آرش نوشته است:
تخريب محيط زيست مسئله 100 ساله اخيره در حاليكه يك ميليون ساله كه گوشتخواري ادامه داره. اصولا تخريب محيط زيست دلايل ديگه اي داره.
تخریب محیط زیست از زمانی شروع شده که افراط در همه جنبه های زندگی انسانها ریشه دوانده. افراط در مصرف محصولات پروتئینی حیوانی باعث فشار بر صنعت کشاورزی برای تولید بیشتر خوراک دام و طیور شده. فشاری که با مصرف هرچه بیشتر آب ( 92 درصد آب کشور ما در بخش کشاورزی مصرف یا بهتر بگم هدر میشه) کودها و سموم شیمیایی ( عامل بسیاری از سرطان ها)، چریدن بیش از حد دام در مراتع، تخریب جنگل ها و تبدیل اونها به زمین های کشاورزی اعمال میشه.
فرسایش خاک ، آلودگی خاک و آب ، کاهش منابع آب شیرین، پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی، گسترش بیابانها و خشکسالی و ... همه از نتایچ غیر مستقیم گوشتخواری است.طبق آماری که Worldwatch Institue در سال 2008 منتشر کرد، حداقل 51 درصد گازهای گلخانه ای در جهان توسط دامداری ها تولید میشه. بر اساس یک تحقیق که در موسسه بین المللی آب استکهلم انجام شده پیش بینی شده که اگر مردم دنیا به روند فعلی و رژیم های گوشتخواری امروزی ادامه بدن در سال 2050 برای جمعیت 9 میلیاردی زمین آب کافی در دسترس نخواهد بود. رژیم غذایی غنی از پروتئین های حیوانی 5 تا 10 برابر بیشتر از رژیم گیاهخواری آب مصرف میکند. اگر مردم دنیا سرانه مصرف 20 درصدی پروتئین حیوانی شان رو به کمتر از 5 درصد نرسونند تا 40 سال آینده ممکنه برای جلوگیری از قحطی همه بالاجبار به رژیم گیاهخواری روی بیارند.
این استدلال دانشمندان هست که یکی از گزینه های افزایش مقدار آب جهان برای کشت غذای بیشتر روی آوردن به رژیم گیاهخواری است.
آرش نوشته است:
- اينكه گياهان درد را احساس مي كنند و احساس دارند كاملا ثابت شده است.
برای قبول این حرفتون نیاز به مدارک علمی دارم. در این صورت این حرف برای من غیر قابل قبوله.
تا جایی که من اطلاع دارم تا امروز دانشمندان فقط در دونوع خاص از گیاهان سیستم عصبی ویژه ای رو کشف کردند که نه مثل سیستم عصبی حیوانات یکبارچه است و نه مغزی وجود داره که این سیستم متصل و یکپارچه پیام درد رو به مغز ببرند و واکنش اون رو به عضو مربوطه منتقل کنند
برای انتقال درد نیاز به یاخته های عصبی هست و برای درک و واکنش به آن نیاز به مغز، در گیاهان این دو مورد مشاهده نشده. صرفا سلول هایی شناسایی شده که به شرایط محیطی واکنش نشان میدن که بیشتر آن واکنش ها هم شیمیایی و برای دفاع از خود و به طور نا خودآگاه انجام میشه و عکس العمل عصبی نیست. مثل واکنش به نور و لمس شدن.
به هر حال گیاهان هم موجود زنده هستند و از نوعی هوش و درک نسبت به محیطشان برخوردارند. آسیب زدن به آنها از نظر اخلاقی درست نیست.
