انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:51 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 70 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 7  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: جمعه دی 27, 92 6:35 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دوستان لطفا مطالب مربوط به

- تغییر نگاه به زندگی و بیماری
- آموزش هنر زندگی و هنر روابط اجتماعی و هوش هیجانی یا EQ


را در این پست قرا دهیم. لطفا لینک کامل منبع هم ذکر شود. با تشکر

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در چهارشنبه بهمن 9, 92 8:26 am ویرایش شده است، در کل 8 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه دی 27, 92 6:42 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
( لطفا توجه فرمائید که آنچه در این پست و 3 پست بعدی بیان می شود دیدگاه من نسبت به IBS بوده و هیچ ارزش و پایه علمی و مطالعاتی ندارد و نوعی نتیجه گیری آزاد از نظرات دوستان و بصورت سئوال و جواب با خودم می باشد.)

هدف از آنچه در ادامه می آید ارائه این نظریه است که " اگر هوش هیجانی مان ( EQ) را تقویت کنیم نه تنها می توانیم از IBS رها شویم بلکه می توانیم زندگی بهتری داشته باشیم"

س- چرا اگر فکرمان را عوض کنیم از IBS رها می شویم؟
ج- برای اینکه IBS از فکرمان شروع شده است و بیماری ریشه فکری دارد . یعنی اینطور نیست که مشکل یا ایرادی در روده یا فلور روده یا اعصاب روده بوجود آمده باشد و بعد IBS گرفته باشیم. حتی بیماری ریشه عصبی و مغزی هم ندارد. به این معنی که مشکلی فیزیکی یا سخت افزاری در اعصاب یا مغزمان وجود ندارد بلکه مشکل فکری و نرم افزاری می باشد.

س- دلیل اینکه فکر می کنید IBS بیماری فکری است چیست؟
ج- دلیل اول - متخصصان گوارش داروهایی که برای درمان IBS می نویسند و اکثرا هم خوب جواب داده اند داروهای مربوط به ناراحتی های ناشی از فکر بوده است مثل دارو های مربوط به افسردگی و بیماری های فکری.

viewtopic.php?f=45&t=13&start=10>
viewtopic.php?f=50&t=340#p2658

و گاها به مشاوره های روان پزشکی و روانپزشک ارجاع داد ه اند viewtopic.php?f=45&t=13&start=60>
ولی چون باورمان نمی شود که بیماریمان فکری است از مراجعه به روان پزشک خود داری می کنیم و در این فروم من ندیدم کسی از تجربه رفتن به روان پزشک صحبت کرده باشد.
در واقع برخی متخصصان گوراش هم با ارجاع به مشاور(روان شناس) می گویند که باید فکرتان را عوض کنید ولی چون می دانند که این کار سخت است به راه حل "میان بر" دارو متوصل می شوند. همانطور که فردی که افسرده است راه حل دائمی افسردگیش تغییر فکر است ولی متخصص مغز و اعصاب یا روان پزشک از دارو به عنوان کمک به فرد برای رهایی از افسردگی استفاده می کند.

دلیل دوم - خود من و بنا به نظر اکثر دوستان فروم، افرادی که از این بیماری رنج می برند دارای شخصیت حساس و زودرنج و درون گرا می باشند. که یک مشکل فکری است و در واقع نشانه هوش هیجانی پایین می باشد. ;)

دلیل سوم - شروع بیماری من و اکثر دوستان از یک حادثه عاطفی، دلهره و اضطراب شدید و مانند آن بوده است.
و در بین متخصصین رابطه بین استرس و IBS پذیرفته شده است. بقول متخصص لینک زیر "رابطه بین استرس و IBS فعلا در حد رابطه بین مرغ و تخم مرغ است اینکه اول کدامیک خلق شده اند" :lol:
http://www.mentalhelp.net/poc/view_doc. ... 44020&cn=1

دلیل چهارم - من و اکثر دوستان این تجربه را داریم که هر موقع فکرمان آرام است یواش یواش علائم بیماری هم تخفیف پیدا می کند و هر موقع فکرمان مغشوش است و هیجان داریم علائم بیماری هم ظاهر می شود حتی علائم بیماری با میزان هیجان نسبت مستقیم دارد.

