انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : شنبه بهمن 10, 04 12:00 am

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 51 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: چهارشنبه بهمن 15, 93 6:48 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه شهریور 5, 93 2:00 pm
پست: 21
سلام
منم تا حدود زیادی بیوگرافی مشابهی دارم ، رشته ام ریاضی فیزیک بود و از پیش دانشگاهی این بیماری سراغم اومد ، قبلش ادم فعالی بودم ،خوش صحبت و خون گرم
دوره ی بچگیم که فوق العاده بازیگوش بودم تا حدی که کسانی که چند ساله ندیده بودنم، ازاینکه انقدر اروم و ساکت شدم خیلی تعجب میکنن . منم با دخترا راحت تر هستم شاید تحمل محیط دخترونه برام راحتتره و جایی که جنس مخالف باشه ibs ام شدت پیدا میکنه، البته قبلا اصلا اینطوری نبودم، چون از بچگی با پسرا بزرگ شدم ، دایی و پسر خاله و ...
در مورد درمان کلوفک ، لوپرامید ،مترونیدازول ،اسنترا، کلیدیوم سی ،فلوکستین، کلومیپرامین ، فاموتیدین، کلریازپوکساید و یه سری داروی دیگه که اسماشون یادم نیست رو استفاده کردم
تقریبا همه برای مدت یک هفته تا دو ماه خوب بودن و بعد دوباره همه چیز شروع شده
در مورد خودم احساس میکنم بیماریم ارتباط مستقیم با استرس داره و استرس میتونه حتی حضور در یک جمع غریبه باشه
در حال حاضر دارم ورزش میکنم و همچنان امیدوارم راه حلی پیدا بشه

فکر میکنم باید همه دنبال راه حل باشیم با هم به اشتراک بزاریم تا به نتیجه برسه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه اسفند 20, 93 12:26 am 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: جمعه مرداد 24, 93 4:25 pm
پست: 12
محل اقامت: یه جایی همین دور و برا
تو این تایپیک قرار بود همه بیوگرافی از خودشون بنویسن و خانوم غزاله و چند تن از دوستان که شکر خدا درمان شدند بیان و به بقیه طبق بیوگرافیشون کمک کنن اما انگار خبری نیست :(