آرش نوشته است:
پس بايد تمام حيوانات گوشتخوار(پلنگ، گرك . . . ) را به جرم كشتن و خوردن و زجر دادن حيوانات ديگر از بين ببريم و اصولا خدواند نبايد اينها را مي آفريد. زجر كشيدن حيوانات يك موضوع فرعي و فرافكني است، بهتر است در مورد اثر گياهخواري بر سلامتي بحث كنيم، چون علم ثابت كرده گياهخواري براي سلامتي ضرر داره. امروزه گياهخواري تبديل شده به يك ژست روشنفكري نه يك روش زندگي براي سلامتي. (مثلا گياهخوار شدن بعضي از هنرپيشه هاي هاليوودي)
- من يكبار از يكي از دوستاني كه خامخواري مي كرد خواستم برنامه دقيق غذايي يك روزش را برامون بگه تا بهتر متوجه بشيم ولي جوابي ندادن. شما اگر دوست داريد بگين به طور مثال در يك روز صبحانه ناهار شام و ميان وعده چي مي خوريد؟ گياهخواران در رژيم غذاييشون مجبورند مقدار زيادي از غذاهايي بخورن كه تاريخشون به زحمت به 10 هزارسال ميرسه. مقايسه كنيد با تاريخ سه ميليون ساله انسان.
- اگر انسان بخواد گياهخوار باشه فقط ميتونه در نواحي استوايي زندگي كنه كه هميشه سر سبزه نه جاهاي ديگه كه در زمستان هيچ گياهي وجود نداره. غذاهاي سنتي كشوري مثل فيليپين پر از غذاهايي كه از حشرات درست ميشه درحاليكه در اين كشور تمام سال ميوه (موز و . . .) وجود داشته كه اين مسئله نياز انسان به پروتئين حيواني را نشان مي دهد. يا مثلا كشاورزهاي هندي كه به ناچار از موش تغذيه مي كنند. واقعا چه اصراري به استفاده از پروتئين حيواني هست. آيا اين همه انسان در طول هزاران سال در اشتباه محض بودند؟ راستي چرا بوعلي سينا گوشت را غذاي مفيد براي انسان ميدونه ؟
جنایت هایی که انسانها بر سر حیوانات میارن قابل مقایسه با کاری که حیوانات وحشی صرفا برای سیر کردن خودشون انجام می دهند نیست (خبر کشتار یوزپلنگ های ایرانی رو اخیرا حتما شنیدید). کافیه یک بار به کشتارگاه های صنعتی سر بزنید تا حیواناتی که در خون خودشون دست و پا میزن و فریاد ها شون قلب هر انسانی رو به درد میاره ببینید. اونوقت شاید درد کشیدن حیوانات رو مسئله فرعی و فرافکنی به حساب نیارید. کافیه یک بار به دامداری ها و مرغداری های صنعتی سر بزنید تا محل نگهداری تنگ و تاریک و تغذیه نامناسب و رفتار های خشن و تزریق انواع هورمون ها و آنتی بیوتیک ها به حیوانی که گوشت یا شیر یا تخمش رو می خورید از نزدیک ببینید تا بهتر معنی سلامتی از طریق گوشتخواری رو درک کنید! پرورش حیواناتی که وجودشون صرفا به هدف کشته شدن و خورده شدن شکل گرفته به هیچ وجه در هیچ نظام اخلاقی (چه دینی و چه غیر دینی) پذیرفتنی نیست.شما شاید با خوردن گوشت حیوانات لذت اندکی ببرید اما از طرف دیگه رنج هولناکی رو به حیوانات وارد می کنید که به لحاظ اخلاقی به هیچ عنوان موجه نیست.
طول عمر نرمال و حتی بیشتر از متوسط گیاهخواران نشون میده که این رژیم غذایی برای یک زندگی طبیعی و در کنارش احترام به حق حیات سایر حیوانات و حفظ محیط زیست کاملا مناسب هست و لزوما گوشتخواری تنها راه زنده موندن نیست. گوشتخواران بیشتر از اون که استدلال هاشون منطبق با واقعیت ها باشه بیشتر با اطلاعاتی که از تبلیغات کمپانی های صنایع غذایی ، که در جهت سودآوری خودشان منتشر میشه، مطابقت داره. و به نوعی ترس از زنده نموندن بدون خوردن گوشت دارند. همین که در سوریه فتوا میدن که مسلمانان می تونند از حیوان حرام گوشتی مثل گربه تغذیه کنند این مساله رو ثابت می کنه!