س- خیلی از افراد هستند که حادثه عاطفی، دلهره و اضطراب شدید و حتی شدید تر از آنچه که ما تجربه کرده ایم تجربه می کنند ولی IBS نمی گیرند چرا ؟
ج- کاملا درست است. بیایید به آن حادثه عاطفی، دلهره و اضطراب شدید نام هیجان را بگذاریم. اگر میزان هیجان کمتر از توانایی فکری فرد برای برخورد با آن باشد مشکلی پیش نمی آید. ولی اگر میزان هیجان بیشتر از توانایی فکری فرد برای برخورد با آن باشد در این حالت واکنش افراد در مقابله با آن هیجان به دو گونه زیر می تواند باشد:
1- هنوز هم فرد می تواند بطور منطقی با هیجان کنار بیاید و هیجان را تحت کنترل داشته باشد و به اصطلاح فرد در برابر آن هیجان
" پوست کلفت" است. و باز هم مشکلی پیش نمی آید.
2- هیجان بر فرد غالب شده است و فرد نمی تواند در برابر آن هیجان منطقی برخورد کند و "وا" می دهد. در این صورت مغز برای رها شدن بدن از حالت غیر قابل تحمل ، واکنش نشان می دهد این واکنش بسته به استعداد فکری ، استعداد ژنتیکی ، سن ، میزان هیجان ، نوع هیجان و عوامل دیگر به صورت های مختلف بروز می کند مانند:
-برخی از بیماری های روانی مانند افسردگی
- برخی از ناراحتی های قلبی مانند سکته قلبی
- برخی از سرطان ها
- برخی از بیماری های غدد
- برخی از ناراحتی های مغزی و عصبی مانند: ام اس که در آن سیستم ایمنی بدن به جان اعضاء بدن می افتد و یک به یک آنها را از کار میاندازد یعنی عوض آنکه از بدن دفاع کند برعکس بدن را فلج می کند.
- برخی از ناراحتی های گوارشی که یکی از این ناراحتی های گوارشی IBS خودمان می باشد سیستم عصبی روده را فلج می کند.
- برخی از ناراحتی پوستی بدن مانند پزوریازیس( یک بیماری پوستی) که سیستم ایمنی به سلول های پوستی حمله کرده و آنها را از بین می برد.
- ....
یعنی مغز می گوید حالا که تو نمی توانی در برابر هیجان از بدن دفاع کنی من خودم دفاع را بر عهده می گیریم و به روش خودم از بدن دفاع می کنم و بدن را از این شرایط غیر قابل تحمل در می آورم و اکثر مواقع درست کار می کند ولی گاهی دفاع از بدن به حمله به بدن تبدیل می شود( حال عمدی یا سهوی ، زیاد فرق نمی کند)

{ خیلی جالب است که در مرجع زیر از IBS به عنوان"روده مبتلاء به فلج تشنجی "یاد شده است.
(وبلاگ دکتر بیژن فروغ ) http://bijanfr.blogfa.com/post-978.aspx }

نکته قابل توجه آن است که در اکثر این موارد متخصصان پزشکی می گویند که ریشه بیماری ناشناخته است و به اشتباه یا ضعف سیستم ایمنی بدن و مختل شدن ارتباط مغز با عضو مربوطه ربط می دهند که درست هم است ولی چه اتفاقی افتاده که مغز چنین فرمان های نسنجیده ای می دهد؟
برای درمان بیماری هم می بینیم که هم بیماران و هم متخصصان در اکثر مواقع به دنبال رفع معلول هستند نه رفع علت.

دراقع فکر علت است و روده و مغز و سیستم ایمنی بدن و بیماری، معلول ها هستند و برای درمان هم باید سراغ علت رفت نه معلول. با رفع معلول چون علت از بین نرفته است معلول دوباره ظاهر می شود.

