انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 4:07 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 55 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: غم و شادي
پستارسال شده: شنبه فروردین 22, 94 8:34 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
آيا بايد شاد باشيم؟ به نظر مي‌رسد پاسخ به اين سوال بديهي است. بايد شاد بود و شاد زيست. طبعا درباره آثار شادي بر روح و روان آدمي آنقدر مقاله و کتاب هست که جاي بحث ندارد. اما مي‌توان در عين غمناکي شاد بود؟
به عبارت ديگر سوال اين است: آيا مي‌توان غم داشت و در عين حال در درون فرحبخش بود؟
شايد اين عبارت «غم و فرحبخشي دروني» عبارتي متناقض باشد، اما امور به اين سادگي نيست. غم يک حالت ذهني است که ويژگي خاصي دارد که آن را از ويژگي شادي متمايز مي‌کند. قطعا حالت ذهني «در غم بودن» با حالت ذهني «در شادي بودن» متفاوت است، اما سخن بر سر اين تفاوت نيست. مي‌توان غمناک بود و در عين حال از شادي لبريز بود. در واقع اين غم، داشتن درد است. دردي که وجود انسان را کمال ببخشد. اين غم، غم ياس و پوچي و مشکلات نيست. اين غم، غم با دردي است (نه بي‌دردي). درد رسيدن به کمالاتي که موجب جدايي از يار شده است. اين غم، درد فراق است که قدسيان ندارند و اگر باشد خوش است. اين غم، در عين حال که مشترکاتي با حالات غمناک معمول دارد، خصوصيتي برجسته نيز دارد و آن «طلب» است؛ طلب رسيدن به يار. اين «طلب» همان لذت جستجو است.
آري « قدسيان را عشق هست و درد نيست / هر که را اين درد نبود مرد نيست»
نویسنده: احمدرضا همتي مقدم

ویکتور هوگو : "همه‌جا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیده‌اند."


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: تظاهر کنیم!
پستارسال شده: پنج شنبه اردیبهشت 3, 94 8:03 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
به سلامتی ما که این روزامون به تظاهر می گذره . . .
تظاهر به بی تفاوتی . . .
تظاهر به بی خیالی . . .
به شادی . . .
به این که دیگه چیزی مهم نیست . . .
ولی فقط خودمون می دونیم چقدر سخت می گذره!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: تعهد به جای شادی
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 5, 94 12:30 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
«سانتاگ» که از نویسندگان و فیلم‌سازان بنام است، مخاطبانش را به پرورش ذهن تحلیل‌گر دعوت می کند و از آن‌ها می خواهد هر اطلاعاتی را که دریافت کردند باور نکنند، بلکه به آن‌ فکر کنند و به مسائل اجتماعی توجه بیش‌تری نشان دهند که این ارزشمند است.

سانتاگ دانشجویان را به تلاش برای رسیدن به شادی توصیه نکرد، بلکه از نظر او‌، شادی شخصی در مقام دوم و پس از تبدیل شدن به شهروندی متعهد و پویا قرار دارد. از دید این چهره فرهنگی‌ و فعال سیاسی، وقتی فردی سعی کند دنیا را به جای بهتری بدل کند، شادی و خوشبختی به راحتی به دست می‌آید‌، حتی آسان‌تر از زمانی که افراد تنها روی شادی خود متمرکزند.
سانتاگ در این‌باره گفت: متوجه شدید که من درباره عشق حرف نزدم،‌ یا درباره خوشبختی، من از تبدیل شدن به فردی سخن گفتم که بدون این‌که شادی در اولویتش باشد‌، می‌تواند اکثر اوقات خوشحال باشد یا بماند. شادی مهم‌ترین مساله زندگی ما نیست.

تونی مریسون یک دهه پس از سخنرانی سانتاگ، پیام او را تکرار کرد. این نویسنده آمریکایی هم معتقد بود که افراد نباید شادی را به عنوان هدف غایی خود انتخاب کنند، بلکه آن‌ها باید برای رسیدن به تعهد شهروندی و اجتماعی سخت تلاش کنند. موریسون همچنین موافق این بود که تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی موجب شد‌ه ما فقط به دنبال لذت و جوانی‌کردن ابدی باشیم و از عمق و پختگی فاصله بگیریم.

