آرش نوشته است:
ارتباط تخریب محیط زیست به گوشتخواری انسان واقعا سطحی نگری است. 500 سال پیش انسان ها بیشتر از الان گوشتخوار بودند و تخریب محیط زیستی هم در کار نبود. رشد جمعیت اگر به همین صورت باشه غذای انسان هرچی باشه با کمبود روبرو میشه.
بهرحال این موضوعات به بحث ما (تاثیر رژیم غذایی گیاهخواری بر سلامت) ربطی نداره و برای ای بی اس هم بی فایده اس.
دستکم یک دلیل قانع کننده برای سطحی نگری بودن حرفهای من بیارید!
پانصد سال پیش جمعیت جهان به زحمت به 540 میلیون نفر میرسید جمعیت امروز جهان بیش از 7میلیارد نفره! چطور میتونید اثرات زیست محیطی شیوه تغذیه ای این دو گروه رو با هم مقایسه کنید؟! برای تغذیه این 540 میلیون نفر که بخش زیادی از آنها روستانشین و دامدار و کشاورز بودند نیازی به کشاورزی و دامداری صنعتی و فشار بیش از حد بر محیط زیست نبوده است!
" طبق پژوهشهای سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۶، صنعت دامداری یکی از بیشترین نقشها را در زوال زیست محیطی در سطح جهانی ایفا میکند و فعالیتهای نوین پرورش حیوانات برای مصارف غذایی آن هم در مقیاس عظیم به آلودگی هوا و آبها، فرسایش زمینها، تغییرات آب و هوایی، و از دست رفتن تنوع زیستی منجر میشود. این پژوهشهای نشان داد که بخش دامداری یکی از دو یا سه بخشی ست که بیشترین سهم را در ایجاد مشکلات زیست محیطی جدی-چه در مقیاس منطقهای و چه در مقیاس جهانی – ایفا میکند. در سال ۲۰۰۹ شرکت نایک و تیمبرلند خرید چرم از بخشهای جنگلزدایی شدهٔ جنگلهای آمازون را متوقف کردند. این عمل تنها چند هفته پس از گزارش سازمان صلح سبز صورت گرفت که نشان میداد گلههای دامداریهای منطقهٔ آمازون باعث تخریب جنگلهای آمازون میشوند. طبق پژوهش آرنولد نیومن هر همبرگری که میخریم باعث از بین رفتن ۶٫۲۵ متر مربع از جنگلهای بارانی میشود.
علاوه بر این، دامداری یک منبع عظیم تولید گازهای گلخانهای ست و مسئول ۱۸٪ از انتشار گازهای گلخانهای جهان است. اگر بخواهیم مقایسهای انجام دهیم میتوان گفت، تمامی نظام حمل و نقل در سطح جهان (شامل تمامی ماشینها، ماشینهای سنگین، اتوبوسها، قطارها، کشتیها و هواپیماها) تنها مسئول ۱۳٫۵٪ از انتشار دیاکسیدکربن هستند. به عبارت دقیق تر، ۶۵٪ نیترواکسید و ۳۷٪ متانی که توسط فعالیتهای انسان تولید میشود ناشی از فعالیتهای مربوط به دامداری هستند. برای روند گرمایش زمین (GWP)، انتشار متان ۲۱ بار و انتشار نیتروکسید ۲۹۶ بار خطرناک تر از انتشار دی اکسید کربن است.
حیوانات توسط غله تغذیه میشوند و علاوه بر این، آن دسته از حیواناتی که وابسته به گلهچرانی هستند مقدار بسیار بیشتری آب در مقایسه با مقدار آب مورد نیاز برای کاشت غلات نیاز دارند.[۱۶] طبق پژوهشهای وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا، تولید غلهٔ مورد نیاز برای تغذیه دامها نیاز به چیزی در حدود نیمی از ذخایر آب آمریکا و ۸۰٪ زمینهای کشاورزی آن دارد. علاوه بر این، در آمریکا،۹۰٪ دانههای سویا، ۸۰٪ ذرت و به طور کلی ۷۰٪ غلهٔ آمریکا را حیواناتی که برای غذا پرورش داده میشوند مصرف میکنند.
وقتی میزان غذای مصرف شده برای تولید حیوانات از علوفه تا مصرف آن، مورد بررسی قرار میگیرد حاکی از آن است که ناکارآمدی گوشت، شیر و تخم مرغ از نسبت ۴ به ۱ تا ۵۴ به ۱ (نسبت انرژی صرف شده به پروتئین تولید شده) متغیر است:
علوفه پیش از آنکه توسط دام خورده شود بایستی رشد کند.
مهره داران خونگرم نیاز به مصرف مقدار بسیاری زیادی کالری دارند تا بتوانند بدن خود را گرم نگه دارند (برخلاف گیاهان یا حشرات).
مقیاسی که میتواند به عنوان یک معیار سنجش مورد استفاده قرار گیرد عبارت است از "کارایی تبدیل" غذای وارد شده به تودهٔ بدن که نشان میدهد به عنوان مقال، که تنها ۱۰٪ غذای وارد شده به بدن دام گوشتی به توده بدن تبدیل میشود، در مقابل ۱۹ تا ۳۱٪ در بدن کرم ابریشم و ۴۴٪ در بدن سوسک آلمانی..
پروفسور بومشناسی دیوید پیمنتال عنوان کردهاست، " اگر تمام غلهای که در حال حاضر در آمریکا به مصرف دامها میرسد به طور مستقیم توسط انسانها به مصرف میرسید، این مقدار برای تغذیهٔ نزدیک به ۸۰۰ میلیون نفر کافی بود.
آنطور که این پژوهشها نشان میدهند، تولید غذای دام نوعاً در مقایسه با کشت غلات، شبزیجات، بذرها و میوهها کارایی بسیاری پایینتری دارد. با این وجود، ذکر سه نکته لازم به نظر میرسد:
این مساله برای حیواناتی که بیشتر از آنکه به آنها غذا داده شود میچرند صادق نیست، به ویژه حیواناتی که در زمینهایی میچرند که برای مصارف دیگر مناسب نیستند.
این مساله همچنین در مورد حشراتی که به عنوان غذا پرورش داده میشوند صادق نیست. چرا که این روش میتواند از نظر زیست محیطی از خوردن غذایی که از دامداریها میآید پایدارتر باشد.
گوشتی که در آزمایشگاه تولید شده (in vitro meat) نیز میتواند از نظر زیست محیطی از گوشتی که به صورت معمول تولید میشود پایدارتر باشد.
بر اساس نظریهٔ پویایی غذایی (trophic dynamics)، از نظر میزان مصرف غلات، برای تغذیهٔ حیواناتی که برای گوشت شان پرورش داده میشوند در مقایسه با تغذیهٔ همان تعداد انسان که گیاهخوار هستند ۱۰ برابر غلهٔ بیشتری مورد نیاز است. در حال حاضر، ۷۰٪ تمامی، گندم، ذرت و سایر غلات تولید شده صرف تغذیهٔ دامها میشود.[۲۱] این مساله باعث شدهاست که بسیاری از طرفداران گیاخواری به این نتیجه برسند که از نظر بوم شناختی مصرف گوشت یک بی مسئولیتی ست.[۲۲] با این وجود، ذکر این نکته نیز لازم است که پرورش تعداد نسبتاً کمی از حیوانات چرنده میتواند سودمند باشد. همانطور که شبکه پژوهشهای غذایی و آب و هوایی در دانشگاه سوری (Surrey) گزارش میدهد که: " بخش کوچکی از تولید دام احتمالاً برای محیط زیست سودمند است."
سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (FAO) برآورد کردهاست که میزان انتشار مستقیم گازهای گلخانهای در روند تولید گوشت حدود ۱۸٪ کل انتشار گازهای گلخانهای جهان است. از این رو من میخواهم این حقیقت را مورد تاکید قرار دهم که در میان گزینههایی که برای تغییرات آب و هوایی داریم، تغییر رژیمهای غذایی یکی از چیزهایی ست که باید در نظر گرفتهاست.