کافیه یک بار از خودتون بپرسید حیوانات درشت هیکل و پر ماهیچه ای مثل فیل و گاو و گوریل و اسب که گیاهخوار هستند پروتئین بدنشون رو از کجا تامین می کنند. تا ترس از نخوردن گوشت در شما از بین بره.
این که انسانهای اولیه گوشتخوار بودند یا گیاهخوار مسئله ای نیست که براحتی بشه اون رو ثابت کرد. اما همین اندازه میشه حدس زد که انسان پیش از اختراع لوازم شکار قادر به خوردن گوشت حیوانات نبوده. انسان مثل پلنگ نه پنچه های تیزی داشته نه پاها و فرم بدنی برای سریع دویدن و نه دندانهای تیز و مناسب و نه سیستم گوارش مناسب گوشت خواری. همینطور یافته های باستانشناسی که اخیرا در ایتالیا، روسیه و جمهوری چک کشف شده، مدارکی را نشان می ده که از 30 هزار سال پیش غلات بصورت آرد در آورده می شدند.(منبع: PNAS) این که انسانها در نقاط مختلف دنیا به خوردن انواع و اقسام حیوانات و حشرات و حتی جنین و مردار انسان روی آورده یا میارند بیشتر دلایل اقتصادی، فرهنگی و تبلیغی داره، کسانی که گوشتخواری رو ترک کرده اند می دونند که گوشت خوردشان صرفا زاده یک عادت بوده و نه زاده یک نیاز طبیعی و واقعی. (امیدوارم دوستان گیاهخوار در این مورد نظر بدن) من 5 سال هست که گوشت نخوردم و تا الان هیچ احساس نیازی به خوردن دوباره اش هم نمی کنم. حتی از دیدن و بوی اون دچار تهوع میشم. لازمه بدونید که من قبل از گیاهخوار شدنم همه نوع گوشتی مصرف می کردم. و از خوردنش به هیچ عنوان بدم نمی آمد.
تنها ایرادی که به رژیم غذایی گیاهخواری تا امروز وارد شده، نبود ویتامین ب12 در منابع گیاهیه. در حالی که این ویتامین توسط باکتری هایی که در دستگاه گوارش انسان و حیوانات از دهان و لثه و حلق گرفته تا روده بزرگ زندگی میکنند تولید میشه و و نه از طریق دیگه، و برای مدت طولانی در بدن ذخیره میشه و سالها طول میکشه که عوارض عدم مصرف آن در بدن ایجاد بشه. نیاز بدن هم به آن ناچیزه. به همین خاطر بیماری کمبود ویتامین ب 12 بین گیاهخواران بسیار نادره.
جالبه بدونید که ویتامین ب 12 که در بدن تولید میشه به مقدار زیادی همراه با مدفوع دفع میشه، این در مورد بقیه حیوانات گیاهخوار هم صادقه، و چون در کشاورزی سنتی از فضولات حیوانی به عنوان کود استفاده می کردند انسانها نیازشون به ویتامین ب 12 رو از طریق محصولات گیاهی آن زمین ها تامین می کردند.
در واقع بزرگترین دلیل عدم وجود ویتامین ب12 در منابع گیاهی امروزی وسواس بیش از حد ما با شستن، ضد عفونی کردن، به کاربردن پاکنندههای قوی، آنتیبیوتیکهای بی حساب و همینطور کشاورزی مدرن هست. با از بین بردن باکتریهای مفید در خاک و در محیط زیست به نام کشاورزی مدرن و با هدف سوددهی مالی، کمبود ویتامینها و مواد حیاتی دیگه در منابع غذاییمون ایجاد شده. این که محققان تغذیه در منابع گیاهی ویتامین ب 12 پیدا نکردن یک دلیلش همینه که آزمایشاتشون رو روی محصولاتی انجام میدن که، از مزارع صنعتی همراه با کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات تولید میشند. در حالی که گیاهان به عمل آمده در زمینهای حاوی کبالت و باکتری های طبیعی خاک دارای ذخیره کافی ویتامین ب12 هستند.