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 4:01 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه اردیبهشت 26, 93 11:07 am
پست: 51
دوست عزیز شما چند روزه منتظر جواب غزاله خانمی من دو ماهه براش پیغام میذارم اما ازش خبری نیست که نیست!!!!!!!!!
حقیقتش من خودمم دلم میخواد خوب شم و اونوقت حتی به ای بی فکرم نکنم و پشت سرمم نگاه نکنم اما اینجوریم خدارو خوش نمیاد!!!
شاید اگه من بودم یا یبار تمام و کمال توضیح میدادم چیکار کردم و چه دارو و غذا و روش زندگی رو در پیش گرفتم و بعد میرفتم یا یه راه تماسی میزاشتم که ملت علاف من نشن >>>> نه اینکه بگم بیوگرافی بنویسین کمکتون کنم و پیغام بزارین و خودمونیش بدوین دنبالم منم گازشو بگیرم برم حالا بعد عمری یا یادم میافته برگردم پشت سرمو نگاه کنم یا بکل فراموش کنم و همه رو ببخشیدا!! بزارم تو خماری!! ما 12 سال صبر کردیم اینم روش .مثل اینکه 5 ستاره هم داره از همین روشای غزاله جواب میگیره احتمالا تا درمان قطعی و 100 درصدیش به فروم هر از گاهی سر میزنه.ایشالا که خوب بشه اما بقیه رو فراموش نکنه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 11:34 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
من فکر میکنم غزاله خانم هم کاملا خوب نشده و بیماریش دوباره برگشته و برا اینکه بهمون امید درمان داده نمیاد که بگه دوباره بیماریم برگشته تا ما هم ناامید بشیم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 12:40 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
من حدودا ده روز پیش با غزاله خانم تلفنی حرف زدم ایشون گفتن خداروشکر حالشون خوبه.( البته گوش شیطون کر) :x
توصیه ای که برای من داشتند این بود برم پیش یه روانپزشک خوب و در مورد حمله پانیک و درمان یکی از بچه ها برای پزشک توضیح بدم
دوستان فکر کنم غزاله خانم گفتنی ها گفتن بقیه راحل باید از طریق یه متخصص پیگیری کنیم
منم قراره برم پیش یه روانپزشک خانم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 11:35 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مرداد 2, 93 4:28 am
پست: 54
سلام به همه دوستان
متاسفم که به انجمن سر نزدم ، ولی تقصیره خودتون بود .بتون گفتم تا تعطیلم بیوگرافی بذارین ،نذاشتین منم دانشگاهم شروع شد دیگه وقت نکردم بیام .الان فرشته جون بم گفتن شما تاپیک گذاشتین و منتظرین که اومدم سر زدم .
اصلا هم بیماریم برنگشته و بهترم شدم حتی .
فرشته جون که بام تماس گرفتن و کمکشون کردم . 5 ستاره هم همین طور . چند نفر دیگه هم بام تماس گرفتن که اسمشون خاطرم نیست .
اگر کسی میخواد بش سریع تر کمک کنم لطفا تماس بگیره .
یه پیغام خصوصی بده تا شمارمو بدم .
ا
تو ایام عید وقت نمیکنم زیاد بیام پس تماس بگیرین لطفا .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 11:38 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مرداد 2, 93 4:28 am
پست: 54
drmona نوشته است:
بیوگرافی
منا هستم 26 سالمه
از 17 سالگی دقیقا اوایل پیش دانش/گاهی بودم دچار ای بی اس شدم درسم خوب بود و پزشکی میخواستمولی ای بیاس همچیو خراب کرد.علایم اون موقع فقط نفخ معده بود و گاهی یبوست نفخم میتونستم کنترل کنم ولی بعد 3 سال که رفتم دانشگاه .چون دانشگاهم شهرستان بود و خوابگاهی بودم مجبور بودم اون دو 3 روز ی میرم خوابگاه چیزی نخوردم بعضی وقتها دیگه نمیتونستم تحمل کنم واسه اینکه نفخ نکنم قبل غذا 4و5 قرص بلادونا میخوردم چونمجبور بودم مدام برم دستشویی و خجالتی بودم بیشتر وقتها هم مدفوعم نگه میداشتم که بعد به یبوست و اسهال تبدیل شد . همه چی خوب بود تا اینکه وسط ترم 1 اوضاعم بعد شد دیگه رودهام درست تخلیه نمیشد و بی اختیاری گرفتم دیگه دانشگاه نرفتم و لیسانسمو بدون حضور در کلاسام گرفتم خلاصه 1000تا دکتر عکس اندوسکوپی کلونوسکوپی و ازمایش ... انجام دادم حتی پیش روانپزشک رفتم همین قرصا رو داد مثل نورنپتین...

شغل فعلی : دانشجوی ارشد هستم و چند وقت دیگه قراره برم سرکار

مشکل الانم: بی اختیاری هواست اصلا کنترل من خارجه( وقتیمیخوام بلند شم ازم هوا خارج میشه). اصلا احساس نفخ نمیکنم .هوا نزدیک دهانه مقعدمه و بویی که از من خارج میشه خیلی بده و رودهامم کامل تخلیه میشه و روزی دوبار رودهام تخلیه مشن
تنهایی دارویی که مصرف نکردم زولوفت است

مونا جان سلام
من چندین بار جواب پیامتون رو دادم و شمارمو گذاشتم ولی بام تماس نگرفتین .شما باید تماس بگیرین چون وضعیتتون حاده .