راجاندرا پاچاوری رئیس هیات بین دولتی در زمینهٔ تغییرات آب و هوایی در می۲۰۰۹، شهر قنت (Ghent) در بلژیک گزارش کرد که "اولین شهری در جهان است که میرود تا یک روز در هفته گیاهخوار شود". و این زمانی بود که مسئولان محلی به دلایل زیست محیطی، تصمیم گرفتند تا یک روز بدون گوشت را در هفته به اجرا بگذارند. مسئولان دولتی با به رسمیت شناختن گزارش سازمان ملل متحد، یک روز در هفته وعدههای غذایی گیاهی میخورند. در این راستا، پوسترهایی برای تشویق مردم به شرکت در روزهای گیاهخواری توسط مسئولان محلی در شهر نصب شد. و "نقشه خیابانهای گیاهی" برای معرفی رستورانهای گیاهی به چاپ رسید. در سپتامبر ۲۰۰۹، مدارس در شهر قنت نیز یک روز در هفته غذای گیاهی دارند.
گیاهخواری اقتصادمحور
گیاهخواری اقتصادمحور مفهومی شبیه به گیاهخواری زیستبوم محور ست. یک گیاهخوار اقتصادمحور، فردی است که:
یا به دلیل دغدغههای فلسفی نظیر بهداشت عمومی و مهار گرسنگی در سطح جهان (دیدگاهی که بر این باور است که مصرف گوشت از نظر اقتصادی غیر معقول است و کنار گذاشتن گوشت را بخشی از حرکت به سوی سادهزیستی میداند.
و یا به طور کلی مصرف گوشت را غیرلازم میبیند.
طبق پژوهشهای موسسهٔ وردواچ (Worldwatch Institue)، "کاهش عظیم در مصرف گوشت در جوامع صنعتی[۲۶]:
باعث تسهیل مراقبتهای بهداشتی و همینطور تقویت بهداشت عمومی میگردد.
کم شدن تعداد دامها و دامداریها باعث برداشته شدن فشار از روی زمینهای زراعی و زمینهای کشت غلات خواهد شد.
به منابع کشاورزی پایه امکان خواهد داد تا احیا شوند.
امکان استفاده کارآمد از زمینهای زراعی و منابع آبی را فراهم میآید. درست در زمانی که جمعیت جهان در حال رشد است. علاوه بر این از این طریق میتوان این بخش عظیمی از غله را که تاکنون صرف تولید گوشت میشدهاست را صرف بهبود وضعیت گرسنگی مزمن جهانی کرد. "
وضعیت کارگران
برخی گروهها، نظیر پتا (PETA) با این دلیل به ترویج گیاهخواری میپردازند که از این طریق اعتراض خود را در برابر برخورد افتضاح و شرایط ضدانسانی که در صنایع گوشتنی کنونی با کارگران صورت میگیرد اعلام کنند. این گروهها به مطالعاتی اشاره میکنند که نشان میدهد شرایط کار در صنعت گوشت باعث چه آسیبهای روانشناختی در کارگران میشود به خصوص در شرایط کارخانه و صنعتی. این گروهها عنوان میکنند که صنعت گوشت حقوق انسانی کارگرانش را از طریق مجبور کردن آنها به انجام کارهای دشوار و آشفته کننده و عدم ارائهٔ نکات و آموزشهای لازم نقض میکند. با این وجود، باید این نکته را نیز در نظر گرفت که شرایط کاری کارگران بخش کشاورزی نیز به ویژه کارگران غیردائم از شرایط کاری سایر بخشهای اقتصاد پایینتر، بی کیفیت تر و ضدانسانی تر است.
حوادثی نظیر مسمومیتهای ناشی از سموم میان کشاورزان و کارگران مزارع و مجتمعهای کشاورزی در افزایش خطرات تهدید کننده سلامتی و افزایش میران مرگ و میر در میان ایشان نقش دارد. در واقع، طبق پژوهشهای سازمان بینالمللی کار، کشاورزی در سطح جهان سومین شغل پرخطر برای کارگرانی ست که در این شغل فعالیت میکنند.
جنسیت
یک پژوهش در سال ۱۹۹۲ که توسط بنیاد پژوهشهای یانکلوویچ صورت گرفت حاکی از آن بود که از ۱۲٫۴ میلیون نفری که در آمریکا خودشان را گیاهخوار معرفی میکنند، ۶۸ درصد مونث و ۳۲٪ درصد مذکر هستند. دلیل تعداد بیشتر زنان گیاهخوار نسبت به مردان گیاهخوار آن است که مهمترین دلیل گرایش به گیاهخواری مساله تندرستی است؛ چیزی که توجه به آن در زنان بیشتر از مردان است.
مساله جنسیت گیاهخواران همچنین مورد چندین بررسی علمی قرار گرفته است. از دیدگاه انسانشناسانه، از آنجا که اغلب مردان بودهاند که به شکار میرفتند و این نیاز به انرژی و پروتئین بیشتر داشته است، بخش بزرگتری از شکار را اختیار میکردند و در اصطلاح، «تکه بزرگ گوشت» را میخوردند. تصور «مردانه» بودن خوردن گوشت باعث شده است که در بعضی جوامع، گیاهخواری به عنوان عملی «زنانه» تلقی شود که در کنار فمینیسم و هواداری از محیط زیست قرار میگیرد. در چنین دیدگاهی، «مردان راستین» خود را از خوردن گوشت منع نمیکنند." ویکیپدیا
[]
آرش نوشته است:
یه سرچ ساده تو گوگل بزنین، مطالب زیادی هست. حواس انسان محدود و ضعیفه و قادر به درک مثلا درد کشیدن گیاهان نیست.
من با ذکر یک سری دلایل گفتم در مورد این که گیاهان درد رو احساس می کنند به مدرک قابل استنادی بر نخوردم.این ادعای شماست و این وظیفه مدعی است که ادعاش رو اثبات کنه.
آرش نوشته است:
باز هم سفسطه و بیان موضوعات بی ربط (بد رفتاری با حیوانات) .
ما داریم در مورد گوشت و گیاهان بطور کلی صحبت می کنیم نه در مورد گوشت هورمونی یا گیاهانی که سرشار از سموم کشاورزی هستند در مورد مضر بودن اینها که شکی نیست!
یعنی شما با گوشت ارگانیک مشکلی ندارید ؟! اگر گوشت های امروزی آلوده است وضعیت غذاهای گیاهی در چه حالی است. سبزی ها و میوه ها سرشار از سموم کشاورزی و کودهای شیمیای است که جذب گیاه شده اند. همچنین سرشار از آلودگی های میکروبی و انگلی هستند که برای رفع آنها باید از مواد شیمیایی استفاده کرد. حتما مرگ چند گیاهخوار آلمانی بر اثر مصرف جوانه های گیاهی خام آلوده به میکروب را شنیده اید. مطمئن هستم این گیاهان در آلمان با بهترین استاندارد پرورش یافته بودند.
- کدام تبلیغات؟ همان تبلیغاتی که به غلط هرروزه به خورد ما میدن که گوشت قرمز برای سلامتی مضره؟ دولتها چون نمی تونن به اندازه کافی گوشت در اختیار مردمشون بزارن به دروغ مضر بودن اون رو برای کاهش مصرف مطرح می کنن.
- طول عمر بیشتر گیاهخواران یک دروغ بزرگه اگر خواستید لینک تحقیقات معتبر دانشگاهی را بهتون میدم (حقیقت کاملا برعکسه)
- سیستم گوارشی گاو و گوریل شبیه انسانه ؟! اتفاقا به مورد خوبی اشاره کردید که در ادامه به اون بر می گردم.
یعنی شما منکر گوشتخوار بودن انسان ها از حداقل 500هزارسال پیش هستید تمام کاوش های باستانی را منکر میشید. لوازم شکار اولیه پیچیده نیستند و مدت خیلی زیادی از بکارگرفتن اونها میگذره.