دکتر عنایت‌الّه شهیدی عضو انجمن روان‌شناسی ایران اینطور توضیح می دهد:
نقل قول:
در واقع ذهن و بدن دو واحد مجزا نیستند که هر کدام به‌تنهایی بیمار شوند بلکه باید آن‌ها را دو جزء از یک واحدِ متحد به نام واحد ذهن-بدن دانست. از یک سو می‌دانیم که تمامی بیماری‌های به‌ظاهر جسمی، اثرات غیرقابل‌انکار بر ذهن و روان آدمی می‌گذارند و از سوی دیگر تمامی اختلالات به‌ظاهر روانی و عصبی، همیشه نشانه‌های واضحِ جسمی نیز دارند. رشته‌های عصبی، پیام‌هایی را از قسمت‌های مختلف بدن به مغز می‌برند و مغز نیز با استفاده از همین رشته‌های عصبی دستورات لازم را به اندام‌ها و اعضای بدن می‌فرستد. وقتی به هر دلیل (مثل فشارهای شدید روانی)، انتقال پیام‌ها در هر یک از دو سوی این ارتباط با اشکال مواجه شود، واحد ذهن-بدن بیمار می‌شود و بستگی به محل اختلال، علایم و نشانه‌های خاصی بروز می‌کند.

منبع: http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=61&t=73#p216

س- پس چرا پس از بر طرف شدن هیجان هنوز هم فرد به IBS مبتلاست و از علائم آن رنج می برد؟

ج- اولا حالا دیگر شما با یک هیجان سر و کار ندراید بلکه با یک بیماری( IBS) سر و کار دارید بیماری که عوارضی ایجاد کرده است مثلا ترکیب میکروبی ( فلور) روده به هم خورده است یا بقول "دکتر بیژن فروغ" روده تشنج کرده و فلج شده است و این بیماری باید درمان شود
ثانیا بدن "شرطی" شده است اگر بیماری بار اول با یک "هیجان خارج از تحمل فکری" فرد بروز داده است حالا با یک هیجان کوچک هم بروز می کند و احتمالا قبل از مراجعه به پزشک چندین بار هم این حالت را بدن تجربه کرده است.

مثلا فردی را در نظر بگیرید که به افسردگی شدید دچار شده است این فرد برای رهایی از افسردگی باید دارو بخورد ولی بدنش هم شرطی شده است بعد از خوب شدن با یک هیجان کمتر هم دوباره افسرده خواهد شد. مگر آنکه بطور ریشه ای با افسردگی برخورد کند.

بطور خلاصه سلسه مراتب بیماری با منشاء فکری بصورت زیر است:
1 ==> توان فکری فرد در مقابل یک حادثه کم می آورد و فرد نمی خواهد تسلیم شود یا شکست را بپذیرد و از ارائه راه حل هم ناتوان است.
2 ==> مغز مختل می شود و می بیند که فشار شدیدی روی مغز است و شروع می کند به صدور فرمان های اشتباه و خارج از روال طبیعی. این فرمانهای اشتباه بر حسب نوع و میزان هیجان ، سن ، ژنتیک فرد ، تجربه های قبلی مغز و غیره صورت های مختلفی به خود می گیرد.
3 ==> گاه بصورت تولید کم یا زیاد هورمون یا سایر مواد شیمیایی بدن است. گاه بصورت مصرف کم یا زیاد یک ماده شیمایی در بدن است. گاه بصورت تولید کم یا زیاد یک ماده شیمیای خارج از روال عادی در بدن است گاه بصورت کشیده شدن ماشه های بیماری هایی است که بدن بصورت ژنتیکی مستعد آن است. گاه تولید زیاد یک سلول خاص ( سرطان) است و گاهی ...
4 ==> با شروع اختلال در بدن نشانه های بیماری شروع می شود.
5 ==> ممکن است مراحل 1 تا 4 بصورت سیکلی چندین بار در دوره های زمانی مختلف تکرار شود و حالا بدن شرطی شده است و فرد هم بیمار است.
6==> فرد بیمار شده و به پزشک مراحعه می کند و پزشک داروهایی می نویسد تا علائم بیماری را از بین ببرد و یا اگر بدن با کمبود یا زیادی یک ماده شیمیایی مواجه شده است برای تعدیل آن ماده شیمایی، دارو و آمپول تجویز می کند.
6==> کسی به فکر منشاء بیماری نیست چرا ؟ به 3 دلیل:
1- برخی از بیماری ها برگشت پذیر نیستند . مثلا تخم مرغی که شکست دیگر شکسته و دیگر نمی توان آنرا به تخم مرغ سالم تبدیل کرد.
2- نه پزشک و نه بیمار به فکر ریشه بیماری نیستند و گاها هم حق دارند و گاها رفع علائم بیماری مقدم بر ریشه یابی آن است یا اگر علائم بیماری برطرف نشود علائم دیگری ظاهر می شود. مثل بیماری قند یا افسردگی شدید.
3 - اصلاح ریشه بیماری، توان فکری و اراده زیادی می طلبد. مثل همین IBS خودمون.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در سه شنبه بهمن 8, 92 4:02 pm ویرایش شده است، در کل 57 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه دی 27, 92 8:38 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
س- درمان موقتIBS چیست؟
ج- همان داروهایی که همه متخصصان گوارش تجوریز می کنند مانند قرص های اعصاب و داروهای کمک کننده به اصلاح فلور میکروبی روده ، رعایت رژیم غذایی مناسب IBS و ملین های گیاهی، فرار و عدم مواجهه با مشکل و هر راه حلی که علائم بیماری را با حداقل عوارض بر طرف کند یا لااقل کاهش دهد تا کمک کند که به درمان اصلی بپردازیم.