راهکار؟؟؟؟/


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 24, 93 11:48 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مرداد 2, 93 4:28 am
پست: 54
hitman67 نوشته است:
بیوگرافی من:
با سلام خدمت شما دوستان که میدونم همتون به نوعی گرفتار این بیماری هستید و به امید بهبودی همه ی کسانی که با این بیماری زجر آور دست و پنجه نرم میکنن.
از بانو غزاله هم کمال تشکر رو دارم که با ایجاد تایپیکشون امید زیادی به ماها دادن.دمت گرم آبجی ;)
من 26 سالمه و اسمم سیاوشه و تا دوره دبیرستان هیچ مشکلی نداشتم یعنی میشه گفت تا دوره ای که دیپلم گرفتم.رشته ی درسیمم ریاضی فیزیک بود.متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات و بیخیالی در مقطع سوم دبیرستان چندتا درس رو افتادم و 1 سال بعد قبول شدم و این شد که از ترس اینکه برم خدمت با استرس امتحان میدادم با اینکه قبلش کلا ادم ریلکس و بیخیالی بودم.مشکل من از سر و صدای شکم شروع شد و تو دوران پیش دانشگاهی کمی اذیتم میکرد ولی خیلی خیلی خفیف بود به طوری که کل کلاسا رو میرفتم و شرکت داشتم.بعدش وارد دانشگاه در رشته ی مهندسی کامپیوتر شدم اما بعد از 1 سال از گذشت دانشجوییم یه حالاتی به من دست میداد که خودمم نمیدونستم چیه.این شد شروع بیماری سندرم من. بیماری من با سرو صدای شکم شروع شد به طوری که همان سال اول دانشگاه نمیتونستم سر کلاسا برم و چون درسم خیلی سخت بود بعد 2 سال خوندن این رشته ناچار به تغییر رشته به مهندسی معماری شدم که حداقل بتونم مدرکمو بگیرم و الانم 1 ساله که تموم کردم.این شرح حال مختصری بود از این بنده حقیر.

اخلاقیات و روحیات درونی:
آدم بشدت بگو بخندی بودم ولی متاسانه این موضوع سندرم به کلی عوضم کرد.آدم خیلی زود رنجی هستم و اکثر حرفا بهم برمیخوره و ناراحت میشم ولی همیشه سعی میکنم عکس العملی نشون ندم.بشدت استرسی هستم و اظطراب پیش از حد دارم به طوری که بیشتر وقتا دلشوره و اضطراب دارم.زود تحت تاثیر اتفاقات زندگی قرار میگیرم هر حرفیو به خودم میگیرم اما همیشه کاری کردم که هیچ کس ازم ناراحت نشه.بشدت احساسی و عاطفی هستم و تا حالا نشده کسیو برنجونم یعنی حداقل سعیمو کردم که اینطوری نشه.فک کنم تقریبا تونستم بگم چجور شخصیتی دارم.


علائم:
نفخ شدید به گونه ای که هر چی میخورم به شدت نفخ میکنم.سر و صدای شدید شکم دارم.بعد اینکه نفخ میکنم انگار گاز روده به طرف مقعدم شلیک میشه و اگه ریلکس باشم و مقعدمو کنترل نکنم باد ازم خارج میشه اگه هر بزور بتونم کنترلش کنم صداهای بدی از شکمم و پهلوهام شنیده میشه و بعضی از صداها بدون اینکه بادی ازم خارج بشه تو قسمت لگن شنیده میشه یعنی نزدیک مقعد و در آخر نمیتونم زیاد کنترل کنم و با عرض معذرت باید بدم بیرون.البته تا حالا انقد کنترل رو زندگیم داشتم که با این مشکلم کسیو ناراحت نکردم.
حتی غذای خیلی کم میخورم و 3 ماهه تو رژیمم.به هیچ عنوان غذای چرب نمیخورم و بیشتر غذامو مرغ آب پز یا هویچ پخته یا 6 قاشق برنج با روغن زیتون و همچنین تخم مرغ و سیب زمینی آب پز به اضافه سالاد کاهو با زیتون تشکیل میده.به هیچ هنوان هله هوله نمیخورم.در ضمن من اصلا دردی تو شکمم ندارم یعنی جایی از شکمم درد نمیکنه.
مشکل من که جدیدا تشدید شده احساس عدم کنترل نفخ رو میکنم نمیدونم ال جی دارم یا نه ولی همینطور که گفتم اگه بزور کنترلش نکنم راحت میاد بیرون حتی با یه فشار خیلی خیلی خیلی ناچیز که بهش نمیشه گفت فشار.
مختصر علائمم شد:سرو صدای شکم.احساس پری بیش از حد-نفخ شدید و کنترل آن به سختی(تقریبا عدم کنترل ان)