به این جمله دقت کنید: فرم دندان و دستگاه گوارش انسان مناسب گوشتخواری نیست ولی 500 هزار سال گوشت غذای اصلی انسان بوده است!!! فرم دندان و دستگاه گوارش انسان مناسب خوردن غلات و حبوبات است ولی انسان در تاریخ 3 میلیون ساله خود فقط 10 هزارسال به خوردن اینها روی آورده. قبول ندارید که بیماری هایی مثل دیابت نتیجه مستقیم مصرف غلات هست. تصور کنید انسانی که در اروپا زندگی میکرده در زمستان جز گوشت چه غذای دیگری داشته ؟ اینطور که گیاهخواران میگن نسل انسان به دلیل گوشتخواری باید خیلی وقت پیش از بین می رفته.
- یعنی مثلا انسان 40 هزارسال پیش به دلایل تبلیغاتی و فرهنگی گوشت مصرف میکرده ؟!
- شما تاریخ 10هزار ساله را می گویید 30 هزار سال اما همین هم در مقابل 500هزارسال گوشتخواری خیلی ناچیزه
- مطمئنم اگر شما مجبور بودید حیوانی که می خورید رو خودتون به دست خودتون بکشید، درد کشیدن حیوانات رو موضوع بی ربط و سفسطه نمی دونستید. البته از اونجایی که اعتقاد دارید طبیعت انسان گوشتخواره بنابراین دریدن حیوانات با دندان هاتون و خوردن تمام پوست و گوشت و رگ و پی و استخوانشان نباید براتون مشکل باشه! این طبیعتتونه، نه؟
بد رفتاری با حیوانات و کشتار گونه های در معرض انقراض بر خلاف تصور شما سفسطه! و بی ارتباط با سلامتی انسان ها
نیست. انسان تنها موجود زنده این کره خاکی نیست و سرنوشت باقی حیوانات برامکان حیات و سلامت او تاثیر مستقیم داره.
کاهش گونه های زیستی باعث افزایش انتقال بیماری های ویروسی، باکتریایی و قارچی میشه.
در تمام مواردی که دانشمندان درخصوص بیماری های عفونی در جهان تحقیق می کردند به این نتیجه رسیدند که این نوع بیماری ها در مناطقی که از تنوع زیستی کمتری برخوردارند، شیوع بالاتری دارند. برای مثال بین افزایش ابتلا به ویروس نیل غربی در آمریکا با کاهش تراکم پرنده ها ارتباط وجود دارد. وجود گونه های بیشتر پرندگان به این معنی هست که گونه های زیادی میزبان خوبی برای ویروسها نیستند و برعکس جوامعی که تنوع گونه های پرندگان در آنها کمتر هست تحت تسلط گونه های حساس به ویروس قرار می گیرند. نتیجه ی این مساله افزایش عفونت در پشه ها و انسانهاست. در همین تحقیقات به این نتیجه رسیدند که با کاهش تنوع گونه های پستاندارن درایالت اورگان آمریکا ، شیوع هانتا ویروس در جمعیت نوعی از موشها از 2 درصد به 14 درصد افزایش یافته.
یک انسان نمی تونه هم مدافع حق حیات حیوانات باشه وهم با رژیم گوشتخواری اش دسته ای از آنها رو از زندگی محروم کنه. بین حیوانات و حقوقشان استثنا نیست و این تناقض را نمیشه پذیرفت. - از نظر من انسان گوشتخوار نیست و خوردن گوشت برای انسان مضر، برخلاف حق حیات حیوانات و حفظ محیط زیست هست، حالا چه این گوشت صنعتی باشه و چه ارگانیک. البته اگر برچسب ارگانیک بودن پروتئین های حیوانی واقعی باشه ضرر مصرف آن تا اندازه ای کمتره. برای این مطلب هم دلایل زیادی آورده شده:
"_در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند .
_انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند.
_آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ و تیز برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای نیش همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود).
_در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتریهای مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تغایر غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد. تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از باکتری ها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند..
_معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این دلیلی برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند.
_ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.
گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار مثل انسان ساخته نیست و همین علت اصلی بیماری هایی چون نقرس و ناراحتیهای کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است. این در حالی است که معده گوشتخواران ازت را به آسانی تبدیل به آمونیاک می کند.
_انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشتهای ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند .
_چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست .
_چربیهای موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد
سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه است. مصرف چربیهای گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند .
_حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند .
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تارکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.
_پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وامی دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.
حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.
_تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود .
_طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (درضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد. انسان طبیعتاً از کشتن و خونریزی گریزان است..
_میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات ، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و باکتری های خطرناک است و بدون پختن آن احتمال ابتلا به بیماریها زیاد است. هر چند که با پخت پز میکروبها از بین می روند اما مواد سمی زاید به جا مانده از آن از بین نمی رود..
_بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد .
_قسمتهای مختلف گوشت دارای اسید ئوریک (اوره) بسیاری است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای ۳۰ گرین و یک کیلو جگر بیش از ۴۰ گرین اسید ئوریک دارد، در وضعیکه تمام اسید ئوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط ۶ گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیدئوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماریها تا وقتی به خوردن گوشت ادامه می دهند هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشند.
_چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همینکه گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند. .
_دستهای انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد .
_کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع٫ کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ .
عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بود و متعفن خواهد گردید .
_گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلوریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی غذایش بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد .
_انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا گفته می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی*تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به سلامت ادامه حیات دهد. این در حالیست که حیوانات گوشتخوار می توانند بدون خوردن گیاه زندگی کنند و سالم باقی بمانند."
- آلودگی محصولات کشاورزی و در نتیجه آلودگی محصولات دامداری در کشور ما چیز جدیدی نیست. به همین خاطر به گیاهخواران توصیه میشه از سلامتی محصولی که می خرند اطمینان پیدا کنند. یا از محصولات ارگانیک استفاده کنند یا یک باغچه کوچک برای پرورش گیاهان مورد نیاز با کود طبیعی ایجاد کنند. این باغچه میتونه حتی یک جعبه چوبی که در بالکن قرار داده میشه، باشه. اما این نکته رو در نظر داشته باشید که
گوشتخواران به مراتب بیشتر از گیاهخواران این سموم و مواد شیمیایی رو دریافت می کنند. چون از گوشت و شیر و تخم حیوانی تغذیه می کنند که برای مدت نسبتا طولانی این سموم رو از غذایش (محصولات کشاورزی آلوده) دریافت کرده و در بافتهای بدنش ذخیره شده و در شیرش ترشح شده . جدا از اینها در دامداری ها به حیوانات انواع هورمونها ، آنتی بیوتیک ها و مواد شیمیایی خورانده میشه که ضررش از کودهای شیمیایی به مراتب بیشتره. و فراموش نکنید که مقصر اصلی در آلودگی محصولات کشاورزی همانطور که قبلا توضیح دادم رژیمهای غذایی گوشتخواری است.
جالبه که با یک نمونه آوردن از مسمومیت با جوانه آن هم جوانه تولید شده در یک مزرعه خاص! می خواهید سودمندی مصرفش رو انکار کنید!
مسمومیت های غذایی در اثر آلودگی های باکتریایی و ویروسی و قارچی ایجاد میشند و در این بین احتمال آلودگی پروتئین های حیوانی به مراتب بیشتر از گیاهان هست. از
آلودگی به باکتری سالمونلا تا ای کولای و کلستریدوم بوتولینیوم و استافیلوکوک طلایی و... در همه این موارد آلودگی اکثرا در غذاهای با محتوای پروتئین حیوانی بالا به وجود میاد واین جدا از احتمال انتقال بیماری های دام و طیور مشترک با انسان (بیشتر از 400 نوع) مثل تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو، تب دره ریفت ، تب مالت، مشمشه، سل گاوی، جنون گاوی ،کرم کدو، آنفولانزای پرندگان، نیوکاسل، سل مرغی و... هست. خبرهای مسمومیت در اثر مصرف گوشت و شیر و ماهی و شیرخشک و... قابل مقایسه با محصولات گیاهی نیست اما چون مساله تازه و نویی نیست مردم به شنیدن آن عادت کردند.