س- پس درمان اصلی IBS چیست؟
ج- درمان اصلی همان است که تعدا اندکی از متخصصان گوارش گفته اند و من اولین بار در این فروم دیدم همان مراجعه به مشاور (روان شناس) است تا کمک کند تا فکرمان را عوض کنیم.
خود من چون همین چند روز اخیر با موضوع ارجاع IBS ها به روان پزشک آشنا شده ام و مشاور خوب هم سراغ ندارم تا به حال به مشاور مراجعه نکرده ام ولی باید وقت بگذارم و سر بزنم.

س- پیشنهادی برای روش تغییر فکر دارید؟
ج- بله تغییر فکر با تقویت هوش هیجانی ( عاطفی) که اختصارا EQ ( ضریب هوش هیجانی) یا EI) emotional intelligence ) گفته می شود.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در سه شنبه بهمن 8, 92 1:52 pm ویرایش شده است، در کل 14 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه دی 27, 92 8:40 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
س- چرا هوش هیجانی ؟
ج-دلیل اول: گفتیم که ریشه برخی بیماری ها ، ظرفیت های فکری پایین فرد می باشد. راه افزایش ظرفیت فکری افراد ، افزایش هوش هیجانی است.

دلیل دوم: اخیرا یک بگو مگوی دوستانه :cry: با مدیرم داشتم ایشان مطلب جالبی گفتند " آقای آشنا ، شاید IQ ات بالا باشد ولی EQ ات خیلی پایینه برو تقویتش کن". ما هم که بچه حرف گوش کنی هستیم رفیتم دنبال EQ.
رفیتم دنبال EQ و هنوز هم داریم دنبالش می رویم :arrow: . و دیدیم که بله دست آقای مدیر درد نکند داوی کلیه دردها و مشکلاتم را معرفی کرده است. دوای عدم پیشرفت شغلی ، دوای روابط اجتماعی و خانوادگی غیر قابل قبول( از نظر خودم)، دوای اشتباه در اولویت های تربیت فرزند ، دوای IBS خودمون و دوای ... یعنی دوای بیش از 90 درصد مشکلاتم.

