انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:33 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 23 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: برای خنده
پستارسال شده: پنج شنبه آذر 28, 92 1:56 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
یاد آن روزی که بودم اولی
ناز و طناز و عزیز و فلفلی

شاه خانه بودم و با داد و دود
هر چه را میخواستم آماده بود

وای از آن روزی که آمد دومی
نق نقو و بد ادا و قم قمی

من وزیر گشتم و افتادم زجا
دومی به جای من گردید شاه


تا به خود آیم و خودداری کنم
سومی آمد و او شد خواهرم

دختری زیبا و خوش رو مثل ماه
من و داداشم کشیدیم سوز و اه


جای سبزی و گل در زندگی
سر رسید از گرد راه چهارمی

دیگر آن خانه برایم تنگ شد
سبزی گل در نگاهم سنگ شد


داشتم میکردم عادت ناگهان
پنجمی هم پا گشود بر این جهان

گر چه بهر سوختن ۵ تن کافی نبود
ششمی هیزم شد و ما مثل دود

ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد ...
هفتم مهین خانمان گردید در هم بر همی


سه قلو شد هشتمی و نهمی و دهمی
ای امان و ای امان و ای امان ای امان

این که آید تیم فوتبال کامله

ناصر و منصور و شهناز و شهین
احمد و فرهاد و مهناز و مهین


علیمردان خان گل و معصومه جان
آخری هم میشود دروازه بان !!!!



ﺁﻣﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﺤﺶ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ :
-ﻋﮑﺎﺱ ﻋﮑﺲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ
-ﺩﺍﻭﺭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﭘﻠﯽ ﺳﺘﯿﺸﻦ
-ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ
-ﮔﻮﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺍﺳﺖ
-ﺧﻮﺩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ
-عمه های گرامیتان
-کسی که بهت گواهینامه داده


غضنفر میره برای عضو شدن تو بسیج مسئول ثبت نام ازش می پرسه معنی قدس سره الشریف یعنی چی؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه میگه همون دمش گرم خودمونه دیگه


معلمه پدر شاگردش رو احضار میکنه به مدرسه
فرداش پدره میاد میگه چی شده؟؟؟
معلم میگه پسر شما خیلی خنگه!!!
پدر: یعنی چی؟؟
معلم: الان بهتون نشون میدم؛به شاگردش میگه:
برو ببین من تو حیاط مدرسه ام....
پسره میره و میاد میگه: نه خانم معلم تو حیاط نبودید!
معلم میگه: شاید تو دفتر مدیرم برو اونجارو ببین!
پسره بازم میره و میاد میگه: اونجا هم نبودید!
معلم به پدره میگه:ببینید...ببینید بچه تون چقد خنگه...
پدره میگه: خب شاید رفتی مرخصی کصـــااااافـــــط ..!


آخرین بار توسط فرشته در چهارشنبه دی 4, 92 9:49 am ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: پنج شنبه آذر 28, 92 9:18 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 3, 92 12:35 am
پست: 122
ممنون فرشته جان...لذت بردم...هر از چند گاهی از این پست ها بذار آبجی گلم... ;)


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: شنبه آذر 30, 92 1:55 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
:lol: :lol: :lol: :lol:
دستت دردنکنه دووووستم

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: سه شنبه دی 3, 92 1:44 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه شهریور 10, 92 6:24 pm
پست: 134
مرسی مینا جون خیلی قشنگ بود :lol: :lol:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: سه شنبه دی 3, 92 11:07 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 30, 92 9:13 pm
پست: 245
محل اقامت: تهران
قشنگ بود :lol:

_________________
whatever doesn`t kill you, makes you stronger


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: آرایش دخترا
پستارسال شده: دوشنبه بهمن 14, 92 1:08 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
واقعیت اینه که دخترا واسه هم آرایش میکنن
وگرنه پسرا فرق آرایش خوبو بدو متوجه نمیشن
همین که سیبیل نداشته باشی کافیه…‏!‏

* * *
رفتم دکتر میگم سِک سِکَم بند نمی یاد ‫
یه دخدر بدون آرایش نشونم داد ‫ از ترس سِک سِکم بند اومد ‫
اما الان از ترس خابم نمیبره


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: دوشنبه بهمن 21, 92 4:31 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
عالی :lol:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 24, 93 6:39 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
بالاخره حکمت " آی سی یو " رو در بیمارستان دریافتم !
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : "I See You" .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: برای خنده
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 24, 93 6:45 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
::::: ایران بعد 50 سال!!!!

50 سال دیگه رو در نظر بگیرین، با توجه به وضعیت کشور ما به احتمال قوی تیتر خبرها باید این شکلی باشه؟ بخونین خیلی با حاله...

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند .

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد . همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.

* به علت برخی مشکلات، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

*مدیر عامل سایپا اعلام کرد : با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور ِ پراید را هم طراحی کردیم.

* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها
70 سال پیش از رده خارج شده اند .

* به علت مکانیزه شدن کلیه کارها وفعالیت ها ساعات کاری باز هم کاهش یافت واز 2 ساعت به یک ساعت وچهل دقیقه در روز رسید.

منبع:
http://joooooker.blogfa.com/1391/10


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: ناخدای شجاع
پستارسال شده: جمعه مهر 25, 93 6:29 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
یک ﺭﻭﺯ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﻧﺎﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ،

ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺭﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻠﻮﺍﻧﺎﻧﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩ.

ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.

ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻤﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿﺪ.

ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﺎﻑ ﺑﺎ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ، ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ.

یک ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ۱۰ ﺗﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻫﻤﻪ ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ یکی ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ.

ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻗﺮﻣﺰ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻭﻥ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ.

منبع: http://mardi-ke-mikhandad.blogfa.com/post/185


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 23 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com