- به طور کلی تمام محصولات پروتئینی حیوانی دارای چربی های اشباع و کلسترول فراوانی هستند که خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، سرطان، دیابت، اضافه وزن، فشار خون، ام اس و ... رو بالا می برند و ضرر مصرفشان بیشتر از سودشان هست. در حالی که گیاهان بطور کلی دارای چربی های سالم غیر اشباع هستند و میزان چربی های اشباع در آنها بسیار کم(نارگیل و هسته خرما) یا هیچ است. "تخم مرغ سرشار از چربیهای اشباع شده و کلسترول میباشد.
کلسترول تنها در مواد حیوانی یافت میشود. بدن انسان قادر به تولید کامل کلسترول مورد نیاز خود هست. سیستم بدن برای سوخت و ساز و دفع کلسترول اضافه برنیاز خود ساخته نشده است. در نتیجه کلسترول اضافی موجود در غذا در بدن باقی مانده در اندامهای مختلف از جمله رگهای خونی تجمع مییابد.
تجمع کلسترول در سرخرگها دلیل اصلی ایجاد بیماریهای قلب و عروق و سکتههای قلبی و مغزی میباشد.
تحقیقات همچنین نشان میدهند که مقدار اضافه کلسترول در بدن به تولید و رشد سلولهای سرطانی نیز کمک میکند. تخم مرغ در بین پروتئین های حیوانی بیشترین کلسترول رو دارد یعنی حدود 8 تا 15 برابر گوشت مرغ و گاو.
تحقیقات نشان دادهاند که اضافه کردن یک تخم مرغ در روز به رژیم غذایی افراد با تغذیه «معمول» که شامل دویست میلی گرم کلسترول از منابع حیوانی دیگر میباشد میزان کلسترول بدن آنها را 4 درصد و ریسک سکتههای قلبی را 8درصد افزایش میدهد. مصرف یک تخم مرغ در روز بطور کلی میزان مرگ و میر را حدود 23درصد اضافه میکند. این ریسک در افرادی که دچار دیابت هستند حتی بیشتر نیز میشود. مصرف دو تخم مرغ در روز ریسک سکته قلبی را به میزان 12درصد افزایش میدهد. در مردان جوانتر مصرف دو تخم مرغ در روز بطور کلی ریسک سکتههای قلبی در طول زندگیشان را به میزان 30درصد بالا میبرد. تخم مرغ یکی از بزرگترین منابع شناخته شده تولید آلرژی، آسم و اگزماهای پوستی در نوزادان، کودکان و بزرگسالان میباشد. این آلرژی معمولاً بیشتر به پروتئین موجود در سفیده تخم مرغ میباشد. علاوه بر آلرژی میزان عدم تحمل و ناتوانی هضم این ماده نیز در برخی افراد بالا میباشد. این علایم بصورت دل درد، حالت تهوع، اسهال و کم کاری کبد بروز میکنند.
نقش مصرف شیر در مختل کردن کار سیستم ایمنی بطور خاص و در مساعد کردن محیط کلی بدن برای ایجاد و توسعه بیماریها، سالهاست که توسط تحقیقات فراوان ثابت شده است.
محققان نشان دادهاند که پروتئین موجود در شیر بنام «کازئین» در ایجاد بیماریهای جدی مانند گروه بیماریهای «خود ایمنی» (autoimmune)، دستهی بیماریهای التهابی، انواع سرطانها و بسیاری ناهنجاریهای دیگر نقش عمدهای بازی میکنند.
بطور نمونه بیماریهای خود ایمنی مانند ام اس (Multiple Sclerosis) ، آرتروز روماتوئید، دیابت نوع یک، آلرژیهای مختلف، با مصرف شیر ایجاد و یا پیشرفتهتر میگردند.
این مسئله در مورد بیماریهای التهابی مانند آرتروز استخوانی، کولیتهای مختلف و انواعی از سرطانها نیز صادق میباشد. بطور مثال تحقیقاتی در دانشگاه شیکاگو در ایالت ایلینوی نشان دهنده نقش کازئین شیر در ایجاد و رشد سرطان سینه میباشد. آزمایشات دیگری ثابت میکنند که این پروتئین نقش مخربی در ایجاد و رشد سرطان کبد و پروستات دارد.
مکانیسم تأثیر پروتئین شیر در اختلال دستگاه ایمنی بدن بدین صورت است که با مصرف شیر گاو مجموعهای از پروتئینهای بیگانه وارد بدن انسان میگردد. بخشی از این پروتئینها در رودهها بشکل نیمه کامل هضم شده ایجاد قطعه پارههایی از زنجیرهای اسیدهای آمینه میکنند.
این زنجیرها میتوانند شباهت ساختمانی به برخی پروتئینهای موجود در بدن داشته، باعث حمله سیستم ایمنی به این پروتئینهای نیمه هضم و پروتئینهای خودی شبیه آنها در بدن گردند. بطور مثال ثابت شده که دیابت نوع یک میتواند به دلیل حمله سیستم ایمنی بدن به سلولهای تولید کننده انسولین در پانکراس که شباهت ساختمانی با قطعه زنجیرهای پروتئینهای نیمه هضم موجود در شیر دارند بوجود آید. تحقیقات نشان میدهد که در کودکانی که دچار دیابت میشوند و در دوران نوزادی شیر گاو مصرف کردهاند پادتن ضد سرم آلبومین گاوی (Bovine Serum Albumin) یا BSA به حد قابل توجهی بالا بوده در صورتی که در کودکان غیر دیابتی این پادتن به میزان بسیار، بسیار اندک وجود داشته یا کاملا غایب میباشد.
پروسه مهم و حیاتی دیگری که توسط مصرف شیر دچار اختلال میگردد پروسه تبدیل ویتامین D غیرفعال به فرم فعال در کلیهها میباشد. ویتامین D که در حقیقت نوعی هورمون میباشد در بسیاری فعل و انفعالات حیاتی بدن که در سلامتی نقش عمده دارند شرکت دارد. ویتامین D با جلوگیری از تولید سایتوکاینها (Cytokines) از ایجاد بیماریهای التهابی جلوگیری میکند. مصرف شیر گاو با مختل کردن این پروسه باعث ایجاد و توسعه بیماریهای التهابی میگردد. مکانیسم این مسئله بدین شکل است که ویتامین D در اثر برخورد اشعه ماوراءبنفش در پوست بدن تشکیل میشود. این ماده سپس توسط جریان خون به کبد رفته در آنجا به فرم متابولیتهای غیرفعال ذخیره میگردد. این متابولیتها سپس در مواقع مورد نیاز در کلیهها به فرم فعال 1.25D در میآیند تا نقشهای حیاتی و مهم خود را ایفا کنند. آزمایشات نشان میدهند که مصرف شیر و پروتئینهای حیوانی به دلیل ایجاد محیط اسیدی در خون از عمل آنزیمهای کلیه در فعال کردن ویتامین D جلوگیری کرده باعث کاهش قابل توجه میزان 1.25D میگردند.
میزان ویتامین D فعال در خون همچنین رابطه معکوس با میزان کلسیم خون دارد. هر چه میزان کلسیم خون بالاتر باشد میزان 1.25D یا ویتامین D فعال کمتر خواهد بود.
کلسیم مادهی معدنی مهمی در کارکرد درست ماهیچهها و عصبهاست. میزان کلسیم در خون توسط شبکه بهم پیوستهای از غدد، هورمونها، کلیهها و رودهها کنترل میشود. تا از دامنه نرمال خود بالاتر یا پائینتر نرود. این شبکه با کنترل میزان جذب کلسیم از غذا، میزان دفع آن در ادرار و مدفوع و میزان گرفتن کلسیم از استخوانها و بلکه دندانها، کنترل شدید و منظم کلسیم خون را به عهده دارد. زمانی که میزان کلسیم خون بالا میرود، 1.25D کمتر فعال شده در نتیجه کلسیم کمتری جذب گردیده میزان ترشح و خروج کلسیم ادرار و مدفوع بالا میرود.
پس اگر میزان مصرف کلسیم بطور غیر ضروری بالا باشد میزان تبدیل به فرم فعال ویتامین D در کلیهها پائین آمده میزان این ماده در خون کاهش میابد.
بنابراین شیر بعلت داشتن کلسیم و پروتئین بالا از دو طریق در کاهش میزان ویتامینD نقش داشته و در نتیجه بدن را در مقابل عوامل التهابی بیدفاع میگذارد.
