر کدامتان یک نخبه‌اید و برای خودتان استادی هستید. تک تک‌تان فرهیخته‌اید و با استعداد و باهوش، اما نمی‌توانید در کنار هم کاری انجام بدهید و در کار گروهی همیشه ناموفق هستید و کاری از پیش نمی‌برید. حکایت ما همدرست مانند همان برنج شفته ژاپنی است. ما در کنار هم و با هم کار انجام می‌دهیم و تمام کارهایمان گروهی انجام می‌دهیم. ما کنار هم می‌شویم برنج!
داستان بالا ماجرایی است که امروز استاد روش تحقیقمان وقتی با پیشنهاد دوستان مبنی بر انجام تحقیق گروهی مواجه شد برایمان تعریف کرد؛ البته با نگارش من.
واقعا یکی از دردهای بزرگ جامعه ما همین ناتوانی در کارگروهی است. دارم به این فکر می‌کنم این استاد ژاپنی چه درک عمیقی از ما ایرانی‌ها داشته و از کجا به این نتیجه رسیده که چنین تمثیلی را به کار برده است.

ما ایرانی‌ها انگار ماهیتا و ذاتا با کار گروهی بیگانه هستیم و با آن هیچ نسبتی نداریم. شخصا فکر می‌کنم بزرگترین دلیلش هم این باشد که اساسا هیچ‌کداممان دیگری را قبول نداریم و خود را علامه دهر می‌دانیم. جالب این‌که می‌بینی آدم‌هایی که هیچ نیستند و خرده سوادی هم ندارند هیچ‌کس را قبول ندارد و نظرات حکیمانه خود را از نظرات مرحوم افلاطون و ارسطو هم بالاتر می‌داند.

همین هم هست که همه ما در همه مسائل ریز و درشت خود را صاحب نظر می‌دانیم و در مورد مسائل خرد و کلان افاضه می‌کنیم.

خلاصه آدم‌های غریبی هستیم ما ایرانی‌ها با کلکسیونی از صفات ناپسند که حتی نمی‌خواهیم یکی از آنها را بپذیریم.
http://sokutname.mihanblog.com
برنج ژاپنی