موریسون همچنین گفت: من می‌دانم که شادی حتی به طور غیرمستقیم هدف واقعی تلاش‌های افراد است. می‌دانم که شادی علت انتخاب دوستان و شغلی است که قرار است واردش شوید. اما از شما می‌خواهم در این وضعیت ثابت نمانید، شادی به تنهایی کافی نیست. البته که حق شماست. اما اگر این تمام چیزی است که شما در ذهن دارید‌، باید بگویم موفقیت شخصی، که خالی از معنا و به دور از تعهد مداوم نسبت به عدالت اجتماعی باشد‌، زندگی بی‌ثمر و مبتذلی را در پی خواهد داشت. این تنها خوب نگاه کردن است، نه خوب عمل کردن.
ایسنا


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه تیر 5, 94 9:07 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
دانشمندان اعلام کردند: گریه کردن گاهی برای سلامتی مفید است و تا 88 درصد بر بهبود خلق و خوی مؤثر است.

از زمانی که افراد بزرگ می‌شوند، همیشه به آنها گفته شده که گریه کردن، نشانه ضعف و آسیب‌پذیری در آنهاست و گریه فقط برای زمان کودکی است، اما بررسی‌ها نشان داده است که گریه کردن، برای تقویت عواطف و رفع استرس بدن بسیار مفید است.

اشک احساسی برای نشان دادن احساسات است و شامل اندورفین و مسکن طبیعی است و منجر به خالی شدن احساسات می‌شود.

محققان در پی پاسخ به این سوال برآمدند که چرا اشک ریختن برای سلامتی مفید است.
آنها دریافتند: گریه، بینایی را بهبود می‌بخشد. اشک برای چشم حکم استحمام را دارد و برای مرطوب نگه داشتن و شستن چشم از گرد و غبار مفید است. گریه کردن، همچنین باکتری‌های چشمی را از بین می‌برد.
تحقیقات پژوهشگران همچنین نشان داده است که اشک حاوی لیزوزیم است و این ماده 90 تا 95 درصد باکتری‌های چشمی را در مدت پنج تا 10 دقیقه از بین می‌برد.
به گفته دانشمندان انسان با گریه می‌تواند از شر استرس رها شود و گاهی اشک ریختن برای کاهش درد وغم مفید است.
پاکسازی سموم بدن از دیگر فواید گریه کردن به گفته دانشمندان است.
ایسنا


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: در ستایش غم
پستارسال شده: جمعه تیر 5, 94 10:23 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه دی 28, 93 7:26 pm
پست: 58
دقیقا همینطوره,اشک ریختن واقعا باعث ارامش میشه و واسه من مسکن قوی هستش


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه مرداد 17, 94 7:52 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
کار «روان درمانی» معطوف به این نیست که درمانگر بخواهد درمانجو را خوشبخت و سعادتمند کند، بلکه کار درمانگر این است که به درمانجو یاری رساند تا او بتواند با استواری و استقامت با ناملایمات زندگی‌اش مواجه گردد.
زندگی تمامیت خود را می‌طلبد و این تمامیت را باید همواره در توازن غم و شادی یافت. اما از آنجائیکه رنج و مرارت در میان مردم امری ناپسند است ، همه‌ی انسانها طبیعتاَ ترجیح می‌دهند در غم و ترسی که بر آنان وارد می‌شود هیچ وارسی و ژرف‌اندیشی نکنند. ایشان راه آرامش را در این یافته‌اند که پیوسته درباره‌ی موفقیت و پیشرفت و امکان حصول شادمانی سخن بگویند در حالی که شادی اگر با میزانی از غم کامل نگردد مسموم خواهد بود. اغلب در پشت روان‌رنجوری‌‌ها (اضطراب ، افسردگی ، خشم) رنج و مرارت طبیعی و ضروری پنهان شده است که درمانجو تمایل به پذیرش و تحملش ندارد.

کارل یونگ ، مقاله‌ی "روان‌درمانی و فلسفه‌ی زندگی"


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: در ستایش غم
پستارسال شده: یکشنبه مرداد 25, 94 10:41 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
شاید کسی را که با او خندیده‌ای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریسته‌ای از یاد نخواهی برد.
جبران خلیل جبران