مصرف گوشت های صنعتی بر خلاف تصور گوشتخواران به تخریب گسترده محیط زیست و مصرف بی رویه منابع طبیعی منجر میشه و مردم دنیا باید متوجه بشن که برای حفظ کره زمین در آینده نیاز به دستور غذایی جدیدی هست. حالا چه از طریق مطالعه و تحقیق شخصی چه از طریق تبلیغات و ژست های بازیگران هالیوودی.
من زمانی گیاهخوار شدم که شوربختانه هیچ شناختی نسبت به انجمن های گیاهخواری نداشتم. گیاهخواری من صرفا یک تصمیم شخصی و آن هم به علت علاقه ام به حیوانات بوده . کم کم به دلیل انتقاد هایی که به رژیم گیاهخواریم شد مطالعاتم و ارتباطم با گروه های گیاهخواری رو افزایش دادم.
اون زمان تصمیم گرفتم مصرف لبنیات پروبیوتیک رو هم کنار بگذارم و وگان بشم و چند ماه بعد هم برای 3 ماه خام گیاهخوار شدم. اما از اونجایی که همزمان رژیم لو فودمپ رو رعایت می کردم و در مصرف میوه ها و سبزیجات محدودیت داشتم بر خلاف میلم به رژیم وگان برگشتم.
با این حال تو اون مدت کوتاه احساس فوق العاده ای داشتم. بیشتر از هر زمان دیگه ای احساس سلامتی و پاکی و سبکی میکردم. به هر حال هر زمان که رژیم فودمپ کم ام به نتیجه برسه و بتونم از بقیه گیاه ها و میوه ها هم استفاده کنم، اون زمان قطعا دوباره خام گیاهخوار میشم. رژیم غذایی من در حال حاضر گیاهخواری وگان و لو فودمپ با هم هست. خواستید که براتون بنویسم ؛ امیدوارم که نوشتنش حداقل سودی داشته باشه.
برای صبحانه نان بدون گلوتن ، مربای خانگی ، حلواشکری ، آب جوش یا چای سبز یا شیر بادام مصرف می کنم. میان وعده ام دو لیوان مایعات و میوه است که مطابق رژیم لو فودمپ و بسته به فصل از موز و کیوی و مرکبات و انواع توتها و طالبی و نارگیل و آناناس و ... استفاده می کنم. نهارم برنج و خورشت گیاهی یا پلو سبزی مخلوط گیاهی با یک بشقاب بزرگ سالاد که معمولابا کاهو و گوجه و خیار و هویج و فلفل دلمه ای و جوانه آلفاآلفا و جوانه شبدر و جوانه ماش و ارده و آووکادو و لیمو ترش و قارچ و پودر سبوس برنج و کرفس و کلم بروکلی (آبپز) و اسفناج وشلغم و کدو و بادنجان و کدو حلوایی و سیب زمینی و ... درست میکنم، هست. برای میان وعده 2 لیوان آبجوش یا چای سبز یا چای گیاهی دیگه با آجیل خام که باز هم مطابق رژیم لوودمپ هست استفاده می کنم مثل بادام و گردو و فندق و بادام زمینی و تخمه آفتابگردون و کدو و شاهدانه و ... همراه با میوه یا شکلات تلخ یا کیک و شیرینی بدون گلوتن ( که خودم بدون استفاده از تخم مرغ و شیر و با گلوکز می پزم) مصرف میکنم. برای شام هم یک خوراک گیاهی مثل عدسی یا پوره کدو حوایی یا قارچ و فلفل دلمه ای و سیب زمینی یا سوپ گیاهی و... همراه با یک بشقاب سالاد می خورم. تا قبل از خواب هم چند لیوان دیگه مایعات مصرف میکنم.در طول روز هم هر زمان احساس گرسنگی بکنم موز یا هویج می خورم. من با این رژیم بعد از سالها با وجود آی بی اس وزن اضافه کردم و هنوزم سر وزنم مونده ام. نتایج چکاپ هایی هم که سالیانه انجام میدم تا امروز کاملا نرمال بوده.