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه بهمن 11, 93 12:18 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: پنج شنبه بهمن 19, 91 8:20 pm
پست: 269
محل اقامت: فارس
حامدپور:‌ یکی از همکارانم تعریف می کرد که کارشناسان تربیتی ژاپن اظهار می دارند: «ما در جنگ جهانی دوم همه چیز خود را از دست دادیم اما معلم داشتیم» و «ما خانه هایمان را کوچک و مدرسه ها یمان را بزرگ می سازیم».
با این وصف، بسیار مشتاق بودم که روزی بتوانم از یک مدرسه ی ژاپنی بازدید کنم.
چندسال پیش موفق به بازدید از یک مدرسه ژاپنی شدم. در بدو ورود آن چه برایم جالب بود آوای خوش و آرام زنگ پایان ساعت کلاس بود. صدای «دینگ دانگ» که با شنیدن آن دانش آموزان به آرامی از کلاس های خود خارج شدند (درست بر خلاف بعضی مدارس در ایران که دانش آموزان با شنیدن صدای دلخراش زنگ با نعره های عجیب و غریب یکدیگر را هل می دهند و از کلاس خارج می شوند)!
من به اتفاق راهنما از کلیه کلاس ها بازدید کردم، نکته ی قابل توجه این بود که بر خلاف مدارس ایرانی که با تغییر ساعت کلاس ها، آموزگاران به کلاس دیگر می روند، در مدرسه ی ژاپنی این دانش آموزان بودند که به کلاس آموزگاران می رفتند. به عنوان مثال، دانش آموزان کلاس اول و دوم که با هم در ساعت دوم برنامه ی درسی خود نقاشی داشتند به اتفاق به کلاس نقاشی آمده بودند.
در کلاس نقاشی میز بزرگی در وسط اتاق به چشم می خورد که صندلی ها در اطراف آن چیده شده بودند. بر روی دیوارهای کلاس قفسه های چوبی قرار داشت که انواع وسایل نقاشی مثل ماژیک,، مداد رنگی، آبرنگ و انواع مقوا و… جهت استفاده ی دانش آموزان به چشم می خورد. معلم نقاشی آن روز موضوع «بازیافت زباله» را برای نقاشی دانش آموزان تعیین نموده بود و دانش آموزان هر یک با لوازم دلخواه خود و بهره گیری از خلاقیت فردی مشغول نقاشی بودند.
در کلاس زبان عربی دانش آموزان کلاس چهارم به آن کلاس آمده بودند. در و دیوار کلاس پر از تصاویر و کلید واژه های عربی بود و مشاهده ی دانش آموزی که با لهجه ی ژاپنی، عربی صحبت می کردند برایمان جالب بود.
نکته ی قابل توجه دیگر این بود که در هر کلاس دانش آموزان از حیوانی نگهداری می کردند، مثل لاک پشت، ماهی، خرچنگ و… اما کلاسی که بیش از همه جلب توجه می کرد، کلاس مهارت زندگی بود. در یک طرف این کلاس تعدادی میز و چرخ خیاطی و اتو و… به چشم می خورد و در طرف دیگر که فضایی شبیه آشپزخانه بود، کابینت، ظرفشویی و گاز خوراک پزی و… قرار داشت.
دانش آموزان دختر و پسر در این کلاس مهارت های آشپزی، خیاطی، شستن ظرف و… را می آموختند.
پس از بازدید از کلاس ها در دفتر مدرسه جلسه ای تشکیل شد تا به پرسش و پاسخ بپردازیم. بعد از ورود به دفتر آموزشگاه، یک صندلی چرخ دار در گوشه ی دفتر، این سوال را برایم به وجود آورد که کدام یک از کارکنان مدرسه مشکل جسمی دارند؟ البته، در مورد پاسخ این سوال در آخر جلسه مدیر مدرسه شرح دادند که: «دانش آموزان مدرسه هر هفته یک روز به نوبت باید از لحظه ی ورود به مدرسه تا زمان خروج، بر روی صندلی چرخ دار بنشینند و روز بعد احساس خود را به صورت انشاء نوشته و برای سایر دانش آموزان بیان نمایند. به این ترتیب بچه ها یاد می گیرند که قدر سلامتی خود را بدانند و هم با مشاهده ی یک معلول جسمی او را تحقیر و تمسخر نکنند».
با خود فکر کردم که اگر ما نیز تا این حد به فکر پرورش علمی و کاربردی اخلاق دانش آموزانمان بودیم آیا جانبازان بزرگوار در جامعه ما این قدر مظلوم واقع می شدند؟!
از مدیر مدرسه سوال شد: شما دانش آموزان خوب را چگونه تشویق می کنید؟ مدیر مدرسه متوجه منظور ما نشد و با کنجکاوی به چهره مترجم نگاه کرد. مترجم توضیح داد که به دانش آموزی که نمرات خوب دارد چه جایزه می دهید؟
با این که ژاپنی ها بسیار دیر می خندند و بسیار جدی می باشند اما با شنیدن این سوال چهره مدیر تغییر کرد و خندید! بعد با تعجب پرسید: «مگر برای اینکه دانش آموزی درس خوانده است، باید به او جایزه داد؟!» این پرسش ما را متوجه ساخت که رویکرد معلمان ژاپنی و معلمان ایرانی در این زمینه چقدر متفاوت است! مترجم سوال کرد: پس چه تفاوتی بین دانش آموزان درس خوان و موفق با دانش آموزانی که در دروس خود موفق نیستند قائل می شوید؟
مدیر مدرسه که دوباره چهره ی جدی به خود گرفته بود، پاسخ داد: «ما به دانش آموزان موفق تکلیف بیشتری می دهیم». این بار، نوبت ما معلمان ایرانی بود که بخندیم! چرا که در مدارس ما مرسوم است که دانش آموزان ضعیف تکلیف بیشتری بنویسند! وقتی مدیر محترم متوجه تعجب و خنده ی ما شد، توضیح داد که: «دانش آموزان ژاپنی برای ورود به دبیرستان آزمون دشواری را پیش رو دارند لذا دانش آموزی که تکلیف بیشتری از آموزگار خود دریافت می کند، خوشحال است و می داند که برای آزمون ورودی دبیرستان می تواند خود را آماده تر نماید بنابراین تکلیف بیشتر بهترین پاداش برای دانش آموز موفق است.» توضیح آقای مدیر به قدری قانع کننده بود که همه ی ما را به فکر فرو برد!
در مورد تشویق معلمان هم متوجه شدیم که به همین روش عمل می شود و به آموزگاران موفق، پروژه های تحقیقاتی محول می شود.
پس از زنگ پایان مدرسه، همه ی ما شاهد آن بودیم که دانش آموزان به جای آن که مثل دانش آموزان ایرانی با عجله از مدرسه خارج شوند و حتی بعضی وسایل خود را نیز جا بگذارند، همه با هم کلاس ها و مدرسه ی خود را تمیز و پاکیزه کردند و بعد از مدرسه خارج شدند. در واقع دانش آموزان ژاپنی هر روز با ورود به مدرسه، مدرسه ای پاکیزه و تمیز تحویل می دهند و حس مسوولیت پذیری را از همان دوران مدرسه می آموزند.
تفاوت قابل توجه دیگر مدارس ژاپنی با مدارس ایرانی، در انتخاب مدیر مدرسه بود، مدیران مدارس بعد از ۳۰ سال تدریس، اگر در آزمون مدیران پذیرفته شوند، شایستگی خود را برای احراز پست مدیریت مدرسه به اثبات می رسانند و جالب است که اکثر مدیران در سال اول آزمون مدیریت موفق نمی شوند و بسیاری از ایشان پس از ۳۲ یا ۳۳ یا حتی ۳۷ سالگی، بالاخره در آزمون پذیرفته می شوند و خلاصه این که با دنیایی از تجربه و مهارت در حالی که در مدارس ایرانی هر کس ۳۰ سال تجربه ی مفید کسب نموده است باید خانه نشین شود و طعم بازنشستگی را بچشد!
با امید به آن که ما نیز بتوانیم با یاری هم مدارسی این چنین فعال و پویا و کارآمد بسازیم و کارشناسان تربیتی ما نیز داشتن «معلمان» و «مدارس ایرانی» را فخر کشور عزیزمان بدانند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: فرق دو دیدگاه
پستارسال شده: یکشنبه بهمن 12, 93 9:43 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر از پلیس و شلوغه ،وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدم یکی خودکشی کرده ، البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت.

پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده. اما روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود.
مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت می خواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده. تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند. روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه.

حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟ این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود.
به دوستان ژاپنی با تعجب می‌گفتم: این چه آدمی بود؟ خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمی داد.
http://danestanei.persianblog.ir/post/17


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: فرق دو دیدگاه
پستارسال شده: یکشنبه بهمن 12, 93 3:53 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
آرش نوشته است:
.. آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمی داد.
http://danestanei.persianblog.ir/post/17

پس ظاهرا فرهنگ و باور مردم ژاپن، خودکشی در این شرایط را تایید می کند. پس آن فرد عملی اخلاقی انجام داده است و یا حداقل خلاف فرهنگ مردم نبوده است. هرچند که با فرهنگ ما ناسازگار است.

به نظر می رسد ژاپنی ها در این مورد نیاز به اصلاح فرهنگ دارند.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com