شیر همچنین به دلیل دارا بودن فاکتورهای رشد انسولین مانند (Insulin like growth Factors, IGF) باعث سرعت بخشیدن به رشد سلولها از جمله سلولهای سرطانی میگردد. بسیاری از سرطانها بنابراین میتوانند توسط شیر ایجاد شده یا رشد سریعتر پیدا کنند.
آنچه در بالا ذکر شد تنها بخش کوچکی از تأثیرات منفی مصرف شیر در پروتئینهای حیوانی در سلامت است.
درباره عوارض دیگر مصرف شیر گاو میتوان از نقش آن در تولید بیماری پوکی استخوان، بیماریهای قلب و عروق، اسهال، عدم تحمل قند لاکتوز، آلودگیهای هورمونی و آنتیبیوتیکی که خود امروزه منشأ بسیاری اختلالات بیماریزا میباشند نام برد. جالب توجه است که بدانیم برعکس باور عوام و بخش اعظمی از پزشکان شیر باعث ایجاد و نه بهبودِ بیماری پوکی استخوان میگردد.
شیر با تولید محیط اسیدی در خون (به علت میزان پروتئین بالای شیر) آنرا از حالت قلیایی طبیعی خود خارج میکند. بدن برای ترمیم و تصحیح این آنرمالی که میتواند در صورت ادامه بسیار خطرناک گشته کار ارگانها و سلولها را مختل کند، دست به دامن استخوانها و دندانها میگردد تا کلسیم آنها برای قلیایی کردن خون آزاد کند. کلسیم بهترین و سریعترین عامل قلیایی کردن خون میباشد. این کلسیم آزاد شده از استخوانها سپس توسط کلیهها دفع میگردد. در نتیجه مصرف شیر باعث پوکی استخوانها و ضعف دندانها میگردد. بیماریهای عفونی دهان و دندان و کرم خوردگیها نیز که از جمله در اثر رشد باکتریها صورت میگیرد با اختلال سیستم ایمنی بدن در اثر مصرف شیر چنانکه در بالا توضیح داده شد ارتباط بلاواسطه و مستقیم دارند." دکتر زرین آذر.
در مورد ادعای شما مبنی بر طول عمر کوتاهتر گیاهخواران نسبت به گوشتخواران منتظر رفرنس معتبر هستم. لطفا اگر مدرکی هم مبنی بر کیفیت پایینتر زندگی و پایین تر بودن شاخص امید به زندگی گیاهخواران نسبت به گوشتخواران دارید ارائه بدید.
- هدف من ازمثال زدن رژیم غذایی گاو و اسب و فیل، اشاره به علفخواری و فیبر بالای رژیم آنها نبود که البته من هم قبول دارم انسان علف خوار نیست! اشاره من به پر ماهیچه بودن بدنهای آنها با وجود تامین 100 درصد پروتئین مورد نیازشان از گیاهان بود، که شما باز هم تفسیر به رای کردید. من کجا گفتم سیستم گوارش انسان مشابه گاو هست؟! بهتره بدونید رژیم غذایی گوریل که یک حیوان میوه خوار و ریشه خوار مثل انسانه، برای درمان انواع بیماری ها از جمله اضافه وزن و... توسط متخصصان تغذیه طبیعی تجویز میشه و بسیار هم موثر هست.
- من منکر گوشتخواری انسانها نشدم! بلکه این مساله رو خلاف طبیعت انسان می دونم! انسانها پیش از کشف آتش در مناطق گرمسیر سکونت داشتند، پس ازآن بوده که توان کوچ کردن به مناطق سردسیر و معتدل رو پیدا کردند. در آن مناطق هم چون میوه ها و دانه ها و ریشه های گیاهی کمتر در دسترس بوده بالاجبار به گوشتخواری روی آورده اند. در طول تاریخ هرگاه مهاجرت از نقطه ای به نقطه دیگه اتفاق افتاده برای دسترسی بهتر به زمین های حاصلخیز و آب بوده. مردم بومی ایران، پیش از مهاجرت آریایی ها به شغل کشاورزی مشغول بودند، بعد از مهاجرت آریایی ها از سیبری به دشت های حاصلخیز ایران بود که با دامداری آشنا شدند و با آمیختگی این دو جمعیت کشاورزی گله پرور در ایران به وجود آمد. واقعا چرا بومیان ایران پیش از آن به پرورش حیوانات برای خوراکشان ،مثل پرورش گیاهان، روی نیاورده بودند؟
- دیابت بر خلاف نوشته شما نتیجه مستقیم مصرف پروتئین های حیوانی است!!! غلات به عنوان یکی از غذاهای گیاهی مفید در برایر دیابت شناخته شده! خواهش می کنم با مدرک و سند علمی صحبت کنید!
- تمام حرف گیاهخواران هم همینه که انسان باید به طبیعتش برگرده چون طبیعت انسان میوه خوار و ریشه خوار هست. انسان 40 هزار سال پیش به دلیل کمبود منابع گیاهی به گوشتخواری روی آورده نه دلایلی که شما براش ذکر میکنید. انسان اگر گوشتخوار بود باید همین امروز میتوانست مثل یک حیوان گوشتخوار شکار کنه و شکارش رو خام بخوره، اگر نه پختن گوشت خودش دلیلی بر اینه که غذای طبیعی انسان نیست.
آرش نوشته است:
من و شما بیمار هستیم وگرنه در این انجمن نبودیم، عادت های غذایی یک انسان بیمار نمی تونه یک الگو باشه.
خوشبختانه من تنها گیاهخوار روی کره زمین نیستم که کسی بخواهد تنها به استناد فواید گیاهخواری روی من این شیوه تغذیه رو در پیش بگیره!!! حتی (بر فرض) اگر فقط انسانهای بیمار به رژیم گیاهخواری روی بیاورند این مساله نه تنها ارزش این شیوه تغذیه و زندگی رو کم نمی کنه بلکه به اهمیت و ارزشش اضافه هم میکنه!!! اصولا انسانهای بیمار به سمت درمان میرند نه انسانهای سالم! انسان تا طعم بیماری رو نچشه به دنبال اصلاح زندگی خودش و اشتباهاتش بر نمیاد! تعداد گیاهخواران در جهان روز به روز در حال افزایشه. تنها در آمریکا بیش از 4 میلیون نفرو در بریتانیا بیش از 3 میلیون نفر گیاهخوار زندگی می کنند. این جمعیت در ایران هم در حال افزایشه. انگیزه های اونها برای گیاهخوار شدن از حفظ و بدست آوردن سلامتی تا حیوان دوستی و حفظ محیط زیست و... متغیره. درمان بیماری های قلبی، کلیوی، دیابت، فشار خون و اضافه وزن و... از طریق خام گیاهخواری و روزه آب به اثبات رسیده. کافیه در اینترنت کمی جستجو کنید.
آرش نوشته است:
آزمایش خون هزاران نفر گیاهخوار در تمام دنیا کمبود شدید ویتامین ب12 را نشان می دهد در چنین حالتی استدلال آوردن بیفایده اس.
من متوجه رابطه کود حیوانی و ویتامین ب12 نشدم. یعنی این ویتامین در کود حیوانی وجود داره و بعد مستقیم بدون تغییر به داخلی گیاه میره ؟ نسل گیاهان ارگانیک از بین نرفته. گیاه در هر حالتی فاقد ویتامین ب12 است.
ویتامین ب12 تنها کمبود رژیم غذایی گیاهخواری نیست و خیلی از ریزمغذی های دیگر هم به طور کامل به بدن نمی رسد. البته وضعیت بقیه به اندازه ب12 حاد نیست. مثلا کمبود امگا3. حتما می گویید گردو، ولی گردو امگا3 ندارد و بعضی از اسیدهای چرب اون با اما اگر زیاد می تواند در کبد تبدیل به امگا3 بشود شما در خیلی از مقاله های در مورد امگا3 اصلا گردو را به عنوان منبع امگا3 نمی بینید. مقایسه کنید با مقدار امگا3 در ماهی. خوبه بدونید گوشت گاوی که از علف تازه تغذیه کرده باشد سرشار از امگا3 هست. همین نشان می دهد که کودکانی که والدین گیاهخوار دارن و یا گیاهخوار هستند در معرض آسیب مغذی ناشی از این کمبودها هستند.