می خواهم بگویم که هوش هیجانی کم، ریشه بسیاری از رفتارها و تصمصم ها و نگرش های غلط ما انسانها می باشد. شاید باورتان نشود که هوش هیجانی عامل 80 درصد شکست ها و ناکامی های ما باشد.
مثلا اختراع لامپ توسط ادیسون عاملش هوش هیجانی ادیسون بوده است نه IQ او چرا:
برای اینکه پس از 900 بار ؟! شکست در اختراع لامپ نگرشش را به شکست نگاه کنید: " من ۹۰۰ باز شکست نخورده ام بلکه ۹۰۰ بار راه هایی را پیدا کردم که به اختراع لامپ منجر نمی شود!" یا داستان نگرشش به سوختن آزمایشگاهش که حاصل عمرش بوده است را لطفا در لینک زیر بخوانید.
داستان اختراع لامپ http://ito.blogfa.com/post-22.aspx
داستان سوختن آزمایشگاه ادیسون http://ito.blogfa.com/post-22.aspx

بله به این می گویند هوش هیجانی. من اگر جای ادیسون بودم همان بار اول یا دوم بی خیال لامپ می شدم و در مورد سوختن آزمایشگاه هم چنان سکته می زدم که نیاز به انتقال به بیمارستان هم نباشد. :lol:

دلیل سوم: با یک جستجو در اینترنت در مورد رابطه هوش هیجانی و بیماری ها متوجه می شویم که محقیقن غیر ایرانی و ایرانی هم در این مورد در حال بررسی این رابطه هستند مثل رابطه درصد ابتلاع به بیماری های قلبی و مغری که منشاء عصبی ( به نظرم فکری درست تر است) دارند با میزان هوش هیجانی افراد.
یا در لینک زیر یک محقق ایرانی به دنبال رابطه بین هوش هیجانی و بیماری ام اس است.
http://www.msworld.ir/forum/showthread.php?tid=5830

یا لینک زیر که یک تحقیق در مورد رابطه بین هوش هیجانی و آی بی اس است که در دانشگاه اردبیل صورت گرفته است.
با عنوان " عوامل هوش هیجانی و نا امیدی ، تعیین کننده کیفیت زندگی در بیماران مبتلاع به آی بی اس هستند."
http://www.sciencedirect.com/science/ar ... 2810015673

س- اگر رابطه ای بین هوش هیجانی و بیماری ها و بخصوص IBS می تواند وجود داشته باشد چرا تا بحال این رابطه به اثبات نرسیده است و مطلب در اینترنت در این مورد کم است؟

ج- برای اینکه "کشف اهمیت هوش هیجانی در زندگی " موضوع نسبتا جدیدی است و کمتر از 20 سال از آن می گذرد دانشمندان حوزه روانشناسی حدود 20 سال پیش متوجه شدند که اهمیت هو ش هیجانی در زندگی و موفقیت فردی 80 درصد است و 20 درصد بقیه به سایر هوش ها مثل IQ بر می گرددد.
و مطالعاتی که در مورد "رابطه بین هوش هیجانی و بیماری ها" صورت گرفته بسیار جدیدتر و اندک می باشد.

https://www.google.com/#q=%D8%B1%D8%A7% ... 8%B1%DB%8C

https://www.google.com/#q=Relationship+ ... l+syndrome

https://www.google.com/#q=Relationship+ ... nd+disease

یا در لینک زیر راه درمان و کاهش استرس را بصورت اثبات شده،افزایش هوش هیجانی یا همان پوست کلفتی معرفی کرده است.
منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9% ... A%AF%DB%8C

س- پس این نظریه که "با تقویت هوش هیجانی می توان بصورت ریشه ای از ابتلا به IBS جلوگیری شود یا آنرا بصورت ریشه ای درمان نمود" در حد فرضیه می باشد؟
ج- بله به نظر می رسد که این طور باشد. ولی من ندیدم که مطالعه ای هم صورت گرفته باشد و این نظریه را رد کرده باشد. ولی موضوع خوبی برای تحقیق می تواند باشد و اگر جواب بدهد چی می شود. :lol:

س- حالا این هوش هیجانی چیست؟
ج- هوش هیجانی دارای چهار قسمت است:

1- شناختن هیجاناتمان : توانایی درک احساسات و حالات خلقی خودمان . شناختن خود به ما کمک می کند تا همیشه بر افکار و احساسات خود توجه داشته باشیم . پس برای درک افکار و احساساتمان به ما کمک می کند.

2- مدیریت هیجاناتمان : مهارتی است با کمک آ ن می توانیم احساسات خود را به صورت مناسب و جامعه پسندانه نشان دهیم. مثلا درکنترل عصبانیت، ناراحتی و ترس کمکمان می‌کند.