حساسیت غذایی:
به شیر و لبنیات خیلی حساسم.یعنی اگه شیر بخورم باید قید اونروز رو بزنم.بقیه غذاهارو زیاد ازش مطمئن نیستم که حساسم یا نه مثلا پنیر میخورم ولی نمیدونم از اون میتونه باشه یا نه.


عادات بد بچگی:
به شدت به خوردن ناخن اعتیاد داشتم که الان دیگه ندارم و همچنین از وقتی سوم راهنمایی می خوندم به سیگار اعتیاد پیدا کردم و تا همین الانم که 26 سالمه میشکم.در ضمن من تو دوران دبیرستان سینوزیت گرفتم بطوری که تو فصل سرما همیشه خلط پشت گلو دارم.

حضور در اجتماع:
از حضور پیش رفیقام و کسایی که میشناسمش ابایی ندارم و بیشتر وقتا راحتم.اگه حال کنم میتونم برم مسافرت با رفیقام اما بازم اذیتم میکنه.نمیگم تو این مواقع نفخ ندارم ولی میتونم تا حدود زیادی کنترل کنم اما با کسایی که نمیشناسم مخصوصا جنس مخالف خیلی مشکل دارم.البته اینو بگم من تو رابطه با جنس مخالف هیچ مشکلی نداشتم بعدا مشکل دار شد حتی با اینکه همین مشکلو داشتم یه رابطه 4 سال رو با کسی که دوسش داشتم تجربه کردم که ایشونم گذاشت رفت البته نه به دلیل ای بی اس.نمیتونم تو جاهای که جو سنگین،جدی و ساکت هستش بشینم.بی تاب میشم و انگار داره قلبم از سر جاش درمیاد.سرو صدای شکم هم که به کنار.نفخ شدید و تقریبا دائم رو هم بهش اضافه کنید.میشه گفت از جاهای جدید کاملا در هراسم و حتی دکتر میرم تو سالن انتظارم راحت نیستم.

تجربه مراجعه به دکتر:
یه بار 5 سال پیش اولای بیماری رفتم روانشناس که کمک خاصی نکرد و فقط گفت تو کلاس بگو سندرم روده داری و باهاشون راحت باش منم نمیتونستم این کارو عملی کنم.بعدش رفتم پیش متخصص گوارش که چندتا دارو بهم داد که افاقه نکرد.بعدش رفتم پیش روانپزشک که فلوکستین با ریتالین(مجوز گرفتم از سازمان دارو) و پروپرانول 40 که اصلا یادم نمیاد چه تاثیری داشت و بیشتر میخوابیدم.ولی دیگه دکتری نرفتم و سعی کردم خودم تو تنهاییم زخمامو ببندم.

ممنون میشم اساتید کمکم کنن و بگن بهترین راه حل چیه.


سلام دوسته عزیز
علائمی که میگین با من کاملا مشابهه
لطفا با من تماس بگیرین تا کمکتون کنم .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه فروردین 15, 94 11:07 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه مرداد 2, 93 4:28 am
پست: 54
سلام
دوستانی که بیوگرافی گذاشتن بجز سایه روشن و hitman 67 بقیه تماس نگرفتن
من دیگه وقت نمیکنم بیام انجمن بعد نگین رفتم شمارو منتظر گذاشتماااا
اگر مایلین زود تماس بگیرین .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه فروردین 16, 94 4:54 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
غزاله جان من بارها با شماره خونمون تماس گرفتم قبل از عید اما شما گوشیو جواب نمیدادید


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 51 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com