استدلال من مبنی بر علت نبودن ویتامین ب 12 در منابع گیاهی بود. گیاهانی که با کود طبیعی تغذیه می شوند منبع خوبی از ویتامین ب 12 هستند اما با وضعیت امروزی کشاورزی صنعتی انتظار دریافت این ویتامین از محصولات کشاورزی بسیار بعیده و گیاهخواران باید به طور مرتب از مکمل های ویتامین 12 استفاده کنند. مگر اینکه گیاهخواران از محصولات کشاورزی اورگانیک یا محصولات تولیدی خودشان استفاده کنند. برخلاف حرف شما گوشتخواران بسیار بیشتر از گیاهخواران دچار کمبود ویتامین ب 12 هستند. کافیه یک آمار از اطرافیان گوشتخوارتون بگیرید تا ببینید چند درصدشان به کم خونی مبتلا هستند. در اکثر موارد کمبود ویتامین ب 12 چه در گیاهخواران چه در گوشتخواران مقصر رژیم غذایی نیست. عدم جذب ویتامین ب 12 به علت عدم عملکرد صحیح معده و در نتیجه عدم جذب این ویتامین در روده کوچک هست.
در مورد امگا 3؛ گردو ، تخم کتان، شاهدانه ، لوبیا، توفو و گیاهان دریایی مثل جلبک سرشار از آن هستند .
"بعضی از پزشکان و متخصصان تغذیه مصرف ماهی رو برای تامین امگا3 و در نتیجه جلوگیری از بیماری های قلبی توصیه می کنند. با این که ماهی بدلیل مصرف جلبک ها که قادر به تولید اسید های چرب امگا3 می باشند، منبع خوبی از این اسید چرب است، اما مصرف ماهی بدلیل آلودگی های شیمیایی و هورمونی فراوان، می تواند یکی از مضرترین غذاها برای سلامتی بدن باشد. ماهی ها یکی از آلوده ترین منابع غذایی بشر بشمار می آیند، چه از نظر آلودگی های شیمیایی مواد سرطان زایی مثل "DBT" یا "PCB" و یا دیوکسین و جیوه و چه از نظر آلودگی های میکروبی. علاوه بر این، ماهی ها دارای کلسترول و چربی های اشباع فراوان هستند که سلامتی قلب را به خطر می اندازند. ماهی ها در حقیقت اسید چرب امگا3 خود را از گیاهان دریایی- جلبک ها- می سازند، همانطور که انسان اسید چرب امگا 3 خود را از گیاهان خشکی می تواند تامین کند. مهمتر از همه این که نتیجه بررسی مشهور DART-2 نشان داده بیماران قلبی با درد های قفسه سینه (آنژین) که ماهی مصرف می کردند هیچگونه کاهش مرگ و میری در بینشان مشاهده نشده و در کسانی که کپسول روغن ماهی می خوردند در حقیقت خطر ایست قلبی و مرگ ناگهانی افزایش پیدا کرد." دکتر زرین آذر
مطمئنا قبول دارید که همه جوامع انسانی، در نقاط مختلف دنیا و در طول تاریخ، به محصولات دریایی دسترسی نداشته و شاید امروز هم ندارند.
"نتایج تحقیق انجام شده توسط Beezhold و Gohnston که در نشریه معتبر Nutritional Jurnal انتشار پیدا کرده ، از تاثیر مثبت گیاهخواری و پرهیز از مصرف گوشت قرمز و سفید بر بهبود خلق و خوی حکایت دارد. یافته های این دو محقق، انتقادات رایج کارشناسان علوم تغذیه مبنی بر اثرات عصب شناختی منفی گیاهخواری به واسطه ی برخورداری از سطوح پائین اسیدهای چرب امگا 3 شامل دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) و ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) را با چالش مواجه می سازد. در توجیه این مسئله، بایستی به اهمیت وجودی مقادیر بالای آنتی اکسیدان در رژیم غذائی گیاهی و اثرات چشمگیر آن در سلامت اعصاب و روان اشاره داشت. نسبت اسیدهای چرب امگا 6 به امگا 3 در رژیم غذایی انسان همه چیزخوار امروزی، 5 برابر بیشتر از نسبت مزبور در رژیم غذایی انسان های نخستین شکارچی می باشد (12). اسید آراشیدونیک، از جمله ی اسیدهای چرب امگا 6 می باشد که در فراورده های گوشتی از مقادیر بالاییبرخوردار بوده و تجمع متابولیت های التهاب برانگیز عصبی از قبیل PGE2 و TNFα را در پی دارد. این امر، نهایتاً منجر به بروز بیماری های مزمن عصبی از قبیل افسردگی می گردد. گفتنی است بالا بودن مقادیر اسید چرب امگا 3 از نوع آلفا لینولنیک اسید (ALA) در رژیم غذایی گیاهی، کاهش اثرات التهابی اسید آراشیدونیک در میان گیاهخواران را نیز در پی دارد. "منبع PHCE
آرش نوشته است:
ممنونم که به برنامه غذاییتون اشاره کردید رژیم غذایی شما فیبر خیلی زیادی داره که چون گوارش انسان تحمل این همه فیبر را نداره شما دچار نفخ زیاد میشید و ناچار رژیم فودمپ را در پیش گرفتید ولی اگر از ابداع کننده فودمپ می پرسیدید(دکتر استرالیایی) احتمالا این رژیم را برای گیاهخواران ممنوع می کرد چون حبوبات در این رژیم وجود نداره و این گروه غذایی مهمترین منبع پروتئین برای گیاهخواران هست. پس تنها منبع پروتئین برای شما مغزهاست(بادام و گردو . . .) که اونها اولا منبع خوب پروتئین نیستند دوم اینکه به دلیل خصوصیتشون امکان خوردن زیاد اونها وجود نداره.
گاو و گوریل که مقدار زیادی گیاه می خورن در واقع از فیبر تغذیه می کنن (نه مثل انسان که فیبر را برای رفع یبوست می خورد) گیاهان در دستگاه گوارش این حیوانات که متفاوت از انسان هست توسط باکتری ها تخمیر شده و تبدیل به اسیدهای چرب می شوند که این ماده توسط روده آنها جذب شده و در بدن آنها تبدیل به انرژی می شوند. شما شکم بزرگ یک شامپانزه که ناشی از تخمیر گیاهان و گاز زیاد حاصل از اون هست را با بدن انسان مقایسه کنید. انسان تحمل این همه فیبر را ندارد و قطعا از لحاظ گوارشی دچار مشکل می شود.
- راستی خوبه بدونید که فودمپ با گلوتن هیچ مشکل نداره و اگر گندم را ممنوع می کنه بخاطر فراکتن هست نه گلوتن.
- من گوشتخوار هستم و به دلیل ای بی اس خودم را یک بیمار می دانم ولی در این سالها توسط دکترهای مختلف بارها آزمایشات مختلف خونی و غیرخونی دادم که همه نرمال بودن. خوب این چه چیزی را ثابت می کند؟
- جالبه که رو آوردنتان به گیاهخواری به دلیل حیوان دوستی بوده و احتمالا بعدا سعی کردید به خودتون بقبولانید! که این رژیم برای سلامتی هم خوب است.
- شما در حالی از گیاهخواری دفاع می کنید که هنوز موفق نشدید مدتی طولانی روی این رژیم بمانید امیدوارم از این نظر دچار عذاب وجدان نشده باشید چون اکثر گیاهخواران دچار نوعی تعصب هستند و به گیاهخواری به عنوان چیزی مقدس نگاه می کنند. (نجات دنیا و حیوانات از طریق گیاهخواری . . .)
- به ibsgroup.com با تعداد زیاد اعضاش از همه جای دنیا سری بزنید. چند نفر با گیاهخواری درمان (نسبی) شدن؟ و چند نفر گفتن با مصرف فیبر کمتر(سبزی و میوه کمتر) وضعیت بهتری دارن ؟ مقایسه کنید.