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مرداد 30, 94 4:01 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
محققان بلژیکی می گویند: احساسات 19 گانه غم، شادی ،نفرت، درماندگی، حسادت،آرامش،اشتیاق، ستایش، استراحت و آسودگی، گناه، استرس، غرور، گیجی، عصبانیت ، تحریک ، ترحم، تحقیر، ترس و شرم و انزجار در انسان طول عمر مشخصی دارند، دراین میان غم با 120 ساعت ماندگارترین حس است، اما شادی فقط 36 ساعت عمر دارد.
غم ماندگارترین احساس در انسان است
به گزارش ایرنا از ساینس، این پژوهشگران در مورد علت این امر توضیح دادند: از دست دادن یا دوری عزیزان به این دلیل غیرقابل تحمل است که احساس اندوه ناشی از آن 240 برابر بیشتر از سایر احساس ها نظیر شرم، شگفتی و خشم طول می کشد. حادثه های پی در پی ، اندوه انسان را بیشتر می کند و معمولا مردم زمان طولانی تری لازم دارند تا بر آن غلبه کنند، بدون آن که واقعا به ماهیت اندوه خود پی ببرند.

فیلیپه وردوین و ساسکیا لاوریسن از دانشگاه لون بلژیک از 233 دانش آموز دبیرستانی خواستند مدت زمان احساسات خود را برایشان گزارش کنند.آنها همچنین باید می نوشتند که برای غلبه بر هر احساس چه رفتاری را در پیش می گیرند.
در میان 27 نوع احساس، غم بیشتر از همه طول می کشد در حالی که شرم، شگفتی، ترس، انزجار، بی حوصلگی، خشم یا احساس آرامش گذرا تر هستند.
معمولا، حس اندوه 120 ساعت طول می کشد تا رفع شود ولی این زمان برای احساس انزجار یا شرم فقط 30 دقیقه است. نفرت هم 60 ساعت و خوشحالی 35 ساعت دوام دارد.
بی حوصلگی کوتاه ترین احساس به حساب می آید هرچند که پروفسور وردین و پروفسور لوریسن مدعی هستند حتی این زمان هم برای فردی که بی حوصله است، کند می گذرد.
خلاصه ای از نتیجه این تحقیق که در شماره بهار مجله Motivation and Emotion به چاپ رسید در مورد مدت زمان تداوم احساسات مختلف به شرح زیر است:

غم : 120 ساعت
نفرت : 60 ساعت
شادی: 36 ساعت
درماندگی، امید، اضطراب، ناامیدی و خشنودی: 24 ساعت
حسادت : 15 ساعت
آرامش: 8 ساعت
اشتیاق: 6 ساعت
ستایش و قدردانی: 5 ساعت
استراحت و آسودگی: 4.3 ساعت
گناه: 3.5 ساعت
استرس: 3 ساعت
غرور: 2.6 ساعت
گیج و منگی: 2.5 ساعت
عصبانیت، بی حوصلگی و تعجب: 2 ساعت

http://www.irna.ir/fa/News/81371493/
تصویر


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 19, 94 1:53 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
بسياري از افراد تصور مي‌کنند کليد موفقيت داشتن يک چشم‌انداز مثبت است که بايد سرسختانه به آن چسبيد. اعتقاد به تفکر مثبت و قدرت آن در شکل‌هاي مختلف بين افراد کاربرد دارد. براي مثال تفکر مثبت از تکرار کلمات تاکيدي مثبت گرفته تا از بين بردن صداهاي منفي ذهن براي به دست آوردن سلامت افراد را شامل مي‌شود، اما حقيقت اينجاست که تفکر مثبت گاهي اوقات ما را به عقب مي‌راند و همانند يک مانع در مقابلمان جلوه مي‌کند.
اين موضوع را با ذکر يک مثال مستند برايتان نشان خواهيم داد. 2 گروه از زنان براي کاهش وزن خود در يک مطالعه تحقيقاتي شرکت کردند. از گروه اول خواسته شد در مورد نتيجه رژيم غذايي خود به تصويرسازي مثبت بپردازند؛ اينکه نتيجه بسيار رضايت‌بخش بوده و آنها به وزن ايده‌آل خود رسيده‌اند، اما از گروه دوم خواسته شد در تصويرسازي ذهني خود را در حالت تقلب و زيرپاگذاشتن رژيم مشاهده کنند. بعد از يک سال نتايج بسيار جالب بود. برخلاف آنچه که در مورد تاثير تصويرسازي و تفکر مثبت گفته مي‌شود گروه اول نسبت به گروه دوم وزن کمتري از دست داده بودند.