3- شناخت هیجانات دیگران : عبارت است از توانایی درک احساسات دیگران و استفاده از احساساتمان در جهت دستیابی به اهدافمان می باشد.

4- مدیریت هیجانات دیگران: عبارت از ایجاد ارتباط با دیگران در موقعیت های مختلف اجتماعی است و در اصل به معنی تواناییمان در ایجاد رابطه با دیگران با توجه به احساسات دیگران می باشد.

تحقیقات نشان داده است که EQ یا هوش هیجانی عامل مهمی در ایجاد تغییرات اساسی در زندگی است.

برای مثال تحقیقات نشان داده که بچه های کلاس دومی که عصبی بوده و همیشه با مشکل مواجه هستند، شش تا هشت بار بیشتر از بچه های دیگر در معرض ابتلا به خشونت در نوجوانی و ارتکاب جنایت می‌باشند.

یا دخترانی که در سنین راهنمایی از احساسات سردرگم، خستگی و عصبانیت توام با گرسنگی رنج می‌برند، احتمال می‌رود که در سنین نوجوانی دچار اختلالات گوارشی شوند. این بچه ها از احساسات خود و این که اصولا این احساسات چه هستند، بی خبرند. اما اگر در شرایطی قرار بگیرند که بتوانند از هوش عاطفی یا هیجانی خود بهره مند شوند، مسلما به هیچ یک از این موارد دچار نخواهند شد.

به بند 1 و 2 "هوش درون فردی" و به بند 3 و 4 "هوش برون فردی " می گویند و به مجموع این دو هوش هیجانی یا هوش عاطفی می گویند.

مرجع: http://www.beytoote.com/psychology/test ... gence.html

س- میشه در یک کلمه هوش هیجانی را معنی کنید
ج- "هوش هیجانی" یعنی "پوست کلفتی" :lol: :lol:

س- آیا هوش هیجانی را می توان رشد داد؟
ج- خوشبختانه بر خلاف IQ که ارثی و مادر زادی است و سن رشد آن هم محدود است . هوش هیجانی ارثی نیست و قابل یاد گیری است و حتی در سنین بالا هم قابل پرورش است.

س- چه مراجعی برای مطالعه هوش هیجانی پیشنهاد می کنید؟

خوشبختانه کتاب و منابع اینترنتی در این مورد زیاد است برای شروع مراجع زیر خوب است:

1- فایل صوتی از استاد شعبانعلی http://radio.shabanali.com/radio20.mp3

2- سایت راهکار سرزمین هوشمند http://sls.ir

3- وی کی پدیا http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9% ... 9%86%DB%8C

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در سه شنبه بهمن 8, 92 1:53 pm ویرایش شده است، در کل 29 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 28, 92 10:27 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
س - آیا خودتان در تقویت هوش هیجانی به جایی رسیده اید؟
ج- تقویت هوش هیجانی ، یک تغییر فکر ساده نیست یک تغییر نگرش است یک تغییر شخصیت است شاید لازم باشد در ارزشهایمان تجدید نظر کنیم و به یک اراده قوی و تمرین زیاد نیاز دارد و زمان می خواهد.
برخی دوستان گفته اند یک راه حل کاهش عوارض IBS ، دور شدن از محیط استرس زا است و سهل گرفتن مسائل است
این راه حل عملا قابل اجرا نیست. ما موجودی اجتماعی هستیم و باید برای داشتن زندگی سالم ارتباط برقرار کنیم ثانیا مشکل از ارتباط نیست مشکل از نوع نگرش به ارتباط است . بلی باید مسائل را سهل گرفت سهل گرفتن به این معنی که بصورت درست با مسائل زندگی مواجه شویم. تا هم شخصیتمان ( EQ مان) رشد کند و هم به خودمان ضربه نزنیم.