- من در عجبم که چرا دانشمندی مثل بوعلی سینا متوجه نشد که گوشت برای سلامتی ضرر داره. یا اینکه چرا در طب سنتی ایران گوشت گوسفند و زرده تخم مرغ را یکی از بهترین غذاها برای انسان می داند. چرا آرژانتینی ها که بیشتر از مردم هر کشور دیگری گوشت مصرف می کنند از لحاظ طول عمر تفاوت معنی داری بین آنها و کشورهای دیگر نیست.
- من تعصبی روی گوشتخواری ندارم ولی نگران کسانی هستم که با خواندن نظرات شما ممکن است مدتی به گیاهخواری روی بیاورند(چون عملا مدت طولانی نمی توانند) و به سلامتی خودشان ضربه بزنند. اگر شما روی گیاهخواری تعصب داشته باشید هرچقدر هم که من دلیل بیاورم شما قانع نمی شوید. بهتون توصیه می کنم در هیچ زمینه ای تعصب نداشته باشید چون به قول بزرگان تعصب آفت فکر است.
بهرحال امیدوارم کسانی که این مطالب را می خوانند قضاوت درستی داشته باشن. کسانی که می خواهند در این مورد تصمیم بگیرند کار مشکلی ندارند کافی است که مدتی هر رژیم غذایی که فکر می کنند درست است را تست کنند و در صورتی که جواب داد و نتیجه خوبی داد بدون توجه به مقالات علمی و نظرات دیگران به آن رژیم ادامه دهند. اما به هیچ رژیم غذایی تعصب نداشته باشید و در صورت دیدن نتایج بد از یک رژیم غذایی اون را کنار بگذارند.
- رژیم غذایی من به اندازه کافی پروتئین داره .
قارچ، جوانه عدس و ماش و نخود و سویا و باقالا و آلفا آلفا و شبدرو...، شیر بادام و مغز بادام و بادام زمینی و تخم آفتابگردان و کدو و کنجد و... سرشار از پروتئین هستند. بهتر هست که بدونید در 100 کالری اسفناج یا بروکلی بیشتر از 3 تا 6 برابر 100 کالری گوشت گاو پروتئین وجود داره. ومثل اینکه دقت کافی نداشتید چون
مصرف "جوانه حبوبات" در رژیم لوفودمپ ممنوع نیست. جوانه ی دانه ها از نظرارزش تغذیه ای و راحتی هضم شان قابل مقایسه با خود دانه ها نیستند. و نگران هم نباشید جوانه ها رو من خودم در خانه تهیه می کنم و آلودگی هم ندارند! (انگیزه ای شد تا روش تهیه شون رو در انجمن بگذارم.)
من با این رژیم دچار مشکل نفخ نیستم. حرفهای منو تفسیر به رای نکنید! مشکل نفخ اون هم به صورت محدود در رژیم خام گیاهخواری درصورت مصرف میوه ها و سبزیجات خارج از رژیم لوفودمپ مثل خرما و کشمش و سیب و... برای من به وجود می آمد که بهانه به دستم داد تا ، به اشتباه و به علت مشغله های خارج از خانه، خام گیاهخواری رو کنار بگذارم. و به رژیم وگان برگردم.
رعایت رژیم وگان به همراه رژیم لو فودمپ هم به معنی گوشتخواری نیست! یعنی من فقط از غلات، میوه ها، دانه ها، مغز ها و سبزیجاتی استفاده می کنم که مصرفشان در رژیم لوفودمپ مجاز هست. من از 5 سال گذشته که مصرف گوشت رو کنار گذاشتم هرگز به رژیم گوشتخواری برنگشتم و بر نخواهم گشت! بنابراین عذاب وجدانی هم ندارم!!! از آنجایی که در خانواده پدری و مادریم تعداد کسانی که از کودکی لب به گوشت نزدند نسبتا زیاد هست، برای کنار گذاشتنش از رژیم غذاییم نیازی به قانع کردن خودم نداشتم! اگر هم جستجویی در مورد فواید گیاهخواری بر بدن انسان داشتم صرفا برای قانع کردن خانواده ام بوده تا گاه و بیگاه اصرار به گوشت خوردن من نداشته باشند و همینطور بعده ها، برای یافتن درمان آی بی اسم! - شما جوری از گیاهان رژیم گاو و گوریل صحبت می کنید انگار رژیم غذایی اونها هیچ پروتئینی نداره! خوراک استاندارد گاو در دامداری ها شامل غلات، ذرت، سویا، چغندر و... است که علاوه بر فیبر دارای مقدار قابل توجهی پروتئین هست. البته اگر بتونیم به خودمان بقبولانیم! که یک چنین غذایی رو، و نه نان خشک کپک زده و کاغذ های بازیافتی و انواع هورمونها، در دامداری های ایران به گاوها میدند. رژیم غذایی گوریل (یکی از نزدیک ترین خویشاوندان انسان) از میوه ها و دانه ها و ریشه های گیاهی تشکیل شده که میزان پروتئین بالایی داره. گوریل ها حدود 17 در صد از انرژی خودشون رو از پروتئین میوه هایی که می خورند بدست میارند که بسیار نزدیک به توصیه انجمن قلب آمریکا مبنی بر دریافت 15 درصد انرژی از پروتئین هاست. در دوره هایی از سال که میوه کمتر در دسترس هست گوریل ها از برگهای گیاهان سرشار از پروتئین استفاده می کنند که حدود 31 درصد انرژی مصرفیشون رو تشکیل میده( بسیار مشابه رژیم های غذایی لاغری با پروتئین بالا مثل رژیم غذایی اتکینز ). رژیم های غذایی امروزی میزان پروتئین رو رقیق می کنند اما ما آنقدر غذا می خوریم تا به همان اندازه قبل پروتئین بدست بیاریم بنابر این دچار پر خوری و چاقی و عوارض آن میشیم. رژیم غذایی کم چرب و با پروتئین مشابه اندازه توصیه شده توسط انجمن قلب آمریکای گوریل، راهنمای خوبی برای تغذیه سالم ماست.
رژیم خام گیاهخواری به دلیل داشتن فیبر بیشتر ممکنه برای خیلی ها در ابتدا ایجاد کمی نفخ بکنه . این فیبر برای کسانی که آی بی اس شون ازنوع یبوست هست خیلی مفیده. اما کسانی که نگران فیبر بالا و نفخ ناشی از آن هستند، میتونند مثل من در ابتدا از میوه ها و سبزیجاتی استفاده کنند که فیبر پایینی دارند و بعد کم کم به میزان فیبر رژیمشان اضافه کنند. میوه ها و سبزیجاتی مثل هویج، خیار(بدون پوست) ، گوجه فرنگی، کاهو، قارچ، کدو و... فیبر بسیار کمی دارند
. " بهترین روش شروع خام گیاهخواری استفاده از میوه است. یعنی سه چهار روز تا یک هفته ی اول از میوه های نرم و رسیده و شیرین مثل موز و انبه استفاده کنید .پس از اینکه معده و روده آروم شد و بدن عادت کرد آنوقت آهسته آهسته میتونید سبزیها ( اول کاهو و بعد سبزیهای دیگر) را و سپس مغزها و دانه ها را اضافه کنید .اگر حتی با شروع میوه هم دچار نفخ شدید بین 12- 24 ساعت روزه ی آب بگیرید و سپس میوه ها را شروع کنید . روش دیگر جلوگیری از نفخ، مصرف تنها یک یا دو نوع میوه یا سبزی در طول روز است. یعنی از مخلوط کردن چندین نوع غذا و میوه و سبزی باهم پرهیز کنید." (دکتر زرین آذر) مهم هست که مغزها و دانه ها و حبوبات پیش از مصرف دستکم 24 ساعت در آب خیس بخورند تا آنزیم های آنها فعال بشه. و هرچه این زمان طولانی تر باشه ،یعنی جوانه بزنه و رشد کنه، هضم اونها راحتتر میشه.