تصويرسازي مثبت مي تواند تنبلتان‌ کند
تصويرسازي در مورد آينده آن هم به‌صورت کاملا مثبت باعث آرامش شما مي‌شود و فشارخون را پايين مي‌آورد اما با توجه به تمام اين نتايج خوب، تصويرسازي ممکن است باعث ‌شود انرژي کمتري روي اهدافتان بگذاريد. در واقع رويابافي و افکار مثبت انرژي مورد نياز را براي به اجرا درآوردن قصد و نيتتان تخليه مي‌کند. گاهي تفکر مثبت مغزتان را فريب مي‌دهد که به هدفتان دست پيدا کرده‌ايد و در نتيجه نسبت به پيگيري آن شل و بي‌انگيزه خواهيد بود.

رويکرد تقابل ذهني
منتقدان تفکر مثبت به افراد توصيه مي‌کنند از گفت‌وگوهاي مثبت ذهني و کلامي دست بردارند و در مقابل به‌صورت واقعي با چالش‌ها و موانع زندگي‌شان روبرو شوند، اما داشتن اين طرز تفکر هم کمي زياده‌روي است چون نمي‌تواند نسبت به داشتن تفکر مثبت بهتر باشد.

اما استفاده از يک رويکرد ترکيبي بهترين حالت ممکن است که به آن«تقابل ذهني» مي‌گوييم. يعني رسيدن به اهداف با ترکيب تفکر مثبت و واقع‌گرايي.
براي مثال يک آرزو کنيد. سپس تصور کنيد به آن خواسته دست پيدا کرده‌ايد و غرق اين حس خوب شويد. بعد از آن توقف کنيد و به تصويرسازي موانع احتمالي بپردازيد که بر سر راهتان به وجود خواهد آمد. استفاده از اين تکنيک در نمونه مطالعات تحقيقي روي افراد نيز نتايج جالبي را نشان داد. وقتي از افراد خواسته شد موانع موجود در راه رسيدن به آرزويشان را تصويرسازي کنند، با اين روش بسياري از آرزوها که دور از واقعيت بود حذف شد و افراد دست از آرزو کردن يک خواسته غيرمنطقي و غيرعقلاني کشيدند.

در يک آزمايش ديگر از گروهي از ورزشکاران خواسته شد براي رسيدن به فرم ايده‌آل به «تقابل ذهني» بپردازند. نتيجه نشان داد اين گروه نسبت به گروهي که تنها به تصويرسازي مثبت پرداخته بودند توانسته بودند سبزيجات بيشتري مصرف کنند و روي تمرينات خود نيز بيشتر متمرکز شده بودند.

مثبت فکر کردن خوشايند است اما به آن معنا نيست که براي ما خوب است. براي رسيدن به هدف بايد متعادل رفتار کرد. اينکه تنها به جنبه‌هاي منفي يک موضوع فکر کرد يا تنها به تصورات مثبت آن به هيچ‌وجه نتيجه خوبي ندارد.

منبع: nytimes به نقل از نشریه زندگی مثبت
نویسنده : گابريل اتينگن ‌، پروفسور روا‌‌ن‌شناسي از دانشگاه نيويورک و ‌هامبورگ


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: معنای زندگی
پستارسال شده: پنج شنبه آبان 14, 94 6:41 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
ویکتور فرانکل روانشناس معناگرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد میکند:
1.اگر انسان چیزی خلق کند زندگی اش میتواند با معنا باشد (در اینجا انسان از خود سوال میکند من برای چه زنده هستم)
2.انسان معنا را در شیوه ی تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن ، میبیند ( در اینجا انسان از خود میپرسد من برای چه کسی زنده هستم)
3.انسان معنا را در بحبوبه ی مشکلات سنگین در میابد . طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم . در جایی که ما با یه پیشامد غیر قابل تغییر روبرو میشویم (مثلا بیماری سخت ، مرگ عزیز ، موقعیت ناامید کننده) ، در اینجاست که زندگی را معنا میکنیم (در اینجا انسان از خود می پرسد چرا نگرش مثبت در مقابل سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم) .
ویکتور فرانکل معتقد است درست در جاییکه ما با یک موقعیت روبرو میشویم که به هیچ روی نمیتوانیم آن را تغییر دهیم ، از ما انتظار میرود که خود را تغییر دهیم .رشد کنیم و بالغ شویم ...
گوردون آلپورت در مقدمه کتاب "انسان درجستجوی معنی" فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن ناگزیر باید معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا می یابد .
اما هیچکس نمیتواند این معنا را برای دیگری بیابد . هر کس باید معنای زندگی اش را خودش جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد ، اگر موفق شود با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 55 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com