بیوگرافی من:با سلام خدمت شما دوستان که میدونم همتون به نوعی گرفتار این بیماری هستید و به امید بهبودی همه ی کسانی که با این بیماری زجر آور دست و پنجه نرم میکنن.
از بانو
غزاله هم کمال تشکر رو دارم که با ایجاد تایپیکشون امید زیادی به ماها دادن.دمت گرم آبجی
من 26 سالمه و اسمم سیاوشه و تا دوره دبیرستان هیچ مشکلی نداشتم یعنی میشه گفت تا دوره ای که دیپلم گرفتم.رشته ی درسیمم ریاضی فیزیک بود.متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات و بیخیالی در مقطع سوم دبیرستان چندتا درس رو افتادم و 1 سال بعد قبول شدم و این شد که از ترس اینکه برم خدمت با استرس امتحان میدادم با اینکه قبلش کلا ادم ریلکس و بیخیالی بودم.مشکل من از سر و صدای شکم شروع شد و تو دوران پیش دانشگاهی کمی اذیتم میکرد ولی خیلی خیلی خفیف بود به طوری که کل کلاسا رو میرفتم و شرکت داشتم.بعدش وارد دانشگاه در رشته ی مهندسی کامپیوتر شدم اما بعد از 1 سال از گذشت دانشجوییم یه حالاتی به من دست میداد که خودمم نمیدونستم چیه.این شد شروع بیماری سندرم من. بیماری من با سرو صدای شکم شروع شد به طوری که همان سال اول دانشگاه نمیتونستم سر کلاسا برم و چون درسم خیلی سخت بود بعد 2 سال خوندن این رشته ناچار به تغییر رشته به مهندسی معماری شدم که حداقل بتونم مدرکمو بگیرم و الانم 1 ساله که تموم کردم.این شرح حال مختصری بود از این بنده حقیر.
اخلاقیات و روحیات درونی:آدم بشدت بگو بخندی بودم ولی متاسانه این موضوع سندرم به کلی عوضم کرد.آدم خیلی زود رنجی هستم و اکثر حرفا بهم برمیخوره و ناراحت میشم ولی همیشه سعی میکنم عکس العملی نشون ندم.بشدت استرسی هستم و اظطراب پیش از حد دارم به طوری که بیشتر وقتا دلشوره و اضطراب دارم.زود تحت تاثیر اتفاقات زندگی قرار میگیرم هر حرفیو به خودم میگیرم اما همیشه کاری کردم که هیچ کس ازم ناراحت نشه.بشدت احساسی و عاطفی هستم و تا حالا نشده کسیو برنجونم یعنی حداقل سعیمو کردم که اینطوری نشه.فک کنم تقریبا تونستم بگم چجور شخصیتی دارم.
علائم:نفخ شدید به گونه ای که هر چی میخورم به شدت نفخ میکنم.سر و صدای شدید شکم دارم.بعد اینکه نفخ میکنم انگار گاز روده به طرف مقعدم شلیک میشه و اگه ریلکس باشم و مقعدمو کنترل نکنم باد ازم خارج میشه اگه هر بزور بتونم کنترلش کنم صداهای بدی از شکمم و پهلوهام شنیده میشه و بعضی از صداها بدون اینکه بادی ازم خارج بشه تو قسمت لگن شنیده میشه یعنی نزدیک مقعد و در آخر نمیتونم زیاد کنترل کنم و با عرض معذرت باید بدم بیرون.البته تا حالا انقد کنترل رو زندگیم داشتم که با این مشکلم کسیو ناراحت نکردم.
حتی غذای خیلی کم میخورم و 3 ماهه تو رژیمم.به هیچ عنوان غذای چرب نمیخورم و بیشتر غذامو مرغ آب پز یا هویچ پخته یا 6 قاشق برنج با روغن زیتون و همچنین تخم مرغ و سیب زمینی آب پز به اضافه سالاد کاهو با زیتون تشکیل میده.به هیچ هنوان هله هوله نمیخورم.در ضمن من اصلا دردی تو شکمم ندارم یعنی جایی از شکمم درد نمیکنه.
مشکل من که جدیدا تشدید شده احساس عدم کنترل نفخ رو میکنم نمیدونم ال جی دارم یا نه ولی همینطور که گفتم اگه بزور کنترلش نکنم راحت میاد بیرون حتی با یه فشار خیلی خیلی خیلی ناچیز که بهش نمیشه گفت فشار.
مختصر علائمم شد:سرو صدای شکم.احساس پری بیش از حد-نفخ شدید و کنترل آن به سختی(تقریبا عدم کنترل ان)
حساسیت غذایی:به شیر و لبنیات خیلی حساسم.یعنی اگه شیر بخورم باید قید اونروز رو بزنم.بقیه غذاهارو زیاد ازش مطمئن نیستم که حساسم یا نه مثلا پنیر میخورم ولی نمیدونم از اون میتونه باشه یا نه.
عادات بد بچگی:به شدت به خوردن ناخن اعتیاد داشتم که الان دیگه ندارم و همچنین از وقتی سوم راهنمایی می خوندم به سیگار اعتیاد پیدا کردم و تا همین الانم که 26 سالمه میشکم.در ضمن من تو دوران دبیرستان سینوزیت گرفتم بطوری که تو فصل سرما همیشه خلط پشت گلو دارم.
حضور در اجتماع: از حضور پیش رفیقام و کسایی که میشناسمش ابایی ندارم و بیشتر وقتا راحتم.اگه حال کنم میتونم برم مسافرت با رفیقام اما بازم اذیتم میکنه.نمیگم تو این مواقع نفخ ندارم ولی میتونم تا حدود زیادی کنترل کنم اما با کسایی که نمیشناسم مخصوصا جنس مخالف خیلی مشکل دارم.البته اینو بگم من تو رابطه با جنس مخالف هیچ مشکلی نداشتم بعدا مشکل دار شد حتی با اینکه همین مشکلو داشتم یه رابطه 4 سال رو با کسی که دوسش داشتم تجربه کردم که ایشونم گذاشت رفت البته نه به دلیل ای بی اس.نمیتونم تو جاهای که جو سنگین،جدی و ساکت هستش بشینم.بی تاب میشم و انگار داره قلبم از سر جاش درمیاد.سرو صدای شکم هم که به کنار.نفخ شدید و تقریبا دائم رو هم بهش اضافه کنید.میشه گفت از جاهای جدید کاملا در هراسم و حتی دکتر میرم تو سالن انتظارم راحت نیستم.
تجربه مراجعه به دکتر:یه بار 5 سال پیش اولای بیماری رفتم روانشناس که کمک خاصی نکرد و فقط گفت تو کلاس بگو سندرم روده داری و باهاشون راحت باش منم نمیتونستم این کارو عملی کنم.بعدش رفتم پیش متخصص گوارش که چندتا دارو بهم داد که افاقه نکرد.بعدش رفتم پیش روانپزشک که فلوکستین با ریتالین(مجوز گرفتم از سازمان دارو) و پروپرانول 40 که اصلا یادم نمیاد چه تاثیری داشت و بیشتر میخوابیدم.ولی دیگه دکتری نرفتم و سعی کردم خودم تو تنهاییم زخمامو ببندم.
ممنون میشم اساتید کمکم کنن و بگن بهترین راه حل چیه.
لطفا با من تماس بگیرین تا کمکتون کنم .