در واقع هوش هیجانی:
1- طرز نگرش درست و زندگی درست را یادمان می دهد.
2- روش درست مواجهه و نگرش به مسائل را به ما یاد می دهد.
3- یاد می دهد که از برابر مشکلات فرار نکنیم. می گوید آنچه که تو یک مسئله را بصورت مشکل می بینی مشکل نیست دیدگاه تو آنرا مشکل می بیند.
4- اگر هم مشکل باشد یاد می دهد چگونه بایستیم و مبارزه کنیم.
5- اگر شکست هم خوردیم باز هم طرز برخورد با شکست را یادمان می دهد و می گوید شکستی وجود ندارد این نگرش ماست که یک حادثه را شکست معنی می کند.
6- هوش هیجانی ابزار ساختن آرامش است. بدین معنی که "آرامش" ساختنی است نه یافتنی.


س - اگر هوش هیجانی مان را تقویت کردیم و IBS حل نشد چه؟
ج- خود من به شخصه در پیگیری هوش هیجانی به چیزی فراتر از IBS فکر می کنم.
و به راه حل تقویت هوش هیجانی برای رهایی از IBS ایمان دارم. اگر جواب هم نداد:
اولا : این روش بدون عارضه جانبی منفی است.
ثانیا: باز هم آنچه بدست خواهیم آورد ارزش تلاش کردن را دارد و آن " آموزش مهارت و هنر زندگی کردن " است.
مهارت و هنری که انسان در طول زندگی باید دنبال آن باشد. آنچه اهمیت دارد آن است که وقت و انرژی مان را در "مسیر درست" مصرف کرده ایم و صددرصد به نتایج پرباری در کلیه ابعاد زندگی خواهیم رسید.

س- با تقویت هوش هیجانی نهایتا به کجا خواهیم رسید؟
ج- به "موفقیت و آرامش" در کلیه ابعاد زندگی. میزان این موفقیت و آرامش مان هم به میزان تقویت هوش هیجانی مان بستگی دارد.
به قول "مازلو " به راس هرم نیازهای انسانی یعنی "خودشکوفایی" خواهیم رسید.
و به عبارتی به " کمال انسانی " خواهیم رسید. :idea:

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در چهارشنبه بهمن 8, 92 12:22 am ویرایش شده است، در کل 13 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 28, 92 5:07 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه شهریور 10, 92 6:24 pm
پست: 134
سلام آقای آشنا
بی نهایت ممنون که مارو هم در جریان تفکر جدیدتون برای پیشرفت روند زندگیتون قرار دادید و {اطلاعاتتونو هم در اختیار ما قرار دادید چون} پیشرفت ما هم براتون مهمه ، بنده تازه دارم مطالبو میخونمو مشتاق برای عوض کردن روند زندگیم ، آیا تمرین خاصی برای انجام هست؟ لطفا مارو هم در جریان پیشرفتتون قرار بدید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 28, 92 7:58 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 3, 92 12:35 am
پست: 122
بسیار سپاسگزارم آقای آشنا.....


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 28, 92 8:06 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اسفند 10, 91 3:03 pm
پست: 139
سلام
آقای آشنا شاید این مشکل که مطرح کردین به نوعی فراگیر تر از بیماران آی بی اس باشه و در اجتماع با چنین آدمایی برخورد میکنیم......
من خودم چند وقته در این رابطه فکر وکمی هم مطالعه میکنم وفهمیدم که اساس ریشه مشکلات من هم همین چیزا هستش که باید با تفکر و صبر وتانی بسیار به سبک فکر،سبک حرف زدن،سبک روابط اجتماعی،سبک روابط خانوادگی ویا به عبارتی"سبک زندگی"رو به شیوه ای هنرمندانه! تغییر دهیم که خودمون هم از فرآیند وهم از نتیجه کارمون لذت ببریم.....
مطلبتون بسیار عالی وکافی بود....


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 28, 92 9:50 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه فروردین 4, 92 4:41 pm
پست: 73
محل اقامت: fars
very nice


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه دی 29, 92 7:39 am 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: جمعه اردیبهشت 13, 92 5:49 pm
پست: 5
از این دیدگاه خوشم اومد.منم چند وقتی هست به این نتیجه رسیدم.البته نه اینقدر ریزبینانه.
ممنون


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 70 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 7  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com