-خیلی ممنونم که به این نکته اشاره کردید. من خودم اطلاع دارم که مشکل ما با گندم و جو به خاطر قندش هست نه گلوتن چون مدت زیادی هست که محصولات بدون گلوتن مصرف میکنم و گلوتن هم تنها در گندم و جو و چاودار پیدا نمیشه. تقریبا هر ماده ی غذایی که در بازار وجود داره ( به جز آنهایی که برچسب بدون گلوتن دارند) میتونه حاوی مقداری گلوتن باشه که حتی میزان ناچیزی از اون هم میتونه به روده بیماران سلیاکی آسیب بزنه و ایجاد اسهال و نفخ و دلپیچه براشون بکنه؛ اما لزوما برای ما مشکل ساز نخواهد بود. قبلا هم در همین انجمن گفتم که در آردها و نانهای بدون گلوتن نباید از آرد سویا استفاده شده باشه که به دلیل قندشان بود. سویا فقط به شکل جوانه اش در رژیم لوفودمپ مجازه. بعضی از آردهای بدون گلوتن حاوی شیر خشک هم هست که به دلیل لاکتوزش جزو رژیم کم فودمپ نیست. از هر کجا که آرد یا نان رو سفارش میدید باید این نکته ها رو بهشون تذکر بدید، این کاری هست که من همیشه میکنم.
-جالبه که گوشتخواری رو علت نرمال بودن آزمایشاتتون می دونید اما از آنجایی که آی بی اس دارید
چطور مطمئنید که به هم خوردن فلور میکروبی روده شما و مبتلا شدنتان به آی بی اس، در اثر مصرف همین گوشتهای آلوده به آنتی بیوتیک نبوده؟-مدت زیادی بود که در وبسایت آمریکایی آی بی اس به دنبال درمان موثری برای بیماریم گشتم اما جز یک سری نوشته های محدود در باره درمان با ریفاکسیمین، ویوونکس، پروبیوتیک، رژیم لوفودمپ و مطالبی هم در مورد گیاهخواری یا خام گیاهخواری یا روزه آب به نوشته قابل اتکایی برنخوردم. در آن سایت هم مثل این انجمن یک سری ادعاهای غیر قابل اثبات مبنی بر درمان با داروهای اعصاب و ... وجود داره که من براشون اهمیت زیادی قائل نیستم. جز این بقیه نوشته ها متعق به کسانی هست که اکثرا درمانی برای مشکلشون ندارند. جدا از این ها، وبسایت آمریکایی آی بی اس مرجع علمی به حساب نمیاد که من بخوام به اتکا صحبت های بی مدرک و سند اعضاش خودم رو گیج و سردرگم و آواره مطب این دکتر و آن دکتر کنم.
- پورسینا پیش از این که پزشک باشه یک فیلسوف بوده. فلاسفه ای مثل فیثاغورث و افلاطون و همینطور پورسینا، کشتار حیوان و خوردن آن را مخالف خلق و خوی انسانی می دانستند و عقیده داشتند که گوشتخواری تاثیر بدی در ذهن انسان داره. پورسینا گیاهخوار بوده و اگر هم در کتاب قانونش در باره سود و زیان مواد غذایی گیاهی و حیوانی نوشته به دلیل نیاز به دربرگرفتن تمام رژیم های غذایی آن زمان بوده. اهمیت کتاب قانون او به دلیل همین جامعیت و گستردگی مطالبش هست.
- من رژیم گیاهخواری رو ابداع نکردم که حالا شما نگرانید همه به تقلید از من! به این رژیم روی بیارند و به خودشون آسیب بزنند! گیاهخواری ریشه های باستانی داره (در هند و یونان و ایران) و کشف امروزی بشر نیست که نسبت به نتایجش آگاهی وجود نداشته باشه. از فیثاغورث و ارسطو و زرتشت و مولوی و پور سینا تا انیشتین و ماهاتما گاندی و فرانتس کافکا و... همه گیاهخوار بودند. بسیاری در سراسر دنیا به این رژیم روی میارند تا بیماری هاشون رو درمان کنند نه این که مشکل جدیدی برای خودشان بسازند. تغییر شیوه تغذیه برای درمان بیماری ها یک درمان شناخته شده در دنیا است. کافیه یک جستجوی کوتاه در اینترنت انجام بدید تا با گیاهخواران و نتایج این رژیم غذایی بر سلامتی شان بیشتر آشنا بشید. خام گیاهخواری و روزه آب بسیاری رو درمان کرده حتی از سختترین بیماری ها مثل سرطان و دیابت چرا نتونه آی بی اس رو درمان کنه؟؟؟ من ترجیح میدم خام گیاهخوار شم و با نفخ بی اهمیت چند هفته ایش هم میسازم اصلا مساله ای نیست اما حاضر نیستم با رژیم گوشتخواری یک عمر دست به عصا با بیماریم کنار بیام و حتی بیماری های سختتری رو برای خودم ایجاد کنم. همه ما در اطرافمون آدم های بسیاری رو میشناسیم که در اثر دنبال کردن رژیم گوشتخواری به انواع و اقسام بیماری های قلبی و کلیوی و انواع سرطان های پستان و پروستات و روده بزرگ و فشار خون و دیابت و اضافه وزن و .... دچار شدند اما واقعا چند نفر رو شخصا میشناسیم که در اثر گیاهخواری دچار بیماری شده باشند؟ خواهش می کنم از کمبود ویتامین ب 12 و کم خونی گیاهخواران حرف نزنید چون نه حتی در اطرافتون بلکه در همین انجمن هم اگر بپرسید اکثر کسانی که دچار کم خونی و ریزش مو هستند گوشتخوارند.
برای استفاده از رژیم گیاهخواری که سالمترین نوعش خام گیاهخواریست باید با دقت کامل از انواع مواد غذایی گیاهی در این رژیم استفاده کرد تا دچار کمبود نشد. در مورد ویتامین ب 12، مصرف هفته ای یک عدد قرص متیل کوبالامین زیر زبانی نیاز ما رو تامین میکنه و حتی زیاد هم هست.
"در صورتی که کسی تمایل داره در مورد رژیم گیاهخواری و این سبک زندگی اطلاعات بیشتری کسب کنه میتونه در تهران به مطب و کلاس دکتر بسکی مراجعه کنه. ایشان جمعه آخر هر ماه از ساعت 8 صبح الی 4 بعد از ظهر، آموزش آشنایی با تغذیه سالم زیست پایدار و طرز تهیه غذاهای بدون گوشت و لبنیات (بدون محصولات حیوانی) و شکر دارند.
وبلاگ دکتر زرین آذر هم در اینترنت در دسترس هست. اطلاعات مفیدی درش موجوده. در هر صورت بدون توجه به بعضی توصیه ها! با آگاهی کامل این رژیم رو انتخاب کنید. ما آنقدر عمر نمی کنیم که قرار باشه در برخورد با هر مساله ای بدون کمک گرفتن از تجربیات و اطلاعات معتبر خودمون رو به شانس و اقبال واگذار کنیم!
- گیاهخواری از نظر من یک روش زندگی عاقلانه و آگاهانه است در مورد یک انتخاب عاقلانه و آگاهانه تعصب معنا نداره. از نظر من کشتار حیوانات اخلاقی نیست، هر کاردی که گلوی جانوری رو میبره، به انسانیت و اخلاق ما هم آسیب میزنه. البته در دنیایی که انسانهایش برای رسیدن به قدرت و ثروت از هیچ جنایتی نمی گذرند طبیعیه که گیاهخواری برای حفظ حقوق حیوانات از نظربسیاری مضحک باشه. اما قبول کنید دنیایی که مردمانش گیاهخوار باشند به قربانی، اعدام ، جنگ و خونریزی رضایت نمیدند. دنیا با وجود گیاهخواران، از تمام گونه ها، دنیای مهربانتریست.
-
در انتها یک بار دیگه میگم. اگر همانطوری که من میوه ها و مغزها رو به شکل طبیعی و بدون تغییر شکلشان، درست مثل یک حیوان میوه خوار، مصرف می کنم و از آن لذت می برم شما هم جنازه یک حیوان رو بدون تغییر شکل و به صورت خام ، درست مثل یک حیوان گوشتخوار، بخورید و ازش لذت ببرید؛ تنها آن زمان حاضرم قبول کنم که انسان طبیعتا گوشتخواره.